تفسیر سورۀ قدر از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی

تفسیر سورۀ قدر از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی


شأن نزول / فضیلت سورۀ قدر / شب قدر شب نزول قرآن! / ماهیت نزول قرآن در شب قدر / عظمت شب قدر / نزول ملائکه و روح در شب قدر  / منظور از روح چه کسی است؟ / تفسیر «مِنْ كُلِّ أَمْر» / شب قدر؛ شب سلام‌

سوره‏ قدر در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است‏،[1] محتوی سوره قدر چنان که از نامش نیز پیدا است بیان نزول قرآن مجید در شب قدر است، و سپس بیان اهمیت شب قدر و برکات و آثار آن.[2] شرح این سخن و مسائل دیگری در زمینه شب قدر، و نیز بیان نکات تفسیری سورۀ مبارکه قدر، مبسوطاً خواهد آمد.[3]

شأن نزول

در اینکه این سوره در «مکه» نازل شده، یا مدینه؟ مشهور میان مفسران «مکی» بودن آن است. ولی بعضی احتمال داده‌اند که در مدینه نازل شده است. زیرا در روایتی آمده که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم در خواب دید که «بنی امیه» از «منبر» او بالا رفته‌اند، این امر بر پیامبر گران آمد و ناراحت شد، سوره قدر نازل گردید و پیامبر را تسلّی داد، و می‌دانیم مسجد و منبر در مدینه تشکیل شد، نه در مکه. لذا بعضی آیه ‏«لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» را ناظر به مدت حکومت بنی امیه که حدود یک هزار ماه بود، می‌دانند.‏[4] ولی معروف چنانکه گفتیم، «مکّی» بودن است، و روایت فوق ممکن است از قبیل تطبیق باشد، نه شأن نزول.[5]

فضیلت سوره قدر

در فضیلت تلاوت این سوره همین‌بس که از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم نقل است که فرمود: «مَنْ قَرَأَهَا أُعْطِی مِنَ اَلْأَجْرِ کَمَنْ صَامَ رَمَضَانَ وَأَحْیی لَیلَةَ اَلْقَدْرِ؛ هر کس آن را تلاوت کند مانند کسی است که ماه رمضان را روزه گرفته، و شب قدر را احیا داشته است».[6]

در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام می‌خوانیم: «مَنْ قَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ اَلْقَدْرِ، فَجَهَرَ بِهَا صَوْتَهُ، کَانَ کَالشَّاهِرِ سَیفَهُ فِی سَبِیلِ اَللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَمَنْ قَرَأَهَا سِرّاً، کَانَ کَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اَللَّهِ؛ کسی که سوره «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ» را بلند و آشکار بخواند، مانند کسی است که در راه خدا شمشیر کشیده و جهاد می‌کند، و کسی که به طور پنهان بخواند، مانند کسی است که در راه خدا به خون آغشته است».[7]

واضح است این همه فضیلت از آن کسی نیست که آن را می‌خواند و حقیقتش را درک نمی‌کند، بلکه از آن کسی است که می‌خواند و می‌فهمد و به محتوایش جامه عمل می‌پوشاند، قرآن را بزرگ می‌شمرد و آیاتش را در زندگی پیاده می‌کند.[8]

شب قدر شب نزول قرآن!

از آیات قرآن به خوبی استفاده می‌شود که قرآن مجید در ماه مبارک رمضان نازل شده است: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ‏؛ ماه رمضان همان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است‏».[9] ظاهر این تعبیر آن است که تمام قرآن در این ماه نازل گردید.

در نخستین آیه سوره قدر می‌خوانیم: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ؛ ما آن را در شب قدر نازل کردیم». گرچه در این آیه صریحاً نام قرآن ذکر نشده، ولی مسلم است که ضمیر «إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏» به قرآن بازمی‌گردد و ابهام ظاهری آن برای بیان عظمت و اهمیت آن است.

