ابعاد مهجوریت قرآن از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

ابعاد مهجوریت قرآن از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی


مهجوریت قرآن در ممالک اسلامی /  نگاه تشریفاتی و زینتی به قرآن /  مهجوریت قرآن در تعلیم و تربیت / استفاده سطحی از مفاهيم وحيانی/ تفسیر به رأی قرآن/ قرآن ستیزی به سبک غرب / شکایت قرآن در قیامت / شکایت پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلّم) از امت / نگذاریم قرآن مهجور بماند‌

بزرگ ‌ترين معجزه پيامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله وسلّم)، قرآن است و مهم ‌ترين سند حقانيت اسلام و برترين برنامه زندگي سعادت‌بخش انسان ‌ها مي ‌باشد.[1] پيغمبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) در گفتار حکيمانه ‌اش مي‌فرمايد: «عَلَيكُمْ بِـالْقُرآنِ فَاتَّخِذُوهُ اِمـامـاً وَ قائِداً؛[2] بر شما باد که چنگ به دامان قرآن بزنيد و آن را پيشوا و رهبر خود قرار دهيد».[3]

اميرمؤمنان علي(علیه السلام) نیز در يک کلام پرمعنا مي‌فرمايد: «فَتَجَلَّى سُبْحَانَهُ لَهُمْ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْهُ بِمَا أَرَاهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ؛ خداوند در قرآن مجيد از طريق نشان دادن قدرتش تجلي فرموده بي آن که مردم او را ببينند»[4].

قدرت ‌نمايي خداوند در قرآن چنان است که هر زمان درباره آن دانشمندان غور و مطالعه کنند به حقايق بيشتري مي‌رسند، گذشت زمان هرگز آن را کهنه نمي‌کند و تلاوت آن هميشه لذت ‌بخش و مطالعه و دقت در آن هميشه پرفايده و نوراني است.[5]

قرآن شجره طيبه ‌اي است که ريشه ‌هاي آن در اعماق جهان اسلام فرو رفته و شاخه‌ هاي آن برفراز آسمان ‌هاست. تمام جهان بشريت مي‌توانند در سايه اين شجره طيبه قرار گيرند و از ميوه ‌هاي آن هر زمان بهره ‌مند ‌شوند.[6]

از این رو حفظ قرآن، دل و جان را نوراني مي‌کند و تلاوت آن به انسان نور و صفا مي‌بخشد و آهنگ ترتيل آن روح را در آسمان معنويت به پرواز درمي‌آورد و شادي مي‌آفريند.[7]

هم چنین خواندن آیات قرآن‏ همراه با تدبر و انديشه، روح و جان انسان را تازه می كند[8] و فرد در نهايت عمل خود را بر اساس آن تنظيم می نمايد.[9]

البته سخن در مورد قرآن بسیار زیاد است؛[10] اما حقیقت آن است که قرآن در بين ما مهجور و متروک‏ است.[11] مهجور از نظر مغز و محتوا و متروك از نظر انديشه و تفكر و از نظر برنامه ‏هاى سازنده ‏اش![12] لذا هنوز تا رسیدن به حد لازم از حضور قرآن در جامعه، راه بسياري در پيش داريم. [13]

مهجوریت قرآن در ممالک اسلامی

متأسفانه اين كتاب با عظمت، و اين نسخه شفابخش آلام بشريت، حتى در بين مسلمانان غريب و مظلوم است. به نحوی که قرآن و قرآن خوان فراوان است، اما تفكر و تأمل و انديشه پيرامون دستورات آن كم.[14]

به عنوان نمونه اگر به خاستگاه قرآن، عربستان سعودى سرى بزنيم می بینیم، كشورى كه قسمت مهمى از قرآن هاى موجود دنيا، در آنجا چاپ مى ‏شود، و مدارس فراوان جهت حفظ قرآن مجيد دارد، و در تمام مساجد شهر هاى مختلف آن، مخصوصاً مسجد النبى و مسجد الحرام قفسه ‏هاى زيبا و فراوان آن، مملو از قرآن هاى زيباست، و هر كس وارد مى‏ شود به تلاوت آن مى‏ پردازد. اما در همين كشور قرآن در ظواهر زندگى آنها فراوان، اما در اعمال و رفتار و كردارشان ناياب است.[15]

