پاسخ به شبهات مهدویت از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی

پاسخ به شبهات مهدویت از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی


حقیقت انتظار؟ / راز طول عمر امام زمان علیه السلام / ظهور در ساحت اندیشه و گفتگو / روایات نهی از قیام قبل از ظهور در بوته نقد و بررسی / قیام با شمشیر یا سلاح مدرن؟  / منافات احتمال جنگ سوم جهانی با ظهور مصلح جهانی؟‌

موضوع مهدویت و موعودباوری از جمله مباحث ریشه‌دار در مذهب شیعه و دیگر مذاهب اسلامی، ادیان الهی و فرق و مکاتب غیر دینی است. لیکن در طول تاریخ اسلام شبهات متعددی در این موضوع بیان شده که علمای اسلام به انحای مختلف به آن پاسخ گفته‌اند.

نگاشته حاضر درصدد است با گزاره‌های متعدد عقلی و نقلی به برخی از شبهات مهدویت پاسخ گوید.

حقیقت انتظار

متأسّفانه بحث انتظار ظهور حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف، این حقیقت والا و کلاس عالی تربیت، از جهاتی دچار انحرافی خطرناک شده است. آیا انتظار کشیدن برای آن حکومت جهانی به معنی فرار از زیر بار مسئولیت‌هاست، یا آماده شدن برای پذیرش مسئولیت‌ها؟ فاصلۀ بسیار زیادی بین این دو مفهوم است.

دو روایت دربارۀ اهمیت مسئلۀ انتظار و حکومت جهانی مطرح می‌کنیم تا اهمیت آن را دریابیم.

امام سجّاد علیه السلام می‌فرمایند: «إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیبَتِهِ اَلْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَاَلْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کلِّ زَمَانٍ؛ کسانی که در زمان غیبت آن امام در انتظار ظهور ایشان هستند برترین مردم همۀ زمان‌ها می‌باشند»، یعنی مقامشان از همه بالاتر است. امّا به چه دلیل‌؟ «لِأَنَّ اَللَّهَ تَبَارَک وَتَعَالَی أَعْطَاهُمْ مِنَ اَلْعُقُولِ وَاَلْأَفْهَامِ وَاَلْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ اَلْغَیبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلْمُشَاهَدَةِ؛ زیرا خداوند به‌ قدری معرفت به آنها داده که غیبت امامشان مانند زمان مشاهده و حضور ایشان است». و چنان در زمان غیبت احساس مسئولیت می‌کنند، که اگر در خدمت و حضور امام باشند، نیز همان مقدار احساس مسئولیت دارند. به همین دلیل از مردم همۀ زمان‌ها برترند.

در ادامه می‌فرمایند: «وَجَعَلَهُمْ فِی ذَلِک الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بَینَ یدَی رَسُولِ اللَّهِ‌؛ این منتظران واقعی در این زمان مانند مجاهدانی هستند که در کنار پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم در غزوات اسلامی شرکت داشتند».[1]

برخورد افراد نادان با این مسئلۀ مهمّ به‌ گونه‌ای بوده است که هرگاه از آنها سؤال می‌کنیم که چرا برنمی‌خیزی و امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنی و با فساد مبارزه نمی‌نمایی‌؟! می‌گوید: دنیا فاسد شده است، ما هم از عهدۀ آن برنمی‌آییم، دعا کنید صاحب شریعت بیاید و خودش همۀ امور را اصلاح کند. به او می‌گوییم: حداقل مراقب خانواده و جوانان و فرزندانت باش و از همان کودکی ایشان را تحت تعلیمات اسلامی قرار بده. می‌گوید: این کار نیز از من ساخته نیست، و تلاش من بی‌فایده است چون محیط و رسانه‌ها و در کل، دنیا فاسد است؛ باید منتظر باشیم و دعا کنیم صاحب شریعت بیاید.

در مطالب فوق، مسئلۀ انتظار تبدیل به عامل تنبلی، سستی و ناتوانی و فرار از زیر بار مسئولیت‌ها شده است. درحالی‌که حقیقت مطلب کاملاً عکس آن است.

به ‌عنوان مثال: در این ایام دشمنان، ما را تهدید می‌کنند، می‌گویند: گزینۀ جنگ و حمله به تأسیسات اتمی مدّنظر ماست.

آیا ما در انتظار می‌مانیم که صاحب شریعت بیاید و مشکل را حل کند؟ یا [اینکه] بهترین سلاح‌های دفاعی را تهیه و زبده‌ترین نیروها را آماده می‌کنیم، رزمایش‌های جنگی برپا می‌کنیم و نقشه‌ها و اطّلاعات لازم را آماده می‌سازیم؟ این معنی حقیقی انتظار است.

