آموزه­ های هفت گانۀ خطبۀ تاریخی حضرت زهرا سلام الله علیها در بیان معظم له

آموزه­ های هفت گانۀ خطبۀ تاریخی حضرت زهرا سلام الله علیها در بیان معظم له


بی ­تردید حماسه هاى پرشورى كه در اين خطبه از زبان گوياى فاطمه سلام الله علیها تراوش كرده، نشان اين است كه او بانويى فداكار، مجاهد، مبارز، و رهبرى لايق براى مبارزين راه خدا و مجاهدان طريق حق است‌

بی شک حضرت زهرا سلام الله علیها از معدود افرادی در طول تاریخ است که با عمر کوتاه خود، محتوای عمیقی به زندگی و حیات بشری افزوده اند.[1] زیرا فضائل حضرت صديقه کبری سلام الله علیها آنچنان بی حد و حصر است که انسان نمی تواند آنها را بيان نمايد، لیکن فضائلی که انسان می توانند از عهدۀ بیان آنها برآید، بايد در کنار آن پيامي هم که در آن وجود دارد، براي ديگران تبيين شود تا انسان بتواند خود را در مسيري که حضرت زهرا سلام الله علیها پيموده است، ‌قرار دهد.[2]

که از جمله فضائل می ­توان به  دو خطبه حضرت فاطمه در مسجد با مردم و در بستر بيماري با زنان مدينه اشاره نمود که اگر در فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها هيچ فضيلتي جزء اين دو خطبه نبود، همين براي سيدة النساء العالمين بودن ايشان کفايت میکرد.[3]

بدیهی است خطبه معروف فدکیه حضرت زهرا سلام الله علیها دربردارنده مضامین عمیق توحیدی، عرفانی، اخلاقی و سیاسی است ،[4] مجموعه‌ای از معارف عالی در زمینه خداشناسی، معادشناسی، نبوت، عظمت قرآن، فلسفه احکام و فروع دین و ولایت که حتی علمای کلام، آنها را به شکل ناقص تری بیان کرده‌اند که نشان می‌دهد که ایشان از چه جامعیت وعمقی برخوردار بودند .[5] همه ما نیز باید به این مباحث دقت کرده و آن را در زندگی خود پیاده کنیم.[6]

گفتنی است مفاهیم بلندی در خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها وجود دارد، را می­توان به هفت بخش تقسیم کرد که هر بخش دارای موضوعی خاص و براساس ترتیبی منطقی است.[7] اين خطبه غرا و كم‏نظير بر هفت راهبرد و شاخصه استوار است كه هر كدام هدف روشنى را تعقيب مى ‏كند و بايد به نحو جداگانه مورد توجه قرار گيرد:[8]

خطبۀ فدکیه در پرتو اسناد و مدارک

لازم به ذکر است خطبۀ فدکیه از خطبه‏ هاى مشهورى است كه علماى بزرگ شيعه و اهل سنت با سلسله سندهاى بسيار آن را نقل كرده‏اند، ابن ابى ‏الحديد معتزلى دانشمند معروف اهل سنت در «شرح نهج‏ البلاغه» در شرح نامه «عثمان بن حنيف» اسانيد مختلف خطبه بانوى اسلام فاطمه سلام الله علیها را نقل كرده است،[9] سپس در ادامه اضافه مى‏ كند: هنگامى كه حكومت وقت تصميم بر غصب فدك گرفت فاطمه سلام الله علیها با جمعى از زنان قريش به سوى مسجد آمد در حالى كه راه‏ رفتنش درست همانند راه رفتن پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم بود و خطبه ‏اى طولانى ايراد كرد.[10]

هم چنین على بن عيسى اربلى نيز در كتاب «كشف الغمه»، مسعودى در «مروج الذهب»، سيد مرتضى عالم بزرگ و مجاهد شيعه در كتاب «شافى» و نیز محدث معروف مرحوم صدوق بعضى از فرازهاى آن را در كتاب «علل الشرايع» ذكر نموده است.[11]