متأسفانه اكثريت مسلمانان جهان، اكثريت كساني كه به قرآن ايمان داريم و دم از اسلام مي زنيم، در حقیقت قرآن را گم كرده ‏ايم.[16]

درست است كه قرآن به تمام زبان هاى زنده جهان ترجمه شده، و در تمام خانه‏ هاى مسلمانان و عموم كتابخانه ‏هاى دنيا وجود دارد، همه روزه از تمام فرستنده‏ هاى ممالك‏ اسلامى و جمعى از ممالك غير اسلامى نيز پخش مى‏ شود، ولى افسوس كه بسيارى از ما از حقيقت تعليمات عالى قرآن‏ و روح معانى اين كتاب بزرگ آسمانى و درس هاى آموزنده آن عملا بى‏خبريم.[17]

ما مسلمانان اگر قرآن را گم نكرده بوديم امروز چنين پراكنده نبوديم، اين چنين در چنگال بيگانگان استعمارگر گرفتار نبوديم و اينچنين در ادامه زندگى و حيات خود به كمك هاى اين و آن نيازمند نبوديم![18]

نگاه تشریفاتی و زینتی به قرآن

از جمله آسيب‌ هايی كه ممكن است به قرآن وارد شود اين است كه قرآن در ميان پيروانش كمرنگ و بی‌رنگ شود.[19]بدین نحو که قرآن به صورت يك كتاب تشريفاتى در آید،[20] و به آن، به عنوان يك كتاب مقدس و آسمانى و قطع نظر از جنبه ‏هاى علمى نگاه ‏كنند. به نحوی که زینت مراسم تشريفاتى آنان باشد.[21] و جاى آن در كاشى كاري هاى مساجد و افتتاح خانه نو، حفظ مسافر، شفاى بيماران، و حد اكثر براى تلاوت به عنوان ثواب از آن استفاده مى‏ كنند.[22]

حال آنکه قرآن مجيد، براى اين نيست كه تنها در خانه ‏ها خاك بخورد، و يا به عنوان «دوری از چشم زخم دیگران» حمايل كنند، و يا ضميمه «آئينه» و «شمعدان» مهريه عروسان نمايند و يا مخصوص مجالس فاتحه و اموات گردد و تا اين حد آن را تنزل دهند و يا آخرين همت آنها تلاش و كوشش براى تجويد و تلاوت زيبا و ترتيل و حفظ آن باشد، ولى در زندگى فردى و اجتماعى كم ترين انعكاس نداشته باشد و در عقيده و عمل از آن اثرى به چشم نخورد![23]

آرى برادرم تا وقتى قرآن را فقط در طاقچه‏ هاى خانه ‏ها و در كنار مقابر و مجالس ترحيم و در موقع خطبه عقد و انتقال از منزلى به منزل ديگر و در وقت مسافرت رفتن به كار گيريم، وضع به همين منوال است، و بايد از بيمارى فردى و اجتماعى بناليم‏.[24]حال آنکه قرآن‏ كتاب عمل است نه يك كتاب تشريفاتى‏.[25]

 لذا اميرمؤمنان در آخرين وصاياي خود فرمودند: «الله الله في القُرْآن، لا يَسْبِقكُمْ بالعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ؛ مسلمانان، خدا را خدا را درباره قرآن به شما مي‌گويم مبادا ديگران با عمل به قرآن بر شما پيشي گيرند و شما تنها به ظاهر قرآن مشغول باشيد».[26]

