نگاه کوتاه به مسأله جنگ و جهاد در اسلام‏

نگاه کوتاه به مسأله جنگ و جهاد در اسلام‏


مسأله جهاد در احکام اسلامى جایگاه خاصّى دارد. در حقیقت یک آیین ثابت و پیشرو که رسالت جهانى دارد، بدون داشتن چنین دستورى تکمیل نخواهد شد. معناى خاصّ و اصطلاح فقهى آن، کوشش نظامى و مسلّحانه، براى حفظ و پیشرفت آیین حقّ است. مسأله حفظ موجودیّت نظام خداپرستى و آیین حق و عدالت و حفظ افتخارات اصیل و واقعى، روشن ‏ترین هدف جهاد اسلامى است‏. هنگامى که حاکمیّت ملّى جامعه اسلامى، و استقلال و کیان آنها در برابر دشمنان، به خطر بیافتد، موظّفند بپاخاسته و تا آخرین نفس از خود دفاع کنند.‌

نگاه کوتاه به مسأله جنگ و جهاد در اسلام‏

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

مسأله جهاد در احکام اسلامى جایگاه خاصّى دارد. در حقیقت یک آیین ثابت و پیشرو که رسالت جهانى دارد، بدون داشتن چنین دستورى تکمیل نخواهد شد.

قرار گرفتن مسأله جهاد در متن دستورات اسلامى به خاطر تفسیرهاى غلطى که افراد کم اطلّاع براى آن کرده‏ اند، گفتگوهاى مخالفان را برانگیخته و دست آویزى به دست آنان داده، که اسلام آیین شمشیر و تحمیل است!

در حالى که با روشن شدن ماهیّت و اهداف جهاد در اسلام، نه تنها این گفتگوها از میان مى‏ رود، بلکه عمق، اصالت، تحرّک و استعداد تعلیمات اسلام براى اداره جامعه انسانى در شرایط مختلف روشن ‏تر مى‏ گردد. براى اثبات این حقیقت توجّه شما را به بحث ‏هاى زیر جلب مى‏ کنیم.


روح صلح‏ طلبى با جنگ ‏هاى تحمیلى مخالف نیست‏

از نظر لغوى به‏ «هرگونه کوشش و تلاش» جهاد مى‏ گویند و در منابع اسلامى نیز در موارد متعددى جهاد به معناى هرگونه تلاش فکرى، بدنى، مالى، و اخلاقى براى پیشبرد مقاصد الهى و انسانى به کار رفته است. معناى خاصّ و اصطلاح فقهى آن، کوشش نظامى و مسلّحانه، براى حفظ و پیشرفت آیین حقّ است.

اکنون باید دید این درگیرى و کوشش نظامى و مسلّحانه مربوط به کجاست؟

جنگ با عناصر ناصالح که منافعشان با گسترش آیین حق و عدالت به خطر مى ‏افتد، و براى محو آن بپا خاسته و صف آرایى مى‏ کنند امرى اجتناب‏ ناپذیر است. مادامى که چنین کسانى در دنیا باشند، گروه‏ هاى طرفدار حق و عدالت چاره‏ اى جز این ندارند که‏ «براى دفاع از موجودیّت خود و اهدافشان»، در برابر این عناصر ایستادگى کنند.

«در حقیقت جنگ به عنوان یک پدیده اضطرارى از طرف عناصر مزاحم به نظام‏ هاى طرفدار خداپرستى و عدالت اجتماعى تحمیل مى‏ گردد»، نه اینکه آنها خودشان آن را خواسته باشند و اسلام هم با وجود آن همه عناصر مخالف و دشمنان لجوج زمان جاهلیت، نمى‏ توانست از این موضوع بر کنار بماند.

امّا با این حال روح صلح‏ طلبى و عدم توسّل به زور در برابر همه کسانى که به مزاحمت، کارشکنى، تهاجم، تجاوز و ظلم برنخاسته‏ اند، به خوبى از آیات قرآن مجید آشکار است: «لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ‏ دِیارِکُمْ‏ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ * إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ‏ دِیارِکُمْ‏ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛[1] خداوند هرگز شما را نهى نمى‏ کند که با آنها که از در جنگ در دین با شما در نیامدند، و شما را از وطنتان آواره نساختند، نیکى و عدالت کنید، خداوند عدالت پیشگان را دوست مى‏ دارد * تنها خدا شما را از دوستى با آنها نهى مى‏ کند که با شما در دین نبرد کردند، و از وطن بیرونتان ساختند و براى آواره کردن شما دست به دست هم دادند، کسانى که با اینها رابطه دوستى بریزند، ستمکارند».

