زندگی دنیا آمیخته با انواع مشکلات است؛ مشکلات مادی، معنوی، از دست رفتن عزیزان، حوادث وحشتناک طبیعی مانند زلزلهها، سیلها، ابتلا به انواع بیماریها، خصومتها و دشمنیها و...؛ هرگز زندگانی انسان از این امور جدا نمیشود.[1]
اگر انسان در برابر چنین حوادثی بایستد و شکیبایی و مقاومت به خرج دهد، به یقین پیروز خواهد شد و اگر ناشکیبایی کند و در برابر حوادث زانو زند، هیچ گاه به مقصد نخواهد رسید.[2]
«صبر» و «استقامت» در معارف اسلامی جایگاه ویژهای دارد و در آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام به صورت گسترده مطرح شده است.[3]
در قرآن مجید در حدود هفتاد مورد از «صبر»، سخن به میان آمده که بیش از ده مورد از آن به شخص پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم اختصاص دارد.[4]
به گفته بعضی از علمای اخلاق، روایاتی که درباره فضیلت صبر و شکیبایی از معصومین علیهم السلام به ما رسیده، بیش از آن است که به شمارش در آید. و در برخی از کتب که درباره صبر تألیف یافته، نزدیک به 900 حدیث از پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم صلوات الله در این باره آمده است.[5]
با این اشاره به سراغ آیات و [روایات] میرویم و تعبیرها و تأکیدهای قرآن و [حدیث] را در مسئله صبر و [مقاومت]، مورد توجه قرار میدهیم.[6]
صبر چیست؟
از جمله کلماتی که بیرحمانه مورد تاخت و تاز به اصطلاح مفسران نادان قرار گرفته، کلمه نورانی صبر است. عدّهای صبر را عامل تخدیر و تن به ذلّت دادن تفسیر کردهاند؛[7] [در بیان] اینها اگر دین و مال و ناموست و بیت المقدس و مکه و مدینه و غیره از بین رفت، [هیچ] دم نزن! اگر سیلی به یک طرف صورتت زدند، هیچ نگو، بلکه طرف دیگر را هم بگیر تا بزنند.[8]
از منابع اسلامی شواهدی فراوان دال بر خلاف این معنا میتوان اصطیاد کرد.
راغب اصفهانی در کتاب خود «مفردات» میگوید: «الصَّبرُ الامساک فِی الضّیق؛ صبر کنترل نفس در تنگنا است».[9]
مرحوم محمدمهدی نراقی در جامع السعادات، صبر را چنین تعریف میکند: «صبر، استقامت و پایداری نفس و عدم تشویش در سختیها و مصیبتهاست؛ به نحوی که مقاومت کنی در برابر آن سختیها و بلاها، و خارج نکنی نفس خود را از سعه صدر و از آن حالت سرور و آرامشی که بر آن حاکم بود».[10]
در روایتی از پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم هم تفسیر صبر چنین آمده است؛ حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم از جبرئیل پرسیدند: «فَمَا تَفْسِیرُ الصَّبْر، قَالَ یصْبِرُ فِی الضَّرَّاءِ کمَا یصْبِرُ فِی السَّرَّاءِ وَفِی الْفَاقَةِ کمَا یصْبِرُ فِی الْغِنَاءِ وَفِی الْبَلَاءِ کمَا یصْبِرُ فِی الْعَافِیةِ فَلَا یشْکو حَالَهُ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا یصِیبُهُ مِنَ الْبَلَاء؛ صبر چیست؟ جبرئیل گفت: صبر این است که شکیبایی و استقامت ورزی در ناراحتی، چنانکه پایداری میورزی در شادمانی و در بیماری، چنانکه در سلامتی، پس نباید شکایت کند صابر از کیفیت حال خود نزد خلق به واسطه مصیبت و بلاهایی که به او رسیده است».[11]
