«هویت دینی» در سیرۀ حضرت علی اکبر(علیه السلام) از منظر معظم له

«هویت دینی» در سیرۀ حضرت علی اکبر(علیه السلام) از منظر معظم له


مفهوم شناسی «هویت دینی»/ حق گرایی و باطل ستیزی حضرت علی اکبر(علیه السلام)؛ تجلی کامل هویت دینی/ خوش خلقی؛ مهترین رهیافت هویت دینی/ شکوه هویت دینی علی اکبر(علیه السلام) در سایۀ ولایت پذیری/ شهادت طلبی  علی اکبر(علیه السلام)؛ تجلی صیانت از هویت دینی/ سخن آخر:( هویت دینی حضرت علی اکبر(علیه السلام)؛ برترین الگو برای جوانان)‌

در عصری به سر می بریم که دنياى مدرن، تمام احساسات، عواطف، عقل و ذهن بشر را درنورديده، و بر همه امكانات انسان سيطره يافته، و از انسان در حقيقت به عنوان يك ابزار استفاده مى كند. در اين ميان تكنولوژى، كه نقش اوّل را بازى مى كند، رشد و توسعه فزاينده آن در عصر مدرن، تمام حقيقت انسان را به زير سلطه خود درآورده است. تا آنجا كه فكر و انديشه بشر را جهت مى دهد، و فرهنگ اجتماعيش را دگرگون مى سازد، و بر نوع اجتماعى شدن و جامعه پذيريش، تصميم گيرى مى كند، و انسان را به يك موجود كژانديش و هنجاركش مبدّل ساخته است.[1]

 در اين راستا، اوّلين برنامه براى نوجوانان و جوانان طرّاحى شده است، چرا كه آنان آماده جامعه پذيرى و ايفاى نقش هاى مهمّ اجتماعى هستند. و طرّاحان به اين وسيله كشورها را زير سلطه خود در مى آورند، و يا از موجوديّت و هويّت اصلى خودشان ساقط مى سازند.[2]

به اين ترتيب نسل جوان «هويت دینی و انسانى» خود را از دست مى دهند، و راه هاى بازگشت را به روى خود مى بندند، از اوج آسمان سعادت به حضيض بدبختى و نكبت سقوط مى كنند و تمام درهاى معارف به روى آنان بسته مى شود.[3]

حال باید برای برون رفت از این چالش چاره اندیشی کرد که از جمله مهمترین راهکارهای آن بهره گیری از راه هاى صحيح و استدلالى، برای ترویج کارکردهای معرفتی دین در جامعۀ اسلامی است لیکن در وهلۀ نخست بايد افكار و رفتار خود را بر اساس موازين و قوانين آن دين قرار دهند؛[4]لذا روش شناسی برداشت از مسائل دينى و ارتقای هویت دینی در جامعه اسلامی بطور كلّى، بدون بهره گیری از آموزه های امامان معصومین(علیهم السلام)میسر نیست؛ بلکه دريافت و روش گسترش هویت دینی در میان جامعه به ویژه نسل جوان باید از طریق بازنمایی هویت دینی در مکتب اهل بیت(علیهم السلام) ممکن خواهد بود.[5] 

با این تفاسیر شایسته است در سالروز میلاد باسعادت حضرت علی اکبر(علیه السلام) و روز جوان در راستای  بازخوانی هویت دینی در سیرۀ آن حضرت  و عقلانيّت موجود در آن[6] و تبیین  نمونه های برجسته آن  در زندگانی علی اکبر علیه السلام اقدام کرد که تحقق این مهم می تواند موجبات جذب جوانان، به سمت معارف اسلامی و ارتقای هویت دینی آینده سازان این مرزو بوم را  فراهم سازد.[7]

مفهوم شناسی «هویت دینی»

گفتنی است دين و مذهب به مفهوم واقعيش يعنى تسليم در برابر واقعيات جهان هستى، و در برابر حقايق جهان آفرينش، در برابر خدا در برابر قوانين پروردگار عالم و تمام مذاهب هم كه آمدند يكديگر را تكميل كردند، و نيز همه مكمل ساختمان غرائز و جسم جان بشر بوده اند.[8]

