دعاهای صحیفۀ سجادیه بسیار متنوع و جالب و جامع است و تمام شئون زندگی انسانها را دربرمیگیرد، برای هر زخمی مرهمی و برای هر دردی دارویی و برای هر مشكلی راه حلی ارائه میدهد.
دعاهای صحیفۀ سجادیه را میتوان به بخشهای مختلفی تقسیم كرد؛ از جمله دعاهایی برای حل مشكلات مادی و معنوی. یکی از دعاها دعای نوزدهم است؛ دعایی در عین ایجاز و اختصار، بسیار جامع و فصیح در «طلب باران»،[1] که در نگاشته حاضر به شرح آن میپردازیم.
دعای باران در یک نگاه
دعای نوزدهم یا دعای «عِنْدَ اَلاِسْتِسْقَاءِ بَعْدَ اَلْجَدْبِ؛ درخواست باران پس از خشکسالی»، از دعاهای امام سجاد علیه السلام است كه در هنگام خشكسالی برای نزول باران قرائت میكرد.
آن حضرت در این دعا، نخست دست نیاز به درگاه بینیاز برمیدارد و این رحمت الهی را طلب میكند. سپس ویژگیهای بارانهای مفید و سودمند را ذكر كرده و آنها را به دعای خود میافزاید.
و در بخش پایانی آسیبهای بارانهای غضبآلود الهی را ذكر كرده و از آنها به خدا پناه میبرد.
درضمن، نقش باران را در حیات انسانها و حیوانات و جهان طبیعت یادآور میشود و از این طریق پیامی آشكار به همگان میفرستد، تا شكر این نعمت بزرگ الهی را كه زندگی انسانها، بلكه هیچ موجود زندهای بدون آن ممكن نیست، بهجا آورند.[2]
باران رحمت الهی
امام علیه السلام در آغاز این دعا به پیشگاه پروردگار چنین عرضه میدارد: «اَللَّهُمَّ اِسْقِنَا اَلْغَیثَ، وَاُنْشُرْ عَلَینَا رَحْمَتَكَ بِغَیثِكَ اَلْمُغْدِقِ مِنَ اَلسَّحَابِ اَلْمُنْسَاقِ لِنَبَاتِ أَرْضِكَ اَلْمُونِقِ فِی جَمِیعِ اَلْآفَاقِ؛ خداوندا! ما را با نعمت باران سیراب کن و رحمتت را بهوسیلۀ باران بر ما بگستران! بارانی فراوان از ابرهایی که در آسمان به حرکت درآورده شده، تا گیاهان زیبای سرزمین تو در همه آفاق بروید».[3]
واژه «غَیث» آن گونه که بسیاری از مفسران و اهل لغت تصریح کردهاند، به معنای باران نافع است. درحالیکه «مَطَر؛ باران» به هر بارانی گفته میشود چه نافع باشد، چه نباشد.
«مُغْدِق» در اصل به معنای هر چیز فراوان است و به بارانهای پربرکت و دانه درشت اطلاق میشود.
واژه «مُونِق» به معنای شگفتآور بودن چیزی است و معمولاً در موارد زیبایی ذکر میشود.
جالب اینکه امام علیه السلام با ذکر واژه «مُنْسَاق» به بادهایی اشاره میکند که ابرها را به حرکت درمیآورند و میدانیم ابرها تبخیراتی است که از دریاها برمیخیزد. اگر نعمت بادها نبود و آنها ابرها را از فراز دریاها به سوی خشکیها رهنمون نمیکردند، ما هرگز نمیتوانستیم از باران استفاده کنیم.
و نیز امام علیه السلام در اینجا نخست روی پرورش گیاهان بر اثر بارانها تکیه میکند، چراکه زندگی سایر موجودات زنده به گیاهان برمیگردد؛ زیرا به طور مستقیم گیاهخوارند و یا از حیواناتی استفاده میکنند که آنها گیاهخوارند.
