غایت شناسی بعثت از منظر معظم له

غایت شناسی بعثت از منظر معظم له


باید اذعان نمود هدف بعثت انبياء تنها پايان دادن به خصومت ها و اقامه قسط و عدالت اجتماعى نيست، بلكه همه اينها مقدمه اى براى پيمودن راه، و كمالات معنوى، و قرب الى الله است‌

در وهلۀ نخست باید گفت خداوند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را هنگامى فرستاد كه مدت‏ها از بعثت‏ پيامبر پيشين گذشته بود، و (لذا) امت­ها در خواب عميقى فرو رفته، وفتنه ‏ها مردم را هدف‏ گرفته بود؛ در زمانى كه اعمال خلاف در ميان مردم منتشر بود، و آتش جنگ­ها زبانه مى‏ كشيد؛ دنيايى بى ‏نور و پر از مكر و غرور بود».[1] بنابراين پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با بعثت خود پرده جهالت را، كه سراسر عالم را فرا گرفته بود، پاره كرد.[2]

اینگونه است که خداوند متعال در قرآن  به ابعاد مختلف بعثت‏ انبياء و نزول آئين ‏هاى آسمانى اشاره نمود، و براى تشويق مردم به پيروى رسول‏ الله صلى الله عليه و آله و سلم اوصافى براى او ذكر مى‏ كند؛ از جمله اينكه: آنها را به نيكى‏ ها دعوت مى‏ كند؛ از زشتى‏ ها باز مى‏ دارد؛ آنچه پاكيزه است براى آنها حلال مى‏ شمرد، و آنچه خبيث و پليد است براى آنها تحريم مى‏ كند تا آنجا كه مى‏ گويد: «پيامبر بارهاى سنگين را از دوش آنها فرو مى‏گذارد، و غل و زنجيرهايى كه بر آنها بوده بر مى‏ گيرد» ويضع‏ عنهم‏ إصرهم‏ و الاغلال‏ التى كانت عليهم ... اولئك هم المفلحون.‏[3]،[4]

مسلما اينها امورى است سرنوشت ساز و با مسأله تكامل انسان و سود و زيان او رابطه فوق‏العاده نزديك دارد؛ حتى احتمال آن كافى است كه آدمى را به تحقيق وادارد.[5]

تهذیب نفوس؛ تزکیه قلوب؛ تکمیل ارزش­های اخلاقی

بی شک رسالت انبيا تربيت انسان‏ها بوده است و در اين راه مرارت‏ها و رنج‏ هاى فراوانى برده‏ اند.[6] كاروان سالار اين قافله پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز هدف بعثت‏ خود را تكميل مكارم اخلاق دانسته‏ است[7]،[8]. لذا «تهذيب نفوس» و «تزكيه[9] قلوب» و «تكميل مكارم اخلاق» به عنوان يكى از اهداف‏ اصلى بعثت‏ پيامبر بزرگ اسلام (صلى الله عليه وآله) در كتاب آسمانى ما قرآن و روايات اسلامى شمرده شده است، و پيشوايان اسلام و بزرگان‏ دين قسمت عمده عمر پربركت خود را وقف اين كار كردند.[10] تمام اهداف‏ بعثت‏ پيامبر صلى الله عليه و آله در همين امر يعنى تكامل اخلاقى انسان­ها خلاصه مى‏ شود.[11]

از این رو پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مورد بعثت خويش مى‏ فرمايد: «انما بعثت‏ لاتمم مكارم الاخلاق‏؛ من تنها براى تكميل فضائل اخلاقى مبعوث شده‏ ام.»[12]،[13]و در تعبير ديگرى:«انما بعثت لاتمم حسن الاخلاق»آمده است.[14]و در تعبير ديگرى:«بعثت بمكارم الاخلاق ومحاسنها»آمده است.[15]

تعبير به «انما» كه به اصطلاح براى حصر است نشان مى‏دهد كه تمام اهداف بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله در همين امر يعنى تكامل اخلاقى انسان­ها خلاصه مى‏شود.[16]

طبق اين حديث پر معنا، هدف‏ از بعثت‏ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تكميل فضايل اخلاقى در جامعه اسلامى است. براستى اگر اخلاق اسلامى تا اين درجه از اهميت است، بايد براى پياده كردن آن در وجود خويش و جامعه تلاشى مضاعف انجام داد.[17]

هم چنین پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در روايت ديگرى فرمود:«اول ما يوضع فى ميزان العبد يوم القيامة حسن خلقه‏؛ نخستين چيزى كه روز قيامت در ترازوى سنجش اعمال مى‏گذارند، اخلاق خوب انسان­هاست».[18]طبق اين حديث خلق و خوى خوش آن قدر مهم است كه در روز قيامت حتى قبل از نماز و روزه و جهاد و خمس و زكات مورد سنجش قرار مى‏ گيرد.[19]