اینها در حالی است که تنها یک درصد احتمال حمله باشد. امّا اگر بدانیم دشمن صددرصد حمله می‌کند مسئلۀ انتظار ماهیت دیگری پیدا می‌نماید و آمادگی کامل برای آن پیدا می‌کنیم.

برای روشن شدن بیشتر مفهوم انتظار، دو آیه از قرآن را ضمیمه می‌کنیم و نتیجۀ آن را می‌بینیم. خداوند در سورۀ انبیاء می‌فرماید: «وَلَقَدْ کتَبْنا فِی اَلزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ اَلذِّکرِ أَنَّ اَلْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی اَلصّالِحُونَ‌؛ ما در زبور و توراتِ موسی و در کتاب‌های آسمانی نوشته‌ایم و ثبت کرده‌ایم که زمین به دست بندگان صالح می‌افتد».[2] اگر بخواهیم در زمرۀ آیۀ شریفه قرار گیریم، باید مصداق «عِبادِی الصّالِحُونَ‌» باشیم؛ یعنی جزء بندگان صالح خدا شویم.

در آیه‌ای دیگر در سورۀ حجر دربارۀ بندگان واقعی خدا خطاب به شیطان می‌فرماید: «إِنَّ عِبادِی لَیسَ لَک عَلَیهِمْ سُلْطانٌ‌؛‌ای شیطان! تو سلطه‌ای بر بندگان خاصّ من پیدا نمی‌کنی».[3]

با کنار هم قرار دادن این دو آیه درمی‌یابیم که از یک طرف، زمین در اختیار بندگان صالح قرار می‌گیرد و از طرفی دیگر، بندگان صالح آنهایی هستند که تحت سلطۀ شیطان نیستند. پس اگر ما منتظر واقعی هستیم، باید تحت سلطۀ شیطان نباشیم. امّا اگر بازیچۀ شیطان هستیم، دلیل بر این است که نتوانسته‌ایم منتظر واقعی باشیم.

دربارۀ صالحون که در آیۀ اوّل اشاره شد نیز قرآن می‌فرماید: «یسارِعُونَ فِی اَلْخَیراتِ‌؛ در کارهای نیک با یکدیگر مسابقه می‌دهند». اگر این ‌چنین باشیم جزء منتظران واقعی خواهیم بود.[4]

راز طول عمر امام زمان علیه السلام

سؤال: آیا امکان دارد یک انسان [حضرت نوح] 1250 سال عمر کند؟ در عصر و زمان ما عمر انسان‌ها معمولاً از صد و بیست سال تجاوز نمی‌کند. آیا ممکن است کسی بیش از 120 سال عمر کند؟ اگر ممکن نیست، چگونه شیعه مدّعی است امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف متولّد شده و اکنون بیش از هزار سال عمر دارد؟!

جواب: از دو منظر می‌توان پاسخ این سؤال را داد: از منظر علوم روز مخصوصاً علوم تجربی، و از منظر وحی و قرآن مجید.

امّا از منظر علوم روز، از دانش آموختگان علوم جدید می‌پرسیم که: می‌گویند حدّ اعلای عمر بشر صد و بیست سال است. آیا علم این مطلب را تأیید می‌کند؟ دانشمندان در پاسخ می‌گویند: «این سخن مبنای علمی ندارد؛ بلکه اندازه عمر بشر تابع شرایطی است، که اگر حاصل گردد، طولانی‌تر می‌شود». در ادامه می‌گویند: «ما آزمایشاتی بر روی گیاهان و جانداران کرده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم که امکان افزایش طول عمر آنها وجود دارد. گیاهی که عمرش یک سال بوده، تا دوازده برابر افزایش یافته و توانسته 12 سال عمر کند». اگر بر همین اساس عمر انسان 12 برابر شود، بیش از 1400 سال عمر خواهد کرد. بنابراین، عمرهای طولانی مانند عمر طولانی نوح پیامبر علیه السلام و امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف از نظر علمی امری ممکن است و هیچ استبعادی ندارد.

قرآن مجید در سه آیه به طور غیرمستقیم پاسخ دندان‌شکنی به منکران طول عمر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف می‌دهد. توجّه فرمایید:

1. آیات مربوط به اصحاب کهف؛ خداوند متعال در مورد مدّت خواب اصحاب کهف می‌فرماید: «وَلَبِثُواْ فی کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِاْئَةٍ سِنِینَ وَازْدَادُواْ تِسْعًا؛ آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند، و نُه سال [نیز] بر آن افزودند».[5]

پیام مستقیم این آیه شریفه، به منکران معاد و احیای دوباره انسان‌هاست.

