آموزه شناسی عاشورا و  تحکیم بنیان خانواده از منظر معظم له

آموزه شناسی عاشورا و تحکیم بنیان خانواده از منظر معظم له


معنازایی عاشورا در سایۀ خانواده گرایی و نفی نهیلیسم/ درس های حسین علیه السلام برای محبت در خانواده/ عاشورا ؛ شکوه ارتباطات خانوادگی/ عاشورا و تقویت معنویت گرایی در خانواده/ غیرت حسینی و دفاع از حریم خانواده‌

انسان يك موجود اجتماعى است كه براى زندگى دسته جمعى آفريده شده است.لذا در زندگى خود به تشكيل  خانواده  نياز دارد[1].

لذا خانواده  يك اجتماع كوچك است؛ و در استحكام و استوارى پيوندهاى اجتماع بزرگ در پيشرفت انسان در زمينه هاى مادّى و معنوى مؤثّر است،[2] بديهى است هر قدر اين واحدهاى كوچك از انسجام و استحكام بيشترى برخوردار باشد استحكام اساس جامعه بيشتر خواهد بود، اینگونه است که  يكى از علل نابساماني هاى اجتماعى جوامع صنعتى، متلاشى شدن نظام خانوادگى است كه نه احترامى از سوى فرزندان وجود دارد، نه محبتى از سوى پدران و مادران، و نه پيوند مهر و عاطفه اى از سوى همسران.[3]

چالش اجتماعی غرب، در حالی است که راه حلّ اين مشكل بزرگ در اسلام به روشنى ارائه شده است، اگر چه  ما در كنار سرچشمه زلال، تشنه و از تشنگى رنج مى بريم.[4]

بر این اساس خانواده گرایی  براساس الگوها و معيارها و ارزش هاى صحيح ، از يك سو رابطه مستقيم و نزديكى با حلّ مشكلات خانوادگى و نابساماني هاى شخصى مردم دارد، و از سوى ديگر نيز[5]پيوند روشنى با حلّ مشكلات اجتماعى دارد.[6] به همين دليل براى تحكيم روابط عمومى اجتماعى انسان ها، بايد قبل از هر چيز به فكر استحكام ريشه اصلى افتاد، و پايه هاى خانواده را بر شالوده قوى و محكم بنا نمود.[7]

بی شک مسأله تشكيل  خانواده  و ارزش هاى حاكم بر آن مى تواند محك خوبى براى شناخت مسلمانان راستين  از مسلمانان سطحى باشد. در این بین معارف غنی شیعی به ویژه آموزه های اهل بیت علیهم السلام در تعمیق شناخت شناسی ارزش های اسلامی و به تبع آن  تحکیم نهاد خانواده، نقش اساسی ایفا می کند که البته نقش آموزه های امام حسین علیه السلام به ویژه درس های واقعۀ عاشورا انکار ناپذیر است.[8]

از این رو در واقعۀ عاشورا اهميت  زيادى به پيوند خانوادگى، و احترام و اكرام پدر و مادر، و نيز توجه به تربيت فرزندان، داده شده است ؛ اين دستاورد مهم اجتماعی به خاطر آن است كه جامعه بزرگ انسانى و نحوۀ تأثیرگذاری وقایع مهم تاریخی به نوبۀ خود از واحدهاى كوچك ترى به نام«خانواده » تشكيل مى شود، همانگونه كه يك ساختمان بزرگ از غرفه ها و سپس از سنگ ها و آجرها تشكيل مى گردد.[9]

معنازایی عاشورا در سایۀ خانواده گرایی و نفی نهیلیسم

اهمّيّت تاريخ زندگى امام حسين عليه السلام كه به صورت يكى از شورانگيزترين حماسه هاى تاريخ بشريّت درآمده، بيشتر از جهت حضور پررنگ نهاد خانواده‌ در واقعه کربلا است؛[10]لذا حضور  اهل بيت امام علیه السلام، از جمله ویژه گی های بارز واقعۀ عاشورا است که آن را از حوادث مشابه ديگر جدا مى سازد.[11]

