شرح دعای «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

شرح دعای «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی


فلسفه و اهمیت قرائت دعای «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» / کارهایی که روح اموات را خوشحال می کند / چگونه دعا برآورده می ‌شود / در جامعۀ سرشار از غم مکرر، چگونه باید رفتار کرد؟/ «ابن السبیل» به چه افرادی گفته می‌ شود؟ / رهایی از اسارت طاغوت و استکبار / حلقۀ مفقودۀ اصلاح امور مسلمین / برای شفای بیماران، دست به دعا برداریم / فقر الی‌الله / فطرت خداجوی بشر/ ثواب قرض دادن پول به دیگران / فقر ستیزی اسلام‌

دعای شریف «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ»، از جمله دعاهایی است كه در ماه مبارك رمضان بعد از نمازهاى واجب زمزمه مى‏ شود، دعایی که عطر آن تمام زندگی عبادی مؤمنان را در سراسر جهان فرا می گیرد، و نشانه ‏اى از رحمت و عطوفت اسلامى است. بدين شكل كه مسلمانان براى رفع مشكلات همه انسان ها (نه فقط مسلمان ها) دست نياز به سوى آن احد بى نياز دراز مى‏ كنند.[1]

فلسفه و اهمیت قرائت دعای «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ»

گاهى انسان بر اثر كثرت كار از حال خودش هم غافل مى‏ شود؛ و لذا اين دعا انسان را به ياد خودش هم مى‏ آورد و به او تذكر مى‏ دهد كه براى مشكلات روحى و جسمى، مادى و معنوى خودت مخصوصاً در زمان هاى با ارزشى چون ماه مبارك رمضان، چاره‏ اى بينديش و پرده ‏هاى غفلت را كنار بزن. و از كسى كمك بخواه كه بر انجام هر كارى قادر و تواناست. بنابراين، سرّ اهميت فوق‏العاده دعا، رهانيدن انسان از غفلت است.[2]

این مسأله مهم نشان می دهد آن دعای شریف، انسان را به ياد بسيارى از امورى كه در طول سال از آن غافل بوده، مى‏ اندازد، و انسان را نسبت به آن مسائل توجّه مى‏ دهد؛[3] توجهی که عامل بسيار مهمّ براى حضور قلب است؛ و راه حضور قلب براى او هموار مى‏ شود. در نتیجه در پرهيز از گناه‏ بسیار مؤثّر است.[4] اینگونه است که از حضرت رسول صلى الله عليه و آله نقل كرده ‏اند كه آن حضرت فرمود: هر كس، دعای «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجب بخواند، خداى متعال گناهان او را بيامرزد.[5]

کارهایی که روح اموات را خوشحال می کند

«اللَّهُمَ‏ ادْخِلْ‏ عَلى‏ اهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورِ؛خداوندا! بر تمام مردگان شادى و سرور نازل كن!»[6]

در وهلۀ نخست این دعای شریف به انسان يادآورى مى ‏كند كه بايد به فكر آنها كه از دنيا رفته ‏اند، و دستشان كوتاه است، بود.[7]

در روايتى آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: ارواح مؤمنان هر جمعه، به آسمان دنيا در برابر خانه‏ ها و منزل‏ هاى‏ خود مى ‏آيند و با صداى غمناكى ندا مى‏ دهند: كه اى خانواده ما، اى فرزندان ما و اى پدر و مادر و خويشان ما! به ما مهربانى كنيد؛ از اموالى كه در دست ما بود (و اكنون در اختيار شماست) با دادن درهمى و قرص نانى و جامه ‏اى نسبت به ما ترحّم آوريد، كه خداوند شما را از جامه بهشت بپوشاند![8]

هم چنین روايات بسيارى از شادى ارواح مؤمنين به وسيله اعمال نيك بازماندگان خبر مى‏ دهد، از جمله در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده: «انَّ الْمَيِّتَ لَيَفْرَحُ بِالتّرَحُّمِ عَلَيْهِ وَ الْاسْتِغْفارِ لَهُ كَما يَفْرَحُ الْحَىُّ بِالْهَدِيَّةِ؛ ميّت به خاطر طلب رحمت و استغفار براى او خوشحال مى ‏شود، همان‏گونه كه افراد زنده با هدايا خوشحال مى ‏شوند».[9]

