آمادگی نظامی در قرآن؛ با نگاه ویژه به صنعت دفاعی
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
تحقیق: حجّت الاسلام احمد حیدری
چکیده:
مادامى که همه مردم جهان در برابر اصول عقل و عدالت تسلیم نشده، و زور و قدرت بر روابط ملل دنیا حکومت مى کند و این احتمال وجود دارد که جامعه اسلامى مورد تهاجم بیگانه قرار گیرد، اسلام دستور مى دهد که مسلمانان آمادگى کامل خود را براى دفاع از خویش حفظ کنند. خداوند متعال در آیه 60 سوره انفال مى فرماید: «براى مقابله با دشمنان هر چه در توان دارید از نیرو و از اسب هاى ورزیده آماده سازید، تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن [شناخته شده] خویش را و دشمنان دیگرى غیر از اینها که شما آنها را [به علت نفاقشان] نمى شناسید و خدا آنها را مى شناسد، بترسانید! و هرچه در راه خدا [و تقویت اسلام] انفاق کنید، بى کم و کاست به شما بازگردانده مى شود، و به شما ستم نخواهد شد».
بسم الله الرّحمن الرّحیم
قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانایى دارید از«نیرو» آماده سازید [و همچنین] اسب هاى ورزیده [براى میدان نبرد] تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و [همچنین] گروه دیگرى غیر از اینها را که شما نمى شناسید و خدا مى شناسد [بترسانید]، و هر چه در راه خدا [و تقویت بنیه دفاعى اسلام] انفاق کنید، به شما باز گردانده مى شود و به شما ستم نخواهد شد».[1]
مقدمه:
یکى از اهداف جنگ از منظر اسلام دفاع از وطن، جان، مال و ناموس است. اگر دشمن به ما حمله کرد، و خاک، جان، مال و ناموس ما را هدف قرار داد، آیا باید سکوت کرده، و ضربات و لطمات دشمن را تحمّل نموده، و نابود شویم، یا کسى که مورد هجوم قرار مى گیرد، مطابق حکم عقل و شرع حق دارد از خود دفاع کند؟ بى شک شما گزینه دوم را انتخاب مى کنید.[2]
مادامى که همه مردم جهان در برابر اصول عقل و عدالت تسلیم نشده، و زور و قدرت بر روابط ملل دنیا حکومت مى کند و این احتمال وجود دارد که جامعه اسلامى مورد تهاجم بیگانه قرار گیرد، اسلام دستور مى دهد که مسلمانان آمادگى کامل خود را براى دفاع از خویش حفظ کنند.[3]
آمادگى براى جهاد و دفاع از کیان اسلام و مسلمین
قرآن دستور صریحى درباره «دفاع» دارد و آیات متعدّدى در این مورد نازل شده، که به چند نمونه آن اشاره مى کنیم:
1. خداوند متعال در آیه 39 سوره حج، که به اعتقاد جمعى از مفسّران اوّلین آیه اى است که در مورد جهاد نازل شده، مى فرماید: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛ به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است، چراکه مورد ستم قرار گرفته اند، و به یقین خدا بر یارى آنها تواناست».[4]
این آیه شریفه صراحت در جنگ دفاعى دارد، و به مظلومین اجازه مى دهد در مقابل ظلم ظالمین از خود دفاع کنند.
2. دومین آیه اى که دلالت بر ادّعاى ما دارد، و به اعتقاد برخى دیگر از مفسّران، اوّلین آیه اى است که در مورد جهاد دفاعى نازل شده،[5] آیه شریفه 190 سوره بقره است: «وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛ و در راه خدا، با کسانى که با شما مى جنگند نبرد کنید، و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا متجاوزان را دوست ندارد».
این آیه شریفه به صراحت مى گوید: «اگر به شما حمله کردند، با آنها بجنگید و از خود دفاع کنید، و در عین حال در موقع جنگِ دفاعى، افراط نکنید».
3. آیه 13 سوره توبه از دیگر آیاتى است که صراحت در جهاد دفاعى دارد: «أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ آیا با گروهى که پیمان هاى خود را شکستند، و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند، پیکار نمى کنید؟! در حالى که نخستین بار، آنها [پیکار با شما را] آغاز کردند؛ آیا از آنها مى ترسید؟! با اینکه اگر ایمان دارید خداوند سزاوارتر است که از او بترسید».