البته نباید فراموش کرد که نزول باران بر صفحۀ اقیانوسها نیز آثار و برکات فراوانی دارد و گاه گفته میشود آثار آن کمتر از نزول آن بر خشکیها نیست.
و نیز نباید فراموش کرد که نقش گیاهان فقط نقش تغذیۀ موجودات زنده نیست، بلکه زیباییهای فوق العادهای به طبیعت میدهد که مایۀ نشاط انسان و همۀ موجودات زنده است. اضافه بر این، از درختان برای ساختن انواع وسایل زندگی، خانهها، کشتیها، و ابزار مختلف و تهیۀ سوخت، استفاده میشود که بدون باران انسان از همۀ اینها محروم میگردد.[4]
بارانی اینچنینم آرزوست
در جملۀ بعد، امام علیه السلام به ویژگیهای این باران درخواست شده پرداخته، عرضه میدارد: «وَاُمْنُنْ عَلَی عِبَادِكَ بِإِینَاعِ اَلثَّمَرَةِ، وَأَحْی بِلاَدَكَ بِبُلُوغِ اَلزَّهَرَةِ، وَأَشْهِدْ مَلاَئِكَتَكَ اَلْكِرَامَ اَلسَّفَرَةَ بِسَقْی مِنْكَ نَافِعٍ، دَائِمٍ غُزْرُهُ، وَاسِعٍ دِرَرُهُ، وَابِلٍ سَرِیعٍ عَاجِلٍ؛ خداوندا! بر بندگان خود منّت گذار با پرورش دادن میوهها [به وسیله باران ها] و شهر و دیار خود را با شکفتن شکوفهها زنده ساز و فرشتگان خود را که بزرگوارند و سفیران تو هستند شاهدان این صحنه قرار ده! بارانی مفید، پیوسته، گسترده و وسیع، با دانههای درشت، و سریع و شتابان که همه جا ببارد و سیراب کند».[5]
واژه «اِینَاع» در اصل به معنای رسیده و شاداب شدن میوه است و منظور امام علیه السلام این است که به وسیله بارش بارانهای مفید، میوههای باغها به حد کمال برسند و قابل خوردن شوند.
واژه «زَهْره» در اصل به معنای شکوفۀ گل میباشد و تعبیر امام علیه السلام به «بلوغ زَهْره» این است که شکوفهها تبدیل به گل کامل و گلها تبدیل به میوه شوند.
واژۀ «سَفَره» جمع «سافر» است و سافر به کسی یا چیزی میگویند که از روی اموری پردهبرداری کند. بر همین اساس به کسی که میان اقوام رفتوآمد دارد تا مشکلات آنها را حل کند و از مبهمات پرده بردارد، «سفیر» گفته میشود. منظور امام علیه السلام از «سَفَره» در این جا فرشتگانی است که سفیران الهی میباشند تا بر نزول باران نظارت کنند و بارانهای نافع را نصیب نیازمندان نمایند.
«غُزْر» به معنای فراوانی است و در اصل در مورد فزونی شیر حیوان گفته میشود و سپس به هر چیز کثیر و فراوانی اطلاق شده است. تعبیر امام علیه السلام «دَائِم غُزْرُه» اشاره به بارانی است که فراوان باشد و همه جا را سیراب کند نه یک رگبار محدود و مختصر.
واژۀ «دِرَر» به معنای فرو ریختن آب باران است و تعبیر امام علیه السلام به «وَاسِعٍ دِرَرُه» اشاره به بارانهای پردامنه و گسترده است.
واژۀ «وَابِل» به معنای باران شدید و دانهدرشت است که آثار بیشتری در رویش و پرورش گیاهان دارد و نقطه مقابل «طَلّ» است که به معنای بارانهای معمولی و ریز میباشد.