تعبیر به‏ «إِنَّا أَنْزَلْناهُ؛‏ ما آن را نازل کردیم»[10] نیز اشاره دیگری به عظمت این کتاب بزرگ آسمانی است که خداوند نزول آن را به خودش نسبت داده؛ مخصوصاً با صیغه متکلم مع الغیر که مفهوم جمعی دارد و دلیل بر عظمت است.

نزول آن در شب «قدر» همان شبی که مقدرات و سرنوشت انسان‌ها تعیین می‌شود، دلیل دیگری بر سرنوشت‌ساز بودن این کتاب بزرگ آسمانی است.

از ضمیمه کردن این آیه با آیه سوره بقره نتیجه‌گیری می‌شود که شب قدر در ماه مبارک رمضان است، اما کدام شب است؟ از قرآن چیزی در این مورد استفاده نمی‌شود، ولی روایات در این باره بحث فراوان کرده‌اند.[11]

مشهور و معروف در روایات این است که در دهه آخر ماه رمضان و شب‏ بیست و یکم یا بیست و سوم است، لذا در روایتی می‌خوانیم که در دهه آخر ماه مبارک پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم تمام شب‌ها را احیا می‌داشت و مشغول عبادت بود.

و در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که «شب قدر شب بیست و یکم یا بیست و سوم است»، حتی هنگامی که راوی اصرار کرد کدام یک از این دو شب است و گفت: اگر من نتوانم هر دو شب را عبادت کنم کدام یک را انتخاب نمایم؟! امام علیه السلام تعیین نفرمود، و افزود: «مَا أَیسَرَ لَیلَتَینِ فِیمَا تَطْلُبُ؛ چه آسان است دو شب برای آنچه می‌خواهی»![12] ولی در روایات متعددی که از طرق اهل بیت علیهم السلام رسیده است بیشتر روی شب بیست و سوم تکیه شده، درحالی‌که روایات اهل سنّت بیشتر روی «شب بیست و هفتم» دور می‌زند.

در روایتی از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده که فرمود: «اَلتَّقْدِیرُ فِی لَیلَةِ اَلْقَدْرِ تِسْعَةَ عَشَرَ وَاَلْإِبْرَامُ فِی لَیلَةِ إِحْدَی وَعِشْرِینَ، وَاَلْإِمْضَاءُ فِی لَیلَةِ ثَلاَثٍ وَعِشْرِینَ؛ تقدیر مقدرات در شب نوزدهم، و تحکیم آن در شب بیست و یکم، و امضاء در شب بیست و سوم است».‏[13] و به این ترتیب بین روایات جمع می‌شود.

ولی به هر حال هاله‌ای از ابهام شب قدر را فرا گرفته است.[14]

ماهیت نزول قرآن در شب قدر

قرآن در طی بیست و سه سال دوران نبوت پیامبر نازل شده است، و از این گذشته محتوای قرآن محتوایی است که ارتباط و پیوند با حوادث مختلف زندگی پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم و مسلمانان در طول این 23 سال دارد، که اگر از آن بریده شود، نامفهوم خواهد بود.

با این حال چگونه قرآن به طور کامل در شب قدر نازل شده است؟[15]

برای یافتن پاسخ این سؤال باید توجه داشت که از یک سو در سوره قدر می‌خوانیم: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِی‏ لَیلَةِ الْقَدْرِ؛ ما آن را در شب قدر نازل کردیم».[16]

هم چنین در آیه 3 سورۀ دخان می‌خوانیم: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةٍ مُبارَکَةٍ؛ ما آن را در شب مبارکی نازل کردیم».

از سوی دیگر در آیه 185 سوره بقره آمده است: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ‏ فِیهِ الْقُرْآنُ‏؛ ماه رمضان را روزه بدارید، ماهی که قرآن در آن نازل شده است».

از مجموع این آیات به خوبی استفاده می‌شود، که آن شب مبارکی که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده، شب قدر در ماه مبارک رمضان است.