از سوی دیگر قيد و شرط در مفهوم « دين» و ، معنى گسترده موجود در آن، نشان می دهد دین هم عبادت را شامل مى شود و هم اعمال ديگر و هم اعتقادات را، به تعبير ديگر«دين»مجموعه حيات معنوى و مادى انسان را در بر مى گيرد، و بندگان خالص خدا بايد تمام شؤون زندگى خود را براى او خالص گردانند، غير او را از خانه دل و صحنه جان، و ميدان عمل، و دايره گفتار بزدايند، به او بينديشند و براى او دوست بدارند، از او سخن بگويند و به خاطر او عمل كنند، و هميشه در راه رضاى او گام بردارند.[9]

لذا دين آئين حيات و آئين زندگى است [10] از این جهت «دين» به عنوان يك نهضت همه جانبه، براى اصلاح فكر و عقيده، و پرورش اصول عالى اخلاق انسانى، و حسن روابط افراد اجتماع، و حذف هرگونه تبعيض ناروا، در پرتو ايمان به خدا و احساس مسؤوليت درونى نقش بی بدیلی در زندگى انسانها و ایجاد هویت دینی جامعه ایفا می کند.[11]

بحث از هویتی دینی؛ بحث در اصل  دين و فرآورده هاى دينى است يعنى باید در چیستی نتايج و آثارى كه دين و مذهب در زندگانى انسان ايجاد مى كند و ارمغان هايى كه مذهب و دين براى بشر آورده است تأمل کرد؛ ؛زيرا مذهب و دين در تمام شئون زندگانى انسان اثر مى گذارد و در تمام طول تاريخ با زندگى انسان ها آميخته بوده استغ مولفه هایی از قبیل نقش دین از نظر جنبه هاى روانى ؛ عدالت اجتماعى و تأمين عدالت اجتماعى؛ مبارزه با فساد؛ تأثير دین در جنبه هاى سياسى و اقتصادى؛آثار بی بدیل دین در احياى نيروى تفكّر و انديشه همه وهمه بیانگر حقیقت هویت دینی است.[12]

اینگونه است که  هویت دینی منبعث از دین به خوبی شکل می گیرد و پشتوانه اى براى اصول اخلاق انسانى همچون عدالت؛ امانت، درستكارى؛ برادرى؛ مساوات؛ حق شناسى، گذشت، فداكارى،[13]كمك به نيازمندان؛ و ديگر صفات عالى انسان خواهد بود؛ همان اصولى كه بدون آنها نه تنها زندگى ما نظم و آرامش خود را از دست مى دهد بلكه به يك ميدان جنگ تبديل مى گردد، البتّه ممكن است اين اصول اخلاقى و اجتماعى را بدون دین هم پيدا كرد ولى مسلّماً بدون «يك اعتقاد راسخ دينى » اين مفاهيم نه تنها اصالت خود را از دست مى دهند، بلكه بصورت يك سلسله «تذكرات غير لازم الاجرا» در مى آيند، چه اين كه اصول اخلاقى منهاى مذهب مانند نصايح يك دوست صميمى خواهد بود كه در عمل به آن و عدم عمل به آن كاملًا مختاريم.[14]

حق گرایی و باطل ستیزی حضرت علی اکبر(علیه السلام)؛ تجلی کامل هویت دینی

بی شک وقتی شور و عشق سوزان نسبت به خدا و دين در انسانها جوشش داشته باشد ؛همگان برای  براى حق ، گريبان چاك مى كنند و در برابر باطل فرياد مى كشند!؛[15] از سوی دیگر ريشه تمام انحرافات انسان، تكبر و خود بر تر بينى، و زير بار حق نرفتن و بر سر سنتهاى غلط و تقاليد باطل اصرار و لجاجت ورزيدن، و به همه چيز غير از آن با ديده تحقير نگريستن است.[16]

