يكى از وظايف پزشكى قانونى تشخيص و تعيين علّت تأمّه مرگ امواتى است كه بنا به دلايلى، ازجمله بيم وقوع و يا وقوع جنايت، بايد علّت تامّه مرگ آنان براى محاكم قضايى روشن گردد و در اكثر موارد تشخيص و تعيين دقيق علّت فوت، فقط با کالبدشکافی مقدور است و با اين اقدام بسيارى از جنايات به وقوع پيوسته كشف گرديده و از پايمال شدن خون بهناحق ريخته مقتولين جلوگيرى به عمل میآید. با عنايت به مطالب فوق، نظر مبارك خويش را در خصوص مسائل زير مرقوم فرماييد:
۱. با توجّه به اينكه انجام عمل کالبدشکافی راهى است براى كشف حقيقت و احقاق حقّ اولياى دم، آيا انجام اين عمل شرعاً جايز است؟
۲. برفرض جايز بودن، آيا رضايت اولياى دم براى انجام عمل کالبدشکافی لازم است؟ درصورتیکه شرط باشد، اگر بعضى از اولياى دم راضى و بعضى ناراضى باشند، چه حكمى دارد؟
۳. آيا براى انجام عمل کالبدشکافی، تشخيص پزشكى قانونى میتواند مجوّز شرعى باشد، يا علاوه بر آن، درخواست مقام قضايى نيز در اين خصوص لازم است؟
۴. با فرض شرط بودن رضايت اولياى دم در جواز شرعى انجام کالبدشکافی، آيا در صورت درخواست مقام قضايى بازهم رضايت اولياى دم شرط است؟
معیار حیوان مردار ازنظر حضرتعالی چیست حیوانی که بدون جرح کشته شود نیز مردار است و یا حیوانی که در تصادفات و یا توسط درندهای نیز کشته میشود مردار است یا خیر؟
در بعضی مناطق مرسوم است که زنها پس از مرگ شوهران، یا بستگان نزدیک خود تا مدّتى طولانى لباس مشکى مىپوشند، صلهرحم را ترک مىکنند و از منزل خارج نمىشوند، در مراسم شادى دیگران شرکت نمىکنند، به مسافرت نمىروند، سروصورت خود را اصلاح نمىکنند و حتّى بعضى از آنها با اینکه جوان هستند دیگر ازدواج نمىکنند، این امور شرعاً چه حکمى دارد؟
اگر هنگام ظهور نشانههای مرگ انسان یقین داشته باشد که اطرافیان پس از او حقوقى که بر گردن او است را به نحو شایسته پرداخت میکنند، آیا لازم است که خود به این امر مبادرت ورزد؟