از اینکه بگذریم از آیات متعددی استفاده می‌شود که پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم قبل از نزول تدریجی قرآن از آن آگاهی داشت، مانند آیه 114 سوره طه: «ولا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یقْضی‏ إِلَیکَ وَحْیهُ‏؛ پیش از آن که وحی در باره قرآن بر تو نازل شود نسبت به آن عجله مکن».

و در آیه 16 سوره قیامت آمده است: «لاتُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ‏؛ زبان خود را برای عجله به قرآن حرکت مده».

از مجموع این آیات می‌توان نتیجه گرفت که قرآن دارای دو نوع نزول بوده است: اول «نزول دفعی» و جمعی که یک جا از سوی خداوند بر قلب پاک پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم در ماه رمضان و شب قدر نازل گردیده، دوم «نزول تدریجی» که بر حسب شرائط و حوادث و نیازها در طی 23 سال نازل شده است.

شاهد دیگر این سخن اینکه در بعضی از آیات قرآن تعبیر به «انزال» و در بعضی دیگر تعبیر به «نزول» شده است. از پاره‌ای از متون لغت استفاده می‌شود که «تنزیل» معمولاً در مواردی گفته می‌شود که چیزی تدریجاً نازل شود و به صورت پراکنده، اما «انزال» مفهوم وسیعی دارد که هم نزول تدریجی را شامل می‌شود و هم نزول دفعی را.[17] جالب اینکه در تمام آیات فوق که سخن از نزول قرآن در شب قدر و ماه مبارک رمضان است، تعبیر به «انزال» شده که با «نزول دفعی» هماهنگ است، درحالی‌که در موارد دیگری که سخن از «نزول تدریجی» در میان است تنها تعبیر به «تنزیل» شده است.[18]

عظمت شب قدر

خداوند در آیه دوم برای بیان عظمت شب قدر می‌فرماید: «وَما أَدْراکَ ما لَیلَةُ الْقَدْرِ؛ تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟».

و بلافاصله می‌گوید: «لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ شب قدر شبی است که از هزار ماه بهتر است».[19]

این تعبیر نشان می‌دهد که عظمت این شب به قدری است که حتی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم با آن علم وسیع و گسترده‌اش قبل از نزول این آیات به آن واقف نبود.

می‌دانیم هزار ماه بیش از هشتاد سال است، به راستی چه شب با عظمتی است که به‌اندازه یک عمر طولانی پر برکت ارزش دارد.

در بعضی از تفاسیر آمده است که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ بر تن کرده بود و هزار ماه از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول [یا آماده] جهاد فی سبیل اللَّه بود. اصحاب و یاران تعجب کردند و آرزو داشتند چنان فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر می‌شد. آیه فوق نازل گشت و بیان کرد که «شب قدر از هزار ماه برتر است».[20] در حدیث دیگری نیز آمده است که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم از چهار نفر از بنی اسرائیل که هشتاد سال عبادت خدا را بدون عصیان انجام داده بودند، سخن به میان آورد. اصحاب آرزو کردند که ای کاش آنها هم چنین توفیقی پیدا می‌کردند. آیه «لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ شب قدر شبی است که از هزار ماه بهتر است»،[21] در این زمینه نازل شد.[22]

در اینکه عدد هزار در اینجا برای «تعداد» است یا «تکثیر»؟ بعضی گفته‌اند: برای تکثیر است، و ارزش شب قدر از هزاران ماه نیز برتر می‌باشد. ولی روایاتی که در بالا نقل کردیم نشان می‌دهد که عدد مزبور برای تعداد است، و اصولاً عدد همیشه برای تعداد است، مگر اینکه قرینه روشنی بر تکثیر باشد.[23]

نزول ملائکه و روح در شب قدر

خداوند در آیه 4 سورۀ قدر، به توصیف بیشتری از آن شب بزرگ پرداخته، می‌افزاید: «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ؛ فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای تقدیر هر کار نازل می‌شوند».

