سیرۀ عملی امام سجاد علیه السلام از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

سیرۀ عملی امام سجاد علیه السلام از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی


مى‏دانيم خداوند پيامبران خود را از جنس بشر قرار داد تا بتوانند الگو و سرمشق در همه زمينه‏ ها باشند؛ چرا كه اگر از جنس فرشته و مانند آن بودند هرگز چنين مطلبى ممكن نبود و مهم‏ ترين برنامه انبيا كه تعليمات عملى آن ‏هاست به تعطيلى مى‏گراييد.[1]

لذا يكى از نعمت ‏هاى بزرگ خداوند بر انسان‏ ها وجود پيشوايان‏ بزرگ و آگاه است كه تمام حركات و سكنات زندگى آن ‏ها آموزنده است.[2]

گوينده، هر قدر توانا و نويسنده هر قدر فصيح و بليغ باشد، تأثير پند و اندرز هايش هرگز به اندازه سرمشق‏ هاى عملى‏ نيست و آن چه را مردم از اعمال پيشوايان‏ الهى بهره مى‏گيرند قابل مقايسه با چيزى كه از سخنانشان استفاده مى‏كنند نيست.[3]

به همين دليل، پيامبر و پيشوايان‏ معصوم مهمترين شاخه هدايت را با عمل‏ خود نشان مى‏دادند،[4] که سرمشق بسيار آموزنده ‏اى براى هر مسلمان راستين به شمار می رود.[5]

در این میان، اعمال فوق العاده وسيع و گسترده و پاك امام سجاد علیه السلام،[6] مملو از حکمت، رحمت، عطوفت و محبّت است.[7] لذا روح ولايت پذیری و عشق به آن حضرت را در انسان زنده نگه مى‏دارد، و همگان را به تأسّى و اقتداى به آن پيشواي‏ معصوم عليه السلام وا مى ‏دارد.[8]

از این رو شایسته است سيره عملى‏، و رفتار و معاشرت هاى اجتماعى آن حضرت مورد بررسی قرار گیرد.[9] از آن جهت که انسان را از شرّ شياطين و مفسدان و هواى نفس حفظ مى‏كند؛ خوشا به حال آنها كه در ايمان و عمل‏ و اخلاق به آن حضرت اقتدا مى ‏جويند.[10]

مداومت بر عمل

مداومت‏ و پشتكار در عمل مشكل تر از انجام اصل عمل است و آنچه مهم است، مداومت‏ است وگرنه گاهى انسان كارى را با شوق و گرمى شروع مى‏كند ولى پس از مدتى از آن سرد مى‏شود و یا گاهى انسان بطور اتفاقى عمل نيكى انجام مى‏دهد؛ مثلا شب دچار بى ‏خوابى شده مى ‏گويد بگذار نماز شب بخوانيم يا تلاوت قرآن كنيم اگر به همين مقدار بسنده كند به جائى نمى ‏رسد.[11]

در تعليم و تعلم ما بسيار ديديم و فهميديم كه استعداد زياد انسان را به جائى نمى‏رساند، آنچه مى ‏رساند مداومت بر عمل است، حتى آنها كه استعداد خوب دارند با پشتكار در عمل به جائى مى‏رسند نه فقط با استعداد![12]

و یا يكى از علل پيشرفت بعضى از افراد و جوامع بى ايمان، این است که در عين بيگانگى از خدا در كار هاى زندگى، جدى، مصمم و داراى پشتكار و استقامت و هماهنگى با يكديگر و آگاهى از وضع زمان هستند. اين افراد، در زندگى مادى مسلماً پيروزى ‏هايى به دست مى ‏آورند، و در حقيقت يك سلسله از برنامه ‏هاى اصيل دينى را بدون استناد به دين پياده مى‏كنند.[13]

در مقابل افرادى هستند كه پایبند به عقائد مذهبى هستند، ولى بسيارى از دستورات عملى‏ آن را فراموش كرده ‏اند؛ آنها افرادى بى‏حال، كم شهامت، فاقد استقامت و پشتكار و كاملاً پراكنده و از هم جدا مي باشند، مسلماً آنها در زندگى با شكست ‏هاى پى در پى مواجه ميشوند. آنها گاهى چنين تصور ميكنند كه تنها با خواندن نماز و گرفتن روزه بايد در همه كار ها پيروز شوند در حالى كه دين يك سلسله برنامه ‏هاى عملى براى پيشرفت در زندگى آورده كه فراموش كردن آنها، با شكست و ناكامى همراه است.[14]