طبق این آیه شریفه مسلمانان مأمور جنگ با کسانى شدند که آغازگر جنگ بودند، و پیامبر اسلام صلّى الله علیه و آله و مؤمنین را از شهر و دیار خود بیرون رانده، و در مورد ترک مخاصمه به عهد و پیمان خویش وفادار نماندند.
آیا در هیچ دین و مذهب و عقل و منطقى چنین جنگى نامشروع است!؟
بله، یک گروه در جهان یافت مى شود که جنگ و جهاد را به هیچ وجه - حتّى از نوع دفاعیش - قبول ندارد، و آن فرقه ضالّه بهائیت است. آنان دو اصل اساسى دارند که همه اعضاى فرقه ضالّه به آن معتقد و پایبند هستند: 1. عدم مداخله در سیاست 2. ترک جنگ و جهاد.
اساساً فلسفه وجودى این فرقه گمراهِ گمراه کننده همین مطلب است؛ زیرا استعمارگران با اسلام سیاسى و جهادى نمى توانند کنار بیایند، و آن را مانع منافع و مطامع خویش مى بینند، لذا مذهبى ساختند که نه کارى با سیاست داشته باشد و نه به سراغ جهاد برود.
اخیراً آمریکائیها به بعضى از کشورهاى اسلامى منطقه فشار آورده اند که باید سه دسته از آیات قرآن را از کتابهاى درسى دانش آموزانشان حذف کنند: 1. آیات مربوط به جهاد 2. آیات مربوط به شهادت 3. آیاتى که در مذمّت و نکوهش یهودیان سخن مى گوید!
این سفارشات براى مسلمانان پیام دارد. و آن اینکه: هرچه بیشتر روى این گروه از آیات کار کرده، و فرزندانشان را بیش از پیش با آن آشنا کنند.
اسلام به مسلمانان دستور مى دهد که در مقابل ظلمِ ظالمان سکوت ننموده، بلکه بر علیه ظالمان قیام کنند، و اگر نفرات آنها کم بود از کمى نفرات نترسند که خداوند به آنها کمک مى کند.
4. آیه 90 سوره شریفه نساء از دیگر آیاتى است که جهاد دفاعى را تأیید مى کند: «فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاً؛ پس اگر از شما کناره گیرى کرده و با شما پیکار ننمودند، [بلکه] پیشنهاد صلح کردند، خداوند براى شما راهى براى تعرض بر آنان قرار نداده است».
این آیه شریفه جنگ را تا زمانى که دشمن به جنگ ادامه مى دهد، مجاز مى شمارد؛ بنابراین، به محض اینکه دشمن سلاح را زمین بگذارد، مسلمانان نیز موظّفند دست از جنگ کشیده، و آتش بس را بپذیرند.
5. آیه 8 و 9 سوره ممتحنه از دیگر آیاتى است که به روشنى دلالت بر جهاد دفاعى مى کند: «لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ * إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ خدا شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانى که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهى نمى کند، چراکه خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد * خداوند شما را تنها از دوستى و رابطه با کسانى نهى مى کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند، و [کسانى که] به بیرون راندن شما کمک کردند، و هر کس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ستمگر است».
ما به این آیه شریفه در فقه استدلال کرده ایم که تنها «کفّار ذمّى» مورد احترام نیستند، بلکه تمام اقسام کفّار، غیر از «کفّار حربى»، مورد احترامند.
طبق این آیه شریفه، ما مسلمانان نه تنها حق جنگیدن با کشورها و دولت هایى که با ما نمى جنگند را نداریم، بلکه مى توانیم با آنها روابط دوستانه داشته باشیم. قطع رابطه دوستى تنها با دولت هایى است که در حال جنگ با مسلمانان بوده، و آنها را از خانه و کاشانه خود آواره کردند.
به مقتضاى آیات مذکور هیچ کشور اسلامى نباید با آمریکا و اسرائیل، که دامانشان به خون مسلمانان آلوده است، رابطه داشته باشند. مگر اسرائیل با کمک و پشتیبانى آمریکا مسلمانان فلسطین را از وطنشان آواره نکرده است؟ پس چگونه برخى از دولت هاى اسلامى دست دوستى به سوى این دولت غاصب دراز کرده اند؟!
