مسأله 1141ـ کسى که از سفر معصيت بر مى گردد اگر توبه کرده و تا محلّى که مى خواهد بر گردد هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شکسته بخواند، همچنين اگر توبه نکرده ولى در بازگشت آلوده به معصيت نيست.
مسأله 1140ـ کسى که براى امرار معاش به شکار مى رود سفرش حلال و نمازش شکسته است، همچنين اگر براى فراهم کردن درآمد بيشتر باشد، امّا کسى که براى لهو و تفريح و خوشگذرانى به شکار مى رود، سفرش حرام ونمازش را بايد تمام بخواند.
مسأله 1139ـ مسافرت به قصد تفريح و گردش و استفاده از آب و هوا و مانند آن تا آنجا که موجب اسراف و کار حرام ديگرى نباشد جايز است و نماز را بايد شکسته بخواند.
مسأله 1138ـ هرگاه کسى همراه ظالمى سفر کند و مسافرت او کمک به ظالم محسوب شود سفر او حرام است و نمازش را بايد تمام بخواند، مگر آن که مجبور باشد يا براى انجام وظيفه مهمترى مانند نجات جان مظلومى با او سفر کند که در اين صورت نمازش شکسته است.
مسأله 1136ـ هرگاه براى فرار از انجام کار واجبى مسافرت نمايد، مثل اين که بدهکار است و مى تواند بدهى خود را بدهد و طلبکار هم مطالبه مى کند، امّا او براى فرار از پرداخت بدهى مسافرت نمايد، بايد نماز را تمام به جا آورد، ولى اگر چنين قصدى را ندارد بايد نماز را شکسته بخواند.
مسأله 1135ـ هرگاه خود سفر حرام نباشد و به منظور کار حرامى نيز سفر نمى کند، ولى در اثناء سفر، معصيت يا معصيتهايى انجام مى دهد، مثل اين که در سفر شراب بخورد، يا غيبت کند و به مردم ظلم نمايد، نماز او شکسته است.
مسأله 1134ـ اگر به قصد دزدى، خيانت، يا کار حرام ديگرى سفر کند، بايد نماز را تمام بخواند، همچنين اگر خود سفر حرام باشد مثل اين که چنان مسافرتى براى بدن او ضرر قابل ملاحظه اى دارد، يا زن بدون اجازه شوهر سفر کند (بنا بر احتياط واجب) يا فرزند با نهى پدر و مادر سفر نمايد بطورى که مايه اذيّت آنها شود، بايد نماز را تمام بخواند; ولى اگر سفر واجبى مانند حجّ واجب بوده باشد رضايت شوهر و پدر ومادر شرط نيست و نماز شکسته است.
مسأله 1133ـ اگر مسافر به وطن خود وارد شود سفر او قطع مى گردد و همچنين اگر به محلّ اقامه ده روز برسد، حتّى اگر ترديد دارد که از وطنش بگذرد يا در جايى ده روز اقامه کند باز هم نماز او تمام است.
مسأله 1132ـ هرگاه بخواهد به محلّى که هشت فرسخ يا بيشتر است برود، اگر پيش از آن که به هشت فرسخ برسد مردّد شود که بقيّه راه را برود يا نه و در آنجا مقدارى متوقّف شود و بعد تصميم بگيرد بقيّه راه را ادامه دهد بايد نماز را شکسته بخواند و اگر در حال ترديد مقدارى از مسافت را طى کند سپس تصميمش بر ادامه راه شود، چنانچه باقيمانده راه با آنچه قبلاً با قصد طى کرده هشت فرسخ يا بيشتر باشد نماز را شکسته مى خواند.
مسأله 1131ـ اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، يا مردّد شود بايد نماز را تمام بخواند، امّا اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت خود منصرف شود، بايد نماز را شکسته بخواند، مگر اين که مردّد درماندن و برگشتن باشد و يا بخواهد همان جا ده روز بماند.
مسأله 1127ـ اگر اوّل مى خواهد به محلّى که کمتر از هشت فرسخ است برود ودر وسط راه يا پس از رسيدن به آن مقصد قصد کند مسافرت خود را ادامه دهد بطورى که مجموع مسافرت او هشت فرسخ باشد، چون از اوّل قصد نداشته بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر در اثنا، يا پس از رسيدن به مقصد قصد کند از آنجا هشت فرسخ يا بيشتر برود، نماز او شکسته است.
مسأله 1124ـ اگر ميان دو محلّى که فاصله آن کمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت و آمد کند نماز او شکسته نخواهد بود، هرچند روى هم رفته هشت فرسخ و بيشتر شود مگر اين که عرفاً به او مسافر بگويند و در اين صورت بنا بر احتياط هم نماز را تمام و هم شکسته بخواند.
مسأله 1123ـ هرگاه يقين دارد سفر او هشت فرسخ است و نماز را شکسته بخواند، بعد بفهمد هشت فرسخ نبوده، نمازش باطل است و بايد آن را اعاده کند و چهار رکعت بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد، امّا اگر يقين داشت مسافت مورد نظر هشت فرسخ نيست و در اثناء راه فهميد که هشت فرسخ بوده بايد نماز را شکسته بخواند و اگر تمام خوانده اعاده کند.