در ادامه سيد ابن طاووس در كتاب «طرائف» و مرحوم طبرسى صاحب كتاب «احتجاج» آن را بطور «مرسل» در كتاب خود آورده است.[12]به هر حال اين خطبه تاريخى از خطبه‏ هاى معروف اهل‏بيت عليهم السلام است، به نحوی که بسيارى از متعهدان شيعه فرزندان خود را همواره توصيه به حفظ اين خطبه مى ‏كردند، تا با گذشت زمان گرد و غبار نسيان بر آن ننشيند، و از سوى دشمنان مغرض زير سؤال قرار نگيرد.[13]

1. شکوه اصل توحید در خطبۀ حضرت زهرا سلام الله علیها

تحليل ‏هاى عميق بانوى اسلام سلام الله علیها در اين خطبه بيانگر بينش دقيق او در پيچيده‏ ترين مسائل مربوط به «توحيد» و «مبدأ» و «معاد»[14] و شايسته دقت[15]  است.

لذا در بخش آغازين خطبه مسائلى به چشم مى‏خورد که شامل  تحليل فشرده و عميق پيرامون مسأله توحيد و صفات پروردگار و اسماى حسنى و هدف آفرينش است.[16]

از این رو در فرازی از این خطبه می­ خوانیم؛«الحمد لله على ما انعم و له الشكر على ما الهم و الثناء بما قدم، من عموم نعم ابتدأها،..؛[17] خدا را بر نعمت‏ هايش سپاس مى ‏گويم، و بر توفيقاتش شكر مى‏ كنم، و بر مواهبى كه ارزانى داشته، ثنا مى‏خوانم. بر نعمت ‏هاى گسترده ‏اى كه از آغاز به ما داده...[18] .

در تبیین این بخش از خطبه حضرت فاطمهسلام الله علیها باید گفت با توجه به اين حقيقت كه نعمت‏هاى پروردگار سراسر وجود ما را احاطه كرده و از فرق تا قدم در آن غرق شده‏ايم، [19] به تعبیر علماى علم كلام «وجوب شكر منعم» بر ما واجب می­گردد که از اين طريق بندگان شايستگى بيشتر كسب می­كنند و مشمول نعمت‏ هاى افزون­ترى می­ شوند[20]، زیرا بندگان از اداى حق شكر او عاجزند، بنابراين جز اعتراف به عجز، كارى از آنها ساخته نيست.[21]

 لیکن نباید از یاد برد که روح توحيد همان اخلاص است، پاك كردن روح از غير خدا، و دل دادن در گرو محبت او و سر نهادن بر فرمانش است و این همان نور الهى است که در اعماق جان انسان‏ها مى ‏درخشد و به هنگام وزش طوفان‏هاى سخت زندگى هر كس را بى‏ اختيار به سوى خود جذب مى‏ كند.[22]

هم چنین با تأمل در فرازهایی همچون «و ما عرفناك حق معرفتك؛ تو را چنانكه حق معرفت توست نشناختيم» و «ما عبدناك حق عبادتك؛ و آن گونه كه شايسته عبوديت توست پرستش نكرديم» بر این نکته رهنمون می­ شویم که آفرينش بعد از عدم محض صورت گرفت و اين خلقت مخصوص به ذات پاك خداوند است كه حتى تصور آن براى گروهى مشكل است.[23]

بحث مهم ديگرى كه در اين بخش از خطبه تاريخى بانوى اسلام سلام الله علیها خودنمایی می­ کند، بى‏نيازى مطلق خداوند از همه چيز است، زیرا «نياز» دليل بر «كمبود» است و كمبود تنها در موجودات «ممكن» متصور است، نه ذات بى ‏انتهاى حق.[24]

و بالاخره مسأله مهم ديگرى كه در اين بخش مطرح شده «هدف از آفرينش» است

كه بانوى اسلام در عبادات كوتاهش آن را در چند جمله پر معنا خلاصه كرده است:

الف) آشكار ساختن حكمت بى ‏پايان خداوند.

ب) دعوت بندگان به اطاعت او.

ج) نشان دادن قدرت نامحدود او.

د) فراخواندن بندگان به عبوديتش.

