الف : ضمیر فارسی (( او )) که به لفظ (( خدا )) برمیگردد ب: ضمیر عربی (( هُوَ )) که به لفظ (( الله )) برمیگردد ج: ضمیر انگلیسی (( He )) که به لفظ (( God )) برمیگردد د- در دیگر زبانها ؛ لطفاً نسبت به موارد بالا به دو سؤال زیر پاسخ دهید . 1- آیا مسّ این ضمائر نیاز به طهارت دارد؟ 2- آیا این ضمائر از اسماء متبرکه محسوب میشوند و دارای احترام هست؟ - بهطورکلی در حکم مسّ ضمیری که به نام خداوند برمیگردد فرقی بین ضمیر عربی و عجمی وجود دارد؟
مسأله 1316ـ روزه از عبادات است و لازم است با نيّت به جا آورده شود، در موقع نيّت لازم نيست به زبان بگويد، يا از قلب خود بگذراند همين اندازه که در نظرش اين باشد که براى اطاعت فرمان خدا از اذان صبح تا مغرب کارهايى که روزه را باطل مى کند ترک نمايد کافى است.
مسأله 1976ـ هرگاه انسان بخواهد ضامن شود که بدهى کسى را بدهد مى تواند صيغه لفظى به زبان فارسى يا عربى يا هر زبان ديگر بخواند و مثلاً بگويد: «من ضامنم طلب فلان کس را بدهم» و طلبکار هم بگويد: «قبول کردم» و نيز مى تواند قرارداد ضمانت را به و سيله امضا کردن ضمانت نامه، يا هر کار ديگر که اين مطلب را به طلبکار بفهماند و او هم عملاً قبول کند، انجام دهد.
مسأله 1917ـ قرارداد وکالت را مى توان به وسيله خواندن صيغه فارسى يا عربى يا هر زبان ديگر انجام داد، همچنين اگر عملاً به ديگرى بفهماند که او را وکيل کرده و او هم عملاً بفهماند که قبول نموده است (مثلاً مال خود را براى فروختن به او بسپارد و او هم قبول کند) آن نيز صحيح است.
مسأله 1852ـ در اجاره مى توان با زبان عربى يا فارسى يا هر زبان ديگر صيغه خواند (مثلاً مالک به شخصى بگويد فلان ملک خودم را به فلان مبلغ در فلان مدّت به تو اجاره دادم، او هم بگويد: قبول کردم) و نيز کافى است که ملک خود را به قصد اجاره در اختيار مستأجر بگذارد و او هم تحويل بگيرد.