شوهرم هنگام رکوع کف دستش را بالاتر از کاسه زانو میگذارد با توجه به اینکه ایشان قبل از عقد با من حج رفته و نمازهای نسا و طواف را با این کیفیت رکوع انجام داده آیا در حرمت خلل وارد نمیشود و عقد ما صحیح است؟
آیا حرام بودن استعمال مواد مخدر در قرآن آمده است؟ و ازآنجاکه اعتیاد به آن، بلاى خانمانسوزی است که دامن جوانهای ما را گرفته و حتّى در سنین بالا و برخى از مؤمنین آلوده به آن هستند؛ و سروصدای مبارزه با مواد مخدّر متأسفانه نتیجه چندانى نداده، چرا به جز رساله شما، در رسالههای علماى دیگر تحریم آن نیامده است؟
اگر طنز بهگونهای در جامعه ترویج یابد که دیگر هتک حرمت و توهین حساب نشود، یا به دلیل وجود قرائن حالیّه یا مقالیّه، باعث اذیّت و ایذا نگردد، چه حکمی دارد؟
مدّتى است پیرامون موسیقى تحقیقاتى را آغاز نموده، لکن به مشکلى برخوردم که تاکنون برایم حلنشده است. بنده به لحاظ عقلى نتوانستم خود را قانع کنم که اسلام مطلق موسیقى را حرام کرده باشد؛ و اگر چنین است، باید ملاک و معیارى داشته باشد. این بود که به کتب فقهى و فتاواى بعضى از علماى بزرگوار مراجعه نمودم. متوجّه شدم که در مورد حرمت موسیقى، اختلافنظر وجود دارد. از ظاهر عبارت شیخ در مناسب به دست میآید که ایشان موضوع حرمت را لهو میداند; امّا بعضى از بزرگواران، خصوصاً امام راحل (قدس سره) طرب را معیار آن ذکر میکنند. با توجّه به مطالب بالا، خواهشمند است بیان فرمایید: آیا حرمت موسیقى به خاطر مطرب بودن است که براثر مرور زمان (مثل شطرنج) تغییر پیداکرده و تبدیل به لهو شده است؟ یا از همان ابتدا موضوع و عنوان حرمت موسیقى، لهو بوده و هست؟ در این صورت نظر علماى بزرگوار مبنى بر مطرب بودن را چطور توجیه میکنید؟
آیا در روایات کلمه « حدود » شامل « قصاص » نیز می شود، مثلا آنجا که می فرماید : « لا تقام الحدود فی المساجد »آیا از این حدیث می توان برداشت کرد که قصاص هم در مسجد صورت نمی گیرد؟
اگر کلمات مقدسه روی قبور حکشده باشد مثل الله در عبدالله و الحسین در عبدالحسین و امثالذلک وظیفهی فقهی ما در این خصوص چیست؟ آیا باید سنگقبر را محوکنیم؟ یا فقط پا نگذاریم کافی است؟ یا وظیفهی دیگری داریم؟ خصوصاً که گاهی در یک قبرستان که وارد میشویم مملو از این کلمات است و رعایت بعضی مسائل، گاه به حرج میانجامد.
در مصرف آب زیادهروی مىکنم و هر چه تلاش مىنمایم نمىتوانم جلوى این کار زشت را بگیرم. به همین جهت همواره با شوهرم مشاجره داریم. او مىگوید: «گذشته از اینکه کار حرامى انجام مىدهى و ضامن هستى، من که شوهر تو هستم راضى به عمل تو نیستم». لطفاً بفرمائید:
الف- آیا کار من حرام و موجب ضمان است؟
ب- آیا در وضو و نمازم اشکالى ایجاد میشود؟
مسأله 1400ـ هرگاه به واسطه بى اطّلاعى و ندانستن مسأله، كارى را انجام دهد كه مى داند حرام است، ولى نمى دانسته روزه را باطل مى كند، قضا دارد ولى كفّاره ندارد.