امّا آموزه غیرمستقیم آیه شریفه، پاسخ دندان‌شکنی است به کسانی که ادّعا می‌کنند حدّ اعلای عمر انسان 120 سال است. اگر واقعاً انسان بیش از این مقدار عمر نمی‌کند، چطور اصحاب کهف 309 سال در خواب بودند و سپس بیدار شدند؟! تازه این مقدار عمر آنها هنگام خواب و درنگ در غار است. اگر مدّت زندگی آنها را قبل از خواب و پس از بیدار شدن، به عدد مذکور اضافه کنیم مسأله روشن‌تر می‌شود.

2. آموزه غیرمستقیم آیه 14 سوره عنکبوت؛ که در مورد حضرت نوح علیه السلام سخن می‌گوید. امکان عمر طولانی بالاتر از هزار سال برای انسان و پاسخ قاطعی به منکران عمر طولانی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.

3. آیات مربوط به حضرت عیسی علیه السلام؛ که از همه مهم‌تر است. خداوند متعال در آیات 157 و 158 سوره نساء می‌فرماید: «مَا قَتَلُوهُ یقِینَا * بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَیهِ وَکاَنَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیما؛ و به یقین او را نکشتند * بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد، و خداوند توانا و حکیم است».

طبق این آیات شریفه حضرت مسیح علیه السلام هنوز زنده است؛ یعنی آن حضرت بیش از دو هزار سال عمر کرده است. اگر حضرت مسیح علیه السلام بیش از دو هزار سال عمر کرده و این عمر طولانی برایش ممکن بوده، برای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف نیز ممکن است.

آموزه مستقیم آیات مذکور پاسخی است به کسانی که معتقدند آن حضرت به دار آویخته شد. و آموزه غیرمستقیم آن امکان عمر طولانی بیش از دو هزار سال برای بشر است، در صورتی که خداوند اراده کند.

نتیجه اینکه طول عمر حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف هیچ استبعادی ندارد، و با علوم روز و قرآن مجید کاملاً هماهنگ است.[6]

[هم چنین این شبهه مطرح شده است که] آیه 68 سورۀ یس: «وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلا یَعْقِلُونَ؛ هرکس را طول عمر دهیم، در آفرینش واژگونه‌اش می‌کنیم [و به ناتوانی کودکی بازمی‌گردانیم] آیا اندیشه نمی‌کنند؟!»، با طول عمر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف منافات دارد!

آیه مزبور در حقیقت یک ناموس طبیعی و قانون الهی را توضیح می‌دهد؛ یعنی، انسان‌ها مطابق سیر طبیعی، پس از آنکه به سر حدّ تکامل جسمی رسیدند، تدریجاً نیروهای خود را یکی پس از دیگری از دست داده و به ضعف و ناتوانی روز اوّل بازگشت می‌کنند. این «منحنی» ضعف و قدرت یک قانون عمومی برای تمام موجودات زنده است و همگی روی سیر طبیعی و معمولی این سرنوشت را خواهند داشت. ولی در موضوع طول عمر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف با اینکه یک سلسله مطالعات علوم طبیعی چنین طول عمری را طبق موازین علمی امری کاملًا ممکن معرّفی می‌کند، در عین حال باید اعتراف کرد که این طول عمر فعلًا جنبه استثنایی دارد.

بنابراین خداوند برای اصلاح جامعه بشریت یکی از بندگان برگزیده خود را طول عمر فوق ‏العاده‌ای داده که در موقع معینی قیام کند و جهانی را مملوّ از عدالت گرداند. پر واضح است آیه مزبور که نظر به افراد معمولی و عادی دارد، شامل حال چنین فردی نخواهد شد که وضع او یک وضع فوق ‏العاده است و از جریان‌های معمولی برکنار می‌باشد.

خلاصه، همان خدایی که برخلاف وضع عادّی چنین عمر طولانی را به آن حضرت داده و به صورت فوق‏العاده او را زنده نگه داشته، از عوارض طول عمر که ضعف و ناتوانی و بازگشت به قهقراست نیز حفظ می‌نماید و این مطلب با آیه مزبور که نظر به افراد عادی معمولی دارد، هیچ‌گونه منافاتی نخواهد داشت.[7]

ظهور در ساحت اندیشه و گفتگو

امام باقر علیه السلام فرمود: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اَللَّهُ یدَهُ عَلَی رُءُوسِ اَلْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَکمَلَتْ بِهِ أَحْلاَمُهُمْ؛ هنگامی که حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، خداوند دست خود را بر سر مردم می‌گذارد و بدین‌وسیله عقل‌های مردم کامل می‌شود و تکامل عقلی پیدا می‌کنند».[8]