ه-) قوت بخشيدن به پيامبرانش.[25]

2. تبیین اسلام نبوی صلی الله علیه و آله و سلم

در بخش دوم خطبه آمده است؛«و اشهد ان ابي محمدا عبده و رسوله، اختاره و انتجبه قبل ان ارسله...[26] و گواهى مى‏ دهم كه پدرم محمد صلى الله عليه وآله و سلم بنده و فرستاده اوست؛ پيش از آن‏كه او را بفرستد، برگزيد...[27]هنگامى كه مبعوث شد، امت‏ها را مشاهده كرد كه گروهى بر گرد آتش طواف مى‏ كنند، و گروهى در برابر بت‏ها سر تعظيم فرود آورده‏ اند. لیکن خداوند به نور محمد صلى الله عليه وآله وسلم ظلمت‏ها را برچيد،[28] او براى هدايت مردم قيام كرد، و آنها را از گمراهى و غوايت رهايى بخشيد.[29]

در تشریح اين بخش از كلام بانوى اسلام سلام الله علیها باید گفت؛ بی تردید خداوند حكيم كه آن مأموريت عظيم را بر عهده پيامبرش مى‏ گذارد آمادگى‏ هاى ذاتى به او مى‏بخشد: گوهرى ممتاز، هوشى سرشار، اراده ‏اى آهنين، عزمى راسخ، و علمى وافر و تشخيصى صائب به او مى‏ دهد،[30] اما با اين حال چنان نيست كه گوهر ذاتى پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم اراده و اختيار را از او سلب كند،[31] بلکه او نيز قدرت بر گناه دارد، هر چند هرگز گناه نمى‏ كند.البته اين نکته نيز قابل توجه است كه معصومان به نسبت گوهر پاكشان مسئوليت سنگين‏ ترى دارند و كمترين ترك اولى از آنها پذيرفته نيست.[32]

لذا  تعبير حضرت فاطمه سلام الله علیها كه مى ‏فرمايد:«علما من الله تعالى بمائل الامور، و احاطة بحوادث الدهور»یعنی خداوند چون رسالت سنگين آينده پيامبر را مى‏ دانست گوهر او را چنين والا برای تكميل اوامر الهى و اجراى فرمان‏ هاى تكوينى او  آفريد.[33] اين تعبير پر معنا مى‏تواند اشاره‏اى به مسأله خاتميت پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم و نيز اشاره به مسأله تكميل مواهب تكوينى از طريق تشريع و احكام الهى باشد.[34]

هم چنین باید اذعان نمود وضعیت رقت‏بار امت‏ها قبل از بعثت و شاخصۀ وجودی پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم در زدودن زنگار جهل و خرافات ودعوت به سوی «صراط مستقيم» و حد واسط از جمله راهبرهای بی بدیل در این خطبه به شمار می آید.[35]

3. تأکید بر اهمیت قرآن؛ تبیین اسرار و فلسفۀ احکام

بخش سوم خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها از اهميت‏ قرآن‏ مجيد و عمق‏ تعليمات اسلام، فلسفه و اسرار احكام، و پند و اندرزهايى در اين رابطه سخن مى‏ گويد.[36]

ایشان در این خطبه به فلسفه بسیاری از احکام اشاره می کنند از جمله فلسفه نماز که دوری از تکبر است.[37] در ادامه معاد و قرآن بخش دیگری از این خطبه را تشکیل می دهد[38] ، که این آموزه­ ها در خطبه بی نظیر است.[39]

گفتنی است در مسئله بیان احکام توسط حضرت زهرا سلام الله علیها دو نکته مهم وجود دارد؛ نکته اول مسئله عقلانیت اسلام است؛ شیعه بر همین محور تاکید دارد مخالفان ما با مخالفت خود با عقلانیت دینی به نوعی منکر حکمت دینی هستند.[40]

نکته دوم در بیان فلسفه احکام، پیام تربیتی احکام است؛ امروز بیش از هر زمان دیگری به مسایل و پیام‌های تربیتی و فرهنگی احکام توجه کنیم؛ زیرا در هیچ دوره‌ای مثل امروز بستر و زمینه گناه فراهم نبوده است.[41]

بنابراین قسمت عمده فروع اسلام در این بخش از خطبه به همراه فلسفه آنها آمده است و این جوابی است برای کسانی که می ­گویند احکام تابع فلسفه نیستند در حالیکه حضرت زهرا سلام الله علیها ثابت کرده اند اسلام دینی است عقلانی و منطقی و هر دستوری دارای نکته و فلسفه ای است چه آنها را که می­ دانیم و چه آنها را که واقف نیستیم.[42]

