بازشناسی اهداف و آرمان های شهید نواب صفوی از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

بازشناسی اهداف و آرمان های شهید نواب صفوی از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی


بیداری اسلامی؛ تجلی اندیشه ها و آرمان های شهید نواب صفوی/ شهید نواب صفوی؛ آذرخشی در ظلمت/ شهادت شهید نواب صفوی؛ زمينه ساز انقلاب اسلامی/ شهید نواب صفوی؛ طراح و خالق تئوری حکومت اسلامی/ از حکومت اسلامی نواب صفوی رحمه الله تا جمهوری اسلامی امام خمینی رحمه الله/ خاطره معظم له ازتلاش فضلای حوزه برای ممانعت از اجرای حکم اعدام شهید نواب صفوی‌

رضاشاه در سال 1299 ه. ش (1339ه. ق) سردار سپه شد و پنج سال بعد، در سال 1304 ه. ش، احمدشاه [1] قاجار را خلع کرد و خود بر تخت قدرت تکیه زد و بدینسان حکومت قاجار به تاریخ پیوست [2] و حکومت خاندان پهلوی آغاز شد و پنجاه و سه سال حکومت ظلم و جور ادامه داشت، لیکن با مجاهدت های شهدایی هم چون  شهید نواب صفوی ، پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در سال 1357 ه. به منصۀ ظهور رسید.از این جهت بررسی دقیق آرمان ها و اهداف آن شهید والا مقام و جمعیت فدائیان اسلام در آن برهه از زمان ضروری است.[3]

بیداری اسلامی؛ تجلی اندیشه‌ها و آرمان های شهید نواب صفوی

نباید فراموش کرد قدرت های استکباری با برانگیختن دیکتاتورهای دست نشانده خویش، امثال رضاخان، برای ریشه کن کردن اسلام ناب تلاش کرده و می کنند.[4]

لذا در دوران سیاه و تاریک رضا شاه رسماً با اسلام اصیل، مبارزه می شد و  جوّ خفقان و اختناق به قدری شدید بود که افرادی که از دغدغه های اسلام می گفتند تحت تعقیب قرار می گرفتند. [5] از سوی دیگر جهان اسلام نیز قوّت و قدرت و استقلال خود را به کلّی از دست داده بود به گونه ای که همچون یک امّت مرده بودند،[6] که نتیجه آن مستعمره شدن کشور اسلامی به وسیله بیگانگان از اسلام بود.[7]

در این میان فدائیان اسلام به ویژه شهید نواب صفوی توانستند در دوران خفقان شدید حکومت طاغوت بدرخشند و خفقان موجود در رژیم پهلوی را بشکنند و صدای ملت را به گوش همگان برسانند.[8] و از آنجا که هدف مبارزات مستمر فدائیان اسلام، ایجاد احساس مسؤولیت و بیداری در ایران و دیگر کشورهای اسلامی بود[9] لذا شهادت شهید نواب صفوی ملت ایران  بیدار کرد.[10]

به تعبیر شاعر:
خون او تفسیر این اسرار کرد             ملّت  خوابیده را بیدار کرد[11]

اینگونه بود که ظلم ستیزی به عنوان مهمترین آموزه اسلام با بیداری و آگاهی امّت اسلامی پیوند خورد.[12] و حوزه در این عصر علاوه بر رسالت علمی و دینی خود، به صورت آشکارتر وارد مسایل سیاسی نیز شد و روحانیت شیعه با ایثارگری و شهادت طلبی چهره هایی تأثیر گذار همچون شهید نواب صفوی، در کنار مردم به رهبری امام خمینی رحمه الله با رژیم فاسد[13]پهلوی مبارزه را آغاز کرد، و سرانجام نور بر ظلمت چیره شد و انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در 22 بهمن سال 1357 ه. ش به پیروزی رسید.[14]

هم چنین شهید نواب صفوی با سفر خود به کشورهای عربی و ملاقات با شخصیت‌های معروف اهل سنت، نقش اساسی در ایجاد وحدت امت اسلامی ایفا کرد؛ آن شهید بزرگوار  در سال 1373 هجری قمری در اجلاس انجمن مؤتمر ‌اسلامی در اردن حضور یافت.[15]