6. خداوند متعال در آیه 60 سوره انفال مى فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ براى مقابله با آنها (دشمنان) هر چه در توان دارید از نیرو و از اسب هاى ورزیده آماده سازید، تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن [شناخته شده] خویش را و دشمنان دیگرى غیر از اینها که شما آنها را [به علت نفاقشان] نمى شناسید و خدا آنها را مى شناسد، بترسانید! و هرچه در راه خدا [و تقویت اسلام] انفاق کنید، بى کم و کاست به شما بازگردانده مى شود، و به شما ستم نخواهد شد».[6]
ضرورت افزایش قدرت دفاعی
آخرین آیه به یک اصل حیاتى که در هر عصر و زمان باید مورد توجه مسلمانان باشد، اشاره مى کند، و آن لزوم آمادگى رزمى کافى در برابر دشمنان است.
نخست مى گوید «و در برابر دشمنان هر قدر توانایى دارید از نیرو و قدرت آماده سازید؛ وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ».
یعنى در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید، بلکه از پیش باید به حد کافى آمادگى در برابر «هجوم هاى احتمالى» دشمن داشته باشید.
سپس اضافه مى کند: «و همچنین به اندازه کافى اسب هاى ورزیده براى میدان جهاد فراهم سازید؛ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ».
«رِباطِ» به معنى بستن و پیوند دادن است، و بیشتر به معنى بستن حیوان در نقطه اى براى نگهدارى و محافظت به کار رفته، سپس به همین تناسب به معنى محافظت و مراقبت به طور کلى آمده است. «مُرابطه» به معنى محافظت مرزها و همچنین به معنى مراقبت از هر چیز دیگر مى آید. به محل بستن و نگاهدارى حیوانات «رباط» گفته مى شود و به همین تناسب، عرب به کاروانسرا «رباط» مى گوید.
در اینجا به چند نکته باید توجه داشت:
1. در جمله کوتاه فوق یک اصل اساسى در زمینه جهاد اسلامى و حفظ موجودیت مسلمانان، و مجد و عظمت و افتخارات آنان بیان شده است، و تعبیر آیه به قدرى وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانى کاملا تطبیق مى کند.
کلمه «قُوَّةٍ» چه کلمه کوچک و پر معنایى است! نه تنها وسائل جنگى و سلاح هاى مدرن هر عصرى را در بر مى گیرد، بلکه تمام نیروها و قدرت هایى را که به نوعى از انواع در پیروزى بر دشمن اثر دارد، شامل مى شود؛ اعم از نیروهاى مادى و معنوى.
آنها که گمان مى کنند راه پیروزى بر دشمن و حفظ موجودیت خویش، تنها بستگى به کمیت سلاح هاى جنگى دارد، سخت در اشتباهند. زیرا ما در همین میدان هاى جنگ عصر خود ملت هایى را دیدیم که با نفرات و اسلحه کمتر در برابر ملت هاى نیرومندتر و با سلاحى پیشرفته تر پیروز شدند، مانند ملت مسلمان الجزائر در برابر دولت نیرومند فرانسه.
بنابراین علاوه بر اینکه باید از پیشرفته ترین سلاح هاى هر زمان - به عنوان یک وظیفه قطعى اسلامى - بهره گیرى کرد، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان که قوة و نیروى مهم ترى است، پرداخت.
از قدرت هاى اقتصادى، فرهنگى، سیاسى، که آنها نیز در مفهوم «قوة» مندرج هستند و نقش بسیار مؤثرى در پیروزى بر دشمن دارد، نباید غفلت کرد.
جالب این است که در روایات اسلامى براى کلمه «قوة» تفسیرهاى گوناگونى شده که از وسعت مفهوم این کلمه حکایت مى کند. مثلا در بعضى از روایات مى خوانیم که پیامبر صلّى الله علیه و آله فرمود منظور از قوة «تیر» است[7] و در روایت دیگرى که در تفسیر «على بن ابراهیم» آمده مى خوانیم که منظور از آن هر گونه «اسلحه» است،[8] و باز در روایتى که در تفسیر عیاشى آمده، مى خوانیم که منظور از آن «شمشیر و سپر» است.[9]
و بالآخره در روایت دیگر که در کتاب «من لا یحضر» آمده، مى خوانیم: «مِنْهُ الْخِضَابُ بِالسَّوَادِ؛[10] یکى از مصداق هاى «قوة» در آیه، موهاى سفید را سیاه کردن است». یعنى اسلام حتى رنگ موها را - که به سرباز بزرگسال چهره جوان ترى مى دهد، تا دشمن مرعوب گردد - از نظر دور نداشته است. این نشان مى دهد که چه اندازه مفهوم «قوة» در آیه فوق وسیع است.