تفاوت «سریع» با «عاجل» این است که «سریع» یعنی پیدرپی بودن باران و «عاجل» یعنی فرو ریختن فوری آن. این احتمال نیز وجود دارد که سریع و عاجل دارای یک معنا و تأکید یکدیگر باشند.
منظور از حضور فرشتگان، آن هم فرشتگانی که سفیران پروردگار به سوی انسانها و مأمور حفظ نامههای اعمال آنها میباشند، این است که به قدری این باران پربرکت باشد که حضور فرشتگان را در برابر خود بطلبد تا بر برکات آن بیفزایند.
جالب این است که امام علیه السلام برای این باران شش ویژگی بیان کرده است: نافع بودن، استمرار و پیوستگی، گستردگی، دانهدرشت بودن و با سرعت و شتاب فرود آمدن. به یقین چنین بارانی از مفیدترین باران هاست.
میدانیم که بارانها همه یکسان نیستند، بعضی بسیار مفید، بعضی کم فایده و به صورت رگبار و بعضی به دلیل ایجاد خطرهایی مانند سیل، خطرناک میباشند. امام علیه السلام بارانی از خداوند تقاضا کرده که دارای هفت وصف است: اول، موجب رسیدن میوهها؛ دوم، سبب به کمال رسیدن شکوفهها؛ سوم، نافع؛ چهارم، پیوسته؛ پنجم، گسترده؛ ششم، دانهدرشت و هفتم، سریع و پرشتاب. به یقین چنین بارانی آرزوی صاحبان مزرعه و باغ است و جامعیت کلام امام علیه السلام در این جا واقعاً جالب است.[6]
مرهون باران
امام علیه السلام در جمله بعد به آثار این باران مطلوب اشاره کرده و چهار اثر برای آن تقاضا میکند: «تُحْیی بِهِ مَا قَدْ مَاتَ، وَتَرُدُّ بِهِ مَا قَدْ فَاتَ وَتُخْرِجُ بِهِ مَا هُوَ آتٍ، وَتُوَسِّعُ بِهِ فِی اَلْأَقْوَاتِ؛ [خداوندا! بارانی باشد که] به وسیله آن زمینهای مرده را زنده کنی و آنچه را از دست رفته بازگردانی و آنچه را در انتظار آن هستیم، بیرون آوری و سرانجام به وسیله آن انواع غذاها را گسترش بخشی».[7]
جمله اوّل در واقع اشاره به همان چیزی است که در قرآن مجید بارها دربارۀ باران آمده است، مانند آنچه در آیۀ 50 سورۀ روم، میفرماید: «فَانْظُرْ إِلی آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَیفَ یحْی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها؛ به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده میکند».
منظور از زمین مرده زمینی است که گیاه ندارد و حرکتی در آن از نظر رویش گیاهان دیده نمیشود و منظور از آنچه از دست رفته، برکاتی است که بر اثر عدم نزول باران فوت شده است. امام علیه السلام تقاضا میکند که آنها نیز برگردد. منظور از جملۀ «تُخْرِجُ بِهِ مَا هُوَ آتٍ» این است که آنچه را مردم در انتظار آن هستند، از این باران عاید شود.
بدیهی است که نتیجۀ همۀ اینها توسعه و گسترش غذای انسانهاست.[8]
ابرهای زندگی
جالب اینکه امام علیه السلام بعد از بیان اوصاف باران مطلوب، صفات ابرها را که سرچشمۀ باراناند بیان کرده و آنها را از خداوند تقاضا میکند.
عرضه میدارد: «سَحَاباً مُتَرَاكِماً هَنِیئاً مَرِیئاً طَبَقاً مُجَلْجَلاً؛ [خداوندا!] ابری متراکم از تو تقاضا میکنیم که بارانش گوارا و سازگار و پوشانندۀ زمین و دارای غرّش و رعد و برق باشد».[9]
واژۀ «سَحاب» هم اسم جنس است و هم اسم جمع؛ هم به معنای «ابر» و هم به معنای ابرها به کار میرود و در اینجا امام علیه السلام هفت صفت برای آن بیان فرموده که بعضی صفت ابر است و بعضی وصف بارانی است که از آن ابر فرو میریزد.
