الزامات توسعۀ صنعتی از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الزامات توسعۀ صنعتی از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی


توسعه چیست؟ /  ضرورت خودکفایی صنعتی /  تبدیل مواد خام به محصولات نهایی / استراتژی جایگزینی واردات در توسعه صنعتی ایران /  نقش تعاونی ها در پویایی صنعت /  توسعۀ صنعتی مستلزم مهارت افزایی /  توسعه و صنعتی سازی روستا‌

آنچه مايه برترى بخشى از كشور ها بر ساير كشور هاى جهان و حاكميت آنها بر مسائل سياسى و فرهنگى جهان شده، همان پيشرفت صنعتی آن هاست كه هم اقتصادشان را شكوفا كرده و هم پايه ‏هاى حاكميت ‏شان را بر مسائل سياسى تقويت نموده است.[1]

این مسأله از یک سو یعنی آگاهى به صنعت‏ و انواع تكنولوژى‏ ها و فناورى ‏ها، سرچشمه پيدايش و گسترش اموال و ثروت ‏هاست،[2] به نحوی که كشور هاى توسعه‏ يافته با اينكه 25 درصد مردم جهان را تشكيل مى‏ دهند صاحب 85 درصد ثروت جهانند؛ و كشور هاى در حال رشد و در حال توسعه، با اينكه 75 درصد هستند تنها 15 درصد ثروت جهان را در اختيار دارند،[3] از آن بدتر اين كه، على رغم صنعتى شدن كشور هاى ديگر، نه تنها اين فاصله با گذشت زمان كم نمى ‏شود بلكه روز به روز بيشتر و اين شكاف عميق تر مى‏ گردد.[4]

از سوی دیگر نباید فراموش کرد دنياى كنونى در اثر پيشرفت فوق العاده صنعت‏، زندگى مرفه و رضايت بخشى براى خويش فراهم ساخته،[5] و بسيارى از گره ‏ها را از زندگى انسان ها گشوده، که این موضوع بدون تكامل صنعتى امکان پذیر نبوده است.[6]

با این اوصاف ما اگر مي خواهيم چيزي را از غربي ها بگيريم بايد علم و صنعت و نقاط مثبت شان را بگيريم،[7] و از آخرين وسايل روز و تكنيك و صنعت‏ غفلت نورزیم؛[8] چرا که بدون توسعۀ صنعتی، عقب‏ مانده ‏ترين، فقيرترين، ضعيف ‏ترين و وابسته ‏ترين كشور هاى دنيا محسوب خواهیم شد و نظام چنين كشورى به هم می ريزد و سنگ روى سنگ نخواهد ماند.[9]

توسعه چیست؟

كلمه «توسعه» در زبان فارسى معادل «tnempoleve» است. اين واژه در زبان انگليسى به معناى رشد كمى و افزايش مقدار است.[10]

«جرالد مِيِر»[11] توسعه را به معناى رشد به اضافه تغيير مى‏ داند،[12] لیکن «مایکل تودارو»[13]، توسعه را جريانى چند بعدى كه مستلزم تغييرات اساسى در ساختار اجتماعى، طرز تلقى عامه مردم و نهادهاى ملّى و نيز تسريع رشد اقتصادى، كاهش نابرابرى و ريشه كن كردن فقر مطلق است، برمى‏ شمرد.[14]

در حقیقت محدوده «توسعه»، يك فرآيند چند وجهی است كه افزون بر بهبود ميزان توليد و درآمد، شامل دگرگونى اساسى در ساختارهاى اجتماعى و ادارى نيز مى‏ شود.[15] همچنين از نظر هدف نيز، توسعه علاوه بر افزايش كمى محصولات و خدمات، در برگيرنده دگرگونى كيفى در بافت اجتماعى جامعه، توزيع عادلانه ثروت و درآمد، فقرزدايى، ايجاد اشتغال، رفع محروميت و تأمين رفاه عمومى و ترقّى فرهنگى است.[16] لذا عدالت از اركان اصلى توسعه پایدار به شمار می آید و نمى‏ توان با دلخوش كردن به آينده، عدالت را قربانى كرد و ظلم را مجاز دانست، زيرا ظلم با هيچ توجيهى روا نيست.[17]