 در تبیین این مسأله باید گفت مردم در مواجهه  با حق و واقعيّت سه دسته اند: گروهى اهل افراطند و از حق پيشى مى گيرند و در بيراهه ها سرگردان و گمراه مى شوند؛ مانند خوارج كه به گمان خود مى خواستند در عمل كردن به قرآن، از امام زمان خود پيشى بگيرند و با كارهاى احمقانه، گرفتار تضاد شدند. يا همچون كسانى كه در عصر پيامبر هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در سفر روزه خود را افطار كرد، آنها گفتند: ما چنين نخواهيم كرد و احترام ماه رمضان را بايد حفظ كنيم! كه آنها به [17]نام «عصاة» (گردنكشان) ناميده شدند.[18]

گروه ديگر، تفريط كاران هستند كه چند قدمى به دنبال حق مى روند و سپس تنبلى و سستى و هوا پرستى آنها را از ادامه پيروى از حق باز مى دارد.[19]

گروه سوم، ملازمان حقّند؛ كه نه بر آن پيشى مى گيرند و نه از آن عقب مى مانند؛ هميشه در ظلّ و سايه حق گام بر مى دارند و به سر منزل مقصود مى رسند.[20]

برای تحقق این مهم تا مرحله اى از تقوا و تسليم و ايمان به واقعيتها در دل انسان نباشد به دنبال حق نمى رود و در زمرۀ ملازمان حق قرار نمی گیرد. به اين ترتيب هم اعتقاد حق گرایان  به مبدأ و معاد محكم است، و هم پيوندشان با خدا و خلق. بنا بر اين اوصاف حق گرایی در گرو  تحقق کامل هویت دینی در ساحت فردی و اجتماعی انسان  و بهره گیری از اعتقاد كامل و برنامه عملى در جامعۀ اسلامی است.[21]

لذا وجود هویت دینی در انسان موجوب می شود انسان هرگز تسليم هوسهاى مردم نشود و به عكس آنچه دنياى امروز مى پسندد بر تمايلات عمومى به طور مطلق (هر چند انحرافى باشد) صحه نمى گذارند، بلکه در ترويج مكتب حق اصرار مى ورزند هر چند ناخوش آيند گروه كثيرى باشد.[22]هم چنین فرد دیندار با انواع محروميتها مى سازد و وابستگى مادى به كسى پيدا نمى كند چرا كه اين نياز و وابستگى زنجيرى خواهد شد بر دست و پاى او و قفل محكمى بر زبان و فكرشان![23]

گفتنی است انسان های جوان و حتی  برخی  افراد صاحب سن و سالى كه روحى جوان و شاداب دارند، از برخی صفات هم چون جوانمردى، مقاومت، شهامت و تسليم در مقابل حق ، همراه است.[24]

گفتگوى پر معنى امام عليه السلام با فرزندش على اكبر عليه السلام در مسير كربلا، خود موید این مدعاست؛ لدر تاریخ می خوانیم وقتی  امام حسين عليه السلام به منزل «ثعلبيّه»[25] رسيد در آنجا فرود آمد و خواب سبكى وى را فرا گرفت. سپس گريان از خواب برخاست. فرزندش على بن حسين عليه السلام عرض كرد: پدرجان! سبب گريه تو چيست؟ خداوند ديدگانت را گريان نكند.[26]

امام عليه السلام پاسخ داد: «يا بُنَىَّ إِنَّها ساعَةٌ لا تُكْذَبُ فيهَا الرُّؤْيا، فَأُعْلِمُكَ أَنِّي خَفَقْتُ بِرَأْسِي خَفْقَةً فَرَأَيْتُ فارِساً عَلى فَرَسٍ وَقَفَ عَلَىَّ فَقالَ: يا حُسَيْنُ! إِنَّكُمْ تَسْرَعُونَ الْمَسيرَ وَ الْمَنايا بِكُمْ تَسْرَعُ إِلَى الْجَنَّةِ؛ فَعَلِمْتُ أَنَّ أَنْفُسَنا نُعِيَتْ إِلَيْنا؛ فرزندم! اين زمان، ساعتى است كه خواب آن دروغ نيست. در خواب ديدم اسب سوارى در برابرم ايستاد و گفت: «اى حسين! شما شتابان مى رويد و مرگ با شتاب شما را به بهشت مى برد!»، پس دانستم كه از مرگ ما خبر مى دهد».[27]

