شخصی به عنوان گروهبان ارشد ارتش روسیه تعدادی سرباز را (حدود ۱۰۰ نفر) به مأموریتی اعزام میکند و همه کشته می شوند اکنون خانواده های آنها به او انتقاد میکنند که تو چرا خودت با آنها نرفتی، این شخص احساس گناه میکند و عذاب وجدان گرفته و گاهی بعضی از این کشته شدگان را در خواب میبیند و تصمیم گرفته کمکی به خانواده های آنها بکند:
۱- آیا در کشته شدن آنها تقصیری داشته؟
۲- برای جبران چکار میتواند بکند؟
عدهای از مسلمانان به کشوری که کافر اهل کتاب هستند، هجرت کردند و مقیم آنجا شدند و تابعیتش را گرفتند، و به اصطلاح عضو جامعه شهروندی آنجا شدند، این کشور متبوع حالا با یک کشور همکیش خودش (مسیحی) درگیر شده و به همه ساکنین ۱۸ تا ۵۵ ساله فراخوان جنگ داده و اعلان بسیج نموده است و بسیج هم اجباریست؛
تکلیف این مسلمانان در این میان (درگیری بین دو کشور مسیحی و ناچار از اعزام به جبهه جنگ) چیست؟
رفتن اختیاری؟
با اکراه؟
فرار کردنشان؟ (در صورت امکان)
اگر کشتند؟
یا کشته شدند؟
آیا این ازنظر اسلام درست است که مردی خانوادهی خودش را در شهری غریب که از درودیوارش دزد و نامرد میآید وِل کند و برود خارج از کشور برای جنگ؟ (داوطلبانه نه اجباری)