عمده‏ خيرات‏ براى پدر و مادر، اداى قرض آنان و اداى حقوق خدا و خلق از جانب آنان است.[10] در روايتى آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: براى مردگان خود هديه بفرستيد! گفتند: هديه براى آنان چيست؟ فرمود: صدقه و دعا.[11] همچنين فرمود: هر صدقه ‏اى كه براى ميّت داده مى‏ شود، فرشته ‏اى آن را به مانند طبقى از نور مى‏ گيرد و به كنار قبر مى‏ آورد و مى‏ گويد: السَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اهْلَ الْقُبُورِ؛ اين هديه را خانواده شما براى شما فرستاده ‏اند. آنگاه آن ميّت اين هديه را تحويل مى‏ گيرد و وارد قبرش مى‏ كند كه همين سبب فراخى قبرش (و آسايش و آسودگى او) مى‏گردد.[12]

چگونه دعا برآورده می ‌شود

«اللَّهُمَّ اغْنِ كُلَ‏فَقيرٍ؛ خداوندا! تمام نيازمندان و محتاجان جامعه انسانى را بى نياز كن!»

«اللَّهُمَّ اشْبِعْ كُلَّ جائِعٍ‏؛خداوندا! تمام گرسنگان جهان را سير بگردان!»

«اللَّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيانٍ‏؛خداوندا! همه برهنگان عالم را بپوشان!»

«اللَّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدينٍ‏؛ خداوندا! وام همه وامداران جهان هستى را ادا كن!»[13]

تأمل در این فرازهای نورانی نشان می دهد، بايد براى رفع فقر و تنگدستى نيازمندان چاره ‏اى انديشيد، هم چنین بايد شكم گرسنه گرسنگان را سير كرد، بايد كسانى را كه قادر به تهيه پوشاك مناسب نيستند، يارى نمود، و نیز بايد براى پرداخت بدهى بدهكاران ناتوان از پرداخت، قدمى برداشت.[14]

وجود این بایدهای متعدد یعنی، نه تنها دعا براى اجابت آن پسنديده و اجابت آن امكان‏پذير است، بلكه بنابر دستورات اسلام، بايد براى تحقّق آن گام‏ هاى عملى نيز برداشته شود؛ چه اينكه در يك جامعه اسلامى کامل حتّى يك گرسنه هم نبايد وجود داشته باشد. يك برهنه نبايد باشد، يك فقير و نيازمند نبايد باشد؛ و نهايتاً يك بدهكار نيز نبايد باشد.[15]

شاهد اين مطلب روايت مفصّلى است به اين مضمون كه از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه «خداوند دقيقاً نيازِ نيازمندان را محاسبه كرده و به مقدار نياز آنها در اموال ثروتمندان زكات قرار داده است. اگر نياز فقرا بيشتر بود، خداوند مقدار زكات را بيشتر مى‏ كرد».[16]

يعنى اگر همه مردم به قوانين الهى عمل كنند و وجوهات شرعى خود را بپردازند، گرسنه ‏اى يافت نخواهد شد. و اگر اكنون گرسنگان و برهنگان و فقرايى در سطح جامعه ديده مى‏ شوند، به خاطر نافرمانى و سرپيچى ثروتمندان از دستورات الهى و نپرداختن وجوه شرعيّه است حال آنکه در جامعۀ اسلامی که همگان به وظایف خود واقف باشند، نه گرسنه ‏اى يافت مى‏شود؛ نه برهنه ‏اى وجود دارد؛ نه فقير و نيازمندى خواهد بود، و نه بدهكارِ وامانده‏ اى مى‏ يابيد و دعا در رفع اين گرفتارى ‏ها دور از اجابت نيست.[17]

در جامعۀ سرشار از غم مکرر، چگونه باید رفتار کرد؟

«اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْروبٍ‏؛ خداوندا! گره از كار همه اندوهناكان باز فرما!»[18]

«مكروب‏» به هر شخص غمگين گفته مى ‏شود؛ خواه غم او در مصيبت عزيزش باشد يا غم بيمارى يا فقر يا شكست در امر تجارت و يا هر غم ديگر.[19]

تأمل در این فراز ارزشمند از دعا، نشان می دهد بايد غم و اندوه انسان هاى غم‏زده را زدود (نه اين كه غمى بر غم هاى آنها افزود)![20]

در جايى ممكن است عامل غم برطرف شود مانند زدودن فقر که از طريق كمك مالى است و آنجا كه نمى‏توان عامل آن را برطرف كرد، مى‏توان از طريق تسلى دادن، غم و اندوه را سبك نمود مانند كسى كه عزيزش را از دست داده با تسليت گفتن و دلدارى دادن به وسيله دوستان، غم و اندوهش كاهش مى‏ يابد يا برطرف مى ‏شود.[21]