مى‏ دانيم توسعه در دنياى امروز هرگز در مسير عدالت قرار ندارد، بلكه محصول آن، ثروت بيشتر براى ثروتمندان و فاصله گرفتن بيشتر از قشر هاى محروم است.[18]

يكى از شواهد روشن اين سخن آن است كه قدرت های صنعتی هم در عمل و هم در سخن با صراحت اظهار مى‏ دارند كه بايد صنايع به صورتى پيش رود كه نياز آنها به كارگر روز به روز كمتر شود، تا مجبور نباشند بخش قابل ملاحظه ‏اى از درآمد كارخانه را به مهندسان و كارگران حرفه ‏اى و عادى بدهند و اين گواه روشنى است كه توسعه صنعتى دنياى امروز، هرگز در مسير عدالت هر چند در درازمدّت نيست و رشد هدف است، در حقيقت رشد و فزونى ثروت، انگيزه اصلى توسعه صنعتی در غرب است، نه رفع محروميت و رفاه توده مردم.[19]

ضرورت خودکفایی صنعتی

نظام حاكم بر اقتصاد جهان امروز، يك نظام استعمارى است که در كنار خود يك نظام جنگى ظالمانه را پرورش مى ‏دهد؛[20] و این مسأله یعنی دنياى امروز دنيائى است كه قدرت های آن تقسيم شده، و فقط قدرت بازو نيست، بلکه قدرت تكنولوژى و صنايع‏ پيشرفته به مثابۀ ابزار استعماری عمل می کند.[21]

در واقع جوامع پیشرفتۀ صنعتی برای اجرای سیاست ظالمانه وابستگی، از هر وسیله ای استفاده می کنند. ماشین آلات صنعتی، کشاورزی، هواپیما و ... می دهند اما قطعات یدکی آن را در اختیار می گیرند.[22]

مدرن ترین وسایل پیچیده فنی را می فروشند اما هرگز فوت و فن های لازم را به کارشناسان بومی آموزش نمی دهند.[23]

کارخانجات مونتاژ وارد می کنند، تا نیاز به قطعات صنعتی جوامع غربی دائمی باشد، و یا کارخانه هایی برای ساختن انواع وسایل خانگی در اختیار می گذارند که مواد اولیه آن در این کشورها وجود ندارد و باید از همان کشور صادرکننده کارخانه خریداری کنند.[24]

و به این ترتیب هر گونه امکانات رشد اقتصادی مستقل را از آنها سلب می کنند، ممکن است اقتصاد شبه صنعتی را در این کشور ها ظاهراً فراهم کنند اما چنین اقتصادی بی شک سراپا وابسته و انگلی است؛ چرا که با خودداری کشور های سلطه گر از تأمین مواد ضروری، کشور های در حال توسعه مثل بادکنکی می ترکند و هیچ می شوند شبیه بعضی از صنایعی که ما داریم.[25]

از سوی دیگر جوامع در حال توسعه بر اثر مواجهۀ ناگهانى با پديده‏ هاى شگفت‏ انگيز صنعتى تمدّن غرب دچار «دستپاچگى» و «عدم تمركز فكرى» شده ‏اند و نتوانسته ‏اند «ارزيابى صحيحى» از فرآورده ‏هاى تمدن غربى نموده، سپس از آن به طور عاقلانه‏ اقتباس كنند.[26]

این نقیصه موجب می شود، روز به روز زندگى کشور های تازه صنعتی شده، در سايه اين عوامل به پيروى از غربي ها «مكانيزه ‏تر» و «ماشينى ‏تر»! ‏گردد، اما كوچك ترين‏ قطعات يدكى‏ آن نيز مى‏بايست از خارج وارد شود؛[27] و این یعنی ايجاد وابستگى‏،[28] در حقیقت اين صنايع بسيار خوب است، ولى براى‏ «توليد كنندگان» نه براى‏ «مصرف كنندگان نيازمند»![29]