تفاوت «هَنی» و «مَری» این است که «هَنی» به غذایی گفته میشود که سالم باشد و آثار بدی در انسان نگذارد و «طَبَق» اشاره به این است که باران به قدری ببارد که همچون یک طبقه روی زمین را بپوشاند.
این احتمال نیز از سوی جمعی از شارحان داده شده که «طَبَق» صفت «سَحاب؛ ابرها» باشد، یعنی ابرها به قدری زیاد باشند که تمام آسمان را بپوشانند و همه جا ببارند و سیراب نمایند. و در بعضی از نسخ به جای «طبقاً» «طیباً» آمده که به معنای باران پاکیزه است.
«مُجَلْجَلاً» که اشاره به صدای غرّش رعد است. از این نظر در اینجا استفاده شده که ابرها بعد از رعد و برق بارانهای پرپشت فرومیریزند. اضافه بر این، صدای آن برای کسانی که تشنه باران هستند نشاطآور است.
امام علیه السلام بعد از این اوصاف پنجگانه که برای ابرها بیان کرد به دو وصف دیگر اشاره میفرماید و کلام خود را با آن کامل میسازد؛ عرضه میدارد: «غَیرَ مُلِثٍّ وَدْقُهُ، وَلاَ خُلَّبٍ بَرْقُهُ؛ ابری باشد که بارانش آن چنان زیاد نشود که موجب ویرانی و فساد گردد، همچنین برق آن فریبنده نباشد [به گونهای که رعد و برقی ظاهر گردد، ولی بارانی نبارد و موجب ناامیدی شود]».[10]
و در ضرب المثل معروف آمده است که دربارۀ افراد پرسروصدا و بیخاصیت گفته میشود: «أَرْعَدَ وَأَبْرَقَ وَلَمْ یمْطُرْ؛ رعد و برقی زد، اما بارانی نبارید».
واژۀ «مُلِث» به معنای پردوام است.
واژه «وَدْق» در اصل یعنی دانههای باران و در موارد دیگر به صورت مجازی به کار میرود.
واژۀ «خُلّب» در اصل از «خِلابه» به معنای فریفتن گرفته شده و «برق خُلّب» رعد و برقی است که باران ندارد و گویی انسان را میفریبد.
بنابراین، امام علیه السلام تقاضای بارانی از خداوند میکند که از هر نظر جامع و کامل باشد و خشکسالی را برطرف سازد و زمین مرده را زنده کند.[11]
ببار باران، سیراب کن
حضرت سجاد علیه السلام در اینجا بر آنچه در جملههای قبل عرضه داشت تأکید کرده و با عبارتهای پرمعنای دیگری آن را تکرار میکند؛ عرضه میدارد: «اَللَّهُمَّ اِسْقِنَا غَیثاً مُغِیثاً مَرِیعاً مُمْرِعاً عَرِیضاً وَاسِعاً غَزِیراً، تَرُدُّ بِهِ اَلنَّهِیضَ، وَتَجْبُرُ بِهِ اَلْمَهِیضَ؛ خداوندا! ما را با بارانی کامل و فراوان، پرنفع و موجب رویش گیاهان، وسیع و گسترده و فراوان، سیراب فرما! بارانی که با آن خرّمی و سرسبزی را به زمینها بازگردانی و کاستیها و محرومیتها را جبران نمایی».[12]
«غیث» - اجوف یایی – بهمعنای باران است. ولی «مغیث» از مادۀ «غوث» - كه اجوف واوی است - گرفته شده و معنای آن یاریكننده است، اشاره به بارانی كه همگان را یاری دهد.
