جنگ شاخههای مختلفی دارد: جنگ اقتصادی، سیاسی، نظامی و امثال آن و یكی از شاخههای مهم آن جنگ روانی است؛ یعنی كاری میكنند كه روحیۀ شخص، ضعیف شود، تا قدرت مقاومت خود را حتی در جنگهای نظامی از دست بدهد.
در جنگ روانی از روشهای مختلفی استفاده میشود که در این نگاشته به سه روش اشاره میگردد:[1]
تهدید
یكی از راههای جنگ روانی تهدید است؛ مثل اینكه گفته میشود: «گزینۀ نظامی نیز روی میز است» یا «آمریكا نیروهایش را وارد خلیج فارس كرده است» یا «آمریكا كشتیهای حامل بمبافكن خود را در منطقه افزایش داده است» یا «یك هفتۀ دیگر حمله نظامی آغاز میگردد».
دشمن با این تهدیدها قصد تخریب روحیه طرف مقابلش را دارد.[2]
ارعاب دیگران
یكی دیگر از راههای جنگ روانی ترساندن دیگران از طرف مقابل است؛ همان كاری كه دشمنان نسبت به ما انجام داده و همسایگانمان را از ما میترسانند، كه امروزه به آن «ایرانترسی» میگویند.
متأسّفانه بعضی از جراید و مطبوعات خیال میكنند انعكاس این مطالب، تعریف و تمجید از ما محسوب میشود؛ آن را در بوق و كرنا میكنند و با نقل آن در اینسو و آنسو بر روی آن مانور میدهند.[3]
در داستان اصحاب الفیل آمده است، ابرهه [در تصمیم خود برای تخریب کعبه] لشكر عظیمی تشكیل داد و هر كس كه میتوانست را با خود همراه كرد و چند عدد - یك یا هشت یا ده عدد - فیل نیز همراه خود آورد تا به وسیله آنها ساكنان مكّه و حجاز كه فیل ندیده بودند را به وحشت بیندازد و به اصطلاح امروزیها جنگ روانی ایجاد كند.[4] البته خداوند متعال آن لشكر پرقدرت را به وسیلۀ سجّیل كه سنگریزهای نرمتر از سنگ و سختتر از گل بود نابود كرد. پرندگانی كه گروهگروه در آسمان ظاهر شده بودند، كافی بود یكی از آن سنگریزهها را به یكی از فیلها بزنند تا نقش بر زمین شود. در اینجا نیز خداوند قدرتنمایی كرد و با وسیلۀ كوچك و كم اهمیتی، دشمنانش را از پای درآورد.[5]
پخش شایعات
یكی دیگر از روشهای جنگ روانی پخش شایعات است؛[6] هنگامی كه دشمن قادر نیست از طریق رویارویی صدمهای وارد كند، دست به پخش شایعات میزند، و از این طریق افكار عمومی را نگران و به خود مشغول ساخته و از مسائل ضروری و حساس منحرف میكند.
شایعهسازی یكی از سلاحهای مخرب برای جریحهدار ساختن حیثیت نیكان و پاكان و پراكنده ساختن مردم از اطراف آنهاست.[7]
در زمان ما كه وسایل ارتباط جمعی زیادتر و گستردهتر شده، كاربرد این روش نیز وسیعتر گردیده است؛ به گونهای كه از طریق اینترنت، موبایل و شبكههای ماهواره شایعات را به دورترین نقاط دنیا فرستاده و ذهن مردم را مشوّش میكنند.
آیۀ ۱۹ سورۀ نور در مورد روش سوم از روشهای جنگ روانی، یعنی پخش شایعات است. منافقان كه از مبارزۀ رودررو با پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم و مسلمانان وحشت داشتند و میدانستند كه با جنگ نظامی راه به جایی نمیبرند، به پخش شایعات روی آوردند.
از جمله شایعاتی كه ساخته و در تمام مدینه پخش كردند، نسبت زشت و دروغین عمل منافی عفّت به بعضی از همسران پیامبر بود. خداوند به منظور مبارزۀ جدّی با این شایعه، آیۀ مورد بحث (آیۀ ۱۹ سورۀ نور) را بر پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم نازل كرد و آنها را به شدّت توبیخ و به مجازات تهدید كرد: «إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ؛ كسانی كه دوست میدارند زشتیها و گناهان قبیح در میان افراد با ایمان اشاعه یابد، عذاب دردناكی در دنیا و آخرت دارند».