در جاى دیگر با صراحت دستور مى‏ دهد که اگر دشمن سلاح را بر زمین گذشته و از در صلح درآید و مزاحمت نکند حقّ تعرض با آنها را ندارید: «فَإِنِ‏ اعْتَزَلُوکُمْ‏ فَلَمْ‏ یُقاتِلُوکُمْ‏ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاً؛[2] اگر از شما دورى گزینند و به نبرد با شما بر نخیزند، و به شما پیشنهاد صلح دهند، خداوند به شما اجازه نمى‏ دهد متعرّض آنان شوید».

در آیه دیگرى به پیامبر گرامى اسلام دستور مى‏ دهد: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ‏ فَاجْنَحْ‏ لَهَا؛[3] اگر دشمنان تمایل به صلح نشان دهند تو هم از در صلح درآى».

شاید کمتر آیینى این چنین تمایل خود را به صلح، به عنوان یک اصل اساسى با این صراحت بیان داشته باشد. ولى صلح ‏طلبى نباید به این معنا تفسیر گردد، که اجازه داده شود مسلمانان در برابر عوامل مزاحم و آنها که مى‏ کوشند توده‏ هاى مردم جهان در بت پرستى و استعمار به سر برند، خاموش بنشینند، و یا در برابر تهاجم دشمنان به کشورشان دست روى دست بگذارند.


جهاد در راه خدا و اهداف آن‏

در منابع اسلامى غالباً کلمه «جهاد» همراه با کلمه «فى سبیل اللَّه» آمده است که معناى آن روى هم رفته «جهاد در راه خداست». به همین جهت جهاد نمى‏ تواند به خاطر هوا و هوس، توسعه ‏طلبى، استعمار، به دست آوردن غنایم جنگى و مانند آن باشد، بلکه باید تنها براى خدا و اهداف الهى و خالص از هرگونه غرض شخصى و مادّى و خودخواهى صورت گیرد. روى هم رفته مى‏ توان اهداف جهاد اسلامى را در چند موضوع خلاصه کرد و با توجّه به این هدف ‏ها پاسخ ایرادهاى مخالفان داده خواهد شد.

1. دفاع از آیین حق و موجودیّت آن‏

مسأله حفظ موجودیّت نظام خداپرستى و آیین حق و عدالت و حفظ افتخارات اصیل و واقعى، روشن ‏ترین هدف جهاد اسلامى است‏ و بیشتر غزوات‏[4] زمان پیامبر صلّى الله علیه و آله نیز به آن باز مى‏ گردد.

قرآن با صراحت مى‏ فرماید: «أُذِنَ لِلَّذِینَ‏ یُقاتَلُونَ‏ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ * الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ؛[5] به کسانى که در معرض ستم و هجوم واقع شوند، اجازه داده شده که از خود دفاع کنند، و خداوند قادر است آنها را پیروز کند * آنها که از وطنشان بدون حق بیرون رانده شده‏ اند، و تنها گناه آنها این بود که مى‏ گفتند "پروردگار ما خداست" و اگر خداوند جمعى از مردم [متجاوز] را به وسیله مردم [صالح] دفع نکند، صومعه‏ هاى رهبانان و معابد نصارى و کنایس یهود و مساجدى که نام خدا در آن برده مى‏ شود [به وسیله عناصر متجاوز] ویران خواهد شد».

و به این ترتیب به هنگامى که حاکمیّت ملّى جامعه اسلامى، و استقلال و کیان آنها در برابر دشمنان، به خطر بیافتد، موظّفند بپاخاسته و تا آخرین نفس از خود دفاع کنند.

جالب توجّه اینکه در این آیه، دفاع از تمام معابد، یکسان مطرح گردیده است و این خود نشانه دیگرى از روح صلح ‏طلبى واقعى اسلام است. ولى باید توجه داشت که اسلام هرگز با بت ‏پرستى و بت خانه چنین معامله‏ اى را نکرده است؛ نه بت ‏پرستى را دین مى‏ داند و نه بت خانه را یک معبد. بلکه آن را نوعى خرافه، گمراهى، انحطاط فکرى و یا بیمارى اجتماعى مى‏ شمرد، که باید به هر صورت اصلاح گردد. لذا اجازه ویران کردن بتکده‏ ها را صادر نموده است.