مفهوم واژه «مَریع» بارانی است که پرگیاه باشد و واژۀ «مُمْرِع» نیز تأکید بر پربرکت بودن باران است.
«غَزِیر» به معنای کثرت گرفته شده و اشاره به باران فراوان است.
واژه «نَهیض» یعنی قیام و برپایی و در اینجا اشاره به گیاهان فراوانی است که از زمینها سر بلند میکنند و به آن طراوت و خرّمی میبخشند.
واژۀ «مَهیض» اسم مفعول است و از مادۀ «هیض» به معنای شکستن گرفته شده و جملۀ «تَجْبُرُ بِهِ اَلْمَهِیضَ» اشاره به بارانی است که کاستی را برطرف سازد و زمینها را سیراب کند.
در واقع امام علیه السلام اوصافی برای بارانی که مورد درخواست است، بیان کرده که همان کامل بودن و پرنفع و گسترده بودن است و آن را مقدمهای قرار داده برای رسیدن به دو چیز: بازگرداندن سرسبزی و خرمیها، و جبران تشنگی تشنه کامان و در نتیجه کامل ترین نوع باران را با آثار فراوانش از خداوند متعال تقاضا کرده است.[13]
ده خواسته در طلب نزول باران
در ادامۀ این تقاضاها بار دیگر به سراغ بارانی بسیار پراثر میرود و از خدا تقاضا میکند: بارانی برای ما بباران که دارای ده اثر مهم باشد و از هر نظر کامل و جامع.
نخست عرضه میدارد: «اَللَّهُمَّ اِسْقِنَا سَقْیاً تُسِیلُ مِنْهُ اَلظِّرَابَ؛ ما را با بارانی سیراب کن که از کوهساران جاری سازی!».[14]
واژه «ظُراب» به معنای تپه یا کوه گسترده و پهن است که وقتی باران میبارد، نهرها از آن به آرامی جاری میشود، برخلاف کوههای بلند که ممکن است منشأ سیلابهای ویرانگر شود. در واقع امام علیه السلام از خداوند بارانی تقاضا میکند که نهرهای مفید و سودمند از آن جاری شود و به مناطق دوردست برسد.
دومین وصفی که امام علیه السلام برای این باران ذکر میکند این است که چاهها و [قنوات] از آن پر شود: «وَتَمْلَأُ مِنْهُ اَلْجِبَابَ؛ بارانی که چاهها و قنوات را از آن پر سازی».[15]
واژه «جِباب» به معنای چاه است و گاه گفتهاند: منظور چاههایی است که سنگچین نشده باشد، مانند چاههای بیابانی که معمولاً آن را سنگچین نمیکنند.
این جمله اشاره به این است که باران به صورت رگبار زودگذری نباشد که سطح زمینها را تر کند، امّا قوّت و قدرتی به چاهها و قناتها ندهد، چراکه بعد از نزول باران مردم برای آبیاری در طول سال از آنها استفاده میکنند.
در سومین و چهارمین درخواست عرضه میدارد: «وَتُفَجِّرُ بِهِ اَلْأَنْهَارَ، وَتُنْبِتُ بِهِ اَلْأَشْجَارَ؛ و چشمهها را بر اثر آن از زمین روان سازی و درختان را با آن برویانی».[16]
واژۀ «تُفَجِّر» در اصل به معنای ایجاد شکاف وسیع است، چه شکافتن زمین بر اثر چشمهها باشد و چه شکافتن افق بر اثر نور صبحگاهان.
بنابراین، منظور، روان شدن رودها به وسیله باران نیست، بلکه منظور جوشیدن چشمهها از نقاط مختلف است که نتیجۀ بارانهای فراوان و ذخیره شدن آب در اعماق زمین است.
بدیهی است که چنین بارانی سبب رویش درختان و گیاهان میشود.