مهجوریت قرآن در تعلیم و تربیت

در بعضى از كشورهاى اسلامى مدارس پر طول و عرضى به عنوان مدارس «تحفيظ القرآن» ديده مى‏ شود، و گروه عظيمى از پسران و دختران به حفظ قرآن مشغولند.[27]هم چنین براى تجويد و قرائت قرآن بسا كلاس‏ ها برگزار شده و بسا كتاب‏ هايى كه نوشته ‏اند.[28]

اگرچه همه اينها خوب است،[29] ولى آيا اين اهتمامى كه براى حفظ و قرائت و تجويد به كار مى‏رود، براى پياده شدن محتوى آن هم به كار مى‏رود؟! به راستی چه اندازه از مفاهيم قرآن در آنجا پياده شده است.[30] به راستی وقتى تجويد و قرائت با عمل به قرآن و فهم و درك آن همراه نباشد چه دردى را دوا مى‏ كند؟[31]

متاسفانه باید اذعان نمود برخورد گروهى از مسلمانان با قرآن برخورد با يك مشت اوراد نامفهوم است، تنها به تلاوت سرسرى مى‏ پردازند، و در نهايت به تجويد و مخارج حروف و زيبايى صوت اهميت مى‏ دهند، و بيشترين بدبختى مسلمانان از همين جاست كه قرآن را از شكل يك برنامه جامع زندگى خارج ساخته و تنها به الفاظ آن قناعت كرده ‏اند.[32]

من از این می ‌ترسم یک وقت برای عده ‌ای این تصور پیش بیاید که هدف نهایی همان تجوید و صوت خوب است،[33] همانگونه که بعضاً شاهدیم جلساتى به نام قرآن تشكيل مى‏ شود، و صرفاً روى قرائت و تجويد، متمرکز می شوند، گويى ماوراى قرائت و تجويد چيز ديگرى وجود ندارد.[34]

و یا قرائت قرآن یا حفظ قرآن، که گاهی به صورت يك کار هنری در می‌آيد كه قرآن را از انتها بخوانند، يا با يك نفس آيات متعددی خوانده شود، قاريان، حافظان و مستمعان بدانند كه اينها مقدمه برای فهم قرآن و فهم مقدمه برای عمل به قرآن و نشر و ترويج آن است.[35]

بدیهی است آنها كه به تلاوت و حفظ قرآن قناعت مى‏ كنند، و از «تدبر» و «عمل» به قرآن خبرى ندارند، گرچه يكى از سه ركن را انجام داده، ولى دو ركن مهم‏تر را از دست داده ‏اند و گرفتار خسارت عظيمى شده ‏اند.[36] چرا که به نام قرآن، قرآن را به نابودى مى‏ كشند.[37]

این مسأله در حالی است که روايات وارده در زمینه فضيلت سوره ‏هاى قرآن، روى محتواى سوره ها و جنبه هاى عملى آن تأکید شده است، مثلاً مى‏بينيم از امام صادق عليه السلام در فضيلت تلاوت سوره نور چنين نقل شده: «حَصِّنُوا أمْوالَكُمْ وَ فَرُوجَكُمْ بِتِلاوَةِ سُورَةِ النُّورِ وَ حَصِّنُوا بِها نِسائَكُمْ فَاِنَّ مَنْ أدْمَنَ قَرائَتَها فِي كُلِّ يَوْمٍ أوْ فِي لَيْلَةٍ لَمْ يَزْنِ أحَدٌ مِنْ بَيْتِهِ أبَداً حَتّي يَمُوتَ؛[38] اموال و دامان عفت خود را با تلاوت سوره نور محفوظ داريد، و هم چنين به وسيله آن همسران خود را (از سقوط در دامان فساد) حفظ كنيد، هر كس هر شب يا هر روز اين سوره را بخواند، هيچ يك از خانواده او گرفتار بى‏عفتى نخواهد شد».[39]

روشن است كه سوره نور با بحث ‏هاى مؤثرى كه درباره حجاب و مبارزه با چشم‏چرانى كرده، و هم چنين دستورات مؤكدى كه در زمينه ازدواج دختران و پسران و مانند اينها داده است، داروى مؤثرى است براى مبارزه با بى‏عفتى و همچنين حيف و ميل اموالى كه از اين رهگذر به دره نيستى ريخته مى‏شود.[40]