بنابراین آنها که تنها پاره اى از روایات را دیده اند و کلمه «قوة» را به یک مصداق، محدود ساخته اند گرفتار اشتباه عجیبى شده اند.
ولى افسوس که مسلمانان با داشتن یک چنین دستور صریح و روشنى، گویا همه چیز را به دست فراموشى سپرده اند؛ نه از فراهم ساختن نیروهاى معنوى و روانى براى مقابله دشمن در میان آنها خبرى هست، و نه از نیروهاى اقتصادى و فرهنگى و سیاسى و نظامى. عجب این است که با این فراموشکارى بزرگ و پشت سر انداختن چنین دستور صریح، باز خود را مسلمان مى دانیم، و گناه عقب افتادگى خود را به گردن اسلام مى افکنیم و مى گوئیم اگر اسلام آئین پیشرفت و پیروزى است، پس چرا ما مسلمانها عقب افتادهایم؟!
به عقیده ما اگر این دستور بزرگ اسلامى «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»، به عنوان یک شعار همگانى در همه جا تبلیغ شود، و مسلمانان از کوچک و بزرگ، عالم و غیر عالم، نویسنده و گوینده، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان، در زندگى خود آن را بکار بندند، براى جبران عقب ماندگیشان کافى است.
سیره عملى پیامبر صلّى الله علیه و آله و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان مى دهد که آنها براى مقابله با دشمن از هیچ فرصتى غفلت نمى کردند؛ در تهیه سلاح و نفرات، تقویت روحیه سربازان، انتخاب محل اردوگاه، و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن و به کار بستن هر گونه تاکتیک جنگى، هیچ مطلب کوچک و بزرگى را از نظر دور نمى داشتند.
معروف است که در ایام جنگ «حُنین» به پیامبر صلّى الله علیه و آله خبر دادند که سلاح تازه مؤثرى در «یمن» اختراع شده است. پیامبر (ص) فورا کسانى را به یمن فرستاد، تا آن سلاح را براى ارتش اسلام تهیه کنند.[11]
در حوادث جنگ احد مى خوانیم که پیامبر صلّى الله علیه و آله در مقابل شعار بت پرستان «اُعْلُ هُبَلُ، اُعْلُ هُبَلُ؛ سربلند باد بت هبل ...»، شعار کوبنده تر و نافذترى به مسلمانان تعلیم داد، تا بگویند «اللَّهُ أَعْلَى وَ أَجَلُّ؛ خدا برتر و بالاتر از همه چیز است»، و در برابر شعار «لَنَا عُزَّى وَ لَا عُزَّى لَکُمْ؛ بت عزى براى ماست و شما عزى ندارید»، بگویند: «اللَّهُ مَوْلَانَا وَ لَا مَوْلَا لَکُمْ؛ خداوند ولى و سرپرست و تکیه گاه ماست و شما تکیه گاهى ندارید».[12]
این نشان مى دهد که پیامبر صلّى الله علیه و آله و مسلمانان حتى از تاثیر یک «شعار قوى» در برابر دشمن غافل نبودند، و بهترین آن را براى خود انتخاب مى کردند.
دستور مهم فقهى اسلام در زمینه «مسابقه تیراندازى و اسب سوارى» که حتى برد و باخت مالى را در زمینه آن تجویز کرده، و مسلمانان را به این مسابقه دعوت نموده است، نمونه دیگرى از بینش عمیق اسلام در زمینه آمادگى در برابر دشمن است.
2. نکته مهم دیگرى که از آیه فوق استفاده مى شود، رمز جهانى و جاویدانى بودن آئین اسلام است. زیرا مفاهیم و محتویات این آئین آن چنان گسترده است، که با گذشت زمان به کهنگى و فرسودگى نمى گراید. جمله «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»، هزار سال پیش مفهوم زنده اى داشت، و امروز هم چنین است، و ده هزار سال دیگر هم مفهوم آن هم چنان زنده باقى خواهد ماند. زیرا هر سلاح و قدرتى در آینده نیز پیدا شود در کلمه جامع «قُوَّةٍ» نهفته است؛ چون جمله «مَا اسْتَطَعْتُمْ»، «عام» و کلمه «قوة» که به صورت «نکره» آمده است، عمومیت آن را تقویت کرده و هر گونه نیرویى را شامل مى شود.