شهید نواب صفوی همچون یک «معلم ماهر» با صدای رسا حقیقت اتحاد امت اسلامی برای آزادی فلسطین را برای مسلمین تشریح نمود، این سخنان به حقایق فراموش شده اسلام حیات نوینی بخشید و آثار ارزش های دینی اسلام را که گرد و غبار غفلت  آنها را فرا گرفته، بار دیگر پرفروغ نمود.[16]

آری پرتو این حقیقت و اوّلین بذر این فکر در «مؤتمر بزرگ اسلامی اردن» و سپس در مصر و دیگر کشورهای اسلامی با اندیشه های شهید نواب صفوی تجلی یافت. آن روز جمعی از بزرگان جوامع اسلامی برای بررسی مسائل مهم و حیاتی مسلمین و مبادله مراتب دوستی و محبّت، بدون توجه به اختلاف مناطق جغرافیایی و نژاد و ملیت و مذهب، در اردن و مصر و سوریه و عراق گرد آمده بودند. اجتماعی که در نوع خود بی نظیر و چشم تمام مسلمانان به آن دوخته شده بود، و خاری در چشم دشمن محسوب می شد.[17]

در سایه همین کوشش ها و تلاشهای مداوم شهید نواب صفوی است که طلیعه پیروزی آشکار شده و روح پاک و تازه ای در مسلمانان در قالب بیداری اسلامی علیه رژیم های مرتحع عربی به جنبش درآمده است، به نحوی که کم کم به یکدیگر نزدیک می شوند و از احوال یکدیگر با خبر می گردند.[18]

شهید نواب صفوی؛ آذرخشی در ظلمت

رژیم پهلوی یک رژیم  خشن و  نظامی بود که استدلال نمی فهمید.[19] از یک سو دامن زدن به ناسیونالیسم افراطی در دوران رضا شاه به عنوان اهرم کلیدی برای اسلام ستیزی مورد توجه قرار گرفت[20] از سوی دیگر  به راحتی قوانین اسلام را زیر پا  نهادند، و می گفتند فرامین الهی دِمُدِه شده و قوانین و مصوبات غرب و شرق مُد شده است.[21]

لذا سیاست های دین ستیزانۀ رضا شاه به گونه ای دنبال می شد که اساس دین و مکتب در خطر بود و ظلمت  و تاریکی همه جا را فرا گرفته بود بسیاری از  آزادگان را در بند کرده بودند، از آن جهت که علما افشاگری می کردند و  ظلم و جنایات دستگاه حاکم  را بر ملا می ساختند.[22] اینگونه بود که در دوران رژیم طاغوت، زنان را مجبور به کشف حجاب می کردند.[23]

اقتصاد کشور در رژیم گذشته نیز مانند بسیاری دیگر از کشورهای اسلامی به نابودی کشانده شد، نه فقط بخاطر سوءِ مدیریّت، بلکه بخاطر نقشه های حساب شده ای که می خواست ما از هر نظر مصرف کننده باشیم.[24] به همین دلیل در رژیم شاهنشاهی اقتصادش یکی از زائده های اقتصاد غرب، و وابسته و دست نشانده آن بود[25]

آری ایران در زیر بیرق و پرچم شاهنشاهی برای قدرت های غربی خطری نداشت.[26] بلکه ظلمت ظلمها و حق کشیها، کشور را تاریک و به ظلمت کده ای تبدیل کرده بود و آرامش و آسایش از زندگی مردم بکلّی رخت بربسته بود.[27]

در چنین فضایی بود که شهید نواب صفوی همچون نوری در ظلمت جهل و بی دینی و ظلم رژیم گذشته سربرآورد و شالوده حکومت ظالمانۀ پهلوی را به لرزه درآورد. [28]