سپس در پنجمین توصیف این باران عرضه میدارد: «وَتُرْخِصُ بِهِ اَلْأَسْعَارَ فِی جَمِیعِ اَلْأَمْصَارِ؛ بارانی باشد که در تمام شهرها قیمت اجناس را به وسیله آن پایین آوری و ارزان کنی».[17]
واژۀ «تُرْخِص» به معنای ارزانی و فراوانی است و «اَسعار» به معنای قیمت و بهای جنس است.
واژۀ «مِصر» به شهر بزرگ یا کشور یا هر زمینی که محدود به حدودی باشد اطلاق میشود. ممکن است در این جا اشاره به همۀ کشورهای اسلامی باشد و یا همه شهرها.
روشن است که هرگاه باران فراوان ببارد، اجناس فزونی مییابد و هنگامی که اجناس فزونی یافت براساس قاعدۀ عرضه و تقاضا ارزان میشود و جالب این که امام علیه السلام تنها برای شهر خود چنین تقاضایی نمیکند، بلکه برای تمام شهرها این تقاضا را دارد. یعنی باران چنان فراگیر باشد که در همۀ شهرها چنین اثری داشته باشد.
آنگاه در ششمین و هفتمین وصف این باران میافزاید: «وَتَنْعَشُ بِهِ اَلْبَهَائِمَ وَاَلْخَلْقَ، وَتُكْمِلُ لَنَا بِهِ طَیبَاتِ اَلرِّزْقِ؛ بارانی باشد که با آن چهارپایان و خلایق را به نشاط درآوری و حیات تازه بخشی و ارزاق پاکیزه را با آن برای ما کامل گردانی».[18]
واژۀ «تَنْعَش» به معنای بلند کردن و یا از فقر نجات بخشیدن آمده، سپس در معنای حیات دادن و شادمان کردن و به نشاط آوردن نیز به کار رفته است و این که به تابوت اموات «نَعش» گفته میشود به این دلیل است که میت را با آن بلند میکنند و در کلام امام علیه السلام به همان معنای حیات بخشیدن و سرزنده کردن میباشد.
در هشتمین و نهمین وصف این باران، امام علیه السلام عرضه میدارد: «وتُنْبِتُ لَنَا بِهِ اَلزَّرْعَ وَتُدِرُّ بِهِ اَلضَّرْعَ؛ [خداوندا!] بارانی نصیب ما کن که زراعت را با آن برویانی و پستان حیوانات را از شیر سرشار سازی!».[19]
واژۀ «تُدِرّ» یعنی ریزش فراوان و «ضَرع» به معنای پستان چهارپایان است.
بنابراین امام علیه السلام در اینجا نتیجۀ نهایی ریزش باران فراوان را بیان فرموده، چراکه وقتی باران فراوان ببارد گیاهان زمین فراوان میشود و حیوانات از آن استفادۀ کامل میبرند و شیر آنها زیاد میشود.
جالب این که امام علیه السلام در کلام خود بیشتر به مواد غذایی گیاهی اشاره کرده که در واقع خوراک اصلی انسان را تشکیل میدهند.
بدیهی است که باران هرگاه فراوان ببارد، همۀ موجودات از آن استفاده میکنند؛ به حیوانات حیاتی تازه میبخشد و انسانها از آن بهره فراوان میگیرند؛ زمینها پر محصول میشود و جای تعجب نیست که باران حتی در دریاها نیز اثر میگذارد و ماهیان فراوان میشوند و ساحلنشینان بهرۀ فراوان میگیرند.
سرانجام امام علیه السلام در دهمین وصف این باران سخنی میگوید که نتیجۀ نهایی همۀ اوصاف نهگانه گذشته است؛ عرضه میدارد: «وَتَزِیدُنَا بِهِ قُوَّةً إِلَی قُوَّتِنَا؛ [خداوندا!] بارانی برای ما بفرست که به وسیله آن نیرویی بر نیروی ما بیفزایی!».[20]
آری، تمام نیروهایی که انسانها و موجودات زنده دارند در واقع از نزول باران سرچشمه میگیرد، چراکه خوراک انسان اگر گیاهی باشد مستقیم از باران کمک میگیرد و اگر حیوانی باشد، حیوانات نیز از گیاهان تغذیه میکنند و حتی حیوانات گوشتخوار از حیواناتی استفاده مینمایند که گیاهخوارند. در نتیجه همه به گیاهان زمین برمیگردد که پرورش آن به وسیله باران است.
