مسأله 1467ـ روزى که انسان شک دارد که آخر ماه شعبان است يا اوّل ماه رمضان، اگر مى خواهد روزه بگيرد بايد به قصد آخر شعبان باشد و اگر به نيّت اوّل ماه رمضان روزه بگيرد حرام و باطل است.
مسأله 1466ـ هرگاه عقيده اش اين بود که روزه براى او ضرر ندارد و روزه گرفت و بعد از مغرب فهميد روزه براى او ضرر داشته، احتياط آن است که قضاى آن را به جا آورد.
مسأله 1465ـ اگر طبيب بگويد روزه ضرر دارد امّا او با تجربه دريافته است که ضرر ندارد، بايد روزه بگيرد و در صورت معلوم نبودن ضرر، مى تواند يکى دو روز تجربه کند و بعد طبق دستور بالا عمل نمايد.
مسأله 1463ـ روزه گرفتن زن (روزه مستحبّى) در صورتى که حقّ شوهرش از بين برود بدون اجازه او جايز نيست، و اگر حقّ او از بين نرود نيز، بنابر احتياط واجب بايد با اجازه شوهر باشد، همچنين روزه مستحبّى اولاد اگر اسباب اذيّت پدر و مادر شود جايز نيست، ولى اجازه گرفتن از آنها لازم نمى باشد.
مسأله 1464ـ کسى که مى داند روزه براى او ضرر دارد بايد روزه را ترک کند و اگر روزه بگيرد صحيح نيست، همچنين اگر يقين ندارد امّا احتمال قابل توجّهى مى دهد که روزه براى او ضرر دارد، خواه اين احتمال از تجربه شخصى حاصل شده باشد يا از گفته طبيب.
مسأله 1461ـ هرگاه شخص زندانى نتواند به ماه رمضان يقين پيدا کند بايد به گمان خود عمل نمايد و آن ماه را که بيشتر احتمال مى دهد که ماه رمضان است روزه بگيرد و اگر گمان براى او حاصل نشود هر ماهى را که روزه بگيرد صحيح است، ولى احتياط واجب آن است که اگر زندان او ادامه يابد در سال آينده نيز همان ماه را روزه بگيرد.
مسأله 1460ـ روزى را که انسان شک دارد آخر رمضان است يا اوّل شوّال بايد روزه بگيرد، امّا اگر در اثناء روز ثابت شود که اوّل شوّال است بايد افطار کند هر چند نزديک مغرب باشد.
مسأله 1457ـ اوّل ماه به وسيله تقويمها و محاسبات منجّمين ثابت نمى شود، هرچند آنها اهل اطّلاع و دقّت باشند، مگر اين که از گفته آنها يقين حاصل گردد، همچنين بلند بودن ماه و دير غروب کردن آن دليل بر اين نمى شود که شب قبل شب اوّل ماه بوده است.
مسأله 1447ـ هرگاه روزه دار بعد از ظهر مسافرت نمايد بايد روزه خود را تمام کند، امّا اگر پيش از ظهر مسافرت نمايد روزه اش باطل است، ولى قبل از آن که به حدّ ترخص برسد نمى تواند روزه را افطار کند و اگر پيش از آن افطار کند کفّاره بر او واجب است (منظور از حدّ ترخص جايى است که صداى اذان شهر را نشنود، يا به جايى برسد که از نظر مردم شهر پنهان گردد).
مسأله 1456ـ اوّل ماه از پنج طريق ثابت مى شود:
1ـ ديدن ماه با چشم، امّا ديدن با دوربين و وسايل ديگرى از اين قبيل کافى نيست.
2ـ شهادت عدّه اى که از گفته آنها يقين پيدا شود (هر چند عادل نباشند، همچنين هر چيزى که مايه يقين گردد).
3ـ شهادت دو مرد عادل، ولى اگر اين دو شاهد صفت ماه را بر خلاف يکديگر بگويند، يا نشانه هايى بدهند که دليل بر اشتباه آنهاست به گفته آنها اوّل ماه ثابت نمى شود.
4ـ گذشتن سى روز تمام از اوّل ماه شعبان که اوّل ماه رمضان با آن ثابت مى شود، يا گذشتن سى روز تمام از اوّل ماه رمضان که اوّل ماه شوال ثابت مى شود (البتّه اين در صورتى است که اوّل ماه قبل مطابق همين طريق ثابت شده باشد).
5ـ حکم حاکم شرع، به اين صورت که براى مجتهد عادلى اوّل ماه ثابت شود و سپس حکم کند که آن روز اوّل ماه است، در اين صورت پيروى از او بر همه لازم است، مگر کسى که يقين به اشتباه او دارد.