حال با این تفاسیر و به اجمالاً می ­توان گفت؛ مسئوليت سنگين مسلمانان در ابلاغ رسالت و گسترش اسلام در جهان، تإکید بر  عظمت قرآن ناطق به عنوان يك كتاب ناطق و نور آشكار و چراغ پرفروغ ، رهبرى كه نجات پيروان خود را تضمين كرده[43] و یا همان فرشته نجاتى كه با منطق فصيحش دلايل توحيد را آشكار ساخته، و مبانى عقيدتى را با براهين روشنش استحكام بخشيده و برنامه‏ هاى عملى را كه در مسير تكامل انسانيت مورد نياز اوست تبيين كرده و «مجاز» را از «ممنوع»، «نيك» را از «بد»، و «حق» را از «باطل» مشخص نموده است. در بيان فلسفه احكام نیز ضمن عبارات كوتاهى، داد سخن داده، از ايمان گرفته تا وفاى به نذر، و از توحيد گرفته تا ترك كم فروشى، هر يك را با جمله گويايى توصيف نموده است.[44]

4. رویکرد انقلابی در بیان مواضع سیاسی علیه نظام حاکم

در بخش چهارم خطبه­ های آن حضرت نيز حقايق بزرگى نهفته است؛ او قبل از هر چيز خودش را به جمعيت معرفى مى‏ كند و عذر و بهانه ‏ها را از آنها مى‏گيرد، تا كسى نگويد من بى‏ خبر بودم و دختر پيامبر را نشناختم‏[45]وگرنه به ياريش بر مى‏خاستم.[46]

او مخصوصا روى نسبتش به پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم تكيه مى‏ كند، و ارتباطش با على عليه السلام را بازگو مى‏ نمايد، سپس تأكيد مى‏ كند كه آنچه را مى ‏گويم عين حقيقت است، سخنى را نسنجيده نمى ‏گويم، و كلمه‏ اى بى‏ حساب بر زبان نمى‏ آورم. درست بشنويد و ببينيد چه مى‏گويم و مسئوليت عظيم خود را در برابر اين حادثه دريابيد![47]

سپس مخصوصاً روى پنج وصف از اوصاف پيامبر كه قرآن مجيد در يك آيه روى آن تكيه كرده است، تكيه فرمود «پيامبرى برخاسته از دل جامعه و از ميان توده مردم بسوى شما آمد، پيامبرى دلسوز، و علاقه‏مند به هدايت شما، و پيامبرى پر محبت، و مهربان».[48]

سپس زحمات سنگين پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم را يادآور مى‏ شود در ادامه نیز حضرت فاطمه عليها السلام اين لحظات حساس را كه هر روزش همچون يك قرن‏ بر دوش مؤمنان سنگينى مى كرد به ياد آنها مى‏آورد، تا نعمت‏ هاى عظيم خدا[49]را به دست فراموشى نسپارند، و مواهب الهى را ناسپاسى نكنند، و در تداوم اين خط الهى و رسالت عظيم بكوشند و تسليم جوسازى‏ ها نشوند.[50]

دختر پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم در اين ميان خدمات بزرگ حضرت على عليه السلام را يادآور مى‏ شود، كه چگونه پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم در حوادث خطرناك، او را به مقابله مى‏فرستاد، و او با ايثارگرى فوق العاده و جانبازى و فداكارى تمام، به مقابله بر مى‏ خاست، در كام فتنه‏ ها فرو مى‏ رفت و آن را خاموش مى‏كرد و پيروزمند باز مى‏ گشت، سرهاى سركشان را با شمشير خود فرو مى‏ افكند و دماغ طاغوت‏ها را به خاك مى‏ ماليد، و همه جا يار و ياور پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم و حامى و پشتيبان او بود.آرى چنين كسى مى‏ تواند تداوم بخش خط اين انقلاب بزرگ و مانع انحراف آن باشد.[51]

5. مقابله با فتنه گران در سایۀ بصیرت افزایی

بانوى اسلام سلام الله علیها دراين بخش از سخنانش به بازماندگان احزاب جاهلى و منافقين اشاره مى‏ كند، زیرا اين حشرات الارض ناگهان با مرگ پيامبر خدا صلى الله عليه وآله و سلم از لانه ‏ها سر برآوردند، حركت‏ هاى مشكوك آغاز شد و خطوط انحرافى آشكار گشت و بازيگران سياسى وارد معركه شدند![52]