روشن است که «قُوة» در کلام امام علیه السلام، هم نیروهای جسمانی را شامل میشود و هم نیروهای معنوی را؛ چراکه اگر جسم سالم نباشد روح نیز سالم نخواهد بود.
در واقع کلام امام علیه السلام در جمله اخیر برگرفته از آیات قرآن است؛ در سورۀ هود، آیۀ 52 میخوانیم که حضرت هود علیه السلام به قومش [قوم عاد] چنین میگوید: «وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیكُمْ مِدْرَاراً وَیزِدْكُمْ قُوَّةً إلی قُوَّتِكُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمین؛ وای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید تا باران را پیدرپی بر شما بفرستد، و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید، و به صورت گنهکارانه، روی از حق برنتابید».[21]
پناه به خدا از بارانهای ویرانگر
جالب توجه اینکه امام علیه السلام در بخشهای گذشته، از آثار مثبت بارانها در رویش نباتات و سیراب شدن موجودات زنده و برکات مختلف آن سخن گفت همۀ آنها را از خداوند تقاضا نمود؛ ولی در این بخش از دعا از خطراتی که ممکن است بعضی از بارانها به وجود بیاورند به خدا پناه میبرد و تقاضا میکند بارانهایی که بر ما میفرستد با این خطرات همراه نباشد.
امام علیه السلام به چهار خطر عمده در اینجا اشاره کرده، نخست عرضه میدارد: «اَللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْ ظِلَّهُ عَلَینَا سَمُوماً؛ خداوندا! سایۀ این ابرها را برای ما همراه با بادهای گرم و سوزنده قرار مده!».[22]
«سَمُوم» باد سوزانی است که در مسامّ بدن [منافذ ریزی که در سطح پوست قرار دارد] داخل میشود و انسان را آزار میدهد و گاه کشنده است.
بسیار دیده شده بادهای سوزانی هنگامی که آسمان ابری است میوزد و نه تنها زراعتها را خشک میکند، بلکه به انسانها آسیب میرساند. امام علیه السلام از خدا تقاضا میکند که ما را از چنین بلایی محفوظ دارد.
دومین جمله در واقع نقطۀ مقابل آن است؛ عرضه میدارد: «وَلاَتَجْعَلْ بَرْدَهُ عَلَینَا حُسُوماً؛ و سرمای حاصل از این باران را برای ما خطرناک و قطع کننده مگردان!».[23]
واژۀ «حُسُوم» از مادۀ به معنای ازبینبردن آثار چیزی است؛ بدیهی است که اگر باران با سردی بسیار زیاد همراه باشد نه تنها آثار مثبتی ندارد، بلکه سبب میشود گلها و میوهها براثر سرمازدگی تلف شوند و حتی جان انسانها را نیز به خطر میاندازد.
بعضی از ارباب لغت «حُسُوم» را به معنای پیدرپی و متوالی ذکر کرده اند و ممکن است این معنا لازمه معنای فوق باشد؛ زیرا سرمایی موجب تلف یا قطع نعمتها میشود که پی و متوالی باشد. امام علیه السلام تقاضا دارد که باران ما چنین بارانی نباشد.
آنگاه به سومین آسیبی که ممکن است از باران به بار آید اشاره میکند: «وَلاَ تَجْعَلْ صَوْبَهُ عَلَینَا رُجُوماً؛ و نزول باران را بر ما مایۀ عذاب و آزار ما قرار مده!».[24]
«صَوب» یعنی نزول باران و «صَیِّب» به ابر بارانزا گفته میشود.