3. در اینجا یک سؤال پیش مى آید و آن اینکه چرا بعد از ذکر کلمه «قوة» که مفهومى چنین گسترده دارد، مسئله اسب هاى ورزیده جنگى مطرح شده است؟
پاسخ این سؤال با یک جمله روشن مى شود، و آن اینکه آیه فوق در عین اینکه یک دستور وسیع براى همه قرون و اعصار بیان نموده، دستور خاصى هم براى عصر پیامبر صلّى الله علیه و آله، عصر نزول قرآن نیز بیان داشته است. در حقیقت، این مفهوم کلى را با ذکر یک مثال روشن براى نیاز آن عصر و زمان پیاده کرده است. زیرا اسب اگرچه در میدان هاى جنگ امروز با وجود تانکها و زره پوشها و هواپیماها و هلى کوپترها نقش چندانى ندارد، ولى در آن عصر براى رزمندگان شجاع و پیشرو وسیله چابک و سریعى محسوب مى شد.
هدف نهایى تهیه سلاح و افزایش قدرت جنگى؟
قرآن به دنبال دستور فوق، اشاره به هدف منطقى و انسانى این موضوع مى کند و مى گوید: هدف این نیست که مردم جهان و حتى ملّت خود را بانواع سلاح هاى مخرب و ویرانگر درو کنید، و آبادیها و زمین ها را به ویرانى بکشانید؛ هدف این نیست که سرزمین ها و اموال دیگران را تصاحب کنید؛ هدف این نیست که اصول بردگى و استعمار را در جهان گسترش دهید؛ بلکه هدف این است که: «با این وسائل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید؛ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ».
زیرا غالب دشمنان گوششان بدهکار حرف حساب و منطق و اصول انسانى نیست، آنها چیزى جز «منطق زور» نمى فهمند.
اگر مسلمانان ضعیف باشند، همه گونه «تحمیلات» به آنها مى شود؛ اما هنگامى که کسب «قدرت کافى» کنند، دشمنان حق و عدالت و دشمنان استقلال و آزادى به وحشت مى افتند و سر جاى خود مى نشینند.
هم اکنون قسمت مهمى از سرزمین هاى اسلامى در «فلسطین» و کشورهاى دیگر در زیر چکمه هاى سربازان «اسرائیل» است، هجوم ناجوانمردانه اى که اخیرا به «جنوب لبنان» شد و هزاران خانواده را آواره کردند، و صدها نفر را بکشتن دادند، و آبادیها را به ویرانه هاى وحشتناکى مبدل ساختند، بر این ماجراى غم انگیز فصل تازه اى افزود.
در حالى که افکار عمومى مردم جهان به طور دربست این عمل را محکوم کرده، و حتى دوستان اسرائیل در این موضوع با دیگران هم صدا شده اند، قطعنامه هاى سازمان ملل اسرائیل را به تخلیه همه این سرزمین ها مامور مى کند، ولى این ملت چند ملیونى گوششان بدهکار هیچ یک از این مسائل نیست. چراکه زور دارند و اسلحه و قدرت و آمادگى جنگى کافى و پشتیبان قوى و از سالیان دراز پیش از این خود را آماده براى چنین تجاوزهایى کرده اند.
تنها منطقى که می تواند جوابگوى آنها باشد، منطق «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ... تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ»، مى باشد. گویى این آیه در عصر ما و براى وضع امروز ما نازل شده است و مى گوید آن چنان نیرومند شوید که دشمن به وحشت بیفتد و زمین هاى غصب شده را پس بدهد و در سر جاى خود بنشیند.
جالب توجه اینکه کلمه «عَدُوَّ اللَّهِ» را با «عَدُوَّکُمْ» قرین ساخته، اشاره به اینکه در موضوع جهاد و دفاع اسلامى اغراض شخصى مطرح نیست، بلکه هدف حفظ مکتب انسانى اسلام است؛ آنها که دشمنیشان با شما شکلى از دشمنى با خدا، یعنى دشمنى با حق و عدالت و ایمان و توحید و برنامه هاى انسانى دارد، باید در این زمینه ها هدف حملات یا دفاع شما باشند.
در حقیقت این تعبیر شبیه تعبیر «فِی سَبِیلِ اللَّهِ» و یا «جِهَادٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» است، که نشان مى دهد جهاد و دفاع اسلامى نه بشکل کشورگشایى سلاطین پیشین، و نه توسعه طلبى استعمارگران و امپریالیست هاى امروز، و نه به صورت غارتگرى قبائل عرب جاهلى است، بلکه همه براى خدا، و در راه خدا، و در مسیر احیاى «حق و عدالت» است.