اندوه عميق دختر پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم از اين‏جا شروع مى‏ شود كه چگونه جمعيت كثيرى به دعوت شيطان لبيك گفتند، و با اين‏كه هنوز آب كفن پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم نخشكيده بود، و صداى اذان مؤذنش در گوش و بانگ تكبيرش در دلها طنين افكن بود، حركت‏ هاى ارتجاعى آغاز گرديد.[53]

فاطمه سلام الله علیها اين منادى الهى سپس بر آنها بانگ مى‏زند كه: كجا هستيد؟ و به كجا مى ‏رويد اى راه گم كرده‏ ها؟[54] گويى سخن پدرش پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم را به خاطر آنها مى‏ آورد كه:«اذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن...؛ هنگامى كه فتنه‏ ها همچون پرده‏ هاى شب ظلمانى به شما روى آورد بايد به سايه قرآن پناه بريد»[55]

فاطمه سلام الله علیها بر آنها فرياد مى‏ زند كه: قرآن را رها نكنيد، اوامر و نواهى آن روشن است، و دستورهايى را كه براى مسأله خلافت بعد از پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم داده آشكار است، پيش‏بينى لازم را براى بعد از رحلتش كرده، و چيزى در پرده ابهام باقى نگذارده است.[56]

هم چنین بانوى اسلام سلام الله علیها، اين فريادگر زمان، به اصحاب و ياران پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم هشدار می­ دهد كه اگر يادگار بزرگ پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم (قرآن) را رها كنيد و دست به دامان غير آن بزنيد، و افكار ناتوان خود را بر تعليمات اسلام مقدم داريد، و به بهانه مصلحت انديشى‏ ها يا جلوگيرى از فتنه‏ ها خود را حاكم بر قرآن بدانيد، نه محكوم فرمان آن، زيان بزرگى دامان شما را خواهد گرفت.[57]

آتش فتنه در جامعه شما هرگز خاموش نخواهد شد، و از آنچه مى ‏ترسيد در آن واقع مى‏شويد، روح اسلام از ميان شما رخت بر مى‏بندد و جز قشرى بى‏ مغز، و ظاهرى بى‏ محتوا چيزى باقى نخواهد ماند.[58]

6. پاسخ های کوبنده به غاصبان فدک

حضرت فاطمه سلام الله علیها در بخش ششم از غصب فدك و بهانه‏ هاى واهى كه در اين زمينه داشتند، و پاسخ به اين بهانه ها سخن مى ‏گويد[59]به نحوی که سخنان فاطمه سلام الله علیها در اين بخش اوج بيشترى مى‏ گيرد و از هيجان و سوز شديدترى برخوردار است[60] زیرا دلش از اين مى ‏سوزد كه بار ديگر احكام جاهليت دارد زنده مى‏ شود چرا كه در جاهليت به دختران مطلقا ارث نمى‏ دادند، اسلام آمد و خط بطلان بر اين معنا كشيد، و همه بستگان مسلمان را در ارث شريك و سهيم دانست،[61] بنابراين تنها مسأله فدك مطرح نيست، آنچه مطرح است در درجه اول خطر احياى سنن جاهليت و محو سنن اسلامى است، لذا در اين بخش آنها را شديدا ملامت مى‏ كند و آنها را زير رگبار حملات خود قرار مى ‏دهد[62].

لیکن دختر پيامبر اين خطيب بزرگ و داور پرمايه سپس بطور ضمنى به دلايل آنها مى‏ پردازد كه مدعى بودند رسول خدا صلى الله عليه وآله و سلم فرموده: «ما پيامبران مطلقا ارثى از خود به يادگار نمى‏ گذاريم»[63].

سپس به پاسخ منطقى دندان‏شكن پرداخته و از عمومات قرآن و خصوص آن شاهد و گواه مى ‏آورد، و با ذكر چندين آيه از كتاب، ثابت مى ‏كند كه بايد اين حديث مجعول را به ديوار كوبيد[64]!

