در روستای ما امام جماعتی هست که بعضیها او را عادل میدانند و بعضیها نه، به همین خاطر نماز جماعت دو بار تشکیل میشود؛ آیا درحالیکه امام جماعت نماز جماعت میخواند دستهای دیگر میتوانند در همان مکان نماز جماعتی جدا تشکیل دهند؟
2-آیا در چنین وضعیتی امام جماعت حق دارد بعد از چندین بار تذکر به کسانی که او را عادل نمیدانند و در مسجد هنگام نماز جماعت، نماز جماعت دیگری برقرار میکنند، از مسجد براند؟
3-امام جماعت چه حقهایی دارد؟
فقها درباره حق خیار در عقود، فرمودهاند که اِعمال آن فوری است، حال اگر دراینباره فرد نیاز به فکر، تحقیق و مشورت داشته تا بتواند مطمئن شود این امر به نفع یا ضرر اوست که ممکن است چند هفته طول بکشد. آیا این موضوع با فوریت اِعمال خیار منافات داشته و موجب سقوط حق خیار میشود؟
اگر مرتد کاری دارد و پولهایی هم از سرکار به او میرسد آن پولهایی که بعد از ارتداد بهعنوان حقوق میگیرد آیا بازهم ازنظر شرعی متعلق به ورثه هست یا خیر؟
اگر شخصی بدون مرجع تقلید از دنیا برود اعمالش حبط می شود یا خیر، خواهشا دقت شود که من فرضم این است که شخص مرده باشد و نمی خواهم بدانم الان وظیفه اش چیست؟(یعنی منظور این است که شبیه به حدیث من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیه است)
عضى از معتكفين در برخى از اوقات، كه حال مناسبى براى دعا و اعمال مستحبّى ندارند، به مباحثات علمى، يا سياسى، يا اقتصادى، يا اجتماعى، يا شغلى، يا حزبى و مانند آن مى پردازند، اين كار چه حكمى دارد؟
میان زوجه مطلقهای که همسرش فوت کرده و ورثه شوهر وى در اصل طلاق اتّفاق نظر و در زمان آن اختلاف وجود دارد. زوجه مطلقه مدّعى وقوع طلاق در مرض منتهى به مرگ زوج است و ورثه مدّعى وقوع طلاق در زمان صحت وى میباشند. قول کدامیک مقدّم است؟
شخصى ده سال قبل خمس اموال خود را محاسبه كرده و آن را پرداخته است ولی در اين فاصله ديگر حساب نكرده است و الآن دوباره قصد محاسبه وجوهات شرعيّه خود را دارد؛ محاسبه خمس او چگونه است؟
اگر پدری سهامی را که خریداری نموده، به فرزند خردسال خود هدیه کند؛ اکنونکه فرزند بالغ شده است وظیفهای او نسبت به پرداخت خمس اصل سهام و سود حاصله ازآنچه است؟
اخيراً معاملاتي بهصورت «مشاع زماني» انجام میشود؛ نه مشاع در مقابل مشاع مکاني. مثلاینکه خانهای بهصورت مشاع پنجاه به زيد و عمرو تعلق دارد. مشاع زماني يعني هرچند هر دو نفر مالک ملک هستند ولي به اين صورت که ملک ازلحاظ استفاده شش ماه براي يکي و شش ماه براي ديگري است. اين به دليل عدم نياز به مکان موردنظر در طول سال است. بنابراين، دو يا حتّي ده نفر میتوانند باهم منزلي را بخرند تا هرکدام در زمان خاصی از آن استفاده کنند. آيا اینگونه معاملات صحيح است؟
آیا میتوان مالکیت زمانی (Time-Sharing) را با توجه به اینکه شخص خانهای را برای مدتی معین مانند یک هفته در سال بهصورت ثابت و یا شناور بفروش میرساند مالکیتی معتبر و بدون تزلزل نامید؟