«ابن السبیل» به چه افرادی گفته می ‌شود؟

«اللَّهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَريبٍ‏؛ خداوندا! تمام دور از وطنان را (سالم) به اوطانشان باز گردان!»،[22] یعنی بايد به مسافران در راه مانده و دور از وطن كمك كرد.[23]

گفتنی است واماندگان در راه و مسافران نيازمند و آبرومند، از جمله گروه هایى هستند كه نسبت به آنها سفارش به انفاق‏ شده است.[24] «ابن‏ السبيل»‏ كسى است كه پول و توشه سفر خود را گم كرده، و يا سارقى از او به سرقت برده، و اكنون دست خالى و تهى‏دست در سفر نيازمند كمك و انفاق ديگران است، هر چند ممكن است در وطن فرد ثروتمندى باشد.[25]

رهایی از اسارت طاغوت و استکبار

«اللَّهُمَّ فُكَّ كُلَّ اسيرٍ؛ خداوندا! تمام اسيران را (در هر كجاى دنيا هستند) آزاد فرما!»[26]

این فراز از دعا، بهترين دليل بر اهميت مسئله آزادى‏ و نفرت اسلام از سلب آزادى است،‏[27] لذا بايد براى آزادى اسيران، كه گذشت زمان آن ها را به فراموشى مى‏سپارد، اقدام هاى عملى نمود.[28]

ظاهراً اين فراز، مفهوم وسيع‏ و گسترده‏ اى دارد كه رهایی از هرگونه زنجير اسارت‏ از ناحيه جهل و شهوات و گناهان و استبداد و استعمار و مانند آن ناشى مى‏ شود را شامل مى‏ گردد؛ كه در پرتو وجود پيامبر خدا و تعليمات آزادى‏ بخش او برچيده خواهد شد.[29]

البته اين موضوع اختصاص به قوم و ملتى ندارد، بلكه هر جمعيت مستضعفى بپاخيزند و براى آزادى‏ خود از چنگال اسارت‏ و استعمار كوشش كنند و در اين راه استقامت و پايمردى نشان دهند سرانجام پيروز خواهند شد، و سرزمين هايى كه بوسيله ظالمان و ستمگران اشغال شده است آزاد مى‏ گردد.[30]

حلقۀ مفقودۀ اصلاح امور مسلمین

«اَللّـهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمینَ؛ خدايا مفاسد امور مسلمانان را اصلاح فرما»[31]

آری بايد براى اصلاح مفاسد جامعه اقدام كرد (وگرنه به خانواده‏ ها هم سرايت مى‏ كند).[32]

اصلاح امور مسلمین زمانی محقق می شود که در جامعه اسلامى امر به معروف و نهى از منكر زنده و پر رنگ شود؛ زمانى كه امر به معروف و نهى از منكر كم رنگ شود، گناه و فساد پر رنگ مى‏شود. يكى از اصول قانون اساسى اصل امر به معروف و نهى از منكر است. بعضى فكر مى‏ كنند كه امر به معروف و نهى از منكر درگيرى ايجاد مى كند ولى اگر با برخورد صحيح و مؤدّبانه باشد درگيرى ندارد. اگر امر به معروف و نهى از منكر ترك شود جوانان آلوده مى‏ شوند و جوانان آلوده نمى‏ توانند از مملكت و اسلام دفاع كنند و دشمن هم همين را مى ‏خواهد، همان گونه كه در اندلس‏ كردند و براى فتح آنجا جوانان را آلوده كردند. صدا و سيما هم بايد آموزش دهد تا اين فرهنگ فاسد را كه فكر مى‏ كنند امر به معروف و نهى از منكر مخالف آزادي هاست، از بين برود.[33]

برای شفای بیماران، دست به دعا برداریم

«اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريضٍ‏؛خداوندا! همه بيماران را شفا ده!»[34]

بايد براى شفاى بيماران اسلام دست به دعا شد،[35] دعايى است كه نشان‏ دهنده عدم استقلال قدرت ما در برابر قدرت پروردگار است. به عبارت ديگر مفهوم آن توجّه به اين حقيقت است كه اسباب و عوامل طبيعى هرچه دارند از ناحيه او دارند و به فرمان او هستند. اگر به دنبال دارو مى‏ رويم و از آن شفا مى‏ گيريم بدان روست كه خدا آن اثر را به دارو بخشيده است. در نتیجه «دعا» يك‏نوع خودآگاهى و بيدارى دل و انديشه و پيوند باطنى با مبدأ همه نيكى ‏ها و خوبى ‏هاست.[36]