با توجه به اینکه «تَنَزَّل» فعل مضارع است، و دلالت بر استمرار دارد - در اصل «تَتَنَزَّل» بوده - روشن می‌شود که شب قدر مخصوص به زمان پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم و نزول قرآن مجید نبوده، بلکه امری است مستمر و شبی است مداوم که در همه سال تکرار می‌شود.[24]

منظور از روح چه کسی است؟

در اینکه منظور از روح در آیه 4 سوره قدر کیست؟ بعضی گفته‌اند: «جبرئیل امین» است که «روح الامین» نیز نامیده می‌شود.

بعضی «روح» را به معنی «وحی» تفسیر کرده‌اند، به قرینه آیه 52 سوره شوری «وکَذلِکَ أَوْحَینا إِلَیکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا؛ همان‌گونه که بر پیامبران پیشین وحی فرستادیم بر تو نیز به فرمان خود وحی کردیم». بنابراین مفهوم آیه 4 سورۀ قدر چنین می‌شود: «فرشتگان با وحی الهی در زمینه تعیین مقدرات در آن شب نازل می‌شوند».

در اینجا تفسیر سومی وجود دارد که از همه نزدیک تر به نظر می‌رسد، و آن اینکه «روح» مخلوق عظیمی است ما فوق فرشتگان، چنانکه در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که شخصی از آن حضرت سؤال کرد: «آیا روح همان جبرئیل است»؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود: «جَبْرَئِیلُ مِنَ اَلْمَلاَئِکَةِ وَاَلرُّوحُ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ اَلْمَلاَئِکَةِ أَ لَیسَ اَللَّهُ یقُولُ تَنَزَّلُ اَلْمَلائِکَةُ وَاَلرُّوحُ؛ جبرئیل از ملائکه است، و روح اعظم از ملائکه است، مگر خداوند متعال نمی‌فرماید: ملائکه و روح نازل می‌شوند؟».[25] یعنی به قرینه مقابله، این دو با هم متفاوتند.

تفسیرهای دیگری نیز برای کلمه «روح» در این جا ذکر شده چون دلیلی برای آنها نبود، از آن صرف نظر گردید.[26]

تفسیر «مِنْ کُلِّ أَمْرٍ»

منظور از «مِنْ کُلِّ أَمْرٍ»[27] این است که فرشتگان برای تقدیر و تعیین سرنوشت‌ها و آوردن هر خیر و برکتی در آن شب نازل می‌شوند، و هدف از نزول آنها انجام این امور است. یا اینکه هر امر خیر و هر سرنوشت و تقدیری را با خود می‌آورند.[28]

بعضی نیز گفته‌اند منظور این است که آنها به امر و فرمان خدا نازل می‌شوند، ولی مناسب همان معنی اول است.

تعبیر به «رَبِّهِمْ» در آیه 4 سورۀ قدر که در آن تکیه روی مسئله ربوبیت و تدبیر جهان شده است. تناسب نزدیکی با کار این فرشتگان دارد که آنها برای تدبیر و تقدیر امور نازل می‌شوند و کار آنها نیز گوشه‌ای از ربوبیت پروردگار است.[29]

شب قدر؛ شب سلام

و در آخرین آیه (آیه 5 سورۀ قدر) می‌فرماید: «سَلامٌ هِی، حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ؛ شبی است آکنده از سلامت و خیر و رحمت، تا طلوع صبح».

هم قرآن در آن نازل شده، هم عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است، هم خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‌شود، هم رحمت خاصش شامل حال بندگان می‌گردد، و هم فرشتگان و روح در آن شب نازل می‌گردند.

بنابراین شبی است سرتاسر سلامت، از آغاز تا پایان. حتی طبق بعضی از روایات در آن شب شیطان در زنجیر است[30] و از این نظر نیز شبی است سالم و توأم با سلامت.

بنابراین اطلاق «سلام» که به معنی سلامت است؛ بر آن شب - به جای اطلاق سالم - در حقیقت نوعی از تأکید است؛ همان‌گونه که گاه می‌گوییم فلان کس عین عدالت است.

بعضی نیز گفته‌اند که اطلاق «سلام» بر آن شب به خاطر این است که فرشتگان پیوسته به یکدیگر یا به مؤمنان سلام می‌کنند، یا به حضور پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم و جانشین معصومش می‌رسند و سلام عرضه می‌دارند.