على اكبر عرض كرد: «يا أَبَتِ أَفَلَسْنا عَلَى الْحَقِ ؛ پدر جان! آيا ما بر حق نيستيم؟!».امام عليه السلام فرمود: «بَلى يا بُنَىَّ وَالَّذِي إِلَيْهِ مَرْجَعُ الْعِبادُ!؛ آرى، فرزندم! سوگند به خدايى كه بازگشت همه بندگان به سوى اوست، بر حقّيم».[28]

على اكبر عليه السلام عرض كرد: «إذاً لَانُبالي بِالْمَوتِ؛(چون برحق هستيم) پس، از مردن باكى نداريم».[29]

تأمل در این فراز از عمق هویت دینی حضرت علی اکبر(علیه السلام) حکایت دارد و  نشان می دهد آن حضرت آمادگى خويش را براى شهادت در طريق مبارزه با باطل و احياى دين خدا اعلام کرده است.[30]

خوش خلقی؛ مهترین رهیافت هویت دینی

«هویت دینی  دينى» يكى از عناصر اوّليه ثابت و طبيعى روح انسانى است. اصلى ترين و ماهوى ترين قسمت آن به هيچ يك از روى دادهاى ديگر قابل تطبيق نيست، بلكه [31]نحوه ادراك فطرى و راه عقلى است كه يكى از چشمه هاى آن، از ژرفاى روان ناخود آگاه فوران مى كند. [32]

لذا «هویت دينى » نسبت به مفاهيم اخلاقی «نيكى»علاوه بر اين كه از استقلال مطلق و اصالت بهره مند است، بر مولفه های اخلاقی  سايه انداخته و شايد ريشه اصلى آن را تشكيل دهد.[33]

لذا اگر مى بينيم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم دين نجاتبخش اسلام را در مدّت زمانى كوتاه در شرق و غرب عالم منتشر مى سازد، و قلب هاى مسلمانان را به هم پيوند مى زند، و از انسان هاى پركينه و عنود، سپاهى يكپارچه و متّحد و يك دست تهيّه مى كند و به كمك آن ها، دين حق را در سراسر كره زمين تبليغ مى نمايد؛ قرآن سرّ آن را اخلاق خوش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و نفوذ عجيب آن حضرت در قلب و دل مسلمانان و غير مسلمانان معرّفى مى نمايد.[34]

اینچنین است که حضرت على اكبر(علیه السلام) به عنوان شبیه ترین فرد به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)؛ خوشخوترين مردم بود. [35]حال بهتر می توان به کلام  امام حسین عليه السلام در روز عاشورا که فرمود:«اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلى هؤُلاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلامٌ اشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، كُنَّا إِذَا اشْتَقْنا إِلى نَبِيِّكَ نَظَرْنا إِلى وَجْهِهِ؛خدايا! بر اين گروه ستمگر گواه باش كه اينك جوانى به مبارزه با آنان مى رود كه از نظر صورت و سيرت و گفتار، شبيه ترين مردم به رسول تو، حضرت محمّد صلى الله عليه و آله است. ما هر زمان كه مشتاق ديدار پيامبرت مى شديم، به چهره او مى نگريستيم »[36]

در تبیین این مسأله باید گفت حُسن خلق به اندازه اى در اسلام اهميت دارد كه در بعضى از روايات، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به عنوان «نصف دين » معرفى شده است:«حُسْنُ الْخُلْقِ نِصْفُ الدّينِ»[37]؛ لذا در مكتب آسمانى اسلام عملى ساختن قوانين دينى معيار دادگرى، و انصاف و تخلّق به مكارم اخلاق مايه كمال معنوى و فضيلت است.[38]

