ارزش و فضیلت انتظار فرج از منظر معظم له

ارزش و فضیلت انتظار فرج از منظر معظم له


معنی انتظار فرج چیست؟/ برترین جهاد امت اسلام انتظار فرج است/ انتظار فرج؛ برترين اعمال/ چرا انتظار فرج بالاترین عبادت است؟/ روز و شب در انتظار/ آری این است انتظار راستین‌

موضوع انتظار يك مصلح جهانى كه به وضع نابسامان جوامع بشرى سامان بخشد و تبعيض ها، بى عدالتي ها، جنگ و خونريزى و مفاسد را از محيط زندگى انسانها برچيند، از جمله مسائلی است که در آموزه های اسلامی به دفعات مورد تأکید قرار گرفته است[1]

البته مسأله انتظار نه تنها در ميان افراد دور افتاده و مخالف، بلكه گاهى در ميان جمعى از موافقان كم اطّلاع نيز به طور كامل تحريف، بلكه مسخ شده و تمام اشكالات از همين مسخ و تحريف سرچشمه گرفته است.[2]

عجب اين كه، بعضى از نويسندگان نه تنها جنبه مثبت انتظار را منكر شده اند بلكه تصريح كرده اند كه در انتظار چنان آينده اى بودن، اثرات منفى در كاربرد نيروهاى اجتماعى امروز دارد و آنها را كند مى سازد![3]

و عجیب تر اين كه، بعضى معتقدند ايمان به وجود يك آينده روشن، بازتابى از محروميّتهاى طبقه شكست خورده است كه غالباً در شكل مذهبى خود نمايى كرده است.[4]

لذا انكار نمى توان كرد كه عدّه اى كوته فكر از مسأله انتظار سوء استفاده كرده و تمام مسئوليّت ها را از دوش خود برداشته و مسأله انتظار را محدود به زبان گذارده اند![5]

به هر حال، براى رهايى از هر گونه اشتباه در محاسبه، در اين گونه مباحث، بايد به اصطلاح آب را از سرچشمه گرفت تا آلودگى هاى احتمالى نهرها و كانالهاى ميان راه در آن اثر نگذارد.[6]

به همين دليل، باید در بحث انتظار مستقيماً به سراغ متون اصلى اسلامى رفته و لحن گوناگون رواياتى را كه روى مسأله «انتظار» و ارزش، فضیلت و اهمّيّت آن، تأكيد مى كند مورد بررسى قرار داده تا از هدف اصلى آگاه شويم.[7]

معنی انتظار فرج چیست؟

«انتظار» معمولًا به حالت كسى گفته مى شود كه از وضع موجود ناراحت است و براى ايجاد وضع بهترى تلاش مى كند.[8]

فى المثل بيمارى كه انتظار بهبودى مى كشد، يا پدرى كه در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است؛ از بيمارى و فراق فرزندن ناراحت اند و براى وضع بهترى مى كوشند.[9]

همچنين تاجرى كه از بازار آشفته ناراحت است و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادى مى باشد اين دو حالت را دارد: بيگانگى با وضع موجود و تلاش براى وضع بهتر.[10]

بنابراين مسئله «انتظار» حكومت حق و عدالت «مهدى عليه السلام» و قيام مصلح جهانى در واقع مركب از دو عنصر است، عنصر نفى و نصر اثبات عنصر نفى همان بيگانگى با وضع موجود و عنصر اثبات خواهان وضع بهترين بودن است.[11]

واژۀ «فرج » نیز به معناى گشايش است، خواه گشايش در مكان باشد، يا در مسائل معنوى و مشكلات.[12] لذا به گشوده شدن مشكلات «فرج » گفته مى شود كه نقطه مقابل «شدت» و بسته شدن كارهاست.[13]