مسأله 1454ـ زنانى که بچّه شير مى دهند خواه مادر بچّه باشند يا دايه، اگر روزه گرفتن باعث کمى شير آنها و ناراحتى بچّه شود روزه بر آنها واجب نيست، ولى براى هر روز همان کفّاره (يک مدّ طعام) واجب است، بعداً نيز بايد روزه را قضا کنند، امّا اگر روزه براى خودشان ضرر داشته باشد، نه روزه واجب است و نه کفّاره، ولى بايد بعداً روزه هايى را که نگرفته اند قضا نمايند.
مسأله 1453ـ زنان باردارى كه روزه براى حمل آنها ضرر دارد روزه گرفتن بر آنها واجب نيست، ولى كفّاره (یک مد طعام) بايد بدهند، امّا اگر روزه براى خودش ضرر دارد روزه بر او واجب نيست كفّاره هم ندارد، ولى بعداً قضا مى كند.
مسأله 1452ـ روزه بر کسانى که مبتلا به بيمارى استسقاء هستند، يعنى زياد تشنه مى شوند و توانايى روزه گرفتن را ندارند و يا براى آنها بسيار مشکل است واجب نيست، ولى بايد براى هر روز يک مدّ طعام که در مسأله قبل به آن اشاره شد کفّاره بدهند و بهتر است که بيش از مقدار ضرورت آب نياشامند و اگر بعداً بتوانند قضا کنند احتياط واجب قضا کردن است.
مسأله 1451ـ کسانى که به خاطر پيرى روزه نگرفته اند اگر در فصل مناسبى که هوا ملايم و روزها کوتاه است بتوانند قضاى آن را به جا آورند احتياط آن است که آن را قضا کنند.
مسأله 1450ـ مرد و زن پير که روزه گرفتن براى آنها مشکل است مى توانند روزه را ترک کنند، ولى بايد براى هر روز يک مد (تقريباً 750 گرم) گندم يا جو و مانند اينها به فقير دهند و بهتر آن است به جاى گندم و جو نان را انتخاب کنند و در اين صورت احتياط واجب اين است به اندازه اى باشد که گندم خالص آن مقدار يک مد شود.
مسأله 1449ـ مسافر و کسى که از روزه گرفتن معذور است مکروه است در روز ماه رمضان در خوردن و آشاميدن، خود را کاملاً سير کنند، همچنين جماع براى آنها مکروه است.
مسأله 1448ـ هرگاه مسافر پيش از ظهر به حدّ ترخّص وطن يا جايى كه قصد دارد ده روز در آنجا توقّف كند برسد، چنانچه كارى كه روزه را باطل مىكند انجام نداده باشد بايد روزه بگيرد و اگر انجام داده بايد بعداً قضا كند و مستحبّ است باقيمانده آن روز را امساك نمايد، ولى اگر بعد از ظهر وارد شود نمىتواند روزه بگيرد.
مسأله 1444ـ مسافر مى تواند براى گرفتن حاجت، سه روز در مدينه روزه مستحبّى بگيرد (هر چند قصد ده روز نکند) ولى احتياط آن است که روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را اختيار کند.
مسأله 1443ـ اگر نذر روزه كند ولى روز آن را معيّن نسازد نمى تواند آن را در سفر بجا آورد، حتّى اگر نذر كند در سفر روزه بگيرد يا فلان روز را روزه بگيرد خواه در سفر باشد يا در حضر اين نذر هم اشکال دارد.
مسأله 1442ـ هرگاه روزه روز معيّنى غير از ماه رمضان بر انسان واجب باشد (مثل اين که نذر کرده نيمه شعبان را روزه بگيرد) بنابر احتياط واجب نبايد در آن روز مسافرت کند، و اگر در سفر است چنانچه امکان دارد در جايي قصد توقّف ده روز کند و آن روز را روزه بگيرد.
مسأله 1440ـ شخص مسافر (با شرايطى که در مسأله نماز مسافر گفته شد) نبايد روزه بگيرد، و بطور کلّى در هر موردى نماز شکسته است روزه را بايد ترک کرد و در جايى که نماز را بايد تمام بخواند (مانند کسى که شغلش مسافرت است و يا در محلّى قصد ماندن ده روز کرده) بايد روزه را بگيرد.
مسأله 1439ـ اگر ولى ميّت نداند که ميّت قضاى روزه بر ذمّه دارد يا نه، واجب نيست براى او قضا بگيرد و اگر اجمالاً بداند مقدارى قضاى روزه بر ذمّه اوست بايد به اندازه اى که يقين دارد به جا آورد و بيش از آن لازم نيست.