مسأله 1118ـ هرگاه بفهمد نماز را پيش از وقت خوانده، يا پشت به قبله به جا آورده، بايد آن را اعاده کند و اگر وقت گذشته قضا نمايد، امّا اگر سهواً نماز را به طرف راست يا چپ خوانده نماز باطل نيست.
مسأله 1110ـ هرگاه بعد از نماز کارى کند که صورت نماز را به هم مى زند يا نماز را باطل مى کند (مثل اين که پشت به قبله کند) بايد قضاى سجده و تشهّد را به جا آورد و نماز را بنابر احتياط واجب اعاده کند و اگر کارى کند که سجده سهو مى آورد، بعد از قضاى سجده يا تشهّد احتياط آن است که سجده سهو به جا آورد.
مسأله 1108ـ در قضاى سجده و تشهّد فراموش شده تمام شرايط نماز مانند طهارت و قبله و شرطهاى ديگر لازم است و بايد بلافاصله بعد از نماز انجام دهد و در تشهّد فراموش شده باید سلام هم داده شود.
مسأله 1107ـ هرگاه کسى يک يا چند سجده نماز را فراموش کرد بايد قضاى آن را بعد از نماز به جا آورد (البته اگر دو سجده از يک رکعت فراموش شود نماز باطل است) همچنين اگر تشهّد را فراموش نمايد بايد بلافاصله بعد از نماز آن را قضا کند و علاوه بر قضاى سجده و تشهّد بايد براى هر کدام بنابر احتياط واجب دو سجده سهو به جا آورد (ولى چنان که قبلاً نيز گفته شد تشهّد سجده سهو، کفايت از تشهّد فراموش شده مى کند).
مسأله 1098ـ احکامى که درباره شکّ و سهو و ظنّ در نمازهاى واجب روزانه گفته شد، در ساير نمازهاى واجب نيز عيناً وجود دارد، مثلاً اگر در نماز آيات شک کند که يک رکعت خوانده يا دورکعت چون شک او در نماز دو رکعتى است نماز باطل مى شود، همچنين ساير احکام شکّ و سهو و ظنّ.
مسأله 1097ـ هرگاه قضاى سجده يا قضاى تشهّد يا سجده سهو بر او واجب شده و در عين حال نماز احتياط نيز بر او واجب است بايد اوّل نماز احتياط را به جا آورد، بعد قضاى سجده يا تشهّد را و بعد سجده سهو را.
مسأله 1094ـ اگر در عدد رکعتهاى نماز احتياط نيز شک کند بايد بنا را بر بيشتر بگذارد، امّا اگر طرف بيشتر نماز را باطل مى کند، بنا را بر کمتر مى گذارد و نمازش صحيح است.
مسأله 1085ـ کسى که نشسته نماز مى خواند اگر شکّى کند که بايد براى آن يک رکعت نماز احتياط ايستاده، يا دورکعت نشسته بخواند، بايد يک رکعت نماز نشسته به جا آورد و اگر شکّى کند که بايد براى آن دو رکعت نماز احتياط ايستاده بخواند بايد دو رکعت نشسته به جا آورد، همچنين در ساير شکها.
مسأله 1084ـ هرگاه مى داند در وسط نماز شکّ کرده، امّا نمى داند مثلاً شکّ دو و سه بوده، يا دو و چهار، احتياط واجب آن است که به دستور هر دو عمل کند و نماز را نيز اعاده نمايد.
مسأله 1079ـ ظن و گمان در رکعات نماز در حکم يقين است، يعنى بايد بنابر گمان بگذارد و نماز را ادامه دهد، ولى اگر در رکعت اوّل و دوم باشد احتياط واجب اين است که نماز را بعداً نيز اعاده کند.
مسأله 1078ـ هرگاه يکى از شکهاى صحيح براى انسان پيش آيد نمى تواند نماز را بشکند، بلکه بايد به دستورهاى بالا عمل کند و در مورد تمام شکها بايد قبلاً کمى فکر کند اگر يقين به هيچ طرف حاصل نشد و يا گمان در مواردى که معتبر است بر هيچ طرف قرار نگرفت، چنانچه از شکهاى باطل باشد نماز را رها مى کند و اگر از شکهاى صحيح باشد به دستور آن عمل مى نمايد.
مسأله 1071ـ هرگاه در عدد رکعتهاى نماز مستحبّى شک کند مخيّر است بنا را بر کمتر بگذارد يا بيشتر، مگر اين که طرف بيشتر، نماز را باطل کند که در اين صورت بنا را بر کمتر مى گذارد، مثلاً اگر شک ميان يک و دو کند مخيّر است بنا را بر يک يا دو بگذارد، امّا اگر شک در ميان دو و سه کند حتماً بنا را بر دو، مى گذارد.