آیه سپس اضافه مى کند، «علاوه بر این دشمنانى که مى شناسید، دشمنان دیگرى نیز دارید که آنها را نمى شناسید» و با افزایش آمادگى جنگى شما، آنها نیز مى ترسند و بر سر جاى خود مى نشینند: «وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ».
در اینجا به دو نکته باید توجه کرد:
1. مفسران درباره این گروه (دشمنان ناشناخته) احتمالات گوناگونى داده اند: بعضى آن را اشاره به گروهى از یهود مدینه دانسته اند که عداوت خود را مخفى مى داشتند؛ بعضى دیگر آن را اشاره به دشمنان آینده مسلمانان، همچون امپراطورى روم و دربار ساسانیان که در آن روز مسلمانان احتمال در گیرى با آنها را نمى دادند، دانسته اند. ولى آنچه صحیح تر به نظر مى رسد، آن است که منظور منافقانند؛ زیرا آنها در میان صفوف مسلمین به طور ناشناخته وجود داشتند و در صورت آمادگى کامل سپاه اسلام آنان نیز به وحشت مى افتادند و دست و پاى خود را جمع مى کردند.
شاهد این موضوع آیه 101 سوره توبه است که مى گوید «وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ؛ بعضى از اهل مدینه در نفاق و دورویى جسور و سرکش هستند، تو آنها را نمى شناسى ولى ما آنها را مى شناسیم».
این احتمال نیز وجود دارد که تمام گروه هاى دشمنان ناشناخته اسلام اعم از منافقان و غیر آنها در مفهوم آیه جمع باشند.
2. آیه متضمن دستورى براى امروز مسلمانان نیز هست و آن اینکه تنها نباید روى دشمنان شناخته شده خود تکیه کنند و آمادگى خویش را در سر حد مبارزه آنها محدود سازند، بلکه «دشمنان احتمالى» و بالقوة را نیز باید در نظر بگیرند و حد اکثر نیرو و قدرت لازم را فراهم کنند. اگر به راستى مسلمانان چنین نکته اى را در نظر مى داشتند، هیچگاه گرفتار حملات غافلگیرانه دشمنان نیرومند نمى شدند.
3. این آیه اشاره به موضوع مهم دیگرى نیز مى کند و آن اینکه تهیه نیرو و قوه کافى و ابزار و اسلحه جنگى، و وسائل مختلف دفاعى، نیاز به سرمایه مالى دارد؛ لذا به مسلمانان دستور مى دهد که باید با همکارى عموم این سرمایه را فراهم سازند، و بدانید هرچه در این راه بدهید، در راه خدا داده اید و هرگز گم نخواهد شد: «و آنچه در راه خدا انفاق کنید به شما پس داده خواهد شد؛ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ». و تمام آنها و بیشتر از آن به شما مى رسد: «و هیچگونه ستمى بر شما وارد نمى گردد؛ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ».
این پاداش، هم در زندگى این جهان از طریق پیروزى اسلام و شوکت و عظمت آن به شما مى رسد. زیرا سرمایه هاى مالى یک ملت ضعیف و مغلوب به خطر خواهد افتاد و امنیت و آرامش و استقلال خویش را نیز از دست خواهد داد. بنابراین ثروت هایى که در این راه صرف مى شود از طریق دیگر و در سطحى بالاتر عائد انفاق کنندگان خواهد شد.
و هم پاداش بزرگترى در جهان دیگر در جوار رحمت پروردگار در انتظار شماست. با این حال نه تنها ظلم و ستمى بر شما نخواهد رفت بلکه بالاترین سود و بهره را خواهید برد.
جالب توجه اینکه در جمله بالا کلمه «شَیْءٍ» که مفهوم وسیعى دارد، به کار رفته؛ یعنى هر گونه چیزى اعم از جان و مال و قدرت فکرى یا نیروى منطق و یا هر گونه سرمایه دیگرى را در راه تقویت بنیه دفاعى و نظامى مسلمانان در برابر دشمن انفاق کنید، از خدا پنهان نخواهد ماند و آن را محفوظ داشته و به موقع به شما مى دهد.