حال با این تفاسیر آیا مفهوم صبر جز مفهوم نورانی استقامت چیز دیگری است؟ آیا این مفهوم همان مفهوم ظلمانی زیر بار ظلم و ستم رفتن است؟![12]
اقسام صبر
دانشمندان اسلامی با استفاده از آیات و منابع حدیث، «صبر» را به سه شعبه تقسیم کردهاند: «صبر بر اطاعت»، «صبر بر معصیت» و «صبر بر مصیبت»، که شاهدی است بر اینکه مفهوم صبر همان استقامت و پایداری است. زیرا در مسیر اطاعت و انجام وظیفه همواره مشکلاتی وجود دارد که جز افراد مقاوم نمیتوانند با آنها درگیر شوند. همچنین برای ترک گناه نیز مقاومت شدید در برابر وسوسهها و انگیزههای گناه لازم است و همچنین در برابر مشکلات و مصائب.[13]
انگیزههای صبر و مقاومت
اموری که باعث صبر انسان در مشکلات طاعت و ترک معصیت و در برابر مصائب میشود، فراوان است که هر کدام تأثیر خاصّی در پدید آوردن این فضیلت بزرگ دارد که مهمّترین آنها عبارتند از:
1. تقویت پایههای ایمان و یقین، مخصوصاً توجه به این نکته که خداوند «ارحم الراحمین» است و نسبت به بندگانش از هر کسی مهربانتر است و او برای رعایت و تأمین مصالح عباد، حوادثی میآفریند که اسرار و منافعش پوشیده است، روح شکیبایی را در انسان پرورش میدهد. توجه به پاداشهای عظیم مطیعان و تارکان معاصی و صدق وعدههای الهی نیز در این زمینه، عزم انسان را در صبر و شکیبایی، راسختر میکند.
از همین رو، امیرمؤمنان علیه السلام میفرمایند: «أَصْلُ الصَّبْرِ حُسْنُ الْیقِینِ بِاللَّه؛ اساس و ریشه صبر، ایمان و یقین خوب، نسبت به خداوند است».[14]
بدیهی است، هر قدر ایمان انسان به حکمت و رحمت پروردگار بیشتر باشد، صبر او نیز بیشتر خواهد شد؛ به تعبیر دیگر، تحمل صبر و شکیبایی برایش آسانتر میگردد. به همین دلیل، حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده که به بعضی از یاران خود فرمود: «إِنَّا صُبُرٌ وَشِیعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا؛ ما صبورانیم، ولی شیعیان ما از ما صبورترند». راوی سؤال میکند، فدایت شوم! چگونه شیعیان شما از شما صبورترند؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: «لِأَنَّا نَصْبِرُ عَلَی مَا نَعْلَمُ وَشِیعَتُنَا یصْبِرُونَ عَلَی مَا لَا یعْلَمُونَ؛ چون ما بر چیزی که میدانیم [و از اسرار آن آگاهیم] صبر میکنیم؛ ولی شیعیان ما در برابر اموری که از اسرارش آگاه نیستند صبر میکنند».[15]
2. دستیابی به صبر، مانند کسب هر فضیلت اخلاقی دیگر، با ممارست و روبهرو شدن با حوادث گوناگون حاصل میشود؛ در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السلام آمده است: «مَنْ تَوَالَتْ عَلَیهِ نَکبَاتُ الزَّمَانِ اکتَسَبَتْهُ فَضِیلَةُ الصَّبْر؛ کسی که پیدرپی حوادث ناخوشایند زمان برایش حادث شود، فضیلت صبر را برایش فراهم میکند».[16]
به تعبیر دیگر، انسان در ابتدای برخورد با مصیبتی، ناله و فریاد سرمیدهد و جزع و فزع را به اوج میرساند، هم چنین هنگامی که در انجام طاعتی از طاعات پروردگار، با مشکلی روبهرو شود، اظهار خستگی میکند، ولی تکرار آن حوادث و این مشکلات به تدریج فضیلت صبر را در او به وجود میآورد.