لذا باید مداومت کرد بر عمل، گرچه كم باشد، و اين ارزشمند است كه[15] به نقل از امام صادق (عليه السلام)، امام سجاد (عليه السلام) بسيار مى ‏فرمودند: «انّى لُاحِبّ‏ انْ اداوم على العَمَلِ و انْ قَلَّ؛ من دوست دارم مداومت بر عمل كنم گرچه كم باشد».[16]

باز همين معنى به شكل ديگرى در سخنان امام سجّاد علىّ بن الحسين عليه السلام ديده مى‏شود که فرمود: «احِبُّ لِمَنْ عَوَّدَ مِنْكُمْ نَفْسَهُ عادَةً مِنَ الْخَيْرِ انْ يَدُومَ عَلَيْها؛ دوست دارم كسى كه از شما عادت نيكى را پذيرفته است آن را پيوسته ادامه دهد!»[17]

صدقه هنگام مسافرت

بی شک صدقه پيش از آن كه براى گيرنده مفيد باشد، براى دهنده آن سودمند است. چرا که صدقه بازدارنده بلايا و مرگ ‏هاى بدفرجام است.[18]

در احاديث اسلامى، رابطه صدقه‏ با، رفع بلا ها و خطرات با صراحت بيان شده است،[19] از جمله، در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «الصَّدَقَةُ تَدفَعُ مِيتَةَ السُّوءِ؛ صدقه‏ از مردن بد و دلخراش جلوگيرى مى‏كند».[20] که منظور مرگ‏ هاى دلخراش و بد منظر است؛ مانند سوختن در آتش، تكّه‏تكّه شدن در تصادفات و مانند آن.[21]

البته اجل حتمى تخلّف ‏ناپذير است، ولی اجل مشروط يا معلَّق،[22] گاه به وسيله انجام اعمال نيكى همچون صدقه‏ در راه خدا قابل تغيير مى ‏باشد.[23]

لذا در روايتى از امام باقر عليه السلام آمده: «هر زمان امام سجّاد عليه السلام پاى در ركاب مى‏گذاشت با صدقه دادن در حدّ توان خود، سلامتى را از خداوند عزّوجل طلب مى‏كرد و هنگام بازگشت از سفر نيز به شكرانه سلامتى سفر به اندازه توان خويش صدقه مى‏داد و حمد و شكر خدا بجاى مى‏آورد».[24]

اینگونه است که در جامعه برخى افراد را می بینیم كه وقتى مى‏خواهند مسافرت بروند به تعداد روز هاى سفر پولى جدا كرده و به مستحق مى‏دهند. برخى چنين حسابى دارند. اين ها دستور هايى است ارزنده كه باید بدان عمل كنيم.[25]

ذکر مورد علاقه و نحوه شکر کردن خدا در سیره امام سجاد (ع)

نزديكترين حالتى كه بنده به خدايش نزديكتر است، حالتى است كه بيشتر در خشوع است و «سجده»، پائين‏ترين حالت در مناسک دینی است، كه اين پائينى خود، بزرگى است، زيرا پائين آمدن براى خدا، بزرگى در نزد او است، در واقع علت عظمت سجده، خضوع آن است![26]

سجده‏ آخرين درجه خضوع است و آن مخصوص خدا است.[27] در نتیجه انسان در حال سجده، همه چيز جز خدا را فراموش مى‏كند، و خود را به او بسيار نزديك مى‏بيند و بر بساط قرب او جاى مى‏گيرد. استادان سير و سلوك و عرفان، و معلّمان اخلاق بر مسأله سجده‏ تأكيد فراوان دارند.[28]

از سوی دیگر اتّفاق تمام علماى شيعه، سجده شكر به هنگام يافتن نعمتى يا دفع بلايى سنّت است؛[29] لذا امام باقر (عليه السلام) فرمود: «پدرم هرگاه نعمتى ذكر مى ‏شد، یا آيه ‏اى كه در آن سجده بود قرائت مى‏گرديد، يا خداوند دفع بلا و كيد از او مى‏كرد، يا از نمازش فارغ مى‏شد، يا اصلاح بين دو نفر مى‏كرد، در همه اين ها سجده مى‏كرد و اثر سجود در تمام مواضع سجده ‏اش نمايان بود؛ و از اين رو او را «سجّاد» مى‏ناميدند».[30]