پیامبران تبلیغ آیین خود را چگونه آغاز کردند؟ با برنامه‌های اقتصادی یا نظامی، یا با برنامه‌های فکری و فرهنگی‌؟ شکی نیست که آغاز کار آن بزرگواران با برنامه‌های فکری و فرهنگی بود؛ چون دین با فکر و فرهنگ مردم سروکار دارد و طبیعی است که از همان نقطه شروع می‌کند. این مطلب در آیات متعدّدی از قرآن مجید آمده، که به دو نمونۀ آن قناعت می‌کنیم:

۱. در آیۀ شریفۀ ۴۶ سورۀ سبأ می‌خوانیم: «قُلْ‏ إِنَّما أَعِظُکمْ‏ بِواحِدَةٍ أَنْ‏ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی‏ وَفُرادی‏ ثُمَّ تَتَفَکرُوا ما بِصاحِبِکمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِیرٌ لَکمْ بَینَ یدَی عَذابٍ شَدِید؛ بگو: شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، دو نفر دو نفر یا به ‌تنهایی برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید، این دوست و همنشین شما (محمّد) هیچ‌گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهندۀ شما دربرابر عذاب شدید [الهی] است».

موعظۀ خدا و پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم در این آیۀ شریفه، دعوت به اندیشه است. خدا و رسولش صلّی الله علیه وآله وسلّم از مردم می‌خواهند که به ‌طور جدّی به‌ صورت فردی یا گروهی در مورد دعوت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم بیندیشند. که اگر چنین کنند، فلسفۀ دعوت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را در اصول و فروع و احکام و اخلاق خواهند یافت. خلاصه این ‌که دعوت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم دعوت به تفکر و فرهنگ و عقلانیت است.

طبق روایت مورد بحث، هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام قیام فرماید، او نیز کار خود را با فعالیت‌های فکری و فرهنگی آغاز کند.

بنابراین، اینکه گفته می‌شود آن ‌حضرت عملیات نظامی را سرلوحۀ کار خود قرار داده و آن‌قدر از دشمنان می‌کشد تا رکاب اسبش را خون فرا گیرد، مطلب صحیحی نیست.

ما اگر از حضرت مهدی علیه السلام چنین چهره‌ای برای مردم دنیا ترسیم کنیم، باعث وحشت و دوری آنها از دین می‌شود. اما آن چه در روایت امام باقر علیه السلام آمده، که آمدن حضرت مهدی علیه السلام زمینۀ ترقّی و تکامل عقل و خرد مردم است، باعث جذب آنها به دین می‌گردد. البته آن‌ حضرت در مقابل یک عدّۀ لجوجِ عنودِ فاسد و مفسد، که هدایت‌های او در آنها بی‌اثر باشد، به شیوۀ دیگری رفتار می‌کند؛ امّا محور کارهای حضرت برنامه‌های فکری و فرهنگی جذّاب است، و از این طریق بر جهان غلبه پیدا می‌کند و تمام عالم تحت فرمان حضرتش درمی‌آیند.[9]

روایات نهی از قیام قبل از ظهور در بوته نقد و بررسی

امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم از پدرش از جدش از علی بن ابی طالب علیه السلام نقل کرد که پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «مَا خَرَجَ وَلاَ یخْرُجُ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَیتِ إِلَی قِیامِ قَائِمِنَا أَحَدٌ لِیدْفَعَ ظُلْماً أَوْ ینْعَشَ حَقّاً إلاَّ اِصْطَلَمَتْهُ اَلْبَلِیةُ، وَکانَ قِیامُهُ زِیادَةً فِی مَکرُوهِنَا وَشِیعَتِنَا؛ تا زمانی که قائم ما قیام کند تا هرگونه ظلم را برطرف ساخته و هر حقی را استیفا نماید، هیچ فردی از ما اهل بیت خروج نکرده و در آینده خروج نخواهد کرد، مگر اینکه مبتلا به بلاهایی می‌شوند [و قیامشان به شکست می‌انجامد و در نتیجه] قیام آنها ناراحتی ما و شیعیان ما را بیشتر می‌کند».[10]

جمعی سؤال می‌کنند که با توجه به این حدیث، تکلیف نظام اسلامی ما چه می‌شود؟ آیا این روایت تأیید بعضی از سخنان مخالفین نظام اسلامی نیست؟!

قبل از هر چیز لازم است روایت فوق و روایات متعدد دیگری را که هماهنگ با آن است مورد بررسی قرار دهیم.