از این رو «فرج» بعد از «شدت» در مفهوم انتظار نهفته است هنگامى كه امواج حوادث و بلا از هر سو انسان را در فشار قرار مى دهد، نه تنها نبايد مايوس و نوميد گشت، بلكه بايد آن را نشانه و مقدمه اى بر گشوده شدن درهاى رحمت الهى دانست، چنان كه امير مؤمنان على علیه السلام مى فرمايد:«عند تناهى الشدة تكون الفرجة، و عند تضايق حلق البلاء يكون الرخاء؛ به هنگامى كه سختيها به اوج خود مى رسد فرج نزديك است، و هنگامى كه حلقه هاى بلا تنگ تر مى شود راحتى و آسودگى فرا مى رسد»[14]

برترین جهاد امت اسلام انتظار فرج است

تشبيهاتی كه در مورد انتظار ظهور حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف در برخی روايات وارد شده بسيار پرمعنا و روشنگرِ اين واقعيّت است كه يك نوع رابطه و تشابه بين مسأله انتظار و جهاد و مبارزه با دشمن در آخرين شكل خود وجود دارد؛ گاهى همانند كسى كه در زير پرچم اوست، گاهى همانند مجاهدان در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله، گاهى همانند شهيدان.[15]

شخصى از امام صادق عليه السلام پرسيد: درباره كسى كه داراى ولايت امامان است و انتظار ظهور حكومت حق را مى كشد و در اين حال از دنيا مى رود چه مى گوييد؟[16]

امام عليه السلام در پاسخ فرمود:«هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ كَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِى فُسْطَاطِهِ- ثُمَّ سَكَتَ هُنَيْئَةً- ثُمَّ قَالَ: هُوَ كَمَنْ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ ؛ او به منزله كسى است كه با رهبر اين قيام در خيمه اش باشد، و پس از كمى سكوت فرمود: مانند كسى است كه با پيامبر بوده است».[17]

نظير همين مطلب در روايات ديگر نيز وارد شده. در بعضى:«بِمَنْزِلَةِ الضَّارِبِ بِسَيْفِهِ فِى سَبِيلِ اللّهِ؛ همانند شمشير زنى در راه خدا»[18]

و در بعضى ديگر:«كَمَنْ قَارَعَ [19] مَعَ رَسُولِ اللّهِ بَسَيْفِهِ؛[20] همانند كسى است كه در خدمت پيامبر با شمشير بر مغز دشمن بكوبد»[21]

و در بعضى ديگر:«بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِينَ بَيْنَ يَدَىْ رَسُولِ اللّهِ بِالسَّيْفِ؛[22] همانند كسى است كه پيش روى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بال شمشیر جهاد كند.»[23]

و در بعضى ديگر:«بِمَنْزِلَةِ مَنْ اسْتَشْهَدَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله؛[24] همانند كسى است كه با پيامبر شهيد شود»[25]

اين تعبيرات همگى حاكى از اين است كه انتظار چنان انقلابى داشتن هميشه توأم با يك جهاد وسيع و دامنه دار است.[26] در واقع انتظار وسيع ترين و اساسى ترين انقلاب هاى انسانى در طول تاريخ بشر است.[27]

انقلابى كه بر خلاف انقلاب هاى پيشين جنبه منطقه اى نداشته بلكه هم عمومى و همگانى است و هم تمام شئون و جوانب زندگى انسان ها را شامل مى شود، انقلابى است سياسى، فرهنگى، اقتصادى و اخلاقى.[28]

لذا ارتشى كه در انتظار جهاد بزرگى است آمادگى رزمى نفرات خود را بالا مى برد و روح انقلاب در آنها مى دمد و هر گونه نقطه ضعفى را اصلاح مى كند.[29] بدر حقیقت به حالت آماده باش كامل در مى آيد سلاحى را كه براى چنين ميدان نبردى شايسته است بدست مى آورد، سنگرهاى لازم را مى سازد؛ آمادگى رزمى افراد خود را بالا مى برد.[30]

روحيه افراد خود را تقويت مى كند و شعله عشق و شوق براى چنين مبارزه اى را در دل فرد فرد سربازانش زنده نگه مى دارد ارتشى كه داراى چنين آمادگى نيست هرگز در انتظار به سر نمى برد و اگر بگويد دروغ مى گويد.[31]