هم چنین پيشوايان بزرگ به خصوص رسول خدا (صلى الله عليه و آله) و اهل بيت (عليهم السلام) سجده‏ هاى طولانى داشتند؛ چرا که سجده های طولانی روح و جان انسان را پرورش مى‏دهد و بارزترين نشانه‏ هاى عبوديّت و خضوع در پيشگاه پروردگار است.[31]

لذا امام سجاد (عليه السلام) گاهى در بيابان به سجده مى‏رفت و هزار مرتبه مى‏فرمود: «لا الهَ الّا اللّه حقّاً حقا لا اله الا اللّه تعبداًو رِقّا لا اله الله ايماناً و تصدقاً؛[32] نيست معبودى شايستۀ پرستش مگر خداوند يكتا و اين را از روى حقّ‌ و حقيقت مى‌گويم، و نيز نيست معبودى جز «اللّه»، و اين را از روى ايمان و تصديق اقرار مى‌كنم»[33]

هیچ کار خیری را کوچک نشماریم!

بسيارند اشخاصى كه وقتى به كار هاى نيك كوچك برخورد مى‏كنند بى‏اعتنا از كنار آن مى‏گذرند در حالى كه گاهى همين كار هاى كوچك، سرنوشت‏ساز است؛ ممكن است جرعه آبى تشنه ‏اى را از مرگ نجات دهد يا مقدار كمى دوا مايه نجات انسانى از مرگ شود.[34]

اضافه بر اين اگر همه مردم حتى به كار هاى نيك كوچك اهميت دهند، قطره قطره جمع مى‏شود و تبديل به دريايى از خير و خيرات مى‏گردد.[35]

از اين گذشته هرگاه كار خير به نيت اطاعت فرمان خدا انجام گيرد بزرگ خواهد بود، اضافه بر اين، رفتن به‏سوى كار هاى خير كوچك انسان را به‏تدريج آماده براى‏ خيرات بزرگ مى‏كند و اين خود نكته مهمى است.[36]

با توجه به اين نكات هيچ‏ كار خيرى‏ را هر چند كم و كوچك باشد نبايد ناديده گرفت.[37]

لذا امام صادق (عليه السلام) مى‏فرمايند: «امام سجاد (عليه السلام) در جاده عبور مى‏كردند، تكه گِلى در وسط راه بود از مَركب خود پياده شدند و آن را با دست خود از وسط راه دور كردند».[38]

به اين ترتيب امام سجاد عليه السلام با عمل خود، همه مردم را به كار هاى نيك اعم از كوچك و بزرگ تشويق مى‏كند تا در سايه آن جامعه اسلامى راستين به ‏وجود آيد.[39]

سیره امام سجاد (ع) در تولد فرزند

بدون شك موضوع تولد فرزندان دختر و پسر؛ در همه چيز، برآمده از مشيت خداوند، آن حاكم مطلق است، و او قادرى است آگاه و حكيم كه علم و قدرتش با هم قرين است.[40]

لذا برتری یکی بر دیگری ، نه دليلى از عقل دارد، و نه دليلى از طريق وحى الهى، بلکه جز يك مشت اوهام و خرافات و الفاظ تو خالى چيزى نيست.[41]

جنسیت پسر یا دختر، از نظر انسانى و در پيشگاه خدا از نظر ارزش يكسانند،[42] و فرزندان اعم از دختر یا پسر از مواهب الهى هستند و هيچگونه تفاوتى از نظر ارزش انسانى ندارند، اصولا بقاء نسل بشر بدون هيچ يك از آنها امكان پذير نيست.[43]

به اين جهت، انسان ‏هاى وارسته به هنگام تولّد نوزادشان، از جنس آن سؤال نمى‏كنند كه آيا دختر است يا پسر؟ بلكه از سلامت او مى ‏پرسند؛ زيرا دختر و پسر هر دو نعمت خداوند هستند؛ آنچه مهمّ است، سلامت آنهاست.[44]

لذا هنگامى كه خداوند هنگامى که به امام سجاد علیه السلام بشارت فرزندى مى‌‏دادند، نمى‌‏پرسید پسر است یـا دختر؟ بلکه مى‏‌پرسیدند: «أَسَوِىٌّ؟ فَاِذا کانَ سَوِیّا قالَ: اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لَمْ یَخْلُقْ مِنّى خَلْقا مُشَوَّها؛[45] آیا سالم است؟ وقتى سالم بود، مى ‌فرمودند: حمد و ستایش مخصوص خدایى است که از من مخلوق ناقص و زشت خلق نکرده است». اين درس بزرگى براى همه ماست، زيرا پسر و دختر تفاوتى نمى‏كند، هر دو نعمت و هديه خداوند است.[46]