شك نيست كه منظور از تلاوت اين سوره در هر شب و روز در محيط خانه و خانواده هشدارهاى پى در پى‏ و يادآورى‏ هاى مكرر در زمينه‏ هاى اجتماعى و اخلاقى است، و بنابراين افراد بايد آن را بخوانند و مضمون آن را درك كنند، نه تنها تلاوت و قرائت خالى از هر گونه فهم و درك.[41]

در مجموع مبادا خيال شود كه تلاوت قرآن يك هنر است و هر فردي كه بتواند آن را قوي ‌تر اجرا كند به هدف اصلي رسيده است، بلکه بايد سعي كنیم همه با نگاه تربيتي به قرآن بنگریم و اين نگاه است كه مي‌تواند جامعه ما را عوض كند و گرنه مصداق روايت آن كساني هستيم كه قرآن مي‌خوانند اما قرآن آنها را لعن مي‌كند.[42]

 اى كاش در جامعۀ اسلامی، تنها به تلاوت و تجويد و زيبايى صوت و قرائت، قناعت نمى‏ شد و مراحل ديگر كه هدف اصلى را تشكيل مى‏دهد، درباره قرآن پياده مى‏ گشت.[43]

استفاده سطحی از مفاهيم وحيانی

كسانى هستند که آيات قرآن را قرائت مى‏ كنند؛ اما فهم و درك آنها از مفاهيم بلند آيات الهى، سطحى است و به عمق آن‏ نمى ‏رسند؛ همانند خوارج و وهابي ها؛[44] در نتیجه وهابى ‏ها فقط به الفاظ قرآن بسيار اهميت مى‏ دهند و در قرائت مى‏ كوشند، اما به محتواى آن كارى ندارند. وقتى قارى قرآن آيات را يك ‏نفس مى‏ خواند الله‏ الله مى ‏گويند، اما زمانى كه آيات تكان‏دهنده قيامت قرائت مى‏ شود چون يك ‏نفس نخوانده الله ‏الله ندارد.[45]

با توجه به اين مسأله، حركت قهقرائى امت اسلامى و به عقب برگشتن كاملاً روشن مى‏ شود، كه مى ‏بينيم در كشورهائى مثل حجاز و عراق و مصر حفظ الفاظ قرآن‏ بسيار مورد توجه است، به طورى كه بچه‏ هاى كوچك مبادرت به حفظ قرآن مى ‏كنند، در حالى كه احكام آن مراعات نمى‏ شود، و در كنار اين عدم رعايت، علماى راستين محزونند، و خون دل مى ‏خورند، با چشمى گريان و دلى پرخون نظاره‏گر اين اوضاع هستند، و كارى از دست آنها ساخته نيست، آنقدر كه به صورت زيبا و تجويد قرآن توجه مى‏ شود، به‏ تفسير و بيان احكام توجه نمى‏ شود، و اين نقشه ‏اى بود كه بعد از به انحراف كشيدن خط امامت بعد از پيامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) كشيده شد، و تا به حال ادامه دارد، اين سياست شومى بود كه بعد از پيامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) ريخته شد كه قرآن خوانده شود ولى تفسير نشود.[46]

تفسیر به رأی قرآن

امروز بحث ‌های قرآنی انحرافی كم نيست، از جمله  برخی با تفسير به رأی، با آيات قرآن بازی می‌كنند.[47] معنی تفسیر به رأی در یک عبارت ساده این است که ما قرآن را با خواسته ‌های خودمان تطبیق بدهیم. به عنوان مثال بعضی‌ ها در محیط ‌های اسلامی تفکرهای خاصّ «سوسیالیستی» و «کاپیتالیستی» و امثال این ‌ها را داشتند و دنبال این بودند که آیاتی از قرآن را دست‌آویز کنند و آن را با این‌گونه تفکرات تطبیق دهند. در صورتی که قرآن راهنما و استاد و پیشواست نه پیرو! [48]