هم چنین تزكيه نفس در آيات متعددى از قرآن مطرح شده، تا آنجا كه در برخى از آيات به عنوان هدف‏ بعثت‏ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله معرفى شده است. به همين جهت در آيه دوم سوره جمعه مى‏خوانيم:« «هو الذى بعث فى الأميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته ويزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمة وإن كانوا من قبل لفى ضلال مبين»؛ او (پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله) كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت، كه آياتش را بر آنها مى‏ خواند، و آنها را تزكيه مى‏كند، و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مى‏آموزد، و مسلما پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند».[20]

«تزكيه‏» معنى‏ وسيعى دارد كه هم پاكسازى روح از آلودگى شرك، و هم پاكسازى نفس از اخلاق رذيله، و هم پاكسازى عمل از محرمات و هرگونه ريا، و هم پاكسازى مال و جان به وسيله دادن زكات در راه خدا را شامل مى‏شود.[21] اینگونه است که يكى از اهداف اصلى بعثت‏ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تزكيه نفوس و تربيت انسان­ها و پرورش اخلاق حسنه بوده است؛ حتى مى‏ توان گفت تلاوت آيات الهى و تعليم كتاب و حكمت مقدمه‏ اى است براى مسأله تزكيه نفوس و تربيت انسان­ها؛ همان چيزى كه هدف اصلى علم اخلاق را تشكيل مى‏دهد.[22]

شايد به همين دليل «تزكيه» در آیات قرآن کریم بر «تعليم» پيشى گرفته است، چرا كه هدف اصلى و نهائى‏ «تزكيه» است هرچند در عمل «تعليم» مقدم بر آن مى‏ باشد.[23]

تعلیم و تربیت  ؛ شاخصۀ بنیادین در بعثت نبوی

بدیهی است هدف‏ بعثت‏ انبياء تعليم و تربيت است‏[24]،به اين ترتيب تكامل وجود انسان در جنبه‏ هاى" علمى" و" عملى" به عنوان هدف‏ نهايى بعثت‏ پيامبر، معرفى شده است.[25] زیرا  نيمى از شخصيت ما را" عقل و خرد" تشكيل مى‏ دهد و نيمى را" غرائز و اميال"، به همين دليل ما به همان اندازه كه نياز به" تعليم" داريم، نياز به" تربيت" هم داريم، هم خرد ما بايد تكامل يابد و هم غرائز درونى ما به سوى هدف صحيحى رهبرى شوند.[26]لذا پيامبران هم معلمند، هم مربى، هم آموزش دهنده‏ اند و هم پرورش دهنده.[27]

در تبیین ضرورت این مسأله در بعثت پیامبر اعظم باید گفت؛ اين نكته مخصوصا قابل توجه است كه علوم بشر محدود است، و آميخته با هزاران نقطه ابهام و خطاهاى فراوان، و از اين گذشته نسبت به آنچه را هم مى‏ داند گاهى نمى‏ تواند دقيقا اميدوار باشد چرا كه خطاهاى خود و ديگران را ديده است.[28] اينجا است كه بايد پيامبران، با علوم راستين و خالى از هر گونه خطا كه از مبدء وحى گرفته‏ اند به ميان مردم بيايند، خطاهايشان را بر طرف سازند، آنجا را كه نمى‏ دانند به آنها بياموزند و آن را كه مى‏دانند به آنها اطمينان خاطر دهند.[29]

در سوی دیگر تعليم با قلم (سوادآموزى) از صفات خدا شمرده شده: «الذى علم بالقلم»[30] و از روز خلقت آدم تعليم اسما (آگاهى بخشى نسبت به اسرار جهان هستى) همراه او بلكه سند افتخار و برترى او بر فرشتگان بوده است: «وعلم ءادم الأسماء كلها»[31] و از اهداف بعثت‏ پيامبر اسلام آموزش مردم شمرده شده: «ويعلمهم الكتاب والحكمة»[32] و رسول‏ خدا صلى الله عليه و آله نيز از اهداف بعثت خود را آموختن مردم مى‏ داند: «وبالتعليم أرسلت‏».[33]

علم آموزى به اندازه‏اى در اسلام اهميت دارد كه طبق حديث معروف كه به عنوان شعارى اسلامى درآمده فريضه‏ اى بر مرد و زن مسلمان به حساب مى‏ آيد: «طلب العلم فريضة على كل مسلم ومسلمة»[34]،[35]

لذا خداوند در موضوع بعثت‏ پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله به برنامه تعليم و تربيت او اشاره كرده، و می­ فرماید: «اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏ بخشد، و خداوند صاحب فضل عظيم است» (ذلك فضل الله يوتيه من يشاء و الله ذو الفضل العظيم).[36]