در ادامه فاطمه سلام الله علیها تمام راه‏ هاى فرار را به روى آنها مى بندد اين عالمه بزرگوار چنان با حربه استدلال بر حريف هجوم مى ‏آورد كه راه گريزى براى او باقى نمى‏ گذارد.[65]

فاطمه سلام الله علیها اين بانوى شجاع اين راه را هم بر آنها مى ‏بندد كه بگويند ما از قرآن چنين و چنان مى ‏فهميم، مى‏ گويد: كجاى قرآن؟ و با كدام تفسير؟[66] چه كسى بهتر از پسرعمويم على عليه السلام كه در آغوش وحى پرورش يافته، و از كاتبان وحى بوده، و قرآن و تفسير قرآن را از دو لب پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم شنيده  آيا شما به قرآن آشناتريد يا اهل بيت وحى عليهم السلام به اين كار سزاوارتر است؟[67] اصلاً قرآن در خانه ما نازل شده و «اهل‏البيت ادرى بما فى البيت» سپس تمام راه‏ هاى ديگر از جمله موانع مهم ارث را شمرده و نفى مى‏ كند[68].

7. نفوذ زدایی در سایۀ اتمام حجت با انصار

بانوى اسلام در بخش پایانی از سخنانشان، طايفه انصار را به عنوان يك قشر برگزيده و بازوى توانمند اسلام و حامى مخلص پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم توصيف مى‏ كند،[69]لیکن با اين همه نفوذ بازيگران سياسى در ميان آنها وضع را به كلى دگرگون ساخت،[70] لذا تعجب بانوى اسلام از اين است كه چرا اين بازوان توانمند و ياران ديرينه پيامبر در برابر اين ستمى كه بر خاندانش روا داشتند، مهر خاموشى بر لب زدند، و با سكوت خود صحه بر پاى اين مظالم گذاردند.[71]

او در فراز ديگرى از سخنانش با شدت تمام انصار را سرزنش مى‏ كند كه سكوت شما در ماجراى فدك، به قيمت زنده شدن طيف ضد اسلامى تمام خواهد شد! [72]در حالی که شما بايد به اين مسأله به عنوان يك «جريان» بنگريد ...حساب كنيد در پشت اين ماجرا چه ماجراهاى ديگرى نهفته است؟![73]به راستی چرا آيات صريح قرآن را كه مى ‏گويد: «با پيمان شكنان به پيكار برخيزيد» پشت سر افكنده‏ ايد؟ و بجاى ترس از خدا از آنها مى‏ ترسيد؟[74]

عافيت ‏طلبى‏؛ شاخصۀ کلیدی نفوذ دشمنان در امت اسلامی

اما مسأله اين است كه روح عافيت‏ طلبى بر شما چيره شده، به آسايش خواهى تن در داده‏ ايد، و با اين‏كه با چشم خود مى‏ بينيد آن كس را كه شايسته ‏تر را كنار زده ‏اند باز سكوت مى‏ كنيد؟[75]

آرى يك انقلاب راستين تا زمانى پيشرو است كه افراد روح انقلابى خود را حفظ كنند، و تمايلات عافيت طلبانه بر آنها چيره نشود، و گرنه در برابر مشكلات زانو مى‏ زنند، و از كنار حوادث تلخ و مسئوليت آفرين بى‏ تفاوت مى ‏گذرند و انقلاب خاموش مى‏شود.[76]

هدف من اتمام حجت است، و گرنه اميدى به شما ندارم، جايى كه در مسأله «خلافت» سكوت كنيد در مسأله «فدك» به طريق اولى سكوت خواهيد كرد، اما سخنان امروز من در تاريخ اسلام ثبت مى‏ شود، و آيندگان قضاوت خواهند كرد.[77]

سخن آخر

در خاتمه باید گفت لحن گيراى بانوى اسلام سلام الله علیها در اين خطبه كه تا اعماق جان و روح انسان نفوذ مى‏ كند بيانگر اين واقعيت است كه او سخنورى بليغ، و خطيبى نستوه، همتاى همسرش اميرمؤمنان على عليه السلام بود، به گونه­ اى كه اين خطبه غرا، خطبه هاى على عليه السلام را درنهج‏ البلاغه تداعى مى‏ كند، و دوش به دوش آن پيش مى‏ رود.[78] لذا از  نسل جوان برومند انتظار می­ رود اين حماسه بزرگ را به خاطر بسپارند و به آيندگان منتقل كنند.[79]