3. توجه به این نکته که دنیا، دار حوادث و مشکلات است و رسیدن به هیچ موهبتی از مواهب مادی و معنوی، بدون عبور از موانع گوناگون امکانپذیر نیست و نیز توجه به این حقیقت که افراد کمصبر و بیحوصله و کمطاقت، هرگز به جایی نخواهند رسید، عزم و اراده انسان را بر صبر و شکیبایی در مقابل مشکلات محکمتر میسازد.
برای چیدن یک شاخه گل باید رنج خار را کشید و برای نوشیدن یک جرعه عسل، باید در برابر نیش زنبور صبر کرد، گنجها در ویرانههاست و بهشت در لابهلای ناملایمات قرار گرفته است.
به یقین هر کس در این امور دقت کند، آمادگی بیشتری برای صبر و شکیبایی پیدا میکند. از همینرو در حدیث دیگری از امیرمؤمنان علی علیه السلام آمده است: «لِکلِّ نِعْمَة مِفْتاحٌ وَمِغْلاقٌ وَمِفتاحُهَا الصَّبْرُ وَمِغلاقُها الْکسَلْ؛ برای هر نعمتی کلید و قفل و بندی است؛ کلید آن صبر و قفل و بند آن، تنبلی و کسالت است».[17]
4. یکی دیگر از انگیزههای صبر و عوامل پرورش آن، همشکل شدن با صابران است. این امر در تمام فضایل اخلاقی صدق میکند، که هر گاه انسان در ظاهر خود را به صفتی بیاراید، هر چند در باطن چنین نباشد، به تدریج در باطنش نیز نفوذ کرده و به آن متخلّق میگردد.
در حدیثی از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم آمده است: «مَن یتَصَبَّرْ یصَبِّرْهُ اللَّهُ، ومَن یستَعفِفْ یعِفَّهُ اللَّهُ، ومَن یستَغنِ یغنِهِ اللَّهُ، وما اُعطِی عَبدٌ عَطاءً هُو خَیرٌ وأوسَعُ مِن الصَّبرِ؛ کسی که خود را به چهره صابران درآورد [و جزع و فزع را ترک گوید]، خداوند روح صبر را به او میبخشد و کسی که به چهره عفیفان درآید، خداوند او را به زینت عفّت میآراید و کسی که در چهره بینیازان درآید، خداوند او را بینیاز میسازد و به هیچ بندهای موهبتی بهتر و گستردهتر از صبر عطا نشده است».[18]
5. صبر رابطه نزدیکی با ظرفیت وجودی انسان دارد. هر اندازه ظرفیت و شخصیت انسان بیشتر شود، صبر و شکیبایی او افزون میگردد، به همین دلیل کودکان و بزرگسالان کودک صفت، در برابر کمترین حادثهای، بیتابی میکنند؛ درحالیکه افراد باظرفیت و باشخصیت، مشکلات را در خود هضم نموده و خم به ابرو نمیآورند.
یک استخر کوچک با اندک نسیمی متلاطم میشود؛ ولی یک اقیانوس عظیم، به آسانی متلاطم نمیشود و اقیانوس کبیر را از این جهت اقیانوس آرام میخوانند که هیجان امواجش به خاطر گسترش آن کمتر است.
مطالعه حالات بزرگان، مخصوصاً انبیاء و اولیای الهی که بر اثر صبر و شکیبایی به مقامات عالی روحانی نایل گشتند، میتواند از انگیزههای مؤثر باشد، همانگونه که آنها در همه چیز الگو و اسوهاند.[19]
6. صبر و شکیبایی از آگاهی سرچشمه میگیرد؛ در آیه 65 سوره انفال این نکته به مسلمانان گوشزد شده است که در عین نابرابری سپاه خود با سپاه دشمن میتوانند به وسیله سپاه ایمان و صبر که زاییده علم و آگاهی است جبران کنند؛ میفرماید: «یا أَیهَا النَّبِی حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتالِ إِنْ یکنْ مِنْکمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یغْلِبُوا مِائَتَینِ وَإِنْ یکنْ مِنْکمْ مِائَةٌ یغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یفْقَهُونَ؛ ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ [با دشمن] تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه میکنند؛ و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز میگردند؛ چرا که آنها گروهی هستند که نمیفهمند!».