مرحوم صاحب وسائل در جلد یازدهم در کتاب الجهاد باب 13 «باب حکم الخروج بالسیف قبل قیام القائم» روایات زیادی نقل کرده که آنها را می‌توان به سه گروه تقسیم کرد:

نخست روایاتی که می‌گوید: عجله در قیام نکنید تا وقت مساعد پیش آید.[11]

 گروه دوم روایاتی است که می‌گوید: قیام باید با رضایت آل محمد باشد و ما فعلاً راضی به قیام نیستیم.[12]

این دو گروه از روایات، مشکلی ایجاد نمی‌کند و ناظر بر این است که اولاً باید شرایط قیام وجود داشته باشد و ثانیاً باید رضایت آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین دربارۀ آن ثابت باشد.

بنابراین تمام قیام‌هایی که بدون عِدّه و عُدّه و آمادگی لازم انجام می‌شده، محکوم به شکست بوده است و ائمۀ اهل بیت علیهم السلام به آن راضی نبوده‌اند.

همچنین قیام‌هایی که توسط افراد خودخواه برای کسب قدرت بدون در نظر گرفتن رضایت و اهداف ائمه اهل بیت علیهم السلام صورت می‌گرفته، آن هم مورد قبول نبوده و در این روایات از آن مذمّت و نکوهش شده است.

آنچه مهم است، طایفۀ دیگری از روایات است که تعداد محدودی را تشکیل می‌دهد و آن روایاتی است که می‌گوید: هر قیامی قبل از قیام حضرت مهدی علیه السلام یا قبل از قیام قائم صورت بگیرد، قیام‌کنندۀ آن طاغوت است. مانند روایات ابوبصیر از امام صادق علیه السلام که فرمود: «کلُّ رَایةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیامِ اَلْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یعْبَدُ مِنْ دُونِ اَللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛ هر پرچمی که قبل از قیام قائم برافراشته شود، صاحب آن طاغوت و بتی است که مورد پرستش قرار می‌گیرد».[13]

و یا اینکه هر پرچمی قبل از قیام مهدی علیه السلام به عنوان قیام برافراشته شود، ضلالت و گمراهی است. مانند روایت زکریا نقاض که در آخر آن می‌خوانیم: «إِنَّهُ لَیسَ مِنْ أَحَدٍ یدْعُو إِلَی أَنْ یخْرُجَ اَلدَّجَّالُ إِلاَّ سَیجِدُ مَنْ یبَایعُهُ وَمَنْ رَفَعَ رَایةَ ضَلاَلٍ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ؛ هر کسی که قبل از خروج دجال قیام کند، بالاخره افرادی را پیدا می‌کند که با او بیعت کنند و هرکس پرچم ضلالت را برافرازد صاحب آن طاغوت است».[14]

و یا روایتی که عمر بن حنظله از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که فرمود: «خَمْسُ عَلاَمَاتٍ قَبْلَ قِیامِ اَلْقَائِمِ، اَلصَّیحَةُ، وَاَلسُّفْیانِی، وَاَلْخَسْفُ، وَقَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلزَّکیةِ، وَاَلْیمَانِی فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاک إِنْ خَرَجَ أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ بَیتِک قَبْلَ هَذِهِ اَلْعَلاَمَاتِ أَنَخْرُجُ مَعَهُ؟ قَالَ: لاَ؛ پنج علامت است که قبل از قیامت قائم ظاهر می‌شود: صیحه آسمانی، خروج سفیانی، فرو رفتن گروهی در بیابان در زمین [براثر زلزله و شکاف زمین] و قتل نفس زکیه [شخصی که معروف به پاک دامنی در میان مؤمنان است] و یمانی [فرد دیگری که از یمن قیام می‌کند]. سپس راوی سؤال کرد: اگر از اهل بیت شما قبل از این علامات قیام کند آیا ما با او قیام کنیم؟ امام علیه السلام فرمود: نه».[15]

این گونه روایات از جهات متعددی قابل نقد است:

1. این اخبار در عین اینکه بعضی صحیح و بعضی ضعیف می‌باشد و صحیح آن از حد خبر واحد تجاوز نمی‌کند در تعارض با اخباری است که در مدح بعضی از قیام‌های عصر ائمه علیهم السلام مانند قیام زید و حسین [از نوادگان امام مجتبی علیه السلام] شهید فخّ آمده است. از جمله همان حدیث معتبری که از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود: «إِنْ أَتَاکمْ آتٍ مِنَّا فَانْظُرُوا عَلَی‌ای شَیءٍ تَخْرُجُونَ وَلاَتَقُولُوا خَرَجَ زَیدٌ، فَإِنَّ زَیداً کانَ عَالِماً وَکانَ صَدُوقاً؛ هرگاه کسی از سوی ما آمد [و ادّعا کرد که می‌خواهم بر ضدّ حکومت ظالمان قیام کنم] بنگرید برای چه می‌خواهید قیام کنید، نگویید زید قیام کرد، زید عالم و راستگو بود».[16]

از همه مهمّ‌تر قیام حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام است که قیام تاریخی‌اش مایه نجات اسلام و رسوایی خاندان بنی امیه شد. آیا می‌توان گفت که چون این قیام قبل از قیام حضرت مهدی علیه السلام بوده قابل قبول نیست؟!