اهمّيّت بحثهاى اخلاقى از يك نظر مهمترين هدف انبياى الهى را تشكيل مى دهد، زيرا بدون اخلاق نه دين براى مردم مفهومى دارد، و نه دنياى آنها سامان مى يابد؛ همان گونه كه گفته اند: اقوام روزگار به اخلاق زنده اند                  قومى كه گشت فاقد اخلاق مردنى است ![39]

آری اخلاق به تنهایی تا شعاع معيّنى مى تواند جلو مفاسد را بگيرد و نظم و ترتيب را در كارهاى اجتماع به وجود آورد؛ قدر مسلّم اين است كه هرگاه اخلاق متّكى به ايمان به خدا باشد، در اصلاح جامعه مانند يك سلاح برنده به كار مى رود و در غير اين صورت برندگى و قدرت آن براى ما از هر نظر مشكوك است و ما نبايد به اميد يك موضوع مبهم، وسيله قطعى را از دست بدهيم؛ زیرا «دين» در عين اين كه روابط صحيح ميان افراد اجتماع پديد مى آورد رابطه ديگرى نيز ميان انسان و خدا برقرار مى سازد كه خود مايه تكامل انسان در تمام جنبه هاى معنوى و مادّى است. [40]

بر این اساس مولفه های دینی بر محور انگيزه هاى معنوى و اخلاقى متمرکز باشد؛ ايمان، اخلاص و معنويت در میان تودهای مردم رواج خواهد یافت به همين دليل مردم به صورت خودجوش به دنبال اجرای احکام الهی  مى روند و نيازى به آن همه دستگاه هاى بازرسى و نظارتى كه غالباً از طريق توصيه و رشوه آسيب پذيرند و بلاى بزرگ حكومت هاى غير دينى محسوب مى شود نخواهد بود.[41]

شکوه هویت دینی علی اکبر(علیه السلام) در سایۀ ولایت پذیری

گفتنی است همانگونه که  اكمال نعمت و اتمام دين در روز غدیر، در سايه ولايت تحقّق يافت؛ امروز هم اتمام نعمت، چه نعمتهاى مادّى و چه نعمتهاى معنوى، و اكمال دين، در تمام ابعاد و شاخه هايش، در سايه ولايت است. لذا بدون ولايت، هر چند به ظاهر دين عمل شود و پوسته اعمال و عبادات انجام شود، ولى بى شك به مرحله قبول و پذيرش درگاه الهى نمى رسد؛ بنابراين، اتمام نعمت و اكمال دين در هر عصر و زمانى در سايه تمسّك به ولايت عملى خواهد بود.[42]

زیرا ولايت و اقتدا به اولياء اللَّه سبب احياءِ ساير برنامه هاى دينى و مسايل عبادى و فردى و اجتماعى است؛ و اين اشاره روشنى به تأثير مسأله ولايت در امر تهذيب نفوس و تحصيل مكارم اخلاق مى باشد.[43]

بنابراین ولايت تحقّق بخش نماز و روزه و حج و زكات است و محتواى اين عبادات و ساير عبادتها در سايه ولايت عملى مى شود؛ يعنى، بدون ولايت و حاكميّت اسلام، اين دستورات نقشى است بر كاغذ، و همانند نسخه طبيب است كه بدون عمل به آن، شفاى دردها حاصل نخواهد شد.[44]

ولايت به معناى اجراى قانون اسلام توسّط أئمّه معصومين «عليهم السّلام» و جانشينان آنان مى باشد؛ بنابراين، ولايتى از نماز و روزه و حج و زكات بالاتر است كه نتيجه اش حكومت اسلامى باشد؛ ولايتى كه از ولايت حضرت على عليه السلام در غدير خم نشأت گرفته باشد.[45]