آری، ناآگاهی کافران سبب سستی و عدم شکیبایی آنها میشود؛ و آگاهی مؤمنان، سبب استقامت و پایمردی میگردد؛ تا آن جا که یک نفر از آنها با ده نفر از سپاه دشمن، میتواند مقابله کند.[20]
آثار و کارکردهای صبر و مقاومت
و امّا از نظر نتیجه، صبر و [مقاومت] آثاری از نظر روانی و اجتماعی دارد که در روایات اسلامی به آنها اشاره شده است.
۱. صبر قدرتآفرین است
از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام نقل شده که فرمود: «مَنْ لَا یعِدَّ الصَّبْرَ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ یعْجِز؛ کسی که صبر در برابر حوادث ندارد ناتوان میگردد».[21]
۲. صبر نشانۀ شخصیت است
امام باقر علیه السلام میفرماید: «مُرُوَّةُ الصَّبْرِ فِی حَالِ الْحَاجَةِ وَالْفَاقَةِ وَالتَّعَفُّفِ وَالْغِنَی أَکثَرُ مِنْ مُرُوَّةِ الْإِعْطَاءِ؛ اگر چه کمک به دیگران و بخشش به نیازمندان نشانۀ شخصیت است، امّا استقامت در حال نیازمندی و در رنجها و سختیها و دست نیاز به سوی دیگران دراز نکردن، بلکه متّکی به خویشتن بودن، نشانۀ بارزتری بر شخصیت انسان است».[22]
۳. صبر، نیروی مقاومت را افزایش میدهد
چنانکه در روایتی میخوانیم: «لَوْ لَا أَنَ الصَّبْرَ خُلِقَ قَبْلَ الْبَلَاءِ لَتَفَطَّرَ الْمُؤْمِنُ کمَا تَتَفَطَّرُ الْبَیضَةُ عَلَی الصَّفَا؛ اگر نیروی مقاومت در آدمی قبل از بروز حوادث و مشکلات، آفریده نمیشد، افراد باایمان در برابر حوادث آن چنان از هم متلاشی میشدند که تخم مرغ بر اثر خوردن به سنگ متلاشی میشود».[23]
۴. صبر، دعوت به طرفداری از حق میکند
افراد فاقد مقاومت نمیتوانند طرفدار حق باشند، زیرا اجرای حق در برابر افراد تجاوزطلب و هوسران و سودجو همواره مشکلاتی دارد که ایستادگی در برابر آنها بدون نیروی صبر ممکن نیست. در حدیثی از امام سجّاد علیه السلام میخوانیم: «اصْبِرْ عَلَی الْحَقِّ وَإِنْ کانَ مُرّاً؛ در برابر حق شکیبا باش اگر چه تلخ است».[24]
۵. هیچ کار بدون صبر سامان نمییابد
هیچ گام مثبتی بدون مانع نیست و بدون استقامت پیش نمیرود، چنانکه در حدیثی از امیر المؤمنین علی علیه السلام میخوانیم: «إِذَا فَارَقَ الصَّبْرُ الْأُمُورَ فَسَدَتِ الْأُمُورُ؛ هنگامی که صبر از کارها جدا شود فاسد خواهند شد».[25]
۶ . صبر، نشانه حرّیت و آزادگی است
اسارتها مولود فقدان مقاومت است؛ چنانکه ابو بصیر از امام صادق علیه السلام نقل میکند: «إِنَّ الْحُرَّ حُرٌّ عَلَی جَمِیعِأَحْواله إِنْ نَابَتْهُ نَائِبَةٌ صَبَرَ لَهَا وَإِنْ تَدَاکتْ عَلَیهِ الْمَصَائِبُ لَمْ تَکسِرْهُ؛ آزادمرد در همه حال آزاده است؛ در برابر حوادث ناگوار استقامت میکند و انبوه مصائب او را درهم نمیشکند».[26]
۷ . صبر، وسیله پیروزی بر دشمن است
