مسأله 358ـ نمازهايى را که با وضو يا غسل جبيره اى مى خوانند اعاده ندارد، مگر اين که قبل از پايان وقت نماز، عذر برطرف شود، در اينجا بنابر احتياط واجب، نماز را اعاده کنند.
مسأله 353ـ اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده که برداشتن آن ممکن نيست، يا بسيار مشقّت دارد بايد به دستور جبيره عمل کند، يعنى اطراف آن را بشويد و روى آن را دست بکشد.
مسأله 348ـ هرگاه زخم يا دمل و شکستگى با پارچه يا گچ يا مانند آن بسته شده است، چنانچه باز کردن آن ضرر و مشقّت زيادى ندارد و آب هم براى آن مضر نيست، بايد آن را باز کند و وضو بگيرد، در غير اين صورت اطراف زخم يا شکستگى را بشويد و احتياط مستحب آن است که روى جبيره را نيز مسح کند و اگر جبيره، نجس است يا نمى شود روى آن دستِ تر بکشد، پارچه پاکى را بر آن ببندد و دستِ تر روى آن بکشد.
مسأله 347ـ هرگاه زخم يا دمل و شکستگى در محلّ مسح باشد چنانچه نتواند آن را مسح کند بايد پارچه پاکى روى آن بگذارد و روى پارچه را با رطوبت آب وضو مسح کند و بنابر احتياط واجب، تيمّم هم بنمايد و اگر گذاشتن پارچه ممکن نباشد بايد وضوى بدون مسح بگيرد و بنابر احتياط واجب تيمّم هم بکند.
مسأله 344ـ هشت چيز وضورا باطل مى کند:
1ـ خارج شدن بول. 2ـ غائط. 3ـ بادى که از مخرج غائط خارج شود. 4ـ خوابى که بر عقل غلبه کند و به واسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود، ولى اگر چشم نبيند و گوش بشنود وضو باطل نمى شود. 5ـ کلّيّه امورى که عقل را از بين مى برد مانند مستى، بيهوشى و ديوانگى (بنابر احتياط واجب). 6ـ استحاضه زنان که شرح آن در جاى خود مى آيد. 7ـ کارى که براى آن بايد غسل کرد، مانند جنابت. 8ـ مسّ ميّت انسان.
مسأله 343ـ وضو گرفتن در چند جا مستحبّ است: براى خواندن قرآن، براى نماز ميّت و براى دعا و مانند آن و نيز مستحبّ است کسى که وضو دارد براى خواندن نماز، تجديد وضو کند و هرگاه به قصد يکى از اين کارها وضو بگيرد تمام کارهايى را که مشروط به وضو است مى تواند انجام دهد.
مسأله 340ـ كسى كه وضو ندارد برای او لمس اسم خداوند متعال به هر زبانى که نوشته شده باشد و لمس اسم مبارك پيامبر (صلى الله عليه وآله) و ائمّه هدى (عليهم السلام) و حضرت زهرا(عليها السلام) در صورتی که هتک حرمت شود حرام است، در غیر این صورت احتیاط واجب ترک است.
مسأله 337ـ وضو براى شش چيز واجب است:
1ـ نماز واجب (غير از نماز ميّت)
2ـ سجده و تشهّد فراموش شده.
3ـ طواف واجب (بايد توجّه داشت طوافهايى که جزء حج يا عمره است طواف واجب حساب مى شود هرچند اصل حج و عمره مستحب باشد).
4ـ هرگاه نذر يا عهد کرده، يا قسم خورده که وضو بگيرد و با طهارت باشد.
5ـ هرگاه نذر کرده جايى از بدن خود را به خطّ قرآن برساند (در صورتى که اين نذر شرعاً رجحان داشته باشد مثل اين که مى خواهد از روى احترام خطّ قرآن را ببوسد).
6ـ براى آب کشيدن قرآنى که نجس شده يا بيرون آوردن آن از محل آلوده، هرگاه مجبور باشد دست يا جاى ديگر بدن خود را به خطّ قرآن برساند.