تنها اين سؤال باقى مى ماند كه پس اين همه تعبيرات مربوط به «قيام به شمشير» در انتظار ظهور حضرت مهدى عليه السلام چه مفهومى دارد؟[32]

امّا حقيقت اين است كه «شمشير» هميشه كنايه از قدرت و نيروى نظامى بوده و هست همانگونه كه «قلم» كنايه از علم و فرهنگ است.[33]

شك نيست كه حتّى در ميدان جنگ هاى سنّتى پيشين سلاح هاى مختلفى جز شمشير به كار مى رفته، همچون تير و نيزه و خنجر، ولى همواره مى گويند اگر در برابر فلان موضوع سر تسليم فرود نياريد «حواله شما با شمشير است» يا گفته مى شد «به زور شمشير حقّ خود را مى گيريم».[34]

يا از قديم معروف بوده «كشور با دو چيز اداره مى شود، قلم و شمشير» و همه اينها جنبه سمبوليك دارد و مفهوم آن تكيه بر قدرت و استفاده از نيروى نظامى است.[35]

انتظار فرج؛ برترين اعمال

در روايات متعددى انتظار فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، به عنوان برترین و بالاترين اعمال معرفى شده است.[36]

اين مضمون در بعضى از احاديث از پيامبر صلی الله علیه و آله و در بعضى از امير مومنان على علیه السلام نقل شده است، به عنوان نمونه در حديثى مى خوانيم كه پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«افضل اعمال امتى انتظار الفرج من اللَّه عز و جل ؛ بالاترين اعمال امت من انتظار فرج از ناحيه خدا كشيدن است»[37]،[38]

اين تعبير نورانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حاكى از اين مسأله است كه اگر اعتقاد و انتظار حكومت جهانى مهدى به صورت ريشه دار حلول كند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد؛ زيرا اعتقادات سطحى ممكن است اثر آن از گفتار و سخن تجاوز نكند امّا اعتقادات عميق هميشه آثار عملى گسترده اى به دنبال خواهد داشت؛ اين دو رشته اعمال عبارتند از:[39]

ترك هرگونه همكارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد، و حتّى مبارزه و درگيرى با آنها از يك سو؛ و خودسازى و خوديارى و جلب آمادگي هاى جسمى و روحى و مادّى و معنوى براى شكل گرفتن آن حكومت واحد جهانى و مردمى، از سوى ديگر.[40]

لذا اگر مفهوم واقعى انتظار در جامعه و فرد پياده شود، يك عامل مهمّ تربيت و خودسازى و تحرّك و اميد خواهد بود.[41]

از جمله مدارك روشنى كه اين موضوع را تأييد مى كند، اين است كه در ذيل آيه:«وعد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصّالحات ليستخلفنّهم فى الارض[42] ...؛ خداوند به آنها كه ايمان دارند و عمل صالح انجام مى دهند، وعده داده است حكومت روى زمين را در اختيارشان بگذارد ...» از پيشوايان بزرگ اسلام نقل شده است كه منظور از اين آيه «هو القائم و اصحابه؛ مهدى و ياران او» هستند.[43]

و در حديث ديگرى مى خوانيم: «نزلت فى المهدى؛ آيه درباره مهدى نازل شده است » در حالى كه در اين آيه مهدى و يارانش به عنوان «الّذين آمنوا منكم و عملوا الصّالحات[44]» معرفى شده اند.[45]

بنابراين تحقّق اين انقلاب جهانى بدون يك ايمان مستحكم، كه هر گونه ضعف و زبونى و ناتوانى را دور سازند و بدون اعمال صالحى كه راه را براى اصلاح جهان بگشايد، امكان پذير نيست و آنها كه در انتظار چنين برنامه اى هستند، هم بايد سطح آگاهى و ايمان خود را بالا ببرند و هم در اصلاح خويش و اعمال خود بكوشند.[46]

