مسأله 61ـ آب نيم خورده «حيوانات نجس» مانند سگ و خوک نجس است، امّا نيم خورده حيوانات حرام گوشت (مانند گربه و جانوران درنده) پاک است هرچند خوردن آن مکروه است.
مسأله 1369ـ اگر روزه دار بى اختيار در آب بيفتد، يا او را در آب بيندازند و سر او زير آب رود، يا فراموش کند که روزه است سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمى شود، ولى اگر يادش بيايد بنابر احتياط واجب بايد فوراً سر را از آب بيرون آورد.
مسأله 1366ـ اگر نصف سر را يک دفعه و نصف ديگر را دفعه ديگر، در آب فرو برد، روزه اش صحيح است، ولى اگر تمام سر را زير آب ببرد امّا مقدارى از موها بيرون بماند روزه اش اشکال دارد.
مسأله 1365ـ روزه دار بنابر احتياط واجب تمام سر را عمداً در آب فرونبرد، حتّى اگر بقيّه بدن بيرون ازآب باشد، امّا اگر تمام بدن و قسمتى از سر زير آب برود ولى مقدارى از سر بيرون باشد روزه باطل نمى شود، فرو بردن سر در مايعاتى مانند گلاب و آبهاى مضاف ديگر حکم آب مطلق را دارد.
مسأله 2236ـ اگر حيوانى را با تير بزند، بعد در آب بيفتد و بداند که به واسطه تير و افتادن در آب جان داده است حلال نيست، بلکه اگر شک کند که فقط به خاطر تير بوده يا نه حلال نمى باشد.
مسأله 743ـ كسى كه يك لباس بيشتر ندارد هرگاه بدن و لباس او هر دو نجس شود و به اندازه آب كشيدن يكى از آن دو بيشتر آب ندارد احتياط واجب آن است كه بدن را آب بكشد و نماز را با همان لباس نجس بخواند.
مسأله 668ـ نمازهايى را که با تيمّم خوانده اعاده و قضا ندارد، ولى در چند مورد احتياط مستحب آن است که نمازهاى خود را اعاده کند: اوّل در جايى که آب نداشته يا مانع از استعمال آب داشته و عمداً خود را جُنُب کرده و با تيمّم نماز خوانده است. دوم در جايى که عمداً به جستجوى آب نرود و در تنگى وقت با تيمّم نماز بخواند و بعد بفهمد اگر جستجو مى کرد آب پيدا مى شد. سوم آن که مى دانسته يا گمان داشته که دسترسى به آب ندارد و آبى را که داشته ريخته و تلف کرده است.
مسأله 629ـ هرگاه غير از آب پاک، آب نجسى هم به مقدار آشاميدن دارد، از آب نجس نمى تواند استفاده کند، بايد آب پاک را براى آشاميدن بگذارد و براى نماز تيمّم کند، ولى دادن آب نجس به حيوان اشکالى ندارد.
مسأله 628ـ هرگاه به مقدار کافى آب دارد امّا اگر آن را به مصرف وضو يا غسل برساند مى ترسد خودش يا فرزندان يا دوستان و همراهانش از تشنگى هلاک يا بيمار شوند، يا فوق العاده به زحمت بيفتند، بايد تيمّم کند و آب را نگه دارد، همچنين اگر انسان غير مسلمانى جان او در خطر باشد بايد آب را به او بدهد و تيمّم نمايد، درباره حيوان نيز همين حکم جارى است.
مسأله 627ـ كسى كه مى داند آب براى او ضرر دارد هرگاه تيمّم كند و بعداً بفهمد آب براى او ضرر نداشته تيمّم او باطل است و اگر نماز با آن خوانده، بنابر احتياط واجب اعاده كند؛ ولی اگر يقين داشت آب براى او ضرر ندارد و وضو گرفت و غسل كرد بعد فهميد آب براى او ضرر دارد، وضوى او صحيح است .
مسأله 622ـ هرگاه آب در چاه باشد و بواسطه عدم توانايى يا نداشتن وسيله، دسترسى به آب ندارد، بايد تيمّم کند و همچنين اگر مشقّت فوق العاده داشته باشد که عادتاً مردم آن را تحمّل نمى کنند.
مسأله 614ـ هرگاه اطمينان دارد که آب در محلى دورتر از اين مقدار، موجود است و وقت نماز نيز تنگ نشده، بايد به سراغ آن برود، مگر اين که مشقّت فوق العاده اى داشته باشد، ولى اگر احتمال دهد يا گمان داشته باشد که آب در فاصله دورتر است جستجو لازم نيست.
مسأله 540ـ اگر آب پيدا نشود، يا بدن ميّت طورى باشد که نمى توان آن را غسل داد و يا به خاطر هر مانع ديگر غسل ممکن نشود، بايد ميّت را عوض هر غسل يک تيمّم بدهند، به اين ترتيب که تيمّم دهنده روبروى ميّت قرار مى گيرد و دست خود را بر زمين مى زند و به صورت و پشت دستهاى ميّت مى کشد.
مسأله 525ـ مانعى ندارد سدر و کافور به اندازه اى باشد که آب را مضاف کند، ولى بايد به اندازه اى کم نباشد که بگويند سدر و کافور با آب مخلوط نشده است و در صورتى که مضاف شود بهتر اين است ميّت را اوّل با آن بشويند و بعد آب روى بدن او بريزند تا به صورت مطلق در آيد.
مسأله 346ـ هرگاه زخم يا دمل يا شکستگى در صورت و دستها است و روى آن باز است امّا آب ريختن روى آن ضرر دارد، کافى است اطراف آن را بشويد، ولى اگر کشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد بايد دست تر بر خود آن نيز بکشد و اگر ضرر دارد مستحبّ است پارچه پاکى روى آن بگذارد و دست تر روى آن بکشد.