از آنجا که نهاد خانواده بر صلح محوری متکی است لذا واقعۀ عاشورا به شدت معنازاست؛ از این رو هيچ گونه «محرّكى» جز عواطف پاك دينى و انسانى و مردمى ندارد؛[12]بر این اساس اين نهضت يك نهضت فرا زمانى و فرامكانى است؛ در حقیقت نفوذ نهضت عاشورا در طول زمان ، عرض و گستره جغرافيايى زمين، عمق و نفوذ ژرف در جان آزادگان جهان شگفت آور است.[13]

و به راستى براى رهروان اين راه، چه درس بزرگ و جالبى است كه شنيدن اين سرگذشت، آنها را بر سر شوق مى آورد، و مى گويند اى كاش  ما هم در آن حلقه بوديم![14]حال پيروان و عاشقان مكتب آن حضرت می توانند به مفاسد موجود عصر و زمان  خود بينديشند، و آنچه در توان دارند براى مبارزه با آن به كار گيرند.[15] از آن جهت جزء جزء عاشورا سراسر مفهوم و معناست [16]

از سوی دیگر باید دانست هر كارى که انجام مى شود هدفى در پى آن است. ولى بين اهداف الهى و اهداف غیر الهی تفاوت وجود دارد. در اهداف مادی، انجام كارهاى مختلف صرفاً در راستای تأمین نيازهاى اومانیستی است.[17]

 و آن گاه كه بشر بخواهد در زمين خدايى كند نتايج آن وحشتناك است. زیرا در محيطى كه بر طبل حرص، لذت جويى، منفعت طلبى، سودپرستى و مصرفِ بيشتر كوبيده مى شود، به يقين فضيلت، تقوا، اخلاق و دگردوستى جايى ندارد، چرا كه از درختى كه ريشه هايش لذت جويى و ساقه هايش سودپرستى است و با آب مفاخره و مصرف گرايى آبيارى مى گردد، ميوه اى جز تبعيض، شكاف طبقاتى و آسيب هاى اجتماعى و در یک کلمه نهیلیسم نخواهد روييد و هرگز نمى توان چيدن ميوه عدالت و نوع دوستى و اخلاق و معنويت را از آن انتظار داشت.[18]

این نقیصه حاصل از مدرنیته، در حالی است که قيام و انقلاب اولياى الهى نمى تواند بدون هدف باشد. بلكه هر حركت و قيامى كه از سوى پيامبران يا امامان عليهم السلام صورت پذيرفته، اهداف مهم الهی در پى داشته است. به همين دليل، قيام امام حسين عليه السلام نيز اهداف بسيار مهمّى دارد.[19]

اهدافی از قبیل اصلاح امت، امر به معروف و نهی از منکر، احیای سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، حمایت از حق و مبارزه با باطل،مبارزه با جهل، تشکیل حکومت اسلامی، اجرای عدالت، افشای چهرۀ منافقان، امتحان گستردۀ مسلمین و مقام شفاعت عظمی، كه بر خلاف حملات بى رويه افرادى كه مى گويند«اسلام عملا آيين مردان است و زنان و خانواده در آن به حساب نيامده اند» نقش خانواده به ویژه زنان در پیشرفت اسلام غیر قابل انکار است، زیرا در مواقع حساس به سهم خود در پيشبرد اهداف  اسلامى همراه مردان در برابر دشمن مى ايستاده اند، صفحات درخشان اهل بیت امام حسین علیه السلام به ویژه خواهرش زينب  كبرى سلام الله علیها در واقعۀ عاشورا خود گواه اين حقيقت است.[20]