سخن آخر: (سیره عملی امام سجاد(ع) بهترین الگوی سبک زندگی اسلامی است)

در خاتمه باید تأکید کرد بر اندیشمندان و تصمیم گیران فرهنگی کشور، لازم است در راستای تبیین سبک زندگی اسلامی و فراهم کردن بستر مناسب برای اشاعه آن بین آحاد مردم، در راستای بهره‌گیری از مصادیق ملموس تعلیمات روایات اسلامی و مسائل عینی و مصداقی در سیره ائمه معصومین علیهم‌السلام به‌ویژه سیره امام سجاد علیه ‌السلام گام بردارند که در صورت تحقق این مهم، مردم به خودآگاهی دست خواهند یافت و جامعه، به سبک زندگی مطلوب اسلامی رهنمون خواهد شد.[47]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منبع:

1. پيام امام امير المومنين عليه السلام

2. تفسیر نمونه

 


[1] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏6، ص242.

[2] همان، ج‏3، ص347.

[3] همان، ج‏6، ص242.

[4] تفسير نمونه، ج‏24، ص24.

[5] برگزيده تفسير نمونه، ج‏2، ص639.

[6] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏7، ص561.

[7] آيين رحمت، ص45.

[8] كليات مفاتيح نوين، ص996.

[9] آيين رحمت، ص45.

[10] كليات مفاتيح نوين، ص996.

[11] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ، ج‏2، ص110.

[12] همان.

[13] تفسير نمونه، ج‏3، ص228.

[14] همان.

[15] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏2، ص110.

[16] كافى، ج 2، ص 82 ؛ ميزان الحكمه، ج 7، ص 16؛ (اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏2، ص 111).

[17] بحارالانوار، ج 46، ص 99 ؛ (اخلاق در قرآن، ج‏1، ص205).

[18] مثال هاى زيباى قرآن، ج‏1، ص123.

[19] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏14، ص146.

[20] ميزان الحكمه، ج 5، ص 321 ؛ (گفتار معصومين(ع)، ج‏2، ص210).

[21] مثال هاى زيباى قرآن، ج‏1، ص124.

[22] مانند انواع بيمارى‏هاى قابل علاج، خطرات رانندگى كه بر اثر بى‏احتياطى پيش مى‏آيد، خطرات زلزله ‏ها و طوفان ‏ها كه بر اثر سستى ساختمان خانه‏ ها دامن انسان را مى‏گيرد تمام اين ها از امورى است كه ممكن است به زندگى انسان پايان دهد ولى در عين حال قابل اجتناب است. (پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏13، ص555).

[23] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏3، ص27.

[24] فقيه، ج 2، ص 270، ح 2408 و وسائل‏الشيعه، ج 8، ب 15 از ابواب سفر، ح 5 ؛ (كليات مفاتيح نوين، ص212).

[25] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص36.

[26] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏2، ص15.

[27] شيعه پاسخ مى گويد، ص 145.

[28] همان، ص 144.

[29] كليات مفاتيح نوين، ص1056.

[30] بحار انوار، ج 46، ص 6 ؛ ميزان الحكمه، ج 4، ص 384؛ (اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏2، ص13).

[31] شيعه پاسخ مى گويد، ص143.

[32] بحار الانوار، ج 85، ص 166؛ ميزان الحكمه، ج 4، ماده «سجد».

[33] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏2، ص13.

[34] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏15، ص402.

[35] همان.

[36] همان.

[37] همان، ص403.

[38] بحار الانوار، ج 75، ص50 ؛ (اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج‏2، ص486).

[39] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج‏15، ص403.

[40] تفسير نمونه، ج‏20، ص484.

[41] برگزيده تفسير نمونه، ج‏4، ص586.

[42] تفسير نمونه، ج‏19، ص172.

[43] همان، ج‏12، ص126.

[44] مثال هاى زيباى قرآن، ج‏2، ص36.

[45] وسائل الشیعه، ج 15، ص 143، ح 1.

[46] از تو سوال مى كنند(مجموعه سوالات قرآنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله)، ص142.

[47] متن پیام حضرت آیت‌الله العظمی‌ مکارم شیرازی به همایش ملی«اقتصاد مقاومتی»، 17/2/1397.

 

captcha