2. درگیرى با عوامل مزاحم‏

یک آیین پاک آسمانى حق دارد از «آزادى تبلیغ» برخوردار گردد، و به صورت طبیعى از طریق روشن ساختن افکار عمومى، گسترش یابد. حال اگر منافع نامشروع عوامل خاصّى همچون بت‏ پرستان، به خطر افتاد و براى جلوگیرى از گسترش این دعوت به پا خاسته و کوشش کردند مردم را در نادانى و بى ‏خبرى نگاهدارند، و هیچ راه مسالمت ‏آمیزى براى حلّ این مشکل نبود، اسلام اجازه درگیرى با این عوامل را داده و پیدایش‏ قسمتى از غزوات اسلامى از این قبیل بوده است. در ذیل آیه سابق نیز اشاره‏ اى به این قسمت شده است، و این موضوع (استفاده از آزادى تبلیغ و گسترش منطقى آیین حق) یکى دیگر از اهداف جهاد اسلامى است.

3. مبارزه با ظلم و فساد

دشمنى آشتى ‏ناپذیر اسلام با ظلم و فساد سبب شده که در صورت بسته شدن طرق مسالمت آمیز، براى پایان دادن به ستم و تبهکارى، جهاد کنند و افراد ضعیف و ناتوان و بى ‏پناه را از چنگال ستمگرانى مانند ربا خواران مکّه برهانند. پاره‏ اى از غزوات اسلام نیز داراى این رنگ بوده است.

قرآن مى‏ فرماید: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ‏ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ‏ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً؛[6] چرا براى خدا و نجات مردان و زنان و کودکان ناتوانى که تحت فشار قرار گرفته‏ اند، جهاد نمى‏ کنید؟! همان مردان و زنانى که مى‏ گویند: خدایا ما را از این شهر که اهلش ستمگر و ستمکاراند بیرون ببر، و از طرف خودت براى ما یار و یاورى قرار ده».


آمادگى براى جهاد

مادامى که همه مردم جهان در برابر اصول عقل و عدالت تسلیم نشده، و زور و قدرت بر روابط ملل دنیا حکومت مى‏ کند و این احتمال وجود دارد که جامعه اسلامى مورد تهاجم بیگانه قرار گیرد، اسلام دستور مى‏ دهد که مسلمانان آمادگى کامل خود را براى دفاع از خویش حفظ کنند. قرآن دستور صریحى در این باره دارد و در یک جمله کوتاه همه مطالب لازم را بیان فرموده: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ؛[7]‏ هرگونه نیرو و قدرت که ممکن است، براى مقابله با هجوم دشمنان آماده و مهیا سازید».

اسلام صرف هزینه در راه تسلیحات را در مورد ضرورت و خطر، نه تنها لازم دانسته، بلکه آن را «جهاد با اموال» نامیده است.

ولى با این همه، محو تجاوز و جنگ از جهان، تنها با تقویت‏ بنیه‏ هاى نظامى و تسلیحاتى ممکن نیست، بلکه این کار گرچه از یک نظر جنبه ایمنى دارد و چاره‏ اى از آن نیست، ولى از سوى دیگر احتمال بروز جنگ را افزایش مى‏ دهد. لذا براى‏ به وجود آوردن یک «صلح پایدار» تقویت بنیه ایمان و اخلاق را به عنوان راه اساسى پیشنهاد مى‏ کند: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ‏ الشَّیْطانِ‏ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ؛[8] اى کسانى که ایمان آورده‏اید! همگى در صلح و آشتى در آیید! و از گامهاى شیطان، پیروى نکنید، که او دشمن آشکار شماست‏».

شرط برخوردارى از نعمت امنیّت و صلح، ورود همه به منطقه امن‏ «ایمان و خداپرستى و حق‏ طلبى» است و تنها در این منطقه است که همه با چشم برادر به یکدیگر نگاه مى‏ کنند و همه بندگان، داراى یک خدا و همه محبوب و مورد احترام او هستند. در این منطقه است که هرکس باید منافع دیگرى را همچون منافع خود بشمارد و آنچه را براى خود مى‏ پسندد، براى دیگران هم بپسندد و آنچه را تنفر دارد براى دیگران نیز نخواهد. در اینجاست که گذشت و ایثار براى خدا و در راه او درخشندگى خاصى داشته و از بارزترین صفات انسانى محسوب مى‏ گردد.


رعایت اصول انسانى در برابر دشمن‏

در حالى که کلمه «دشمن» براى بسیارى از مردم مجوّز هر نوع خشونت و اعمال غیر انسانى است، اسلام با دستورات مؤکّد و مشروح خود، تردیدى در این امر باقى نگذارده که برخورد با دشمنان هم‏ نمى‏ تواند از چهارچوب اصول و مقررّات انسانى بیرون باشد، و هرگونه تجاوز از این اصول و مقررّات ولو در برابر دشمن، تجاوز از حدود الهى به شمار مى‏ رود.