در تفسیر جمله «وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ» این احتمال را نیز بعضى از مفسران داده اند که جمله عطف به جمله «تُرْهِبُونَ» باشد. یعنى اگر نیروى کافى براى مقابله با دشمنان فراهم سازید، آنها از حمله به شما وحشت مى کنند و توانایى بر ظلم و ستم کردن به شما نخواهند داشت؛ بنابراین ظلم و ستمى بر شما واقع نمى شود.
هدف از جهاد اسلامى؟
نکته دیگرى که از آیه فوق استفاده مى شود و پاسخگوى بسیارى از سؤالات و ایرادهاى خرده گیران و افراد ناآگاه خواهد بود، شکل و هدف و برنامه جهاد اسلامى است. آیه به روشنى مى گوید هدف این نیست که انسانها را به کشتن دهید و هدف این نیست که به حقوق دیگران تجاوز کنید؛ بلکه همانطور که گفتیم هدف اصلّى این است که دشمنان بترسند و به شما تجاوز نکنند و زور نگویند، و تمام تلاش و کوشش شما باید در کوتاه کردن شرّ دشمنان خدا و حق و عدالت خلاصه شود.[13]
مجهّز به پیشرفته ترین سلاح هاى نظامى دنیا باشید
انسان علاوه بر غرایز ثابت و لا یتغیّر، داراى یک سلسله شرایط زمانى و مکانى است که با دگرگونى آنها وضع او نیز تغییر خواهد نمود. در این صورت کلّیّه مقرّرات مربوط به این موضوع باید در حال تغییر بوده باشد. از این نظر در اسلام براى این نوع موضوعات، احکام خاصّى وضع نشده است و همواره تابع شرایطى است که پیرامون آنها وجود دارد. البتّه تغییر و تحوّل در این موضوعات به آن معنا نیست که تحت هیچ قانونى داخل نباشند، بلکه این قسم مقرّرات باید با توجّه به یک سلسله اصول کلّى ثابت استنباط و اجرا گردند. براى توضیح این نوع مقرّرات، مثال هاى زیر را مى آوریم:
مثلًا، حکومت اسلامى درباره مناسبات خود با اجانب نمى تواند براى ابد نظر واحدى اتّخاذ کند؛ گاهى شرایط ایجاب مى کند که از در دوستى وارد گردد و مناسبات دوستانه اى برقرار سازد و روابط تجارى وسیعى به وجود آورد و گاهى شرایط ایجاب مى کند که شدّت عمل به خرج داده و روابط خود را قطع کند و روابط تجارى را تا مدّتى تحریم یا محدود نماید. موضوع معروف تحریم تنباکو به وسیله یکى از مراجع بزرگ پیشین در برابر یک دولت انحصار طلب استعمارى، یکى از همین مواردى است که در تاریخ معاصر رخ داده است.
اسلام در مسائل دفاعى و نوع اسلحه جنگى و نحوه استقلال و تمامیّت ارضى و جلوگیرى از نفوذ دشمنان، احکام خاصّى ندارد، بلکه باید با در نظر گرفتن اوضاع و احوال موجود، مقرّرات و احکامى از طرف حکومت اسلامى در نظر گرفته شود و از راهى که به حفظ مقاصد اسلام کمک کند، اقدام گردد.
از این نظر، اسلام در تقویت بنیه دفاعى به وضع یک اصل کلّى دست زده و مصداق و نوع سلاح و تاکتیک را معیّن نمى کند و مى فرماید: «وَ اعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة؛[14] هر نیرویى در قدرت دارید، براى مقابله با آنها [ دشمنان] آماده سازید!».[15]
از طرفی بدون شک انسان امروزى نمى تواند به وسایل زمان هاى گذشته قناعت نماید و در دفاع از کشورها از هیچ یک از سلاح هاى جنگى روز استفاده نکند و فقط با شمشیر و نیزه به میدان جنگ برود. بدون شک چنین کشورى عقب مانده ترین، فقیرترین، ضعیف ترین و وابسته ترین کشورهاى دنیا محسوب خواهد شد و نظام چنین کشورى به هم مى ریزد و سنگ روى سنگ نخواهد ماند.
علاوه بر اینکه چنین کارى مخالف کلام خداوند در آیه 60 سوره انفال است که مى فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ؛ هر نوع [امکانات و] نیرویى در توان دارید، براى مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازید».
همان گونه که منافات با آیه 141 سوره نساء دارد، که مى فرماید: «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا؛ خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است».