شهادت شهید نواب صفوی؛ زمینه ساز انقلاب اسلامی

نباید آن دوران عبرت انگیز را به فراموشی سپرد زمانی که رضاخان توسط غربی‌ها روی کار آمد و بنا شد سیاست غربی‌ها را اجرایی کند؛ آنها اسلام و به خصوص اسلام تشیع را مزاحم و مخالف خود می‌دانستند؛ یکی از کارهایی که به رضاخان دستور دادند کشف حجاب بود؛ رضاخان در مسجد گوهرشاد و جوار حضرت رضا علیه السلام حمام خون به راه انداخت و چقدر به زنان مملکت ما ظلم کرد تا دستور غربی ها را برای دور شدن مسلمانان از اسلام اجرایی کند.[29]

حتی تغییر لباس ملی نیز با نفوذ غربی‌ها در زمان رضاخان اجرا شد؛ امروز عرب‌ها، پاکستانی‌ها و هندی‌ها لباس ملی دارند، ما هم لباس ملی داشتیم، اما رضاخان تحمیل کرد باید لباس‌ها و کلاه‌ها تغییر کند.[30]

تلاش برای از بین بردن زبان فارسی و جایگزینی حروف لاتین یکی دیگر از نفوذ گام به گام غربی‌ها در ایران توسط رضاخان بود؛ آنها می‌گفتند اگر حروف الفبای شما لاتین شود، با تمام کتاب‌های دنیا آشنا می‌شوید و این گونه وسوسه می‌کردند، اما کشور و ملت ما مقاومت کردند و حاضر نشدند الفبا را تغییر دهند.[31]

در ترکیه الفبا را به لاتین تغییر دادند و از این طریق، رابطه آنها با تمام فرهنگ اسلامی و کتب عربی و فارسی قطع شد، در ایران هم به دنبال تحقق همین هدف بودند، ولی مردم مقاومت کردند.[32]

لذا اسلام در خطر بود[33] و خاندان پهلوی علاوه بر اینکه علاقه ای به اسلام  نداشتند، از پیشرفت و نفوذ روحانیّت می ترسیدند.[34]

اینچنین بود که شهید والامقام نواب صفوی با جان خود و دوستانش از اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام دفاع کرد و وظیفه خودش را در آن برهه از زمان به خوبی انجام داد.[35]

آن شهید بزرگوار دریافت نجات اسلام از بن بستها و شکستن موانع مختلفی که دشمنان از هر سو در برابر جامعۀ اسلامی ایجاد کرده اند راهی جز احیای اصل «جهاد» نیست، زیرا  جهاد به مردم حرکت و حیات می بخشد و مخالفان لجوجی را که جز منطق زور بگوششان فرو نمی رود از سر راه خود بر می دارد.[36]

و اینگونه بود که مجاهدت های شهید نواب صفوی عامل و زمینه ساز انقلاب اسلامی شد؛[37] و امام خمینی قدس سرّه، مرجع بزرگ شیعه، بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در پانزدهم خرداد سال 1342 هجری شمسی نهضت اسلامی را بنیاد نهاد و در 22 بهمن سال 1357 هجری شمسی به پیروزی رسید. [38]

شهید نواب صفوی؛ طراح و خالق تئوری حکومت اسلامی

یکی از مهم ترین اهداف پیامبران الهی و ائمۀ معصومین صلوات الله علیهم اجمعین تشکیل حکومت اسلامی است. زیرا انبیای الهی داشتند و مأمورِ اجرای آن بودند، بدون تشکیل حکومت عملی نبود، اهدافی از قبیل تعلیم و تربیت، قیام به قسط، عدالت اجتماعی، آزاد کردن انسان از اسارتها، احقاق حقوق مظلومان، تربیت نفوس و پرورش فضایل اخلاقی، بدون تشکیل حکومت اسلامی در سطح وسیع و گسترده قابل تحقّق نیست.[39]

لذا هرگاه در کشور و نظامی زندگی کنیم که حکومت در دست ما[40] نباشد و بخواهیم نظام تعلیم و تربیت اسلامی را پیاده کنیم توفیق چندانی نخواهیم داشت. اگر صدا و سیما و مطبوعات را در اختیار نداشته باشیم، و فقط از طریق منبر و موعظه و بدون پشتوانه اجرایی بخواهیم در مساجد و حسینیه ها جوانان را تحت پوشش تعلیم و تربیت قرار دهیم، کافی نخواهد بود.[41]