تنها چنين كسانى هستند كه مى توانند نويد زندگى در حكومت او به خود دهند، نه آنها كه با ظلم و ستم همكارى دارند!و نه آنها كه از ايمان و عمل صالح بيگانه اند![47]

و نه افراد سست و بى حال و بيكاره اى كه دست روى دست گذارده و در برابر مفاسد محيط زندگى و جامعه شان سكوت اختيار كرده و كمترين تلاشى در راه مبارزه با فساد ندارند.[48]

چرا انتظار فرج بالاترین عبادت است؟

اين اشتباه است كه اگر كسى خيال كند همه كارها با اعجاز و دعا انجام مى شود؛ بلكه از اسباب ظاهرى و آدمهاى لايق و شايسته نيز كمك گرفته مى شود.[49]

يار آن حضرت بودن خودسازى مى خواهد و بايد نيروى علم، ايمان و ايثار را در خود زنده كنيم تا آن لياقت حاصل شود. در روايات آمده است انتظار، بزرگ ترين عبادت است.«أفْضَلُ العِبادَةِ انْتِظارُ الفَرَجِ ».[50]

بدين جهت است كه بزرگ ترين اثر تربيتى را در شخص منتظر دارد، شخصى كه انتظار امام زمان عليه السلام را مى كشد، سعى مى كند خود را به آن حضرت نزديك كرده و اعمال و رفتارش را درست كند؛ حسادت، كينه، نفاق و كارهاى خلاف را از خود دور كرده و خود را به فضايل اخلاقى آراسته كند.[51]

تأمل در این روایت نورانی، ضرورت خودسازى فردى را در اصل انتظار نمایان می سازد چرا که منتظر واقعى براى چنان برنامه مهمّى هرگز نمى تواند نقش تماشاچى را داشته باشد؛ بايد حتماً در صف منتظران واقعى قرار گيرد.[52]

ايمان به نتايج و عاقبت اين تحوّل هرگز به او اجازه نمى دهد كه در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نيز محتاج به داشتن اعمالى پاك و روحى پاك تر، برخوردارى از شهامت و آگاهى كافى است.[53]

من اگر ناپاك و آلوده ام چگونه مى توانم منتظر تحوّل و انقلابى باشم كه شعله اوّلش دامان مرا مى گيرد![54]

من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممكن است در انتظار كسى بنشينم كه طعمه شمشيرش خون ستمگران است و من اگر فاسد و نادرستم چگونه مى توانم در انتظار نظامى كه افراد فاسد و نادرست در آن هيچ گونه نقشى ندارند، بلكه مطرود و منفور خواهند بود، روزشمارى كنم![55]

آيا اين انتظار براى تصفيه روح و فكر و شستشوى جسم و جان من از لوث آلودگيها كافى نيست![56]

هم چنین منتظران راستين در عين حال، وظيفه دارند كه علاوه بر اصلاح خويش، در اصلاح ديگران نيز بكوشند؛ زيرا برنامه عظيم و سنگينى كه انتظارش را مى كشند يك برنامه فردى نيست؛ برنامه اى است كه تمام عناصر تحوّل بايد در آن شركت جويد؛ بايد كار به صورت دست جمعى و همگانى باشد؛ كوشش ها و تلاش ها بايد هماهنگ گردد و عمق و وسعت اين هماهنگى بايد به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد كه انتظار آن را دارند.[57]

در يك ميدان وسيع مبارزه دستجمعى هيچ فردى نمى تواند از حال ديگران غافل بماند؛ بلكه موظّف است هر نقطه ضعفى را در هركجا ببيند اصلاح كند؛ و هر موضع آسيب پذيرى را ترميم نمايد؛ و هر قسمت ضعيف و ناتوانى را تقويت كند؛ زيرا بدون شركت فعّالانه و هماهنگ تمام مبارزين، پياده كردن چنان برنامه اى امكان پذير نيست.[58]

بنابراين منتظران واقعى علاوه بر اين كه به اصلاح خويش مى كوشند، وظيفه خود مى دانند كه ديگران را نيز اصلاح كنند.[59]