بنابراین ولايت دو سو دارد:در يك سوى آن، ولىّ و امام و رهبر است كه به هدايت خلق مى پردازد و مسائل و مطالب گفتنى را به مردم مى گويد و مسلمانها را در مقابل خطرات و توطئه ها هشيار و بيدار مى كند و نظم را بر جامعه حاكم مى كند و حقوق ستمديدگان را احقاق مى كند و حدود الهى را اجرا مى نمايد و امر به معروف و نهى از منكر مى كند.[46]

و در سوى ديگر مردم هستند كه بايد سعى كنند گفتار و كردار و عقايد و افكارشان منطبق بر نظريّات و انديشه هاى آن بزرگواران باشد و قدم جاى قدم آنها بگذارند وگرنه نمى توان با تخلّف از دستورات آن بزرگواران و ارتكاب انواع خلافها و گناهان، بازهم مدّعى ولايت آن عزيزان شد.[47]

از این جهت  ولايت به معناى انطباق تمام اعمال و گفتار و افكار، بر عقايد و گفتار و اعمال معصومين عليهم السلام، مى باشد.[48]

بدیهی است ولايت از همه چيز برتر است؛ چرا كه با ولايت و تشكيل حكومت اسلامى[49]مى توان به اجراى احكام الهى كمك كرد و اصول، اخلاق و احكام شريعت را تحقّق عينى بخشيد.[50]

حال وقتی این مهم در اسلام نادیده گرفته شود در ان صورت  شهادت ياران امام حسين عليه السلام تنها مسأله نهادن جان بر سر اهداف آن حضرت نيست، مهم تر از آن سطح بالاى معرفت و هویت دینی  آنها نسبت به مقام امام عليه السلام و آمادگى بى قيد و شرطشان براى انجام فرمان آن حضرت، و درك صحيح معناى ولايت است كه در لابه لاى كلمات آنان موج مى زند.[51]

اینگونه است که در تاریخ ولایت پذیری حضرت علی اکبر (علیه السلام) در واقعۀ عاشورا ماندگار شده است؛رجز معروف آن حضرت در روز عاشورا حاکی از  شکوه هویت دینی در ولایت پذیری است:[52]

أنَا عَلىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍ                نَحْنُ وَ بَيْتِ اللَّهِ اوْلى بِالنَّبِىِ

وَاللَّهِ لَايَحْكُمُ فِينَا ابْنُ الدَّعِىِ                أَطْعَنُكُمْ بِالرُّمْحِ حَتّى يَنْثَني

أَضْرِبُكُمْ بِالسَّيْفِ أَحْمي عَنْ أبي                       ضَرْبَ غُلامٍ هاشِمِىٍّ عَلَويّ

«منم على پسر حسين فرزند على، به خانه خدا سوگند! ما به رسول خدا از همه كسى سزاوارتريم. به خدا سوگند! پسر زياد را نمى رسد كه درباره ما حكم كند. آنقدر با نيزه بر شما بزنم تا كج شود، در حمايت از پدرم، با شمشير بر شما ضربت فرود آورم ضربتى چون ضربت جوان هاشمى علوى!».[53]

شهادت طلبی  علی اکبر(علیه السلام)؛ تجلی صیانت از هویت دینی

گفتنی است برای حفظ دين بايد به سراغ جهاد و شهادت طلبی رفت كه جهاد با دشمن است.[54] لذا برای صیانت از هویت دينى باید به جهاد در راه خدا  به صورت يك وظيفه دينى نگاه کرد که این امر  انگيزه نيرومندى براى اجراى آن ايجاد مى كند تا آنجا كه بسيارى از افراد حاضرند جان خود را نيز فدا كنند و شهادت را كه از افتخارات بزرگ است پذيرا شوند.[55]همانگونه که حضرت على اكبر عليه السلام در فرازی فرمود: «لَانُبالي بِالْمَوتِ؛ از مردن باكى نداريم».[56]