عجیب اینكه مجازات شایعه پراكنان به جهان آخرت اختصاص ندارد، بلكه در این جهان هم كیفر میبینند.[8]
در جنگ احد، كه دشمن پس از پیروزی نسبی، علاوه بر استفاده از غفلت مسلمانان، به جنگ روانی (شایعهپراکنی) پرداخت. فرماندۀ دشمن، كه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را در میدان جنگ مجروح دید، با صدای بلند فریاد زد: «محمّد كشته شد!». عدّۀ زیادی، و طبق برخی روایات همه، با شنیدن این سخن فرار كردند، ولی علی علیه السلام كه به گفتار پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم مبنی بر پیروزی اسلام بر كفر ایمان داشت و لحظهای در ایمان خویش تردید نداشت، به این سخن توجّهی نكرد و هم چنان به نبرد تن به تن با دشمن ادامه داد! تا اینكه پیکر سراسر مجروح پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را یافت و هم چون پروانهای بر گرد شمع وجود آن حضرت میگشت و از فرستادۀ خدا دفاع میكرد. شجاعت و ایمان و تلاش فراوان علی علیه السلام، جنگ روانی دشمن را خنثی كرد و مسلمانان فهمیدند كه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم هنوز زنده است، بدین جهت عدّهای به میدان بازگشتند كه به هر حال جنگ با تمام سختیها و مشكلاتش پایان یافت و دشمن با یأس و ناامیدی از نابودی پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم به مكّه بازگشت.[9]
در عصر و زمان ما نیز دشمن در جنگ روانی از همین وسیله بهره میگیرد. برای مردم عادی، مقامات بلندپایه سیاسی و مذهبی، و حتّی مراجع بزرگوار تقلید شایعه میسازد. مؤمنین باید مواظب باشند كه نه شایعه بسازند، و نه به شایعهسازان كمك كنند، چراكه اشاعۀ شایعات دروغ و حتّی مشكوك حرام است، و مجازاتی برابر با مجازات مفسدان فی الارض دارد.
خداوند متعال در این باره میفرماید: «لَئِنْ لَمْ ینْتَهِ اَلْمُنافِقُونَ وَاَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَاَلْمُرْجِفُونَ فِی اَلْمَدِینَةِ لَنُغْرِینَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا یجاوِرُونَكَ فِیها إِلاّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَینَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلاً؛ اگر منافقان و بیماردلان و آنها كه اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش میكنند، دست از كار خود برندارند، تو را بر ضدّ آنان میشورانیم، سپس جز مدّت كوتاهی نمیتوانند در كنار تو در این شهر بمانند * و از همه جا طرد میشوند، و هر جا یافت شوند گرفته خواهند شد، و به سختی به قتل خواهند رسید».[10]
بنابراین باید مواظب و مراقب این گناه بزرگ و خطرناك بود، تا به كمك خداوند آلودۀ آن نشویم.[11]
ایجاد تزلزل در باور و ایمان مردم
قرآن کریم در آیۀ 72 سوره «آل عمران» پرده از روی یكی از نقشههای ویرانگر [دشمنان اسلام] برمیدارد. این آیۀ اشاره به بخشی از تهاجم [روانی] آنها دارد.[12]
گروهی به عنوان یك توطئه حساب شده نخست اظهار اسلام كردند، سپس به عنوان اینكه چیز قابل ملاحظهای در اسلام نیافتند، كنار رفتند و بیزاری جستند، و هدف آنها این بود كه به این وسیله تزلزل در ایمان مؤمنان ایجاد كنند.[13]
در آیه مورد نظر میخوانیم: «وَقالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ؛ گروهی از اهل كتاب گفتند: [بروید و ظاهراً] به آن چه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز كافر شوید [و كفر خود را آشكار سازید] شاید آنها [مؤمنان] نیز متزلزل شده، بازگردند».