مسأله 333ـ کسى که بول يا غائط پى در پى از او خارج مى شود بايد بعد از هر وضو فوراً مشغول نماز شود و براى به جا آوردن نماز احتياط و سجده و تشهّد فراموش شده، وضو گرفتن ديگرى لازم نيست، به شرط اين که ميان نماز و اين کارها فاصله اى نيندازد.
مسأله 330ـ چنان که گفته شد هرگاه بول يا غائط طورى پى در پى از او خارج شود که وضو گرفتن بعد از هر دفعه براى او بسيار مشکل است، يک وضو کافى است، بلکه مى تواند دو نماز مانند ظهر و عصر را با همان يک وضو بخواند، اگر چه احتياط آن است که براى هر نماز يک وضو بگيرد.
مسأله 323ـ هرگاه انسان وضو داشته و شک کند باطل شده يا نه، بنامى گذارد که وضوى او باقى است و بعکس اگر کسى وضو نداشته، شک دارد وضو گرفته يا نه، بنا مى گذارد که وضو نگرفته است.
مسأله 322ـ اگر بعد از فراغت وضو شک کند همه کارهاى وضو را انجام داده يا نه، يا شرايط در آن جمع بوده يا نه، اعتنا نکند، امّا اگر در حال وضو شک کند بايد به جا آورد.
مسأله 321ـ وجود انگشتر و دستبند و مانند آن اگر مانع رسيدن آب نباشد، براى وضو ضررى ندارد و مى تواند آن را جابه جا کند تا آب به زير آن برسد و شسته شود و اگر بعد از وضو، انگشتر يا مانع ديگرى در دست ببيند و نداند موقع وضو بوده يا نه،وضوى او صحيح است، به شرط اين که احتمال بدهد در حال وضو توجّه به اين امر داشته است.
مسأله 319ـ هرگاه انسان احتمال دهد مانعى در اعضاى وضو وجود دارد اگر احتمال آن عقلايى است بايد وارسى کند، مثل اين که بعد از گِل کارى يا رنگ کارى شک کند مقدارى گِل يا رنگ به دست او چسبيده است.
مسأله 318ـ هرگاه به واسطه سوختگى يا چيز ديگر تاولهايى بر اعضاى وضو پيدا شود شستن و مسح روى آن کافى است و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زير پوست لازم نيست، ولى چنانچه قسمتى از پوست کنده شده که گاهى به بدن مى چسبد و گاهى بلند مى شود بايد آب را به زير آن برساند به شرط اين که ضرر نداشته باشد.
مسأله 311ـ کسى که شخصاً قادر به وضو گرفتن نيست بايد کسى را کمک بگيرد که او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد در صورت توانايى بايد بدهد، ولى بايد خود او نيّت وضو کند و با دست خود مسح نمايد و اگر نمى تواند بايد ديگرى دست او را بگيرد و به محل مسح بکشد و اگر اين هم ممکن نيست، بايد از دست او رطوبت بگيرد و با آن رطوبت سر و پاى او را مسح نمايد، ولى در اين صورت احتياط واجب اين است که تيمّم هم بکند.
مسأله 308ـ شرط نهم اين که کارهاى وضو را چنان به جا آورد که بگويند پشت سرهم انجام مى دهد و اگر چنين کند وضوى او صحيح است، هرچند بر اثر گرمى هوا و وزش باد اعضاى سابق خشک شده باشد، مثلاً موقعى که مى خواهد دست راست را بشويد صورت او خشک شود، ولى اگر طورى انجام دهد که پشت سر هم نباشد وضوى او باطل است، هرچند بر اثر سردى هوا اعضاى قبل، خشک نشده باشد.
مسأله 307ـ شرط هشتم آن که «ترتيب» را در وضو رعايت کند، يعنى اوّل صورت، بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن مسح سر و بعد مسح پاها را انجام دهد و بنابر احتياط پاى چپ را پيش از پاى راست مسح نکند.