حال آنکه رژیم فاسد پهلوی بر سر کار بود، و تمام برنامه های و سیاستگذاری ها در آن برهه بر محور اسلام ستیزی و مبانی ضد دینی تعریف می شد، لذا مفاسد از در و دیوار می ریخت و از دین خبری نبود.[42]

در صورتی که باید عدالت اجتماعی محقق می شد و به راستی بدون تشکیل حکومت اسلامی چگونه امکان پذیر خواهد بود؟ آیا به صرف توصیه و پند و اندرز در داخل مساجد و حسینیّه ها عدالت اجتماعی محقّق می شود؟ آیا بدون داشتن قدرت اجرایی و اسباب و ابزار باز دارنده، و امکانات مجازات فاسدان و مفسدان اقتصادی، می توان حقّ مظلومان را از ظالمان گرفت؟[43]

همچنین آیا اعطای آزادی به انسانها، و رهانیدن آنان از اسارت های هوا و هوس و ظلم ظالمان و ستمگران، بدون تشکیل حکومت اسلامی امکان پذیر است؟[44]

سیاست های رضا شاه در راستای فشار شدید به حوزه های علمیه و  محدود کردن دین به یک  سلسله مسایل فردی نظیر نماز و روزه و مانند آن بود که بدون تشکیل حکومت هم قابل اجرا بود (البتّه آن هم در سطح وسیع و گسترده امکان پذیر نبود) در حالی که  اسلام یک آیین اجتماعی فراگیر است و دستورات فراوان اجتماعی دارد، و لازمه اجرایی کردن آن تشکیل حکومت دینی است.[45]

در این بین اولین کسی که در دوران معاصر برای حکومت اسلامی برنامه داد شهید نواب صفوی بود.[46] فداییان اسلام در موضوع حکومت اسلامی بحث می کردند و تمام ابعاد آن را نیز بررسی کرده بودند و بیشتر به این دلیل آن شهید بزرگوار  را تحت فشار قرار دادند.[47]

در تبیین این مسئله باید گفت شکستن آن خفقان شدید در دوران منحوس رضا شاه مطلب مهمی است و از آنجا فکر حکومت اسلامی پیدا شد، تصور بنده این نیست که آن اقدامات فدائیان اسلام تنها برای مخالفت با پیمان‌های آمریکایی صورت گرفت، بلکه بیشتر به سبب تئوری حکومت اسلامی در آرمان ها و اندیشه های شهید نواب صفوی بود لذا رژیم پهلوی شهید نواب را تحت فشار قرار داده و شهید کردند.[48]

لذا نام بردن از حکومت اسلامی گناه کبیره شهید نواب از نظر رژیم طاغوت بود، از این رو این نظام طاغوتی برای خفه کردن این فکر دست به شهادت ایشان زد، ولی شهادت شجاعانه ایشان که با ذکر الله اکبر همراه بود بسیار در محیط اثر گذاشت، خداوند ایشان را قرین رحمت کند.[49]

از حکومت اسلامی نواب صفوی رحمه الله تا جمهوری اسلامی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه

بی تردید برخی از شهدا در برهه ای از زمان به یک الگو و سرمشق بزرگ تبدیل می شوند و[50] آثار و پیامدهای گسترده، عمیق و چند جانبه به همراه دارند[51] به نحوی که شهادتشان بیشتر از حیاتشان اثر گذار است و شهید نواب صفوی و همرزمانشان از جمله این افراد بودند که با شهادتشان تاثیر بسیاری بر مردم و مبارزان علیه طاغوت گذاشتند.[52]

بدین ترتیب شهادت نواب صفوی که در پی تحقق آرمان متعالی حکومت اسلامی بود تاثیر بسیاری در گسترش جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی رحمه الله گذاشت؛ آری ایشان را شهید کردند که آن تئوری در نطفه خفه شود، ولی شهادت ایشان و تئوری حکومت اسلامی در میان فدائیان اسلام به تحقق جمهوری اسلامی انجامید.[53]