اين است اثر سازنده ديگر براى انتظار قيام يك مصلح جهانى! و اين است بالاترین درجۀ عبادت كه براى منتظران راستين شمرده شده است.[60]

روز و شب در انتظار

دعا براى وجود مبارك امام زمان عليه السلام و انتظار ظهور آن حضرت بسیار سفارش شده است از جمله در روايتى كه «سيّد بن طاووس» از حمّاد بن عثمان نقل كرده مى خوانيم: در شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان به محضر امام صادق عليه السلام شرفياب شدم، امام عليه السلام به تسبيح و تقديس پروردگار پرداخت و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد و براى مؤمنان دعا كرد؛ آنگاه به سجده رفت و ساعتى در سجده بود، و در آن مدّت جز صداى نَفَس حضرت چيزى را نمى شنيدم، سپس دعايى خواند از جمله در دعايش عرض كرد:[61]

«وَ أسْألُكَ بِجَميعِ ما سَأَلْتُكَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْكَ مِنْ عَظيمِ جَلالِكَ، ما لَوْ عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُكَ بِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ، وَ أَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِيائِكَ وَ أَصْفِيائِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ بِهِ تُبيدُ الظَّالِمينَ وَتُهْلِكُهُمْ، عَجِّلْ ذلِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ؛از تو تقاضا مى كنم به جميع آنچه كه تو را با آن خواندم و آنچه را نخواندم، از عظيم جلال تو كه اگر مى دانستم تو را با آن خواندم. از تو مى خواهم بر محمّد و اهل بيتش درود بفرستى و اجازه فرج و ظهور كسى را بدهى كه با ظهور او گشايشى در كار اولياى تو و برگزيدگان از خلقت ظاهر مى شود و به وسيله او ظالمان را نابود و هلاك مى سازى. اى پروردگار عالميان، در ظهورش تعجيل فرما».[62]

پس از آن كه امام عليه السلام سر از سجده برداشت، عرض كردم: جانم به فدايت! شما براى فرج كسى دعا كرديد كه با فرج او گشايشى در كار دوستان و اولياى الهى حاصل خواهد شد؛ مگر آن كس شما نيستيد؟امام عليه السلام فرمود: نه! او قائم آل محمّد است![63]

آنگاه امام صادق عليه السلام نشانه هاى ظهورش را بيان كرد و در ادامه فرمود: «وَ تَوَقَّعْ امْرَ صَاحِبِكَ لَيْلَكَ وَ نَهارَكَ، فانَّ اللَّهَ كُلُّ يَوْمٍ هُوَ في شَأنٍ، لا يَشْغَلُهُ شأنٌ عَنْ شَأنٍ ؛[64]شب و روز، منتظر ظهور مولايت باش! زيرا خداوند هر روز در شأن و كارى است، و انجام كارى او را از كار ديگر باز نمى دارد».[65]

سخن آخر:( آری این است انتظار راستین)

بی شک روايات متعدّدى كه درباره ارزش و فضیلت انتظار فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده است؛ مفهوم اصلى «انتظار واقعی» و مسئولیت منتظران راستین را به خوبى آشکار کرد.[66]

زیرا هدف اصلى از بازخوانی روایات اين بود كه با بهره گیری از روایات مرتبط با اصل انتظار، «منتظران راستين» را از «منتظران دروغين» بازشناسيم، و ببينيم اين انتظار كه در روايات اسلامى به عنوان يكى از بزرگترين عبادات شمرده شده چه فلسفه اى مى تواند داشته باشد[67]

اكنون مى فهميم چرا منتظران واقعى، گاهى همانند كسانى شمرده شده اند كه در خيمه حضرت مهدى عليه السلام يا زير پرچم او است، يا كسى كه در راه خدا شمشير مى زند يا به خون آغشته شده يا شهيد گشته است.[68]

