مسأله 1242ـ اگر يک يا چند قدم ميان امام و مأموم يا مأمومين با يکديگر فاصله باشد، بطوريکه به آن جماعت گويند مانعى ندارد، بنابراين فاصله شدن يک يا دو نفر که نماز نمى خوانند مانعى ندارد، ولى مستحبّ است صفوف کاملاً به هم متّصل باشد.
مسأله 1241ـ بلندتر بودن جاى مأموم از جاى امام اشکال ندارد، ولى اگر امام در صحن مسجد بايستد و عدّه اى از مأمومين در بالکن و پشت بام، و طورى باشد که به آن جماعت نگويند، صحيح نيست. مثل اين که امام در طبقه اوّل بايستد و مأمومين در بعضى از طبقات بالا که از جماعت دور است.
مسأله 1233ـ در نمازهاى يوميّه هر نمازى را مى توان با هر نماز امام اقتدا کرد، مثلاً اگر امام نماز ظهر را مى خواند و او نماز ظهر را قبلاً خوانده مى تواند نماز عصرش را با نماز ظهر امام بخواند، ولى اگر امام براى احتياط نمازش را اعاده کرده، نمى تواند نماز خود را با او بخواند، مگر اين که هر دو از جهت احتياط مثل هم باشند.
مسأله 1231ـ کسى که در نماز وسواس دارد و وسواس او اسباب اشکال نماز مى شود، چنانچه بداند در صورتى که نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت مى شود بايد نماز را به جماعت بخواند.
مسأله 1220ـ احتیاط آن است که شخصى كه از ميّت نيابت مى كند كسى باشد كه در انجام اجزاء و شرايط نماز معذور نباشد، مثلاً كسى كه نشسته نماز مى خواند نايب نشود، اما كسى كه با تيمّم يا جبيره نماز مى خواند می تواند نيابت كند.
مسأله 1216ـ شخصى که مى خواهد از طرف ديگرى نماز يا روزه، يا عبادت ديگرى، به جا آورد بايد در موقع نيّت، ميّت را معيّن کند، لازم نيست اسم او را بداند، همين اندازه که علامت و نشانه اى براى او در قصد و نيّت خود قرار دهد کافى است.
مسأله 1195ـ کسى که نماز قضا برعهده دارد بايد درخواندن آن کوتاهى نکند، ولى واجب نيست آن را فوراً به جا آورد، مگر آنکه يک يا دو نماز قبل از آن قضا شده باشد که احتياط واجب اين است که پيش از نماز همان روز آن را قضا کند.
مسأله 1193ـ هرکس نماز واجب را در وقت آن ترک کند بايد قضاى آن را به جا آورد، هر چند در تمام وقت نماز خواب بوده، يا به واسطه بيمارى، يا مستى، نماز را نخوانده باشد، امّا کسى که در تمام وقت بى هوش بوده، قضا بر او واجب نيست، همچنين کافرى که مسلمان شده و زنى که در حال حيض يا نفاس بوده.
مسأله 1191ـ مستحبّ است مسافر به اميد ثواب الهى بعد از هر نماز شکسته سى مرتبه سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ إلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ بگويد.
مسأله 1190ـ هرگاه نماز انسان در سفر قضا شود بايد قضاى آن را شکسته بخواند (خواه در سفر قضا کند يا در وطن) و بعکس اگر در وطن نمازش قضا شود بايد قضاى آن را تمام بخواند (خواه در سفر قضا کند يا در وطن).
مسأله 1189ـ هرگاه کسى اوّل وقت مسافر بوده و نماز را نخوانده و بعد به وطن يا جايى که قصد دارد ده روز بماند وارد شود بايد نماز را تمام بخواند و بعکس، اگر کسى اوّل وقت در وطن يا محلّ اقامت بوده و نماز را نخوانده، مسافرت کرد، بايد نمازش را در سفر شکسته بخواند.
مسأله 1188ـ هرگاه کسى مشغول نماز شکسته شود و در بين نماز يادش بيايد که مسافر نيست و يا سفرش سفرى نيست که نماز در آن شکسته باشد، بايد نماز را چهار رکعتى تمام کند و نمازش صحيح است.