فقر الی‌ الله

«اللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ؛ اى خدا به غناى خود جلو فقر ما را ببند»[37]

این فراز نورانی، نمونۀ کامل مناجات و راز و نياز کسانی است كه سرتاپاى وجود خود را نيازمند او مى‏ دانند و از غناى‏ او طلب مى‏ كنند و دوام و پيوستگى نعمتش را مى‏ خواهند؛ رفع همه رنج ها، شكستگى ‏ها و اندوه ‏ها را از خداوند مى‏ طلبند.[38] چرا که بى‏نياز حقيقى و قائم بالذات در تمام عالم هستى يكى است، و او خداست، همه موجودات سر تا پا نيازمند و فقير و وابسته به وجود او هستند.[39]همان‏گونه كه او نياز مطلق است، انسان‏ ها فقر مطلقند.[40]

فطرت خداجوی بشر

«اَللّـهُمَّ غَیِّر سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ؛ خدايا بدحالى ما را به خشنوديت تغيير ده‏»[41]

این فراز از دعا ناظر بر وجود نور توحيد در فطرت و عمق روح آدمى است؛[42] چرا که خداوند‏ بر طرف كننده هر بدحالی و سختى و مصيبت و بلايى است، و از كسى كه آن همه قدرت و آن همه لطف و محبّت دارد، جز اين انتظار نيست، اين همان چيزى است كه در قرآن مجيد به تعبير ديگرى آمده است: «وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ؛ آنچه از نعمت داريد از جانب خداست، و هنگامى كه درد و رنجى به شما رسد، به درگاه او مى‏ ناليد (و برطرف كننده هر درد و رنج اوست)».[43]

ثواب قرض دادن پول به دیگران

«اللهُمَ‏ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ؛ خدايا بدهكارى ‏هاى ما را ادا كن»[44]

قرض‏ دادن‏ از كارهاى بسيار مستحبّ است و در آيات قرآن مجيد و اخبار معصومين عليهم السلام درباره آن زياد سفارش شده، از پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه «هركس به برادر مسلمان خود قرض دهد مال او زياد مى‏ شود و ملائكه بر او رحمت مى‏ فرستند،[45] و اگر با بدهكار خود مدارا كند بدون حساب و به سرعت از صراط مى‏ گذرد[46] و كسى كه برادر مسلمانش از او قرض بخواهد و ندهد بهشت بر او حرام مى‏ شود»[47] و نيز در روايتى آمده است كه «ثواب صدقه ده برابر است و ثواب قرض هيجده برابر!».[48]

 فقر ستیزی اسلام

«وَاغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، انَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ؛ و ما را بى‏نياز گردان، كه تو بر هر چيز توانايى».[49]

اسلام‏ فقر را يك نوع بيمارى و انحراف و واكنش نامطلوب، به خاطر سالم نبودن دستگاه ‏هاى اجتماع مى‏ داند؛[50] به همين دليل در اسلام‏ دستورهاى فراوانى براى مبارزه با فقر داده شده است‏.[51]

در روايات از فقر به مرگ بزرگ يا بزرگ ‏ترين مرگ تعبير شده است: «الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَكْبَرُ».[52]

اميرالمؤمنين علیه السلام به فرزندش مى‏ فرمايد: «يَا بُنَيَّ، إِنِّي أَخَافُ عَلَيْکَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنْهُ، فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ! مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ؛ من بر تو از فقر مى‏ترسم از آن به خدا پناه ببر، زيرا فقر بر سه حوزه دين، عقل و قلب تو آسيب وارد مى‏ كند».[53]

در سنن نسائى نيز از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين دعاى پرمعنا نقل شده است: « اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِنَ الكُفرِ، وَالفَقرِ، وعَذابِ القَبر؛[54] بار خدايا! هر آينه از كفر و فقر و عذاب قبر به تو پناه مى‌جويم». در اين حديث، كفر، فقر و عذاب قبر در يك رديف قرار گرفته ‏اند. که از دشمنى و مبارزه سرسختانه اسلام‏ با فقر حکایت دارد.[55]

سخن آخر

حقيقتا انسان از اين رحمت گسترده اسلامى در این دعای جالب و عام و فراگير لذت مى‏ برد، و بر اين سعه صدر مسلمين، آفرين مى‏ گويد، و از اين كه بيشترين دعاهاى مسلمين جهانگير و عام است و شامل تمام انسان هاى نيازمند دعا، با هر نوع گرايش فكرى مى‏ گردد، خوشوقت مى‏ شود.[56]