تمام سطور تاریخ جهان حاکی از این حقیقت است که پیروزیها در سایۀ استقامتها به دست آمده است، به همین جهت در آخرِ روایتی طولانی که از امام صادق علیه السلام نقل شده، چنین میخوانیم: «فَمَنْ صَبَرَ وَاحْتَسَبَ لَمْ یخْرُجْ مِنَ الدُّنْیا حَتَّی یقِرَّ اللَّهُ لَهُ عَینَهُ فِی أَعْدَائِهِ؛ کسی که شکیبایی کند و آن را به حساب خدا بگذارد، از دنیا بیرون نمیرود، تا خداوند چشمش را با شکست دشمنانش روشن کند».[27]
منظور از احتساب، در این حدیث این است که انسان کاری را برای خدا انجام دهد و به حساب او بگذارد؛ هر کس چنین کند از دنیا نمیرود مگر اینکه بر دشمن پیروز خواهد شد.[28]
در حدیثی از امام علی علیه السلام میخوانیم: «مَنْ رَکبَ مَرْکبَ الصَّبْرِ اهْتَدَی إِلَی مَیدَانِ النَّصْر؛ کسی که بر مرکب صبر و شکیبایی سوار شود، به میدان پیروزی پای مینهد».[29]
باز از همان امام بزرگوار آمده است که: «مِفْتَاحُ الظَّفَرِ لُزُومُ الصَّبْر؛ کلید پیروزی، داشتن صبر و شکیبایی است».[30]
در روایتی دیگر از آن حضرت صبر و ظفر، قرین هم شمرده شدهاند که به واسطه صبر، ظفر میآید: «الصَّبْرُ الظَّفَرُ؛ صبر مساوی با پیروزی است».[31]
در آیات قرآن نیز شرط مهم پیروزی مجاهدان راه خدا صبر و شکیبایی شمرده شده است: «إِنْ یکنْ مِنْکمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یغْلِبُوا مِائَتَینِ وَإِنْ یکنْ مِنْکمْ مِائَةٌ یغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کفَرُوا؛ هر گاه بیست نفر صبور و با استقامت از شما باشد، بر دویست نفر غلبه میکنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کافران پیروز میگردند».[32]
چه نیرویی است که یک نفر را توانایی مقابله با ده نفر و صد نفر را توانایی مقابله با یک هزار نفر را میدهد؟ این نیرو همان صبر و استقامت است که در آیه [65 سورۀ انفال] به آن تصریح شده است.
افراد سستاراده و کمحوصله و کماستقامت، بسیار زود از میدان حوادث میگریزند، یا در برابر حجم مشکلات زانو میزنند. نه دنیا را بدون صبر و استقامت به انسان میدهند و نه آخرت را؛ به همین دلیل، اقوام و ملتهایی در جهان پیشرفت دارند که استقامت بیشتری داشته باشند.[33]
8. صبر، سرچشمه رستگاری و کلید سعادت است
خداوند همه مؤمنان را به صبر و مصابره دعوت نموده و آن را کلید رستگاری و نجات میشمرد، میفرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُون؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، صبر و [استقامت] پیشه کنید و در برابر دشمنان [نیز] استقامت و شکیبایی به خرج دهید، از مرزهای خود مراقبت و تقوای الهی پیشه کنید، شاید رستگار شوید».[34]
در این آیه، چهار دستور داده شده که سرچشمه رستگاری و کلید سعادت است.
