اگر نایب طواف نساء را بجا نیاورد، آیا فقط همسر بر او حرام میشود، یا علاوه بر آن ذمّهاش نیز مشغول است که حتّى اگر فوت کرده باشد باید از طرف او قضا کنند؟
در منطقه ما رسم بر این است که گاه زنعمو دست پسر برادرشوهر خود را میگیرد و او را میبوسد، یا زنبرادر و خواهرزن نیز خود را با برادرشوهر و شوهر خواهر محرم حساب میکنند و دست دادن، خصوصاً بوسیدن سر و دست به هنگام بازگشت از سفر و ایّام عید شدیداً رایج و مرسوم گردیده و هر چه تذکّر داده میشود نمیپذیرند، بلکه گاهی ناراحت میشوند، تکلیف ما چیست؟ اگر موجب قطع صلهرحم شود چه حکمی دارد؟
در دانشگاههای برخی از کشورها که تحت مدیریت لاییک ها است شرط طی کردن مراحل تحصیل رعایت نکردن حجاب شرعی است، لطفاً معظم له بفرمایید وظیفه و تکلیف دختران مسلمان در فرضهای زیر چیست؟
فرض اوّل: درصورتیکه تحصیل علم در ایران، یا کشورهای دیگر که شرط کشف حجاب ندارند ممکن باشد، بازهم مجازند در هم آنجا و به آن صورت به تحصیل ادامه دهند؟
فرض دوّم: درصورتیکه آن تخصص عمومیباشد و بانوان بهطور خاص به آن نیاز نداشته باشند و با تحصیل آقایان رفع نیاز شود، آیا بازهم خانمها مجازند برای تحصیل آن علم، حجاب را بردارند؟
فرض سوّم: اگر با کلاهگیس و مانند آن حجاب برای آنها ممکن باشد، این کار لازم است؟
فرض چهارم: اگر علمی که قصد تحصیل آن رادارند ضروری نباشد، مثل رشتهی هنر، تاریخ، ورزش و مانند آن، بازهم همین حکم جاری است؟
اگر مردی در عقد موقّت (۲۰ ساله) بیش ازچهارماه نزدیکی با متعه ی خود را ترک کند عقد باطل میشود، آیا زن میتواند صیغه عقدراباطل نموده و بعد از تمام شدن مدّت عدّه ازدواج نماید؟
اگر انسان افسرده باشد، البتّه نه از نوع خيلى شديد، بلكه از نوعى كه دكترها و روانشناسان تشخيص افسردگى میدهند و در اين مدّت عمداً نمازش را ترك نموده و روزه هم نگيرد و به خدا بدگمان شود و از رحمت او مأيوس گردد و كشف حجاب نمايد، درحالیکه آگاه و عاقل است، حكمش چيست؟
با عکسبرداری از جنين درون شكم مادرى، معلوم شد كه جنين ناقصالخلقه است و پس از تولد مانند تكه گوشتى به كنارى خواهد افتاد و هیچگونه فعّاليّتى نمیتواند داشته باشد و فاقد هرگونه درك و شعور انسانى خواهد بود، اگر اين طفل به دنيا آمد و سپس بيمار شد، آيا جايز است كه هیچگونه اقدامى در مورد درمان وى انجام نداد تا زودتر بميرد و چهبسا از درد و رنج هم راحت شود؟
شخصى از یک بيمارى لاعلاج مانند سرطان رنج میبرد و پزشکان هم از معالجه وى نااميد شدهاند، حال اگر پزشكى از روى ترحّم و دلسوزى از معالجه وى كه منتهى به ادامه زندگى شخص بيمار در مدّت كوتاهى میشود خوددارى نمايد و بيمار زودتر بميرد، آيا ازنظر فقهى چنين كارى جرم است؟ لطفاً به دليل آن اجمالاً اشارهکنید.
اگر انسان افسرده باشد، نه از نوع خیلى شدید بلکه از نوعى که دکترها و روانشناسان تشخیص افسردگى دهند و در این مدّت نمازش را عمداً ترک کند و روزه هم نگیرد و به خدا بدگمان شود و از رحمت او مأیوس گردد؛ و کشف حجاب کند، درحالیکه عقلش سر جایش است و آگاه و عاقل است، حکمش چیست؟
چنانچه دکتر مریض را از روزه گرفتن منع کند (با توجّه به اینکه بعضى از دکترها نسبت به مسائل شرعى بى اطّلاع هستند) آیا نظریه او در این مورد قابلقبول است؟
در برخى بیماریها، مثل نارسایى کلیه، با اطمینان میتوان به بیمار توصیه نمود که روزه نگیرد امّا در خیلى از موارد به علّت شکی که در اصل بیمارى، یا چگونگى تأثیر روزه بر آن وجود دارد، یا به علّت عدم وجود تحقیقات و نتایج لازم در مورد اثرات روزه بر بسیارى از بیماریها و کلاً به خاطر عدم امکان تعیین نقش روزه بر بیمارى، پزشک واقعاً نمیداند روزه را به بیمار توصیه کند یا خیر؟ در این صورت وظیفه پزشک چیست؟
زنى 63 ساله هستم که شش بچه به دنیا آوردهام. در دوران حاملگى و شیرخوارگى بچهها (حدود 12 سال) نتوانستم روزهبگیرم، پسازآن نیز تاکنون هر وقت خواستم روزهبگیرم دچار خونریزى معده شده و با توصیه پزشکان روزه نگرفتهام، اکنون تکلیف بنده چیست؟
در مسئله 1450 توضیح المسائل فرمودهاید: «مرد و زن پیر که روزه گرفتن براى آنها مشکل است میتوانند روزه را ترک کنند» لطفاً معیار و میزان پیرى را معیّن فرمائید؟
اگر پزشک فردی را به مدت 5 الی 6 سال از روزه گرفتن منع کرده باشد، اما این فرد با مراجعه به پزشک دیگر متوجه شود که بیمار نمیباشد و میتوانسته روزه بگیرد، حال وظیفهی او نسبت به گذشته چیست؟
اگر فرد سیگاری قادر نباشد سیگار را ترک نماید بهگونهای که اگر ترک نماید سردرد میشود و قادر به مسافرت هم نباشد، چگونه میتواند روزه بگیرد که صحیح باشد؟