این توطئه در افراد ضعیف النفس اثر قابل ملاحظهای داشت، به خصوص اینكه عده مزبور از دانشمندان یهود بودند، و همه میدانستند كه آنها نسبت به كتب آسمانی و نشانههای آخرین پیامبر، آشنایی كامل دارند، و این امر لااقل پایههای ایمان تازه مسلمانان را متزلزل میسازد.[14]
اگر دقت كنیم میبینیم كه در عصر و زمان ما نیز اینگونه طرحها به اشكال دیگری اجرا میشود وسائل تبلیغاتی دشمن كه از مجهزترین و نیرومندترین وسائل تبلیغاتی جهان است در این قسمت به كار گرفته شده و كوشش میكنند كه پایههای عقائد اسلامی را در افكار مسلمین، مخصوصاً نسل جوان ویران سازند. آنها در این راه از هرگونه وسیله و هر كس در لباسهای «دانشمند، خاورشناس، مورخ، عالم علوم طبیعی، روزنامهنگار و حتی بازیگران سینما (سلبریتیها) استفاده میكنند.
آنها این حقیقت را مكتوم نمیدارند كه هدف آنها متزلزل ساختن پایههای عقائد اسلامی در افكار جوانان و بی علاقه ساختن آنها نسبت به مفاخر آیین و سنتشان است، قرآن امروز هم به مسلمانان در برابر این جریان هشدار میدهد.[15]
القای یأس و ناامیدی
ایجاد یأس و بدبینی برای تضعیف ارادهها و درهم شكستن قدرت جهاد و مقاومت، یكی از حیلههای خطرناك منافقان است كه اگر كارگر شود آثار بسیار زیان باری دارد.[16]
قرآن مجید درباره جنگ احزاب مطابق آیه 12 سوره احزاب میفرماید: گروهی از منافقان و بیماردلان كه در خدمت پیغمبر بودند و در آن جنگ شركت داشتند، پیغمبر اكرم صلّی الله علیه وآله وسلّم را به فریبكاری متّهم ساختند و گفتند: «ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً؛ خدا و پیغمبرش جز وعدههای دروغین به ما ندادند!».[17]
خداوند در ادامه و در شرح حال منافقان بیماردل میگوید: «وَإِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ یا أَهْلَ یثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا؛ و نیز به خاطر بیاورید هنگامی را كه گروهی از آنها گفتند ای مردم یثرب! (مدینه) اینجا جای توقف شما نیست، به خانههای خود بازگردید».[18] خلاصه، در برابر این انبوه دشمن، كاری از شما ساخته نیست، خود را از معركه بیرون كشیده و خویشتن را به هلاكت و زن و فرزندتان را به دست اسارت نسپارید! و به این ترتیب میخواستند جمعیت انصار را از لشكر اسلام جدا كنند.[19]
جالب اینكه از بعضی روایات استفاده میشود كه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم به منافقان و افراد ضعیف الایمان و ترسو اجازه بازگشت به مدینه را داد، چرا كه اگر میماندند نه تنها كاری از آنها ساخته نبود، بلكه بذر ضعف و سستی را در دل دیگران میپاشیدند![20]
این موضوع در دنیای امروز كه فعالیت رسانههای جمعی بر همه جا سایه افكنده، از گذشته خطرناكتر است. منافقانی كه در بیرون و درون كشورهای اسلامی هستند، با استفاده از این وسائل برای مأیوس كردن مسلمانان از برنامههای اصلاحی و از هرگونه پیشرفت و موفقیت، وسائل شكست آنها را فراهم میسازند.
باید در برابر این شیطانصفتان با تمام قدرت ایستاد و پیوسته مردم را به الطاف خفیه و جلیۀ الهی و پیشرفت و پیروزی امیدوار ساخت و شعارهای «إِنْ تَنْصُرُوا اَللّهَ ینْصُرْكُمْ وَیثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ؛ اگر خدا را یاری كنید، شما را یاری میكند و گامهایتان را استوار میدارد»،[21]«وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ اَلْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!»،[22] را همه جا سر داد.[23]
فریبکاری
داستان خدعه و نیرنگ معاویه و عمروعاص در مسئلۀ سر نیزه كردن قرآنها در جنگ صفین بهترین گواه و شاهد برای این مدّعاست.[24]