نخست، صبر و استقامت و ایستادگی در برابر حوادث و مشکلات و مصائب و موانع؛ دوم «مصابره» که از باب «مفاعله» و به معنی صبر و استقامت در برابر صبر و استقامت دیگران آمده است. در واقع دستور اوّل ناظر به ایستادگی در برابر انواع مشکلات و حوادث گوناگون زندگی است و دستور دوم ناظر به ایستادگی در برابر دشمن است، به این ترتیب که هر قدر آنها بیشتر مقاومت کنند، مؤمنان باید بر مقاومت خودشان بیفزایند تا بر دشمن غالب شوند.
«رابطوا» از ماده «مرابطه» در اصل از «رباط» که به معنی بستن چیزی در مکانی است، گرفته شده است. این واژه معمولًا به معنی مراقبت از مرزها میآید؛ زیرا سربازان اسلام، مرکبها و وسائل جنگی خود را در آن محل نگهداری میکردند.
آخرین دستور، تقوای الهی است که مانند چتری بر همه دستورهای سابق سایه میافکند و هنگامی که صبر و مصابره و مرابطه به دور از هرگونه ریاکاری و اغراض شخصی، آمیخته با تقوا گردد، سبب فلاح و رستگاری و نجات در دنیا و آخرت خواهد بود.[35]
پاداشهای صبر و مقاومت
قرآن برای صابران، اجر فراوانی قائل شده: «إِنَّما یوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیرِ حِسابٍ؛ صابران اجر و پاداش خود را بیحساب دریافت میکنند»[36] و کلید ورود به بهشت، صبر و استقامت شمرده شده است، آنجا که میگوید: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یدْخُلُونَها وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّیاتِهِمْ وَالْمَلائِکةُ یدْخُلُونَ عَلَیهِمْ مِنْ کلِّ باب * سَلامٌ عَلَیکمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ؛ پاداش آنها همان باغهای جاویدان بهشتی است که همراه پدران و همسران و فرزندان صالحشان، وارد آن میشوند و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد میگردند * و به آنان میگویند: سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام سرای جاویدان!».[37]
درباره شکیبایی در برابر گناه این حدیث نقل شده است: «وَمَنْ صَبَرَ عَنْ مَعْصِیةِ اللَّهِ فَهُوَ کالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ کسی که در مقابل عوامل گناه صبر کند، مقامش همانند مجاهد در راه خداست».[38]
آری هر دو مجاهد «فِی سَبیلِ اللّه»اند؛ با این تفاوت که یکی با دشمن بیرونی [جهاد اصغر] و دیگری با دشمن درونی [جهاد اکبر] میجنگد.
در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علیه السلام آمده است: «إِنْ صَبَرْتَ أَدْرَکتَ بِصَبْرِک مَنَازِلَ الْأَبْرَارِ وَإِنْ جَزِعْتَ أَوْرَدَک جَزَعُک عَذَابَ النَّار؛ اگر صبر کنی، به خاطر صبر خود به مقامات ابرار و نیکوکاران میرسی و اگر بیصبری کنی، این بیصبری تو را در عذاب دوزخ وارد میکند».[39]
امام صادق علیه السلام درباره صبر در برابر بلاها و حوادث تلخ زندگی، میفرمایند: «مَنِ ابْتُلِی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ بِبَلَاءٍ فَصَبَرَ عَلَیهِ کانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ أَلْفِ شَهِیدٍ؛ هر کس از مؤمنان به بلایی گرفتار شود [و] شکیبایی را از دست ندهد، پاداش هزار شهید دارد».[40]
مرحوم «علامه مجلسی» رحمه الله، بعد از ذکر این حدیث، این سؤال را مطرح میکند که چگونه این پاداش صحیح است، درحالیکه شهید خود از صابران میباشد؛ زیرا در برابر دشمن صبر میکند تا شربت شهادت را مینوشد.