مسأله 1187ـ هرگاه مشغول نماز چهار رکعتى است و در بين نماز يادش بيايد که مسافر است، يا متوجّه شود که سفر او هشت فرسخ است، اگر به رکوع رکعت سوم نرفته، بايد نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته نمازش باطل است و بايد شکسته بخواند.
مسأله 1186ـ کسى که وظيفه اش نماز تمام است اگر عمداً يا از روى اشتباه يا فراموشى شکسته بخواند نمازش باطل است، حتّى اگر قصد اقامه ده روز کرده و نمى دانسته که بايد در اين حال تمام بخواند و نماز خود را شکسته خوانده، احتياط واجب آن است که به صورت تمام اعاده کند.
مسأله 1184ـ مسافرى که اجمالاً مى داند بايد نماز را شکسته بخواند اگر بعضى از جزئيّات آن را نداند (مثلاً نداند که شرط اين مسأله سفر هشت فرسخى است) چنانچه تمام بخواند احتياط آن است که بطور شکسته اعاده کند.
مسأله 1183ـ کسى که مى داند مسافر است و نماز را بايد شکسته بخواند اگر عمداً تمام بخواند باطل است، همچنين اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند بايد اعاده کند و نيز اگر حکم نماز مسافر را مى دانست امّا توجّه نداشت که در حال سفر است و نمازش را تمام بخواند، امّا اگر اصلاً اين حکم را نمى دانست که وظيفه مسافر نماز شکسته است و هنوز اين مسأله را نشنيده بود اگر به جاى نماز شکسته نماز را تمام بخواند نمازش صحيح است.
مسأله 1182ـ در چهار محل مسافر مخيّر است نماز را تمام يا شكسته بخواند: «شهر مكّه»، «شهر مدينه» (در اين دو شهر تفاوتى بين شهر قديم و جديد نيست)، «مسجد كوفه» و «حرم حضرت سيّد الشّهداء(عليه السلام)» و منظور از حرم، قسمت زیر گنبد و رواقها است. البته افضل در اين موارد، نماز تمام است.
مسأله 1181ـ هرگاه توقّف سى روز در يک محل نباشد کافى نيست، بنابراين اگر در جايى مثلاً بيست روز بدون قصد بماند سپس از آنجا چند فرسخ دورتر رود و بيست روز ديگر بماند نماز او شکسته است.
مسأله 1180ـ هرگاه کسى مى خواهد نه روز يا کمتر در محلّى بماند بعد از گذشتن اين مدّت باز تصميم مى گيرد نه روز يا کمتر بماند، تا سى روز، بايد نماز را شکسته بخواند، از روز سى و يکم بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله 1179ـ هرگاه مسافر در محلّى توقّف کند ولى نمى داند مدّت توقّف او چند روز است بايد نماز را شکسته بخواند، امّا بعد از گذشتن سى روز بايد نماز را تمام بخواند، اگر چه مقدار کمى بعد از آن در آنجا بماند (اگر يک ماه از ماههاى قمرى بماند که کمتر از سى روز باشد نيز کافى است مثلاً از دهم اين ماه تا دهم ماه ديگر).
مسأله 1178ـ هرگاه کسى به خيال اين که دوستانش مى خواهند ده روز در محلّى بمانند قصد ده روز کند و بعد از خواندن يک نماز چهار رکعتى بفهمد که آنها قصد نکرده اند و منصرف شود تا مدّتى که او در آنجاست بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله 1177ـ مسافرى که قصد کرده ده روز در جايى توقّف کند، چنانچه بعد از گذشتن ده روز يا بعد از خواندن يک نماز چهار رکعتى به جايى که کمتر از چهار فرسخ است برود و به محلّ اقامه خود بازگردد، بايد نماز را تمام بخواند و هرگاه بخواهد از محلّ اقامت به جاى ديگرى برود که کمتر از هشت فرسخ است و در محلّ دوم ده روز بماند بايد نماز خود را در مسير راه و در جاى دوم تمام بخواند، امّا اگر هشت فرسخ يا بيشتر باشد در مسير راه شکسته مى خواند و در محلّ دوم که قصد اقامه کرده تمام مى خواند.