خاطره معظم له از تلاش فضلای حوزه برای ممانعت از اجرای حکم اعدام «شهید نواب صفوی»

پس از این که حکم اعدام شهید نواب صفوی صادر شد، نامه‌ای برای آقای بروجردی نوشتیم که آقا شما پا در میانی کنید، تا این جریان حاصل نشود، عده‌ای از فضلای حوزه نیز امضا کردند، نامه را دست یکی از افرادی که در انقلاب شهید شد دادیم تا به آقای گلپایگانی بدهند و ایشان نیز به آقای بروجردی بدهند، ولی متأسفانه جریان‌هایی در این میان آمد که نامه به دست آقای بروجردی نرسید و واسطه‌ها رفتند و گفتند که کار صلاح نیست؛ ما نیز به نوبه خودمان تلاش کردیم.[54]

سخن آخر

در خاتمه باید گفت ما که هر سال کربلا و عاشورا را زنده نگه می‌داریم، برای این است که گذر زمان این وقایع را به فراموش نسپارد و به نسل‌های دیگر نیز منتقل شود.[55]

حال باید کاری کرد که با گذشت زمان؛ تاریخ فدائیان اسلام و اهداف و آرمان های شهید نواب صفوی به فراموشی سپرده نشود؛[56] ما وظیفه داریم که نگذاریم یاد شهید نواب صفوی فراموش شود و در این بین تبیین اندیشه های متعالی آن شهید والا مقام از جمله اقدامات بسیار خوبی است که می تواند به عنوان پشتوانه ای کامل برای نیروهای انقلابی و ارزشی مورد توجه قرار گیرد.[57]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir


[1] همراه زائران قم و جمکران، ص30.

[2] حاکمان قم، ص158.

[3] همراه زائران قم و جمکران، ص31.

[4] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص74.

[5] آیات ولایت در قرآن، ص86.

[6] پیام قرآن، ج5، ص178.

[7] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج11، ص34.

[8] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار جمعی از اعضای ستاد بزرگداشت شهید نواب صفوی، 24/10/1393.

[9] برگزیده تفسیر نمونه، ج3، ص398.

[10] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)، ج1، ص280.

[11] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص655.

[12] احکام عزاداری، ص30.

[13] همراه زائران قم و جمکران، ص53.

[14] همان، ص54.

[15] آیین ما (اصل الشیعة)، ص33.

[16] همان، ص42.

[17] همان.

[18] همان.

[19] حکومت جهانی مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ص255.

[20] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)، ج1، ص278.

[21] همان، ص279.

[22] آیات ولایت در قرآن، ص198.

[23] تفسیر نمونه، ج14، ص449.

[24] خطوط اقتصاد اسلامی، ص93.

[25] همان، ص110.

[26] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)، ج 1، ص 279.

[27] شیوه همسری در خانواده، ص8.

[28]بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ نشریه یا لثارات الحسین، ش 163، ص7.

[29]  بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در رسانۀ ملی، 13/3/1396.

[30] همان.

[31] همان.

[32] همان.

[33] استفتاءات جدید، ج3، ص606.

[34] همراه زائران قم و جمکران، ص31.

[35] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ نشریه یا لثارات الحسین، ش 163، ص7.

[36] تفسیر نمونه، ج7، ص261.

[37] همان، ج1، ص522.

[38] دائرة المعارف فقه مقارن، ج1، ص251.

[39] اهداف قیام حسینی، ص83.

[40] همان.

[41] همان، ص84.

[42] همان.

[43]همان؛ص85.

[44] همان.

[45] همان.

[46] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی.

[47] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار جمعی از اعضای ستاد بزرگداشت شهید نواب صفوی، 24/10/1393.

[48] همان.

[49] همان.

[50] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص655.

[51] همان؛ص 656.

[52] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار جمعی از اعضای ستاد بزرگداشت شهید نواب صفوی، 24/10/1393.

[53] همان.

[54] همان.

[55] همان.

[56] همان.

[57] همان.

captcha