لذا خانواده گرایی رمز جاودانگى و ماندگارى عاشورا است؛[21] اینگونه است كه پس از قرن ها، ميليون ها علاقمند به آن حضرت در قالب خانواده ، هر سال در ايّام محرّم و به خصوص در تاسوعا و عاشوراى حسينى، به عزادارى براى آن حضرت و يارانش، و تجليل و تكريم از آنان مى پردازند و زحمات و رنج ها را به جان [22]مى خرند و كودك و جوان و پير، زن  و مرد مشتاقانه به راه اقامه هر چه باشكوه تر عزاى حسينى بر مى خيزند.[23]

درس‌های حسین علیه السلام برای محبت در خانواده

محيط خانواده  كانون احساسات و عواطف است، [24]لذا بناى خانواده  بر اساس محبّت  و اخلاق انسانى است همان گونه كه در قرآن هم آمده است:«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها ...؛[25] و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید » كه نشان می دهد  محبّت و اخلاق انسانى را از آيات خدا است و پايه خانواده  بر اين امر  استوار است؛ هم چنین آيه  «عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ؛[26]در زندگانی به آنها به انصاف رفتار نمایید» هم شاهد ديگرى بر اين معناست، پس بنیان خانواده بايد بر محبّت و رأفت باشد.[27]

لیکن جهان امروز، جهان بى عاطفه هاست. لذا در كشورهاى صنعتى معيار و ارزش  مادّه و پول است و كالاى محبّت و عاطفه هم كمياب است و هم بى خريدار! حتّى عواطف خانوادگى در ميان اعضاى خانواده نیز  به شدّت كم و ضعيف شده است.[28]

حال آنکه دين و مذهب، تقويت كننده عواطف  است؛ زيرا كه اساس دين «محبّت» است؛[29]حضرت صادق عليه السلام طبق روايت مشهورى فرمود:«هَلِ الدّينُ الَّا الْحُبِ ؛ آيا دين  اسلام جز محبّت  و عاطفه چيز ديگرى هست؟».[30]،[31]و درروايتی ديگر از امام باقر عليه السلام چنين مى خوانيم:«الدّين هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدّينُ؛[32]دين  محبّت  است و محبّت  دين  است».[33]

از این رو سيره عملى، و رفتار و معاشرت هاى اجتماعى بزرگان دينى  و رهبران و پيشوايان اسلامى، مملوّ از رحمت و عطوفت و محبّت  است!.[34]

در اینجا می‌توان به مناسبات امام حسین علیه السلام با همسرش رباب[35] اشاره کرد؛ امام حسین علیه السلام رباب را بسیار دوست می داشت؛ آنچه در منابع از شعر امام حسین علیه السلام در این باره نقل شده، بسیار مشهور است: «لعمرک إنّنی لأحبّ دارا تکون بها سکینة و الرّباب..؛به جان تو سوگند، من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشندآن دو را دوست دارم...»در مقابل رباب نیز فداکارانه امام حسین را دوست داشت.[36]

مرحوم سيد بن طاووس در حوادث عصر تاسوعا آنجا كه نقل مى كند حسين عليه السلام زنان را دلدارى مى دهد، از رباب نام مى برد و مى نويسد: امام حسين عليه السلام امّ كلثوم، زينب، رقيه، فاطمه و رباب  را مورد خطاب قرار داد و آنها را به صبر و بردبارى دعوت كرد[37]،[38]

در تبیین اوج محبت و عشق میان امام حسین علیه السلام و رباب می توان به کلام امام صادق علیه السلام استناد کرد؛ آنجا که فرمود: «وقتى كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، همسرش رباب  براى او ماتم برپا كرد؛ همراه با زنان و كنيزان براى آن حضرت مى گريست تا آنجاكه اشك چشم او خشك شد ... براى آنكه بتواند اشكش جارى شود، از سويق (نوعى غذا) بهره مى گرفت و مى گفت ما از اين نوع غذا استفاده مى كنيم تا بتوانيم براى امام شهيدمان گريه كنيم».[39]،[40]

هم چنین در تاریخ