جمع میان این تفسیرها نیز امکان‌پذیر است.

به هر حال شبی است سراسر نور و رحمت و خیر و برکت و سلامت و سعادت و بی‌نظیر از هر جهت.

در حدیثی آمده است که از امام باقر سؤال شد: «آیا شما می‌دانید شب قدر کدام شب است؟ فرمود: کَیفَ لاَنَعْرِفُ وَاَلْمَلاَئِکَةُ یطُوفُونَ بِنَا بِهَا؛ چگونه نمی‌دانیم، در حالی فرشتگان در آن شب در گرد ما دور می‌زنند!».[31]

در داستان حضرت ابراهیم علیه السلام آمده است که چند نفر از فرشتگان الهی نزد او آمدند و بشارت تولد فرزند برای او آوردند و بر او سلام کردند.[32] می‌گویند لذتی که حضرت ابراهیم علیه السلام از سلام این فرشتگان برد، با تمام دنیا برابری نداشت. اکنون باید فکر کرد که وقتی گروه گروه فرشتگان در شب قدر نازل می‌شوند و بر مؤمنان سلام می‌کنند چه لذت و لطف و برکتی دارد؟! وقتی حضرت ابراهیم علیه السلام را در آتش نمرودی افکندند فرشتگان آمدند و بر او سلام کردند، و آتش بر او گلستان شد. آیا آتش دوزخ به برکت سلام فرشتگان بر مؤمنان در شب قدر «بَرْد؛ سرد» و «سَلام؛ نجات» نمی‌شود؟

آری این نشانه عظمت امت محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم است که در آنجا بر حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نازل می‌شوند و در این جا بر این امت اسلام‏.[33]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منبع:
تفسیر نمونه


[1] تفسیر نمونه، ج‏27، ص177.

[2] همان، ص178.

[3] ‌همان، ج۲۱، ص۱۵۲.

[4] روح المعانی (ط - بیروت)، ج30، ص188؛ بحار الانوار (ط - بیروت)، ج44، ص58، ح7.

[5] تفسیر نمونه، ج‏27، ص178.

[6] مجمع البیان  (ط - بیروت)، ج10، ص269.

[7] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏89، ص327، ح4.

[8] تفسیر نمونه، ج‏27، ص179.

[9] بقره، آیه185.

[10] قدر، آیه1.

[11] تفسیر نمونه، ج‏27، ص181.

[12] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏94، ص2، ح4.

[13] تفسیر نور الثقلین (ط - قم)، ج5، ص627، ح62.

[14] تفسیر نمونه، ج‏27، ص189.

[15] همان، ج‏21، ص148.

[16] قدر، آیه1.

[17] ر.ک: مفردات راغب، ماده «نزل».

[18] تفسیر نمونه، ج‏21، ص150.

[19] قدر، آیه3.

[20]در المنثور (ط - بیروت)، ج8، ص568.

[21] قدر، آیه3.

[22] در المنثور (ط - بیروت)، ج6، ص371.

[23] تفسیر نمونه، ج‏27، ص184.

[24] همان.

[25] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏25، ص44، ح17.

[26] تفسیر نمونه، ج‏27، ص185.

[27] قدر، آیه4.

[28] طبق تفسیر اول «مِنْ» به معنی «لام» است، و مفهوم «مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» «لِأَجْلِ‏ کُلِ‏ أَمْر» می‌‏باشد، و بنابر تفسیر دوم « مِنْ» به معنی «باء مصاحبت» می‌‏باشد.

[29] تفسیر نمونه، ج‏27، ص185.

[30] ر.ک: بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏93، ص349، ح14.

[31] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏94، ص14، ح23؛ (تفسیر نمونه، ج‏27، ص186).

[32] هود، آیه69.

[33] تفسیر فخر رازی (ط - بیروت)، ج32، ص36؛ (تفسیر نمونه، ج‏27، ص187).

captcha