در جواب این سؤال میتوان گفت: شهید در برابر تهاجمات دشمن صبر میکند و صابران در مقابل حوادث تلخ زندگی؛ مانند بیماریها، ناکامیها و از دست دادن عزیزان صبر میکنند.
دلیل دیگری بر برتری او نسبت به اجر شهادت، این است که شهادت یک بار است، ولی گرفتاریهای تلخ زندگی، هزاران بار تکرار میشود.
پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم درباره پاداش معنوی صابران میفرمایند: «مَنِ ابْتُلِی فَصَبَرَ وَأُعْطِی فَشَکرَ وَظُلِمَ فَغَفَرَ ... أُولئِک لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ؛ کسی که به بلایی مبتلا شود و شکیبایی کند و نعمتی به او برسد و شکر آن را به جا آورد و مورد ستم واقع شود و [با بزرگواری] طرف را ببخشد، چنین کسانی امنیت و آرامش [در قیامت] دارند و آنها هدایتیافتگانند».[41]
سخن آخر: (الگوهای صبر و مقاومت)
در پایان این بحث به دو نمونه از وقایعی که صبر و [مقاومت] در آنها نقش مهمی داشته اشاره میکنیم:
1. داستان آسیه همسر فرعون
خداوند متعال وقتی میخواهد مصداق صبر و مقاومت در برابر ظالمین را مثال بزند آسیه بنت خُوَیلد، همسر فرعون را به عنوان تمثیل ذکر میکند: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَک بَیتاً فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین؛ و خداوند برای مؤمنین مثل میآورد، همسر فرعون را زمانی که [از همسرش بیزاری جست و در برابر ظلم و شرک او مقاومت کرد و در زیر شکنجهها صبور بود و] گفت: پروردگار من بنا کن نزد خود خانهای در بهشت و مرا از [شرّ] فرعون و کردارش نجات ده و از قوم ظالمین رهاییم بخش».[42]
حقیقتاً آسیه چه جملات کوتاه و زیبایی در لحظات پایان زندگی بر لب داشت! جملاتی که، باید درس زندگی برای تکتک زنان و مردان ما باشد؛ جملاتی که بهانههای واهی را از دست تمام کسانی که فشار محیط یا همسر را مجوزی برای ترک اطاعت خدا و تقوی میشمرند، میگیرد. مسلماً زرق و برق و جلال و جبروتی برتر از دستگاه فرعون وجود نداشت. چنانکه فشار و شکنجهای فراتر از شکنجههای فرعون جنایتکار نبود. ولی نه آن زرق و برق و نه این فشار و شکنجه، آن زن مؤمن را به زانو نیاورد، و همچنان به راه خود در مسیر رضای خدا گام برداشت، تا جان خویش را در راه خالق خویش فدا کرد.[43]
2. داستان طالوت و پیروان او
هنگامی که طالوت، لشکری از بنی اسرائیل را برای جنگ با «جالوت» ستمگر بسیج کرد، تصمیم گرفت با آزمایشهای متعددی افراد سُست اراده و کم طاقت را تصفیه کند. پس از انجام این کار، گروه محدودی بیشتر باقی نماند. آن گروه، از کمی نفرات خود نگران و ناراحت بودند و به یکدیگر گفتند: ما امروز توان مقاومت در برابر لشکر عظیم جالوت را نداریم؛ ولی به گفته قرآن: «قالَ الَّذِینَ یظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ کمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِین؛ کسانی که علم به ملاقات خدا داشتند [و به روز رستاخیز معتقد بودند] گفتند: چه بسیار گروههای کوچکی که به فرمان خدا بر گروههای عظیمی پیروز شدند و خداوند با صابران است».[44]
همین گروه، هنگامی که در برابر «جالوت» و سپاهیان او قرار گرفتند، گفتند: «وَلَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَجُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَینا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ؛ پروردگارا! پیمانه صبر و شکیبایی و استقامت را بر ما بریز، گامهای ما را استوار فرما و ما را بر جمعیت کافران پیروز نما».[45]
به این ترتیب آنها نشان دادند که با جمعیتی انبوه که فاقد انگیزه و بیبهره از صبر و استقامتاند، در میدان نبرد پیروز نخواهند شد؛ بلکه گروه اندک، اما مصمّم و شکیبا و ثابتقدم، میتوانند بر لشکرهای عظیم پیروز گردد. سرانجام نیز چنین شد.