دقّت در دستوراتى که پیامبر اسلام صلّى الله علیه و آله به هنگام حرکت سربازان و مجاهدان به سوى میدان نبرد مى‏ داد، مسالمت جویى و عمق بینش انسانى اسلام را در این قسمت مشخص مى‏ سازد؛ رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم فرموده: «به نام خدا حرکت کنید، و از خدا استمداد طلبید، و براى او و طبق آیین فرستاده او پیکار نمایید. هان اى مردم! مکر و فریب پیشه نکنید، و در غنایم خیانت روا مدارید، دشمن را پس از کشتن مُثله نکنید (اعضاى بدن او را بسان دوران جاهلیّت نبُرید). پیران و کودکان و زنان را آزار نرسانید. متعرّض رهبانان و عبادت پیشگان که در غارها و دیرها ساکنند، نشوید. هرگز درختان را جز در مورد ضرورت و نیاز از ریشه قطع ننمایید. نخلستان‏هاى دشمن را مسوزانید، و با آب غرق نسازید. درختان میوه‏ دار را از بین نبرده، و زراعت دشمن را به آتش نکشید. حیوانات مفید را جز براى قوت خود نکشید. هرگز آبهاى دشمن را با زهر آلوده نسازید و...».[9]

به این ترتیب توسّل به هرگونه وسیله مبارزه غیر انسانى همچون شبیخون زدن، جنگ ‏هاى میکربى، آتش زدن و سوزاندن دامها، زراعت ‏ها و باغها، و کشتن و آزار رسانیدن به افراد غیر نظامى را ممنوع ساخته است.

در مقرّرات جنگى اسلام در موارد متعددى این دستور دیده مى‏ شود که نخستین تیر را شما پرتاب نکنید و نخستین حمله را شروع نکنید، به این معنا که تا مورد تهاجم واقع نشوید، هجوم را آغاز نکنید و نبردتان دفاعى باشد نه تهاجمى.

و نیز مى‏ خوانیم که امیرمؤمنان على علیه السلام دستور مى‏ داد: «سعى کنید نبرد پیش از ظهر آغاز نگردد و حتماً به بعد از ظهر بیفتد که فاصله زیادى با تاریکى شب [که غالباً موجب خاموشى آتش جنگ بوده است] نداشته باشد، تا خون کمترى ریخته شود».[10]

طرز معامله با اسیران جنگى و توصیه‏ هایى که پیشوایان اسلام نسبت به خوش رفتارى و نیکى با آنان کرده‏ اند، تا آنجا که غذایى که خود مى‏ خوردند به آنها نیز مى‏ دادند و از آنچه مى‏ نوشیدند به آنها مى‏ نوشانیدند، نشانه دیگرى براى لزوم رعایت اصول انسانى حتّى در حقّ دشمنان است.[11]


منبع:
اسلام در یک نگاه

پی نوشت:

[1]. ممتحنه، آیه 8 و 9.

[2]. نساء، آیه 90.

[3]. انفال، آیه 61.

[4]. جنگ هایى که پیامبر شخصاً فرماندهى آنها را بر عهده داشت.

[5]. حج، آیه 39 و 40.

[6]. نساء، آیه 75.

[7]. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لاتَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانایى دارید، از "نیرو" آماده سازید [و همچنین] اسبهاى ورزیده [براى میدان نبرد] تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و [همچنین] گروه دیگرى غیر از اینها را که شما نمى ‏شناسید و خدا مى‏ شناسد، و هرچه در راه خدا [و تقویت بنیه دفاعى اسلام] انفاق کنید، به شما باز گردانده مى ‏شود و به شما ستم نخواهد شد». (سوره انفال، آیه 60).

[8]. بقره، آیه 208.

[9]. این حدیث با عبارات مختلف در منابع گوناگون آمده است؛ از جمله در کتاب «وسائل الشیعة»، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، قم‏، 1409هـ ق‏، چاپ اول، ج‏15، ص58 و 59، «أَبْوَابُ جِهَادِ الْعَدُوِّ وَ مَا یُنَاسِبُه‏؛ بَابُ آدَابِ أُمَرَاءِ السَّرَایَا وَ أَصْحَابِهِم‏»، ح2 و 3.

[10]. همان، ص63، «بَابُ کَرَاهَةِ تَبْیِیتِ الْعَدُوِّ وَ اسْتِحْبَابِ الشُّرُوعِ فِی الْقِتَالِ عِنْدَ الزَّوَال‏»، ح2.

[11]. اسلام در یک نگاه‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، مدرسه الامام على بن ابى طالب (ع)، قم‏، 1383هـ ش‏، چاپ اول، ‏ص95-104.

captcha