تفسیر واقعی این است که ما پیرو قرآن باشیم و به تعبیر دیگر ما شاگرد قرآن باشیم نه استاد قرآن. یعنی باید ببینیم قرآن چه می‌گوید نه این که رأی و فکر خودمان را بر قرآن تحمیل کنیم و به قرآن بگوییم تو این طور بگو که ما می‌پسندیم. به همین دلیل باید به هنگام تفسیر، پیش‌داوری‌ ها را کنار بگذاریم و با ذهن صاف و خالی در محضر قرآن بنشینیم و بگوییم ای کتاب بزرگ آسمانی، ای قانون اساسی اسلام تو چه می‌گویی؟ که ما همان را می‌خواهیم.[49]

كوتاه سخن اين‏كه، همان طور كه جمود بر الفاظ قرآن مجيد و عدم توجه به قرائن عقلى و نقلى معتبر، نوعى انحراف است، تفسير به رأى نيز انحراف ديگرى محسوب مى‏شود، و هر دو مايه دور افتادن از تعليمات والاى قرآن و ارزش ‏هاى آن است.[50]

قرآن ستیزی به سبک غرب

سال ‌هاست دشمن، جسم و روح قرآن را هدف قرار داده است. مثلاً در عراق، آمريكايي‌ها قرآن را گذاشتند و تيراندازي كردند؛ اين يعني هدف قرار دادن جسم قرآن،[51] و یا اقدام دیگر در این عرصه، اقدام زشت آتش زدن قرآن بود[52] که به کوری چشم کسانی که قرآن را احمقانه سوزاندند و گمان کردند با سوزاندن قرآن این کتاب فراموش می‌شود، دیدیم که توجه جهانیان روز به روز به این کتاب الهی بیشتر گردید[53] به نحوی که در کشور آمریکا در سال های گذشته کتابی که بیش از همه کتاب ها منتشر شد، ترجمه قرآن مجید به زبان انگلیسی بود؛ یعنی همان کتابی که آن را آتش زدند. [54]

و گروهي هم در دين ما شبهه ايجاد مي‌كنند و مفاهيم قرآني را زير سوال مي‌برند، و به روح قرآن ما حمله مي‌كنند. [55] هم چون نوشتن کتاب‌ آیات شیطانی که کار بسیار زشتی بود، ولی زمانی که امام(رحمه الله علیه) آن فتوا را دادند، این مسئله در سراسر جهان مطرح شد، در آن سال در آمریکا و دیگر کشورها، قرآن، به عنوان پرفروش ‌ترین کتاب مطرح شد و به واسطه این دشمنی با روح قرآن، عده زیادی با این کتاب آسمانی آشنا شدند و مطمئناً آثار مثبت فراوانی هم بر جای گذاشت. [56]

هم چنین يك عده از مستشرقين، در لباس استشراق هجمه به قرآن كرده و دست به قرآن ستيزي زدند. از جمله نسبت به شيعيان مدعی شدند كه آن ها كاري به قرآن ندارند.[57]

در این میان فعالیت قرآن پژوهان و کسانی که با احساس وظیفه برای حفظ قرآن جان‌فشانی می‌کنند، و در این راه، شبهات را پاسخ می‌دهند و با ترجمه قرآن،‌ آموزه ‌های آن را نشر می‌دهند، تمامی این مسائل،[58] جوابي براي اين حرف هاي بي اساس دشمنان،[59] و گامی در راستای رفع مهجوریت قرآن کریم است.[60]

شکایت قرآن در قیامت

يكى از شاكيان در روز قيامت قرآن است.[61] شكايت‏ قرآن درباره كسانى است كه آن را پشت سر افكنند و نسبت به آن بى اطلاع باشند.[62]

 امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «ثَلاَثَةٌ يَشْكُونَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لاَ يُصَلِّي فِيهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَيْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ غُبَارٌ لاَ يُقْرَأُ فِيهِ؛ سه چيز نزد خدا شكايت مى‏ كنند: مسجدى كه خراب شده و در آن نماز خوانده نمى ‏شود، عالمى كه در بين مردم قرار دارد و از او بهره نمى‏ برند، و قرآنى كه غبار روى آن را گرفته و خوانده نمى‏ شود».[63]

شکایت پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلّم) از امت

پيامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) طبق آيه سى‏ام سوره فرقان از برخى مسلمانان به خداوند شكايت مى‏ كند: «يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً؛ پروردگارا! اين قوم من قرآن را ترك گفتند و از آن دورى جستند».[64]

آری آن حضرت از گروه عظيمى از مسلمانان به پيشگاه خدا شكايت مى‏ برد كه اين قرآن را به دست فراموشى سپردند، قرآنى كه مملو از برنامه‏ هاى زندگى مى‏ باشد، اين قرآن را رها ساختند و حتى براى قوانين مدنى و جزائيشان دست گدايى به سوى ديگران دراز كردند![65]

سخن آخر: (نگذاریم قرآن مهجور بماند)

واقعا شرم‏آور است كه با قرآن چنين كرديم، با چه روئى به محضر رسول گرامى (صلّی الله علیه وآله وسلّم) و قرآن عزيز و بالاتر از همه خداوند متعال رويم، آيا به ما نمى‏ گويند هدف از نزول قرآن همين بود كه كرديد؟![66]

نتيجه اينكه در چنين زماني ما بايد قرآن را تنها نگذاريم تا قرآن هم ما را تنها نگذارد. نبايد قرآن و پيامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) روز قيامت از ما شكايت كنند،[67] بلکه بايد همواره، مخصوصاً در ماه مبارك رمضان كه به تعبير قرآن ماه قرآن است، در معارف و دستورهاى الهى كه در قرآن آمده بينديشيم، و دردها و آلام و بيماري ها و مشكلات خويش را در سايه عمل به آن درمان كنيم، بايد به قرآن بازگرديم، و آن را فراگيريم، و شعاع نور آن را در سراسر زندگى و اعمال و حركاتمان بيندازيم، تا مبادا جز افرادى باشيم كه پيامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) از آنها شكايت خواهد كرد.[68]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منابع:

1. بیانات معظم له

2. تفسیر نمونه

3. انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى

 


[1] متن پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شيرازي به هفتمين دوره مسابقات دارالقرآن امام علي ابن ابيطالب(ع)،18/10/1392.

[2] ميزان الحكمه، ج10، ص 4806.

[3] متن پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شيرازي به هفتمين دوره مسابقات دارالقرآن امام علي ابن ابيطالب(ع)،18/10/1392.

[4] خطبه 147، نهج البلاغه.

[5] متن پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شيرازي به هفتمين دوره مسابقات دارالقرآن امام علي ابن ابيطالب(ع)،18/10/1392.

[6] همان.

[7] همان.

[8] كليات مفاتيح نوين، ص921.

[9] داستان ياران: مجموعه بحث هاى تفسيرى حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى (مدظله)، ص26.

[10] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شيرازي در جمع اساتید تفسیر حوزه‌ های علمیه سراسر کشور، 8/3/1392.

[11] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص49.

[12] تفسير نمونه، ج‏15، ص77.

[13] متن پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شيرازي به هفتمين دوره مسابقات دارالقرآن امام علي ابن ابيطالب(ع)، 18/10/1392.

[14] سوگندهاى پر بار قرآن، ص34.

[15] همان.

[16] قرآن و آخرين پيامبر : تجزيه و تحليل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دريچه هاى گوناگون، ص18.

[17] همان.

[18] همان.

[19] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شيرازي در مجمع عمومی انجمن قرآن‌پژوهی حوزه علميه، 8/12/1390.

[20] تفسير نمونه، ج‏15، ص77.

[21] تفسير بر رأى و هرج و مرج ادبى، ص10.

[22] تفسير نمونه، ج‏15، ص77.