2. به احتمال قوی این اخبار برای پیشگیری از قیام‌های زودرس و ناموفق بوده که بدون آمادگی کامل در برابر لشکر عظیم بنی امیه و بنی عباس صورت می‌گرفته است و نتیجه‌ای جز افزودن مشکلات اهل بیت علیهم السلام نداشت.

3. احتمال حمل بر تقیه نیز دور نیست، زیرا نشر این اخبار از امام معصومی مانند امام صادق علیه السلام سبب می‌شد که حاکمان ظالم و خون‌خوار زمان همچون منصور و سفاح مطمئن شوند که ائمه معصومین علیهم السلام قصد قیامی بر ضد آنها ندارند. در نتیجه مزاحمتی برای شیعه و خود آن حضرت تولید نمی‌کردند.

4. ما دلایل بسیار محکمی بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر داریم. در قرآن مجید آیات بسیاری ناظر به این دو فریضۀ الهی است و حتی اقوام پیشین را به دلیل ترک آن مورد نکوهش شدید قرار داده و روایات در این زمینه نیز در حد تواتر است.

از سویی دیگر، انجام بسیاری از فرائض و ترک منکرات بدون تشکیل حکومت امکان‌پذیر نیست؛ بنابراین اگر قیام موفقی صورت گیرد و بر دشمن پیروز گردد و حکومت اسلامی تشکیل شود زمینۀ انجام بسیاری از واجبات و ترک محرمات حاصل می‌شود.

به عنوان مثال، قبل از انقلاب اسلامی ما، قمارخانه‌ها و مراکز فحشا علناً و آشکارا مشغول به کار بودند. از آن مهمّ‌تر، اجانب بر سرنوشت ما مسلط بودند و انتخابات مجلس شورا و تعیین وزرا و مانند آن غالباً با مشورت آنها صورت می‌گرفت و گاه فرقۀ ضاله (بهائیت) آن قدر قدرت پیدا می‌کرد که یکی از کلیدی‌ترین پست‌های کشور به دست پیروان آن سپرده می‌شد.

[در آن برهه از تاریخ] آنچه برای دین‌داران باقی مانده بود، منابر مساجد و حسینیه‌ها بود و می‌دانیم که رساندن پیام اسلام تنها به کمک آنها میسر نیست.

این بحث را با حدیث جالبی از امام کاظم علیه السلام پایان می‌دهیم: «رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یدْعُو اَلنَّاسَ إِلَی اَلْحَقِّ یجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کزُبَرِ اَلْحَدِیدِ لاَ تُزِلُّهُمُ اَلرِّیاحُ اَلْعَوَاصِفُ وَلاَ یمَلُّونَ مِنَ اَلْحَرَبِ وَلاَ یجْبُنُونَ وَعَلَی اَللَّهِ یتَوَکلُونَ وَاَلْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ؛ مردی از اهل قم قیام می‌کند و مردم را دعوت به حق می‌نماید، جمعیتی گرد او را می‌گیرند که مانند پاره‌های آهن [سخت و محکم] هستند، طوفان‌های سخت آنها را تکان نمی‌دهد، و از جنگ خسته نمی‌شوند و ترس به خود راه نمی‌دهند و بر خدا توکّل می‌کنند و عاقبت برای پرهیزکاران است».[17]

این حدیث نیز به خوبی دلالت می‌کند که قیام‌های موفق حتی در عصر غیبت کبری که نتیجۀ مطلوبی برای مؤمنان و صالحان دارد، نه تنها مذموم نیست بلکه پسندیده و شایستۀ تقدیر است.

حال این سؤال باقی می‌ماند که آیا می‌توانیم به خاطر چند خبری که گفته شد که می‌گوید: هر پرچمی قبل از قیام حضرت مهدی برافراشته شود پرچم کفر و ضلال است، تمام این مسائل را به فراموشی بسپاریم و دو وظیفه بزرگ [امر به معروف و نهی از منکر] را به صورت عام و خاص تعطیل کنیم؟! به یقین هیچ فقیهی چنین فتوایی نخواهد داد.[18]

قیام با شمشیر یا سلاح مدرن؟

عدّه‌ای می‌پرسند: در روایات آمده است: «آن حضرت قیام به سیف می‌کند»،[19] آیا شمشیر در مقابل سلاح‌های فوق مدرن روز توان مقابله دارد؟! یا زمان به عقب برمی‌گردد و همۀ سلاح‌های روز نابود می‌شود و هم‌چون گذشته همه با سلاح‌های سرد ابتدایی، نظیر شمشیر و نیزه و مانند آن، می‌جنگند؟![20]

[در پاسخ باید گفت] بازگشت به عقب نه ممکن است و نه منطقی، و این بر خلاف سنّت آفرینش و اصل تکامل در زندگی انسان‌هاست. بنابراین، هیچ دلیلی وجود ندارد که با جهش جامعه انسانی به سوی حقّ و عدالت، ترقّی و پیشرفت جامعه متوقّف گردد، و یا عقب‌نشینی کند.

