شخصی بعد از رسیدن به سن بزرگی محجور گردیده(یعنی حجرش متصل به صغر نمیباشد) و این شخص محجور دارای پدر و همسر و فرزند میباشد و پدر هم دارای حسن شهرت و صلاحیت میباشد با این توضیحات 3 سوال دارم که در ذیل بیان میگردد : 1)آیا پدر با توجه به اینکه ولی محجور هم میباشد نسبت به دیگران جهت قیمومت دارای اولویت میباشد؟
2)چنانچه پدر بعنوان قیم اینچنین محجوری که کبیر میباشد انتخاب و انتصاب گردد آیا پدر فقط قیم میباشد از جهت قیمومت یا ولایت مطلق پدر بعد از رسیدن به سن کبر همچنان باقی است؟یعنی پدر هم قیم است و هم ولی یا فقط قیم؟
3)شخص کبیر (بعد از بلوغ )چه محجور(سفیه یا مجنون) باشد و چه غیر محجور (رشید یا عاقل)،آیا بازهم پدر ولایت بر فرزندش دارد؟یا عنوان و سمت ولایت پدر فقط مربوط به صغیر(قبل از بلوغ) میباشد؟(در صورت داشتن ولایت در هردو صورت ، محدوده آن چه مقدار تعریف و معین میگردد )
آیا دایره ولایت ولىّ قهرى بر مولیعلیه صرفاً ناظر بر حقوق مالى است و یا اطلاق دارد: بهعبارتدیگر: آیا ولىّ قهرى در حقّ قصاص نفس و عضو از باب ولایت میتواند قاتل و جانى را عفو نماید و یا اینکه لزوماً غبطه صغیر در اخذ دیه است و بدون اخذ آن مجاز به عفو نیست، درصورتیکه غبطه صغیر و مولیعلیه در اخذ دیه نفس و عضو باشد در صورت اخذ آن از جانى آیا او به اعتبار ولایت میتواند هرگونه دخل و تصرّفى را در سهم مالى مولیعلیه ولو به نفع خود بنماید؟