در جنگ «صفّین» هنگامی كه لشكر «معاویه» در آستانۀ شكست قرار گرفت، عمروعاص با یك نیرنگ عجیب، لشكر را از شكست نجات داد، دستور داد قرآنها را بر سر نیزه كنند و بگویند ما همه پیرو قرآنیم و باید به حكمیت قرآن، تن در دهیم و دست از جنگ بكشیم. این نیرنگ، چنان در گروهی از سادهلوحان از لشكر امیرمؤمنان علی علیه السلام مؤثّر افتاد كه مولا علی علیه السلام را سخت در فشار قرار دادند، تا دست از جنگ بكشد و تن به حكمیت دهد.[25]
سخن آخر: (دو قطبیسازی و تفرقهافکنی)
از جمله شگفتیها این است كه اصول سیاستهای خودكامگان در طول تاریخ تقریباً یكسان است. در چند هزار سال قبل، فرعون به نقل قرآن مجید از سیاست «تفرقه بینداز و حكومت كن» استفاده میكرد: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیعاً؛ فرعون در زمین برتریجویی كرد و اهل آن را به گروههای مختلفی تقسیم نمود».[26]
امروزه نیز در تمام دنیای استكباری این اصل به قوّت خود باقی است و هم چنان ادامه دارد. با هر وسیلهای كه بتوانند در میان ملتها ایجاد اختلاف میكنند، تا پایههای حكومتشان مستحكم شود.[27]
در آیات قرآن مجید بر موضوع وحدت تأكید بسیار زیادی شده است از جمله در آیۀ 46 سورۀ انفال میخوانیم: «وَلا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اَللّهَ مَعَ اَلصّابِرِینَ؛ نزاع مكنید كه سست خواهید شد و قوّت و قدرت شما از دست خواهد رفت و صبر و استقامت [در برابر عوامل نفاق] داشته باشید كه خدا با صابران است».[28]
فراموش نکنیم امواج سهمگین حوادث فعلی دنیا، كشتی جامعه ما را در این اقیانوس متلاطم به هر سو میبرد؛ بحرانهای سیاسی و اقتصادی و [نظامی] به صورت گردابهای مخوفی در مقابل سرنشینان این كشتی خودنمایی میكنند. بدیهی است در چنین موقعیتی هرگونه اختلاف و نفاق در میان سرنشینان این كشتی به قیمت جان آنها تمام میشود.
در این دنیای پرآشوب كنونی، جامعه ما برای حفظ موجودیت خود [در برابر دشمنان تا بن دندان مسلح] به اتّحاد و اتّفاق از همه چیز بیشتر نیازمند است، و اگر اسلحهای در برابر این همه دشمنان قوی و نیرومند داشته باشیم همین اتّحاد است و بس.[29]
گرفتاری بزرگ ما مسلمانان امروز نیز در همین است كه [اتّحاد] را عملاً حذف كردیم.[30]
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir
منابع:
1. آداب معاشرت در اسلام
2. تفسیر نمونه
3. پیام امام امیر المومنین علیه السلام
[1] نکات اخلاقی، ص17.
[2] آداب معاشرت در اسلام، ص364.
[3] همان.
[4] داستان یاران: مجموعه بحث هاى تفسیرى حضرت آیت الله العظمى مكارم شیرازى مدّ ظلّه، ص126.
[5] شرح این داستان و درس هاى عبرت آموز آن را در «تفسیر نمونه»، ذیل آیات اوّلیّۀ سورۀ فیل مطالعه بفرمایید. (کشتی نجات (چهل حدیث از امام رضا علیه السلام)، ص۱۲۷).
[6] آداب معاشرت در اسلام، ص364.
[7] تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص۴۰۷.
[8] آداب معاشرت در اسلام، ص۳۶۳.
[9] آیات ولایت در قرآن، ص۱۴۳.
[10] احزاب، آیات۶۰-۶۱.
[11] سوگندهای پر بار قرآن، ص۴۸.
[12] ر.ک: تفسیر نمونه، ج2، ص614.
[13] پیام قرآن، ج10، ص176.
[14] تفسیر نمونه، ج2، ص615.
[15] همان، ص618.
[16] همان.
[17] شیعه پاسخ مى گوید، ص65.
[18] احزاب، آیه13.
[19] تفسیر نمونه، ج17، ص227.
[20] اخلاق در قرآن، ج2، ص233.
[21] محمد، آیه۷.
[22] آل عمران، آیه۱۳۹.
[23] پیام امام امیرالمومنین علیه السلام، ج۷، ص۶۰۹.
[24] همان، ج2، ص170.
[25] همان، ج۳، ص۴۷۲.
[26] قصص، آیه4.
[27] پیام امام امیر المومنین علیه السّلام، ج2، ص567.
[28] همان، ج۷، ص۴۷۱.
[29] جلوه حق بحثى پیرامون «صوفیگرى» در گذشته و حال، ص46.
[30] تفسیر نمونه، ج10، ص396.