نباید فراموش کرد که «رُجُوم» در اصل به معنای سنگ یا پراندن سنگ میباشد. این احتمال را نیز دادهاند که «رُجُوم» معنای مصدری داشته باشد، یعنی سنگپراندن یا کسی را با سنگ آزار دادن و از آنجا که پراندن سنگ مایۀ ناراحتی میشود، حضرت از خدا تقاضا میکند که این باران به صورت سیلابهای ویرانگر در نیاید که ما را آزار دهد.
این احتمال نیز وجود دارد که بارانها گاه به صورت تگرگ درمیآید و گاه این تگرگها آنقدر درشت است که نه تنها زراعت را در هم میکوبد و شاخههای درختها را میشکند، بلکه اگر به انسانها بخورد، آنها را مجروح میسازد و این در واقع شبیه «رجم» است.
و در چهارمین تقاضا عرضه میدارد: «وَلاَ تَجْعَلْ مَاءَهُ عَلَینَا أُجَاجاً؛ و آب آن را برای ما شور و ناگوار مساز!».[25]
«اُجاج» به معنای برافروختگی و سوزندگی آتش گرفته شده و از آنجا که بعضی آبها به خاطر شوری یا تلخی و یا هر دو دهان را میسوزاند به آن «اُجاج» میگویند.
جمعی از شارحان و مترجمان معنای کنایی آن را گرفته و گفتهاند: منظور این است که خداوندا! باران را در کام ما ناگوار مگردان!
بنابراین حضرت به آسیبهایی که ممکن است از دگرگونی این نعمت الهی، یعنی باران، بر انسانها وارد شود، توجه خاصی نموده، از خداوند بارانهایی را میطلبد که از تمام این آسیبها برکنار باشد، منافعش نصیب انسان شود و ضررهایش از او دور باشد.[26]
سخن آخر
سرانجام امام علیه السلام این دعا را با یک تعبیر کلی و جامع پایان میدهد؛ عرضه میدارد: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاُرْزُقْنَا مِنْ بَرَكَاتِ اَلسَّمَاوَاتِ وَاَلْأَرْضِ، إِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ؛ خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از برکات آسمانها و زمین روزی عنایت کن و بهرهمند ساز! که تو بر هر چیز توانایی».[27]
بدیهی است که برکات آسمان به تنهایی نمیتواند مشکلات انسان را حل کند، بلکه وقتی با برکات زمین آمیخته شود و انواع گیاهان و دانههای نباتی و میوهها از آن بروید مشکلات حل میشود.[28]
و قابل توجه این که امام سجاد علیه السلام در دعای طلب باران، به هر دو جنبه اشاره فرموده، جنبههای مفید آن را تقاضا کرده و از زیانهای آن به خدا پناه برده است.[29]
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir
منبع:
عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)
[1] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج3، ص535.
[2] همان.
[3] صحیفۀ سجادیه، دعای 19.
[4] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج3، ص539.
[5] صحیفۀ سجادیه، دعای 19.
[6] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج3، ص542.
[7] صحیفۀ سجادیه، دعای 19.
[8] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج3، ص542.
[9] صحیفۀ سجادیه، دعای 19.
[10] همان.
[11] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج3، ص544.
[12] صحیفۀ سجادیه، دعای 19.
[13] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج3، ص547.
[14] صحیفۀ سجادیه، دعای 19.
[15] همان.
[16] همان.
[17] همان.
[18] همان.
[19] همان.
[20] همان.
[21] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج3، ص550.
[22] صحیفۀ سجادیه، دعای 19.
[23] همان.
[24] همان.
[25] همان.
[26] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج3، ص554.
[27] صحیفۀ سجادیه، دعای 19.
[28] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)، ج3، ص554-555.
[29] همان، ص560.