و همان طور که مخالف با این روایت است و مانع تحقق مضمون آن، که در واقع یک حکم شرعى است، مى گردد: «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْهِ؛[16] اسلام برترى پیدا مى کند و هیچ چیز بر آن برترى نخواهد یافت».
بنابراین آیات قرآن، روایات معصومان و عقل هر انسان حکم مى کند که در هر کارى از پیشرفته ترین ابزار مشروع و مفید آن استفاده کنیم.[17]
آیه 60 سوره انفال که مى فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ؛ هر نوع [امکانات و] نیرویى در توان دارید، براى مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازید»، براى تمام مکان ها، زمان ها، کشورها و ادوار تاریخ الهام بخش است. زیرا از اسلحه خاصّى سخن نمى گوید که با گذشت زمان از رده خارج شود، بلکه تعبیر به «قوّه» مى کند. یعنى مسلمانان براى حفظ آمادگى خویش باید از هر سلاحى کمک بگیرند، در هر عصر و زمان باید مجهّز به پیشرفته ترین سلاحهاى نظامى دنیا باشند.
کلمه «قوّه» حتّى سلاحهاى دیگر، غیر از سلاح هاى جنگى، را هم شامل مى شود؛ مثلًا، وسایل تبلیغاتى که نیرویى قوى براى نابودى دشمن بشمار مى رود نیز مشمول «قوّه» مى باشد. همان گونه که این کلمه شامل امور اقتصادى، اخلاقى، اجتماعى نیز مى شود و خلاصه، هر چیزى که در نبرد با دشمن کارساز باشد، و جلوى تجاوز دشمن را بگیرد، و در دفاع در برابر دشمن ما را یارى کند، مشمول آیه مى باشد.
طبق این آیه باید تمام نیروها و سلاح ها را در اختیار داشت تا دشمن جرأت حمله نکند، بلکه خیال حمله را نیز در سر نپروراند؛ چون ستمگران و ظالمان همیشه به کشورها و افراد ضعیف و ناتوان حمله مى کنند و قوّت و قدرت، عاملِ بازدارنده آنها از تجاوز و جنگ است.[18]
ضرورت هوشیاری و آمادگی های مداوم نظامى
از آیه شریفه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ...»، که شرح آن در بحث پیش گذشت به روشنى استفاده مى شود، که مسلمانان حتى در حال صلح باید آمادگى و قدرت نظامى خود را حفظ کنند؛ اگر روز به روز فنون جنگى پیشرفته تر شود، آنها هم به طور مداوم آموزش هاى نظامى را هماهنگ با آن ببیند، و همچنین سلاح هاى پیشرفته را به هر قیمتى که هست در اختیار بگیرند، و با توجّه به اینکه «قوّه» (نیرو) تمام نیروهاى معنوى و مادى انسانى و غیر انسانى را شامل مى شود، همه اینها را آماده سازند.
در آیه 71 سوره «نساء» مى خوانیم: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَکُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِیعاً؛ اى کسانى که ایمان آورده اید! آمادگى خود را در برابر دشمن حفظ کنید و در گروه هاى متعدد یا به صورت دسته واحد [طبق شرایط موجود]، به سوى دشمن حرکت نمایید».
با توجه به اینکه «حِذر» - بر وزن خِضر - به معناى بیدارى و هوشیارى و آماده باش در برابر خطر است، و گاه به معنى وسیله اى است که با کمک آن با خطر مبارزه مى شود، لزوم «آماده باش دائمى» مسلمین در مقابل دشمن، به خوبى روشن مى گردد.
جمله «فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِیعاً»، با توجّه به معنى «نَفْر» (کوچ کردن) نشان مى دهد، که مسلمانان نباید بنشینند، تا دشمن بر آنها هجوم برد. بلکه باید به استقبال دشمن بروند - و پیش از تهاجم - بر او هجوم برند و از روش هاى مختلف براى این امر استفاده نمایند؛ گاه به صورت گروه هاى پراکنده، جنگ پارتیزانى بر ضدّ او به راه بیندازند، و گاه به صورت ارتش منظّم و یکپارچه حمله را آغاز نمایند، و در هرجا مطابق مقتضاى زمان و مکان عمل کنند.[19]
منابع:
1. از تو سوال مى کنند (مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله)
2. اسلام در یک نگاه
4. آیات ولایت در قرآن
5. پاسخ به پرسشهاى مذهبى
6. پیام قرآن
7. تفسیر نمونه
8. دائرة المعارف فقه مقارن









