ماده ٢٣٤ قانون مجازات اسلامي (حد لواط براي فاعل در صورت عنف اکراه يا دارا بودن شرايط احصان اعدام و در غير اين صورت صد ضربه شلاق است حد لواط براي مفعول در هر صورت ( وجود يا عدم احصان) اعدام است ولي طبق فرموده حضرت محمد كسي كه بصورت اكراه عملي روي او انجام شود فاقد مسئوليت است حال حکم شرع چه می باشد ؟
باتوجه به ماده ۶۳۸. قانون مجازات اسلامی جمهوری اسلامی که برای افرادی که در انظار عمومی عمل حرامی انجام دهند بجز کیفر عمل مجازات تعیین می کند و تبصره آن که برای افرادی که حجاب اسلامی را رعایت نکنند به حبس و جزای نقدی محکوم میکند جدای از بحث قانون از لحاظ شرع مقدس و حکم فقهی: از نظر معظم له هر عمل حرامی شامل این حکم می شود؟ جمع مجازات کیفر عمل و مجازات تعیین شده اشکال ندارد؟
در مورد محكومين به اعدام يا حبسهای طولانى، آيا قاضى يا حاكم شرع میتواند به لحاظ مصلحت، تخفيف كيفر محكوم را موكول به اهداى عضوى براى نجات مسلمانى از بيمارى يا مرگ نمايد؟
چنانچه کسى با اسلحه و به قصد کشتن مادر و جنین، به طرف آنها شلیک کند و هر دو کشته شوند، آیا پدرِ حمل حقّ درخواست قصاص نفس جانى را دارد یا این که قتلِ عمدِ جنین فقط دیه دارد؟
با توجّه به این که قتل کودکان توسّط پدر، یا جدّ پدرى قصاص ندارد، متأسّفانه مدّتى است که این امر در جامعه زیاد اتّفاق مى افتد! جهت تشدید مجازات این افراد چه حکمى صادر مى فرمایید؟
اگر دو برادر یا دو خواهر نابالغ یا بالغ شرعى فاقد سنّ قانونى 18 سال با هم نزاع کنند، و یکى از آنها دیگرى را مجروح، یا مضروب مى کند و مجروح یا مضروب بر ضدّ ضارب به دادگاه شکایت مى کند و حاضر به دادن رضایت نباشد، آیا در این صورت رضایت پدر، و در صورت نداشتن پدر رضایت جدّ پدرى، یا رضایت مادرشان که قیّم آنهاست در جهت منع تعقیب ضارب نافذ است، یا رضایت مضروب الزامى است؟
شخصی در حین نزاع به دیگری جراحتی وارد نموده که نوعا کشنده نیست و در صورت مراجعه به پزشک و مداوا، زخم بهبود می یابد (مثلا یک بند انگشت او را قطع نموده) اما شخص مجروح عمدا به پزشک مراجعه نمی کند و به مداوا نمی پردازد (یا به هر علتی کوتاهی کرده و جراحت دچار عفونت و سرایت به نقاط دیگر بدن شده و در نهایت منجر به مرگ شخص می گردد. در فرض مساله مجازات ضارب چیست؟
در کتب فقهى مى خوانیم: «اگر کسى دیگرى را بگیرد، و فرد دوّمى او را به قتل برساند، در حالى که سوّمى آنها را دیده بانى کرده تا جنایت را انجام دهند، قاتل محکوم به قصاص، نگهدارنده محکوم به حبس ابد، و چشمان دیده بان با میلِ سرخ شده یا نظیر آن، کور مى گردد.» مجازاتى که براى «نگهدارنده» و «دیده بان» بیان گردیده، چه نوع مجازاتى است؟ حدّ یا تعزیر؟ و آیا اولیاى دم مى توانند «نگهدارنده» و «دیده بان» را عفو نمایند، تا مجازات آنها ساقط شود؟ و آیا مى توان چند سال حبس یا تبعید را جایگزین مجازاتهاى فوق الذکر (حبس ابد و کور کردن) نمود؟
دو نفر در روستا به علتی با یکدیگر درگیر می شوند و از فاصله حدود 10 الى 15 مترى سنگى به سمت دیگری پرتاب نموده، که به گلوى وى اصابت مى کند، پس از گذشت حدود سه ساعت از این ماجرا، مجروح به کلانترى مراجعه، و از آنجا به درمانگاه انتقال داده شده، و در آنجا فوت مى نماید. پزشکى قانونى علّت مرگ را اصابت جسم سخت به ناحیه گردن و عوارض ناشى از آن بیان کرده است، ولى متّهم در تمامى مراحل تحقیقات منکر پرتاب سنگ شده، و حتّى خود او نیز جهت طرح شکایت علیه مقتول به کلانترى مراجعه کرده، و در آنجا دستگیر شده است. حال نوع قتل و جازات این فرد چه می باشد؟
چنانچه افرادى در خارج از کشور مرتکب جرایم مستوجب قصاص شده و طبق قوانین آن کشور تعقیب و محاکمه گردیده و کیفر مقرّر براى جرم مورد نظر را گذرانده باشند و سپس به ایران مراجعت کنند، آیا در صورت درخواست قصاص از طرف اولیاى دم قابل تعقیب و مجازات هستند؟