بی ­تردید حماسه ‏هاى پرشورى كه در اين خطبه از زبان گوياى فاطمه سلام الله علیها تراوش كرده، نشان اين است كه او بانويى فداكار، مجاهد، مبارز، و رهبرى لايق براى مبارزين راه خدا و مجاهدان طريق حق است، اما چه حیف که تنها این معارف در 18 سال از زندگی ایشان به ما رسید و اگر ایشان عمری 60 ساله داشتند معلوم نبود چه گنجینه عظیمی از معارف را برای بشریت به جای می گذاشتند؛ حتی نهج البلاغه نیز خطبه های 5 سال امام علی علیه السلام را در خود جای داده است و در 25 سال خانه نشینی حضرت خطبه ای قرائت نشد.[80]

هم چنین باید گفت ای کاش نام آن را خطبه فدکیه نمی گذاشتند زیرا صحبت ایشان در زمینه فدک بخش کوچکی از آن را تشکیل میدهد و باید به آن بگوییم، خطبه تاریخ جامع حضرت زهرا سلام الله علیها که زیبنده آن است.[81]

 

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه)makarem.ir


[1] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛ سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) ؛ مدرسه امیرالمومنین(ع)؛ 1393/01/25.

[2] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛ سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) ؛ مدرسه امیرالمومنین(ع)؛1391/02/18.

[3] همان.

[4]  بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛ سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) ؛ مدرسه امیرالمومنین(ع)؛1393/01/14.

[5] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛ سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) ؛ مدرسه امیرالمومنین(ع)؛1393/01/25.

[6] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛ سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) ؛ مدرسه امیرالمومنین(ع)؛1393/01/14.

[7] همان.

[8] زهرا (ع) برترين بانوى جهان، ص: 149.

[9] همان. ص: 145.

[10] همان. ص: 146.

[11] خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها ؛ ص6.

[12] مجلسى، بحارالانوار، جلد 8، صفحه 108، چاپ قديم.

[13] زهرا (ع) برترين بانوى جهان، ص: 147.

[14] همان ؛ ص142.

[15] همان ؛ ص153.

[16] همان؛ص 149.

[17] همان ؛ ص151.

[18] همان ؛ ص152.

[19] همان؛ ص 154.

[20] همان.

[21] همان.

[22] زهرا (ع) برترين بانوى جهان ؛ ص155.

[23] همان.

[24] همان؛ ص156.

[25] همان.

[26] همان؛ ص 159.

[27] همان ؛ ص160.

[28] همان.

[29] همان ؛ ص161.

[30] همان ؛ ص162.

[31] همان.

[32] همان ؛ ص163.

[33] همان.

[34] همان.

[35] همان ؛ ص164.

[36] همان ؛ ص149.

[37] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛ سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) ؛ مدرسه امیرالمومنین(ع)؛1391/01/14.

[38] همان.

[39] همان.

[40] همان.

[41]همان.

[42] همان.

[43] زهرا (ع) برترين بانوى جهان ؛ ص169.

[44] همان؛ ص170.

[45] همان ؛ ص176.

[46] همان؛ ص: 177.

[47] همان.

[48] همان.

[49] همان ؛ ص178.

[50] همان؛ ص 179.

[51] همان.

[52] همان ؛ ص184.

[53] همان.

[54] همان ؛ ص185.

[55] همان.

[56] همان؛ ص185.

[57] همان.

[58] همان.

[59] همان ؛ ص150.

[60] همان ؛ ص192.

[61] همان.

[62] همان.

[63] همان.

[64] همان ؛ ص193.

[65] همان.

[66] همان.

[67] همان؛ ص: 194.

[68] همان.

[69] همان؛ ص205.

[70] همان.

[71] همان.

[72] همان ؛ ص206.

[73] همان؛ ص 207.

[74] همان.

[75] همان.

[76] همان.

[77] همان ؛ ص208.

[78] همان؛ ص 142.

[79] زهرا (ع) برترين بانوى جهان، ص: 149.

[80] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛ سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) ؛ مدرسه امیرالمومنین(ع)؛ 1393/01/25.

[81] همان.

Palabras clave :
captcha