بنابراین، قیام یک مصلح بزرگ برای استقرار عدل و آزادی در سراسر جهان هیچ ‏گاه سبب نمی‌شود که جنبش صنعتی و ماشینی در شکل سالم و مفیدش برچیده یا متوقّف شود.

صنایع کنونی نه تنها بسیاری از گره‌ها را از زندگی انسان‌ها گشوده‌اند، بلکه یکی از پایه‌های استقرار حکومت واحد جهانی، نزدیکی و به‌هم‌پیوستگی دنیا از نظر وسایل ارتباطی و پیوندهای اجتماعی است و این موضوع بدون تکامل صنعتی ممکن نیست.[21]

نه‌ تنها زمان به عقب بازنمی‌گردد، بلکه پیشرفت خیره‌کننده‌ای پیدا می‌کند و طبعاً حضرت [مهدی] سلاح‌هایی به مراتب برتر و مدرن‌تر از سلاح‌های روز ظالمان در اختیار خواهد داشت، و برای جلوگیری از کشتار بی‌گناهان، سلاح‌های کشتار جمعی آنها را نابود خواهد کرد.[22]

در منابع حدیث تعبیرات جالبی دیده می‌شود که به طور ضمنی پاسخ رسا و روشنی برای سؤالات فوق دربردارد؛ از جمله:

1. از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ اَلْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَاِسْتَغْنَی اَلْعِبَادُ مِنْ ضَوْءِ اَلشَّمْسِ‏؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین به‏ نور پروردگارش روشن می‌شود و بندگان خدا از نور آفتاب بی‌نیاز می‌شوند!».[23]

از این تعبیر چنین بر می‌آید که مسأله‏ نور و انرژی‏ آن‌چنان حل می‌شود که در روز و شب از پرقدرت‌ترین نورها که می‌تواند جانشین نور آفتاب گردد، بهره‌گیری می‌کنند.

بنابراین، تکامل علوم و صنایع به حدّی خواهد رسید که مردم با رهبری آن رهبر بزرگ قادر به کشف منبع نور و انرژی فوق‏ العاده‌ای که حتّی می‌تواند جانشین نور خورشید گردد، می‌شوند.

و آیا در چنین اوضاع و شرایطی سلاح مردم برای تأمین صلح و آزادی و عدالت می‌تواند از نوع سلاح‌های قرون پیشین باشد و اصولًا تناسبی در میان این دو وجود دارد؟!

لذا می‌توان دریافت که موضوع عقب‌گرد صنعتی در کار نیست، بلکه به عکس سخن از پیشرفت خارق العاده‌ای در میان است که به موازات آن باید تکامل در همه زمینه‌ها صورت گیرد.

تنها این سؤال باقی می‌ماند که پس تعبیرات مربوط به «قیام به شمشیر» در روایات در مورد حضرت مهدی علیه السلام چه مفهومی دارد؟ حقیقت این است که‏ «شمشیر» همیشه کنایه از قدرت و نیروی نظامی بوده و هست. همانگونه که‏ «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است.[24]

از اینجا روشن می‌شود که منظور از قیام مهدی علیه السلام به سیف، همان اتّکای بر قدرت است؛ یعنی نخست از حربه منطق بهره‌گیری کافی می‌کند، و آنجا که گفتار حقّ سودی نبخشد، که در مورد بسیاری از زورگویان و جبّاران سودی هم نخواهد داد، دست به شمشیر می‌برد؛ یعنی، متوسّل به قدرت می‌شود و ستمکاران را بر سر جای خودشان می‌نشاند.[25]

سخن آخر: (منافات احتمال جنگ جهانی سوم با ظهور مصلح جهانی؟)

مدّتی است که در تمام دنیا گفتگو از خطرات جنگ سوم در میان است و اینکه اگر جنگ اتمی شروع شود، موجود زنده‌ای در جهان باقی نمی‌ماند و غالباً در سخنان سران کشورهای شرق و غرب دیده می‌شود.

