فردی یک حلقه چاه عمیق در زمین اهدایى توسّط یک نفر از اهالى، صرفاً بهقصد تأمین آبلولهکشی روستا، با بودجه و سرمایهگذاری على السویه خانوارهاى موجود آن روستا و با پروانه جهاد سازندگى، حفر نموده. ولى مصالح و مخارج آن را (از قبیل منبع هوایى، لولههای آب و برق و دینامى که آب بهوسیله آن خارج میشود) همه و همه را جهاد سازندگى داده است
1. حال سؤال ین که مالک آب کیست؟ و کمکهای دولتى تملیک است، یا اباحه؟
2. آیا کمکهای دولتى مخصوص خانوارهاى زمان حفر است، یا شامل افراد و نسلهای آینده هم میشود؟
3. کسانى که از اولاد و بستگان حافران چاه در زمان حفر چاه نبوده و قهراً در پرداخت هزینههای چاه هم شرکت نکرده و بعدها صاحبمنزل شدهاند، (به فرض که کمکهای دولتى شامل اینها هم باشد)، آیا میتوانند به منزلشان لولهکشی نمایند؟ چنانچه پرداخت وجهى لازم باشد، آیا سهم هر نفر در زمان حفر معیار است، یا قیمت روز؟
4. اگر آب چاه تغییر یابد و دیگر قابل شرب نباشد و اهالى با توافق همدیگر بخواهند آب را در امور کشاورزى مصرف نمایند، آیا احکامى که در سؤالات سهگانه بالا آمد شامل این صورت هم میشود؟
اگر براثر جارى شدن آب از ناودان ملک به دیوار ملک دیگری به ملک دیگری ضرری وارد گردد، آیا خسارت بر عهده صاحبخانه که آب ناودان او بر روی دیوار دیگری ریخته شده است؟ و درصورتیکه کارشناسى براى تشخیص مسئله بیاورند و برای این امر نیز هزینهای بپردازد این هزینه بر عهده کیست؟
چنانچه شخصی بنا بر ضرورت شغلی برای رعایت موازین بهداشتى، مجبور باشد که هرروز یک یا چند بار در استخر «کلر و آب» فرورفته و خارج شود، روزهی او چه حکمى دارد؟
اگر شخصی برای فرار از روزه به فردی که مقلد معظم له است بگوید: با فروبردن سر در آب روزه را باطل کند و بعد از اتمام ماه رمضان، برای جبران کفاره آن به آیتالله سیستانی عدول نماید، این کار جایز است؟