[23] مثال هاى زيباى قرآن، ج‏2، ص272.

[24] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏1، ص481.

[25] برگزيده تفسير نمونه، ج‏2، ص141.

[26] بحار الأنوار، ج42، ص256؛ (متن پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شيرازي به هفتمين دوره مسابقات دارالقرآن امام علي ابن ابيطالب(ع) ،18/10/1392).

[27] تفسير نمونه، ج‏15، ص77.

[28] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص573.

[29] همان.

[30] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏1، ص295.

[31] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص573.

[32] تفسير نمونه ، ج‏21، ص468.

[33] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ (مجله گلستان قرآن، آذر 1379، شم 39‌، ص 17 تا 18).

[34] تفسير بر رأى و هرج و مرج ادبى، ص10.

[35] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ (مجله گلستان قرآن، آذر 1379، ش 39‌، ص 17 تا 18).

[36] اعتقاد ما، ص50.

[37] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏1، ص295.

[38] تفسير مجمع البيان، ج 7، ص 122.

[39] تفسير بر رأى و هرج و مرج ادبى، ص11.

[40] همان.

[41] همان، ص12.

[42] بیانات حضرت آيت‌الله العظمی مكارم شيرازي در ديدار مديران و كارشناسان قرآني، 29/2/1389.

[43] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏4، ص636.

[44] والاترين بندگان، ص226.

[45] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص49.

[46] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏1، ص482.

[47]  بیانات حضرت آيت‌الله العظمی مكارم شيرازي در مجمع عمومی انجمن قرآن‌پژوهی حوزه علميه، 7/11/1390.

[48] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ (مجله گلستان قرآن، آذر 1379، ش 39‌، ص 17 تا 18).

[49] همان.

[50] اعتقاد ما، ص54.

[51] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار اعضاي هيات مديره اتحاديه بين‌المللي راديوهاي قرآني و اسلامي، 12/8/1387.

[52] بیانات حضرت آيت‌الله العظمی مكارم شيرازي در مجمع عمومی انجمن قرآن‌پژوهی حوزه علميه، 7/11/1390.

[53] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در جوار بارگاه حضرت امام رضا(ع)، 5/4/1391.

[54] همان.

[55] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار اعضاي هيات مديره اتحاديه بين‌المللي راديوهاي قرآني و اسلامي، 12/8/1387.

[56] بیانات حضرت آيت‌الله العظمی مكارم شيرازي در مجمع عمومی انجمن قرآن‌پژوهی حوزه علميه،7/11/1390.

[57] بیانات حضرت آيت‌الله العظمی مكارم شيرازي در دیدار رييس سازمان اوقاف و جمعي از دست اندركاران برگزاري مسابقات بين المللي قرآن كريم، 19/12/1395.

[58] بیانات حضرت آيت‌الله العظمی مكارم شيرازي در مجمع عمومی انجمن قرآن‌پژوهی حوزه علميه،7/11/1390.

[59] بیانات حضرت آيت‌الله العظمی مكارم شيرازي در دیدار رييس سازمان اوقاف و جمعي از دست اندركاران برگزاري مسابقات بين المللي قرآن كريم، 19/12/1395.

[60] بیانات حضرت آيت‌الله العظمی مكارم شيرازي در مجمع عمومی انجمن قرآن‌پژوهی حوزه علميه،7/11/1390.

[61] گفتار معصومين(ع)، ج‏1، ص119.

[62] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏6، ص560.

[63] خصال صدوق، ص 142؛ اصول كافى، ج 4، ص 417؛ (گفتار معصومين(ع)، ج‏1، ص119).

[64] سوگندهاى پر بار قرآن، ص33.

[65] تفسير نمونه، ج‏15، ص76.

[66] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏1، ص481.

[67] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در جمع اعضاي هيات مديره اتحاديه بين‌المللي راديوهاي قرآني و اسلامي، 12/8/1387.

[68] سوگندهاى پر بار قرآن، ص34.

 

captcha