مسأله 340ـ كسى كه وضو ندارد برای او لمس اسم خداوند متعال به هر زبانى که نوشته شده باشد و لمس اسم مبارك پيامبر (صلى الله عليه وآله) و ائمّه هدى (عليهم السلام) و حضرت زهرا(عليها السلام) در صورتی که هتک حرمت شود حرام است، در غیر این صورت احتیاط واجب ترک است.
مسأله 337ـ وضو براى شش چيز واجب است:
1ـ نماز واجب (غير از نماز ميّت)
2ـ سجده و تشهّد فراموش شده.
3ـ طواف واجب (بايد توجّه داشت طوافهايى که جزء حج يا عمره است طواف واجب حساب مى شود هرچند اصل حج و عمره مستحب باشد).
4ـ هرگاه نذر يا عهد کرده، يا قسم خورده که وضو بگيرد و با طهارت باشد.
5ـ هرگاه نذر کرده جايى از بدن خود را به خطّ قرآن برساند (در صورتى که اين نذر شرعاً رجحان داشته باشد مثل اين که مى خواهد از روى احترام خطّ قرآن را ببوسد).
6ـ براى آب کشيدن قرآنى که نجس شده يا بيرون آوردن آن از محل آلوده، هرگاه مجبور باشد دست يا جاى ديگر بدن خود را به خطّ قرآن برساند.
مسأله 333ـ کسى که بول يا غائط پى در پى از او خارج مى شود بايد بعد از هر وضو فوراً مشغول نماز شود و براى به جا آوردن نماز احتياط و سجده و تشهّد فراموش شده، وضو گرفتن ديگرى لازم نيست، به شرط اين که ميان نماز و اين کارها فاصله اى نيندازد.
مسأله 330ـ چنان که گفته شد هرگاه بول يا غائط طورى پى در پى از او خارج شود که وضو گرفتن بعد از هر دفعه براى او بسيار مشکل است، يک وضو کافى است، بلکه مى تواند دو نماز مانند ظهر و عصر را با همان يک وضو بخواند، اگر چه احتياط آن است که براى هر نماز يک وضو بگيرد.
مسأله 323ـ هرگاه انسان وضو داشته و شک کند باطل شده يا نه، بنامى گذارد که وضوى او باقى است و بعکس اگر کسى وضو نداشته، شک دارد وضو گرفته يا نه، بنا مى گذارد که وضو نگرفته است.
مسأله 322ـ اگر بعد از فراغت وضو شک کند همه کارهاى وضو را انجام داده يا نه، يا شرايط در آن جمع بوده يا نه، اعتنا نکند، امّا اگر در حال وضو شک کند بايد به جا آورد.
مسأله 321ـ وجود انگشتر و دستبند و مانند آن اگر مانع رسيدن آب نباشد، براى وضو ضررى ندارد و مى تواند آن را جابه جا کند تا آب به زير آن برسد و شسته شود و اگر بعد از وضو، انگشتر يا مانع ديگرى در دست ببيند و نداند موقع وضو بوده يا نه،وضوى او صحيح است، به شرط اين که احتمال بدهد در حال وضو توجّه به اين امر داشته است.
مسأله 319ـ هرگاه انسان احتمال دهد مانعى در اعضاى وضو وجود دارد اگر احتمال آن عقلايى است بايد وارسى کند، مثل اين که بعد از گِل کارى يا رنگ کارى شک کند مقدارى گِل يا رنگ به دست او چسبيده است.
مسأله 318ـ هرگاه به واسطه سوختگى يا چيز ديگر تاولهايى بر اعضاى وضو پيدا شود شستن و مسح روى آن کافى است و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زير پوست لازم نيست، ولى چنانچه قسمتى از پوست کنده شده که گاهى به بدن مى چسبد و گاهى بلند مى شود بايد آب را به زير آن برساند به شرط اين که ضرر نداشته باشد.