در این بین غيرت دینی به عنوان یکی از مولفه های هویت دینی، به صورت صحيح و معتدل و مثبت يك نيروى دفاعى عظيم است كه به كمك آن مى توان بر دشمنان و مخالفان پيروز شد، چرا كه اين نيروى باطنى هنگامى كه جان و مال و ناموس و دين و ايمان يا استقلال يك كشور در معرض تهديد قرار مى گيرد بسيج مى شوند، و تمام نيروهاى ذخيره وجود انسان را به حركت در مى آورد، و گاه يك انسان غيور در تحت تأثير عامل غيرت، نيرويى به اندازه ده انسان پيدا مى كند و تا حد ايثار و فداكارى، ايستادگى و پايمردى نشان مى دهد، به [57]نحوی که  غيرت يكى از اسباب عزّت و سربلندى و اقتدار است.[58]

سخن آخر:( هویت دینی حضرت علی اکبر(علیه السلام)؛ برترین الگو برای جوانان)

در خاتمه باید تأکید کردهمگان به ویژه نسل جوان باید با تأسی از حضرت علی اکبر(علیه السلام) به نحو فراگیر به ویژه در تحقق هویت دینی خود تلاش کنند  و با استقامت و نيروى كافى در راه عقيده خود گام بردارند .[59]

 

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir


[1] استفتاءات جديد ؛ ج 3 ؛ ص535.

[2] همان.

[3] پيام قرآن ؛ ج 1 ؛ ص303.

[4] آفريدگار جهان ؛ ص19.

[5] پاسخ به پرسشهاى مذهبى ؛ ص270.

[6] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛6/12/1386.

[7] 94/07/15 بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛15/7/1394.

[8] اسلام و آزادى بردگان ؛ ص29.

[9] تفسير نمونه ؛ ج 19 ؛ ص364.

[10] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج 2 ؛ ص369.

[11] اسلام در يك نگاه ؛ ص13.

[12] اسلام و آزادى بردگان ؛ ص31.

[13] اسلام در يك نگاه ؛ ص13.

[14] همان؛ص 14.

[15] چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ؛ ص96.

[16] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج 4 ؛ ص139.

[17] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 4 ؛ ص361.

[18]وسائل الشيعه؛ ج 7؛ ص125؛ ح 7.

[19] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج 4، ص 362.

[20] همان.

[21] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج 3 ؛ ص408.

[22] تفسير نمونه ؛ ج 14 ؛ ص280.

[23] همان.

[24] لغات در تفسير نمونه ؛ ص416.

[25] ثعلبيّه، در يك منزلى شقوق در مسير كوفه به مكّه واقع شده است. در اين مكان مردى به نام ثعلبه از بنى اسد، آبى را استخراج كرد و به همين مناسبت آن مكان به نام وى معروف شد،( معجم البلدان؛ ج 2؛ ص 78)،( عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص358).

[26] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص358.

[27] همان؛ ص 359.

[28] همان.

[29] همان.

[30] همان ؛ ص234.

[31] پيدايش مذاهب ؛ ص263.

[32] همان ؛ ص264.

[33] همان.

[34] آيات ولايت در قرآن ؛ ص374.

[35] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص477.

[36] همان.

[37] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 13 ؛ ص29.

[38] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج 2 ؛ ص442.

[39] اخلاق در قرآن ؛ ج 1 ؛ ص17.

[40] پاسخ به پرسشهاى مذهبى ؛ ص625.

[41] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 1 ؛ ص547.

[42] آيات ولايت در قرآن ؛ ص69.

[43] اخلاق در قرآن ؛ ج 1 ؛ ص377.

[44] آيات ولايت در قرآن ؛ ص71.

[45] همان.

[46] همان.

[47] همان.

[48] همان؛ص72.

[49] كافى؛ ج 2؛ ص 18؛ ب دعائم الاسلام.

[50] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص248.

[51] همان ؛ ص468.

[52] همان؛ص478.

[53] همان.

[54] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 9 ؛ ص367.

[55] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 1 ؛ ص548.

[56] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص359.

[57] اخلاق در قرآن ؛ ج 3 ؛ ص439.

[58] همان؛ ص 440.

[59] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج 2 ؛ ص141.

captcha