با اين توضيحات جاى ترديد باقى نمى‏ماند كه بايد بكوشیم كه خود توليد كننده نيازمندي هاى صنعتى خود باشیم؛[30] لیکن قبل از هر چيز باید راه صحيح اقتباس از جنبه ‏هاى مثبت تمدّن غربى را بياموزیم، يعنى آنچه را به ما امكان استقلال اقتصادى و فرهنگى و سياسى مى‏ دهد به خوبى فرا گيریم، و بهاى مناسبى كه آن را از صورت يك مبادله شرافتمندانه بيرون نبرد، در برابر آن بپردازیم.[31]

در این میان صنعت ژاپن در كسب و اقتباس صحيح تمدّن غرب و اهتمام به خودکفایی صنعتی، مى‏ تواند الهام بخش ساير كشورهاى در حال توسعه باشد، لذا شاهدیم این کشور علاوه بر نفوذ در بازارهاى آسيايى و آفريقايى، به بازار هاى اروپا و آمريكا نيز راه يافته، و در بسيارى از زمينه ‏ها با آنها سرسختانه رقابت مى‏ كند.[32]

البته اگر تعاملی با سایر کشورها داریم باید توجه داشته باشیم که این تعامل دو سویه صورت گیرد، نباید به گونه ای باشد که ما تماماً به آنها وابستگی پیدا کنیم و آنها در همه مسائل بر ما تسلط پیدا کنند.[33]

در مجموع کشور ما که بعضاً از تکنولوژی عقب مانده و مشکلات اقتصادی فراوانی گریبان گیرش شده است، باید از نظر صنعتی به خودکفایی کامل برسد؛ زیرا دستیابی به خودکفایی در عرصه های مختلف صنعتی، اقتصادی و دیگر عرصه ها[34] همانگونه که در اصل 43 قانون اساسی نیز بیان شده[35] سبب استقلال کامل کشور می شود و ما را از بیگانگان بی نیاز می کند.[36]

به عبارت دیگر صنایع مدرن آری ولی مستقل، نه همچون صنعت خودرو که برای تأمین برخی قطعات، وابسته به واردات است، به راستی وقتی کشور اینگونه به سوی صنایع مدرن پیش می رود، آیا چنین صنعتی مایۀ افتخار و مباهات است؟ حال آنکه ما کشوری می خواهیم با صنایع مستقل نه وابسته؛ ما اقتصاد پیشرفته و صنایع مدرنی می خواهیم که هم متکی به خویش (درون زا) باشد هم عدالت اجتماعی را با خود بیاورد، نه اینکه به بهانۀ صنعتی شدن، سود آن به جیب واردکنندگان رانت خوار برود؛ آیا چنین صنایعی در این صورت غرور آفرین خواهد بود؟![37]

تبدیل مواد خام به محصولات نهایی

اساس اقتصاد ناسالم و تمدّن صنعتى و ماشينى غرب بر توسعه هر چه بيشتر صنايع سبك و سنگين قرار دارد و شعار اصلى اين توسعه، «توليد بيشتر در زمان كوتاه تر و با هزينه كمتر» مى‏ باشد.[38] به نحوی که ممالك پيشرفته صنعتى فرآورده‏ هايى بيش از احتياج خود گاهى تا چند صد برابر توليد مى‏ كنند.[39]

در نتیجه «مواد خامى» كه براى اين فرآورده ‏هاى صنعتى ضرورت دارد نمى‏ تواند منحصراً از منابع داخلى تأمين‏ گردد، بلكه بايد قسمت مهمّى از آن از خارج تهيه شود.[40] لذا پايه اقتصاد ناسالم كنونى غرب روى‏ «منابع موادّ خام كشورهاى شرقى (آسيائى و آفريقائى)» گذاشته شده است،[41]

البته اگر يك روز این منابع به روى آنها بسته شود بسيارى از كارخانه‏ هاى آنها از كار خواهد افتاد. و بحران شديدى سراسر اين كشورها را فرا خواهد گرفت.[42] لیکن سيستم كاپيتاليستى برای برون رفت از این مسأله، قيمت مواد خام‏ را كه از ديگران خريدارى مى‏ كنند عملًا در اختيار می گیرند، چه اين كه اين گونه سرمايه داران بزرگ با استفاده از قدرت مالى خود و ض