هم چنین لزوم همگرایی مراحل مختلف و درجات مجاهده انسان در راه حقّ و عدالت، خودسازى و آمادگى فردی و اجتماعی با مقدار آمادگى و درجه انتظار افراد، همه و همه بیانگر ارزش و فضیلت انتظار فرج است؛ آرى انتظار راستين اين است! [69]

بر این اساس منتظران واقعى بايد تمام تلاش و كوشش خود را در تحقق آموزه های اهل بیت علیهم السلام به كار برند، تا آمادگى كه شرط ظهور است انجام يابد.[70]

اميدواريم چشم ما به جمال نورانى آن حضرت روشن و منوّر گردد و از ياران خاصّ آن حضرت به حساب آييم. إن شاءاللَّه.[71]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir


[1] پيدايش مذاهب ؛ ص113.

[2] همان ؛ ص123.

[3] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص90.

[4] همان.

[5] پيدايش مذاهب ؛ ص113.

[6] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص94.

[7] همان.

[8] پيام قرآن ؛ ج 9 ؛ ص416.

[9] همان.

[10] همان.

[11]همان؛ص417.

[12] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 4 ؛ ص242.

[13] پيام قرآن ؛ ج 6 ؛ ص32.

[14] «نهج البلاغه»؛ ك قصار؛ جمله 351.

[15] پيدايش مذاهب ؛ ص115.

[16] همان؛ص114.

[17] همان.

[18] پيام قرآن ؛ ج 9 ؛ ص415.

[19] « قرع بسيفه» يعنى با شمشيرش بر فرق( دشمن) كوبيد.

[20] بحار الانوار؛ ج 52؛ ص 126.

[21] پيام قرآن ؛ ج 9 ؛ ص415.

[22] بحار الانوار؛ ج 36؛ ص 387.

[23] پيام قرآن ؛ ج 9 ؛ ص415.

[24] بحار الانوار؛ ج 52؛ ص 142.

[25] پيام قرآن ؛ ج 9 ؛ ص415.

[26] همان ؛ ص416.

[27] همان ؛ ص418.

[28] همان.

[29] همان.

[30] همان؛ ص 420.

[31] همان.

[32] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص251.

[33] همان.

[34] همان؛ص252.

[35] همان.

[36] تفسير نمونه ؛ ج 7 ؛ ص381.

[37] بحارالانوار؛ ج 13؛ ص 137.

[38] تفسير نمونه ؛ ج 7 ؛ ص381.

[39] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص96.

[40] همان؛ص 97.

[41] همان ؛ ص104.

[42] سوره نور؛آیۀ55.

[43] تفسير نمونه ؛ ج 7 ؛ ص388.

[44] سوره نور؛آیۀ55.

[45] تفسير نمونه ؛ ج 7 ؛ ص388.

[46] حكومت جهانى مهدى (عج)، ص: 106.

[47] همان.

[48] حكومت جهانى مهدى (عج)، ص: 106.

[49] گفتار معصومين(ع) ؛ ج 1 ؛ ص204.

[50] بحارالانوار؛ ج 52؛ ص 125.

[51] گفتار معصومين(ع) ؛ ج 1 ؛ ص204.

[52] تفسير نمونه ؛ ج 7 ؛ ص384.

[53] همان.

[54] پيدايش مذاهب ؛ ص118.

[55] تفسير نمونه ؛ ج 7 ؛ ص384.

[56] همان.

[57] همان؛ص386.

[58] همان.

[59] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص102.

[60] تفسير نمونه ؛ ج 7 ؛ ص386.

[61] كليات مفاتيح نوين ؛ ص790.

[62] همان.

[63] همان.

[64] اقبال؛ ص 200( با تلخيص).

[65] كليات مفاتيح نوين ؛ ص790.

[66] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص97.

[67] مسئله انتظار ؛ ص6.

[68] تفسير نمونه ؛ ج 7 ؛ ص382.

[69] همان.

[70] مسئله انتظار ؛ ص51.

[71] گفتار معصومين(ع) ؛ ج 1 ؛ ص204.

captcha