مسأله 311ـ کسى که شخصاً قادر به وضو گرفتن نيست بايد کسى را کمک بگيرد که او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد در صورت توانايى بايد بدهد، ولى بايد خود او نيّت وضو کند و با دست خود مسح نمايد و اگر نمى تواند بايد ديگرى دست او را بگيرد و به محل مسح بکشد و اگر اين هم ممکن نيست، بايد از دست او رطوبت بگيرد و با آن رطوبت سر و پاى او را مسح نمايد، ولى در اين صورت احتياط واجب اين است که تيمّم هم بکند.
مسأله 308ـ شرط نهم اين که کارهاى وضو را چنان به جا آورد که بگويند پشت سرهم انجام مى دهد و اگر چنين کند وضوى او صحيح است، هرچند بر اثر گرمى هوا و وزش باد اعضاى سابق خشک شده باشد، مثلاً موقعى که مى خواهد دست راست را بشويد صورت او خشک شود، ولى اگر طورى انجام دهد که پشت سر هم نباشد وضوى او باطل است، هرچند بر اثر سردى هوا اعضاى قبل، خشک نشده باشد.
مسأله 307ـ شرط هشتم آن که «ترتيب» را در وضو رعايت کند، يعنى اوّل صورت، بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن مسح سر و بعد مسح پاها را انجام دهد و بنابر احتياط پاى چپ را پيش از پاى راست مسح نکند.
مسأله 304ـ شرط هفتم آن است که وضو را به قصد قربت يعنى براى خدا انجام دهد، بنابر اين اگر به قصد ريا و خودنمايى يا براى خنک شدن بدن و مانند آن بگيرد باطل است، ولى اگر تصميم قطعى دارد که براى اطاعت فرمان خدا وضو بگيرد در ضمن مى داند خنک هم مى شود، ضررى ندارد.
مسأله 302ـ شرط ششم آن که وقت کافى براى وضو و نماز داشته باشد، بنابراين اگر وقت بقدرى تنگ است که اگر وضو بگيرد تمام يا مقدارى از واجبات نماز بعد از وقت خوانده مى شود بايد تيمّم کند.
مسأله 300ـ هرگاه يکى از اعضاى وضو قبلاً نجس بوده و بعد از وضو شک کند که آن را پيش از وضو آب کشيده يا نه، وضوى او صحيح است، ولى بايد براى نماز آن را آب بکشد و اگر چيزى با آن ملاقات کرده تطهير کند.
مسأله 295ـ اگر در صحن يکي از امامان(عليهم السلام) يا امام زادگان که سابقا قبرستان بوده حوض يا نهري بسازند، چنانچه انسان نداند که زمين صحن را مخصوص قبرستان وقف کرده اند، وضو گرفتن از آن حوض يا نهر اشکال ندارد.
مسأله 294ـ هرگاه در حوضي که مثلا يک آجر يا يک سنگ آن غصبي است وضو بگيرد اگر وضوي او تصرف در غصب محسوب شود اشکال دارد، همچنين اگر شير آب يا قسمتي از لوله کشي غصبي باشد.
مسأله 291ـ وضو گرفتن از نهرهاى بزرگ و کوچک جايز است، هرچند انسان نداند صاحبان آنها راضى هستند، امّا اگر صاحب آنها از وضو گرفتن صريحاً نهى کند احتياط واجب ترک است و اگر مجراى نهر را بدون اجازه صاحبش تغيير داده اند، احتياط آن است که از آن وضو نگيرند.
مسأله 290ـ هرگاه کسى محصّل مدرسه اى نيست ولى ميهمان محصّلين است، وضو گرفتن او در آن مدرسه اشکال ندارد، به شرط اين که پذيرفتن چنان ميهمانى برخلاف شرايط وقف نباشد، همچنين در مورد کسى که ميهمان مسافران مسافرخانه و يا ساکنان تيمچه ها است.