آیا با اعتقاد به قدرت قاهر خداوند ممکن است چند نفر هوس‌باز و بی‌ایمان، به خاطر توسعه‌طلبی، دنیا را خاک و خاکستر کنند و آیا این موضوع با اعتقاد مسلمانان عموماً و شیعه خصوصاً که در انتظار جهان‌گیر شدن اسلام هستند و عقیده دارند که مصلح حقیقی امام عصر ارواحنا فداه باید دنیای فاسد را اصلاح کند منافات ندارد؟!

[گفتنی است] پیش‌بینی‌هایی که برای درگیر شدن جنگ اتمی می‌شود، غالباً جنبه حدس و تخمین دارد و با توجّه به اینکه حوادث سیاسی تحت هیچ برنامه و قانونی نیست، غالباً قابل پیش‌بینی قطعی نمی‌باشد. قدر مسلّم این است که در شرایط فعلی احتمال وقوع جنگ سوم هست و احتمال اینکه این جنگ اتمی باشد، نیز بعید نیست. امّا هیچ‌کس به طور قطع نمی‌تواند بگوید که جنگ سوم اجتناب‌ناپذیر است، همچنان که به طور قطع نمی‌توان گفت این جنگ اتمی خواهد بود. زیرا ممکن است خداوند سهم بیشتری از عقل نصیب سران کشورهای جهان کند و با دوراندیشی بیشتر حوادث دنیا را مطالعه کنند و از دست زدن به اموری که آتش جنگ سوم را می‌افزود، خودداری نمایند و یا لااقل استعمال «سلاح اتمی» را به کلّی تحریم کنند.

بنابراین، عقیده عموم مسلمانان و مخصوصاً جمعیت شیعیان دنیا که طبق مدارک مسلّم دینی در انتظار یک مصلح جهانی به سر می‌برند که از طرف «آفریدگار جهان» این مأموریت بزرگ را پیدا می‌کند و سرانجام صفحه زمین را از ظلم و بیدادگری پاک می‌سازد و یک حکومت جهانی با یک تشکیلات صحیح به وجود می‌آورد، با این گونه حدثیاتی که درباره وقوع جنگ سوم می‌شود، هیچ‌گونه منافاتی ندارد. زیرا این پیش‌بینی‌ها متّکی به یک اساس قطعی و مسلّم نیست و صرفاً روی احتمالاتی است که از شرایط موجود به نظر می‌آید و هیچ بعید نیست که اضطراب و ناراحتی و پریشانی فعلی، برای آماده شدن دنیای بشریت برای پذیرفتن این حکومت الهی باشد. زیرا وقتی دنیای مادّی ببیند که با اصول مادّی گری نه تنها قدرت اصلاح جامعه بشری را ندارد، بلکه روزبه‌روز وضع را وخیم‌تر و وحشتناک‌تر می‌کند، ناچار تن به یک حکومت الهی در خواهد داد.

اگر ما هم گاه‌گاهی از احتمال وقوع جنگ سوم جهانی صحبت کرده‌ایم، به این منظور بوده که اگر تنها مقدّرات انسان به دست همین شرایط مادّی باشد، چنین سرانجامی محتمل خواهد بود و احتمال آن کافی است که انسان را وادار به تجدیدنظر در راهی که امروز در پیش گرفته است، بنماید.[26]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منابع:

1. حکومت جهانی مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف

2. نخستین آفریده خدا


[1] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏52، ص122، ح4.

[2] أنبیاء، آیه۱۰۵.

[3] حجر، آیه۴۲.

[4] مفاهیم تحریف شده، ص۴۵.

[5] سورۀ کهف، آیۀ 25.

[6] زندگی پرماجرای نوح علیه السلام، ص۷1.

[7] پاسخ به پرسش هاى مذهبى، ص217.

[8] كافی (ط – الإسلامیة)، ج۱، ص ۲۵، «كِتَابُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْل‏»، ح21.

[9] نخستین آفریده خدا، ص ۴۶.

[10] عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال (ط -  قم)، ج‏20، ص945.

[11] ر.ک: وسائل الشیعة (ط - قم)، ج‏15، ص51، ح19967-4.

[12] همان، ص50، ح19964-1.

[13] كافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8 ، ص295، «كِتَابُ الرَّوْضَة»، ح452.

[14] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏28، ص254، ح37.

[15] همان، ج‏52، ص304، ح74.

[16] همان، ج‏52، ص301، ح66.

[17] همان، ج‏57، ص216، ح37.

[18] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج1، ص464.

[19] ر.ک: بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏51، ص148، ح21.

[20] نخستین آفریده خدا، ص ۴۷.

[21] حكومت جهانى مهدى عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ص244.

[22] نخستین آفریده خدا، ص۴۷.

[23] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏52، ص337، ح77.

[24] حكومت جهانى مهدى عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ص251.

[25] همان، ص253.

[26] پاسخ به پرسش هاى مذهبى، ص215.

captcha