این گروه اندک به فرماندهی «طالوت»، توانستند «جالوت» و سپاهیان عظیمش را درهم بشکنند و «جالوت» نیز توسط داود علیه السلام - که آن روز جوانی نیرومند در لشکر طالوت بود - کشته شد و بنی اسرائیل توانست زمینها و مردم دربند خود را از سیطره و اسارت دشمن آزاد سازند و به این ترتیب درس دیگری درباره اهمّیت صبر و استقامت در تاریخ از خودشان به یادگار گذاشتند.[46]
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir
منابع:
1. اخلاق در قرآن
2. اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (شرح خطبه متقین).
3. پیدایش مذاهب
[1] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج۳، ص۶۱.
[2] اخلاق در قرآن، ج2، ص427.
[3] سوگندهای پر بار قرآن، ص550.
[4] تفسیر نمونه، ج1، ص518.
[5] اخلاق در قرآن، ج2، ص447.
[6] همان، ص428.
[7] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (شرح خطبه متقین)، ج1، ص361.
[8] همان، ص371.
[9] مفردات الفاظ قرآن (ط- بیروت)، ص474.
[10] جامع السعادات (ط- بیروت)، ج3، ص281.
[11] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج66، ص373، ح19.
[12] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (شرح خطبه متقین)، ج1، ص363.
[13] پیدایش مذاهب، ص۶۳.
[14] غرر الحكم و درر الكلم (ط - قم)، ص198، ح258.
[15] كافی (ط - الإسلامیة)، ج2، ص93، ح25.
[16] غرر الحكم و درر الكلم (ط - قم)، ص664، ح1489.
[17] شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید (ط - قم)، ج20، ص322، ح692.
[18] میزان الحكمه (ط - قم)، ج5، ص27، ح 2151.
[19] اخلاق در قرآن، ج2، ص456.
[20] همان، ج1، ص178.
[21] كافی (ط - الإسلامیة)، ج2، ص93، ح24.
[22] همان، ح22.
[23] همان، ص92، ح20.
[24] همان، ص91، ح13.
[25] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج66، ص390، ح64.
[26] كافی (ط - الإسلامیة)، ج2، ص89، ح6.
[27] همان، ح3.
[28] پیدایش مذاهب، ص۶۸.
[29] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج68، ص96، ح61.
[30] غرر الحكم و درر الكلم (ط - قم)، ص707، ح99.
[31] همان، ص477، ح24.
[32] انفال، آیه65.
[33] اخلاق در قرآن، ج2، ص451.
[34] آل عمران، آیه200.
[35] اخلاق در قرآن، ج2، ص440.
[36] زمر، آیه10.
[37] رعد، آیات٢٣-٢٤؛ (اخلاق در قرآن، ج2، ص428).
[38] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل (ط - قم)، ج11، ص287، ح13040.
[39] غرر الحكم و درر الكلم (ط - قم)، ص255، ح8.
[40] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج68، ص78، ح14.
[41] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج64، ص236، ح54؛ (اخلاق در قرآن، ج2، ص449).
[42] تحریم، آیه11.
[43] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (شرح خطبه متقین)، ج1، ص385.
[44] بقره، آیه249.
[45] همان، آیه250.
[46] اخلاق در قرآن، ج2، ص437.