حال در ماه مبارك رمضان كه ماه بيدارى و هوشيارى و عبادت و خودسازى است بايد تلاشى مضاعف در اين زمينه‏ ها داشت و با تفكّر در مضامين این دعا كه در اين ماه عزيز خوانده مى‏ شود گامى عملى در جهت رفع‏ فقر و نياز نيازمندان، بهبود و شفاى بيماران، اداى قرضِ قرض‏داران، طلب رحمت و غفران براى از دنيا رفتگان، برطرف كردن غم و غصّه گرفتاران، آزادى و رهايى اسيران برداشته شود.[57]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منابع:

1. کلیات مفاتیح نوین

2. والاترین بندگان


[1] آيين رحمت، ص40.

[2] والاترين بندگان، ص234.

[3] همان، ص233.

[4] كليات مفاتيح نوين، ص19.

[5] همان، ص698.

[6] همان.

[7] والاترين بندگان، ص233.

[8] كليات مفاتيح نوين، ص1196.

[9] محجّة البيضاء، ج 8، ص292؛ (پيام قرآن، ج‏5، ص367).

[10] زاد المعاد، ص 573.

[11] مستدرك الوسائل، ج2، ص484، ح 23.

[12] همان ، ص 114، ح11؛ (كليات مفاتيح نوين، ص1196).

[13] كليات مفاتيح نوين، ص698.

[14] والاترين بندگان، ص233.

[15] مثال هاى زيباى قرآن، ج‏1، ص289.

[16] وسايل الشيعه، ج 6، ابواب الزكاة، ب 1، ح 2 و 3 و 6 و 9؛ (مثال هاى زيباى قرآن، ج‏1، ص289).

[17] مثال هاى زيباى قرآن، ج‏1، ص290.

[18] کلیات مفاتیح نوین، ص698.

[19] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏12، ص153.

[20] والاترين بندگان، ص233.

[21] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏12، ص153.

[22] کلیات مفاتیح نوین، ص698.

[23] والاترين بندگان، ص233.

[24] «قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ وَ الْيَتَامَى‏ وَالْمَسَاكِينَ وَ ابْنِ السَّبِيلِ وَ مَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ‏؛بگو: «هر خير و نيكى (و سرمايه سودمند مادّى و معنوى) كه انفاق مى‏كنيد، بايد براى‏ پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر كار خيرى كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است (لازم نيست تظاهر كنيد، او مى‏داند)»؛ (سورۀ بقره، آيه 215).

 

[25] از تو سوال مى كنند(مجموعه سوالات قرآنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله)، ص33.

[26] کلیات مفاتیح نوین، ص698.

[27] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏2، ص28.

[28] والاترين بندگان، ص233.

[29] پيام قرآن، ج‏2، ص29.

[30] تفسير نمونه، ج‏6، ص330.

[31] کلیات مفاتیح نوین، ص698.

[32] والاترين بندگان، ص233.

[33] مشكات هدايت، ص219.

[34] کلیات مفاتیح نوین، ص698.

[35] والاترين بندگان، ص233.

[36] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص442.

[37] کلیات مفاتیح نوین، ص698.

[38] همان، ص79.

[39] گفتار معصومين(ع)، ج‏2، ص62.

[40] همان، ص 63.

[41] کلیات مفاتیح نوین، ص698.

[42] تفسير نمونه، ج‏8، ص238.

[43] سوره نحل، آيه 53؛ (پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏3، ص335).

[44] کلیات مفاتیح نوین، ص698.

[45] بحارالانوار، ج 100، ص 139، ح 4.

[46] وسائل الشيعه، ج 13، ص 88، ح 5.

[47] بحارالانوار، ج 100، ص 140، ح 14.

[48] رسالة توضيح المسائل (فارسى)، ص367.

[49] مصباح كفعمى، ص 617 و بلدالامين، ص 222 و بحارالانوار، ج 95، ص 120؛ (كليات مفاتيح نوين، ص699).

[50] پاسخ به پرسش هاى مذهبى، ص470.

[51] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏15، ص190.

[52] نهج‏البلاغه، قصار 163؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص188).

[53] نهج‏البلاغه، قصار 319؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص188).

[54] سنن نسائى، ج 3، ص 74؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص188).

[55] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص189.

[56] والاترين بندگان، ص34.

[57] آيات ولايت در قرآن، ص105.

captcha