بنابراین در قرآن کریم مسأله بعثت‏ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و هدف‏ از اين رسالت بزرگ كه در ارتباط با عزيز و حكيم و قدوس بودن خداوند است اینگونه ذکر شده است: «او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مى‏خواند» (هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته).[37]

گفتنی است " يتلوا" از ماده" تلاوت" در لغت به معنى پى در پى آوردن چيزى است و هنگامى كه عباراتى را پشت سر هم و روى نظام صحيحى بخوانند، عرب از آن تعبير به تلاوت مى‏ كند، بنا براين تلاوت منظم و پى در پى مقدمه‏ اى است براى بيدارى و ايجاد آمادگى، براى تعليم و تربيت.[38]

از این رو این تعبیر دليلى بر نبوت خاصه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم است؛ لذا می­ خوانیم: «خدا آن كسى است كه چنين پيامبرى را با اين ويژگى‏ ها كه جز به نيروى «الله» ممكن، نيست مبعوث كرد»[39]، هو الذى بعث ... و نيز مى‏ گويد. «پيامبر آن كسى است كه از ميان «اميين» برخاست»، گروهى كه همه بى‏سواد بودند و با اين كه نگار من به مكتب نرفته بود و خط ننوشته بود، مساله‏ آموز صدها و هزاران مدرس شد، و چنان علم و حكمتى به پيروان خود آموخت كه پس از مدت كوتاهى از ميان آنها عالمان بزرگ برخاستند و تمدنى عظيم و درخشان بنيان نهادند.[40]

بنابراین هم هدف آفرينش جهان، پيشرفت علم و دانش بوده است هم هدف بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله گسترش علم و حكمت، و پرورش نفوس مى‏ باشد.[41]

كه اين هدف بزرگ و متعالى يعنى تعليم و تربيت و آموزش حكمت، در دعاى ابراهيم خليل عليه السلام براى اين امت آمده است؛ آنجا كه از خداوند تقاضا مى‏ كند و مى‏ گويد: «پروردگارا در ميان آنها (امت اسلام) پيامبرى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنها بخواند و آنان را كتاب و حكمت بياموزد، زيرا تو توانا و حكيمى (و بر اين كار قادرى)» ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم آياتك و يعلمهم الكتاب الحكمة و يزكيهم انك انت العزيز الحكيم‏.[42]

آرى؛ اين است تقاضاى ابراهيم از خدا درباره امت بزرگ اسلامى و پيروان محمد صلى الله عليه و آله و سلم كه هدف‏ بعثت‏ اين پيامبر بزرگ (و ساير پيامبران) را در آن باكمال وضوح بيان كرده است.[43]

لیکن درست است كه هدف نهايى از تلاوت آيات و تعليم كتاب و حكمت همان تزكيه و پاك‏سازى روح و جسم و فرد و جامعه است؛ و آموختن كتاب و حكمت جنبه طريقى نسبت به تزكيه دارد و مقدمه‏اى براى آن محسوب مى‏ شود؛ ولى به خاطر اهميت تزكيه، بر تعليم كتاب و حكمت مقدم شده است.[44]

حصول علم و حکمت در گرو تشکیل حکومت اسلامی

بديهى است برای  وصول به تعلیم و تربیت، راهى جز استفاده از اهرم حكومت نيست،[45] زیرا چگونه ممكن است مسأله تعليم و تربيت بدون يك شبكه وسيع آموزشى كه برنامه‏ ريزى آن از ناحيه حكومت انجام مى‏شود و از طريق بيت المال تغذيه مى‏ گردد، و جهت اصلى آن انسان‏سازى و تهذيب اخلاق و تزكيه نفوس و پيشرفت علم و فرهنگ است و بدون اتكاى به يك حكومت نيرومند و صالح پياده شود![46]

اصولا تمام آيات و رواياتى كه هدف‏ بعثت‏ انبياء را به عنوان تعليم و تربيت و تزكيه نفوس و اقامه قسط در ميان مردم ذكر مى‏ كند،[47] در واقع اهداف تشكيل حكومت­ هاى الهى را نيز بيان مى‏ كند زيرا حكومت­هاى الهى مقدمه و ابزارى هستند براى تأمين اهداف بعثت انبياء.[48]

نخستين كارى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بعد از هجرت به مدينه انجام داد تشكيل حكومت اسلامى بود.[49] او به خوبى مى‏ دانست اهداف‏ نبوت و بعثت‏ انبياء يعنى: تعليم و تربيت، و اقامه قسط و عدل و سعادت و تعالى انسان، بدون تشكيل حكومت ممكن نيست؛ به همين دليل در نخستين فرصت ممكن به فرمان خداوند پايه‏ هاى حكومت را بنا نهاد.[50]

لذا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم موظف شده است جهت گيرى برنامه‏ هاى خود را براساس وصول به اين دو هدف بزرگ «تعليم» و «تربيت» تنظيم كند.[51]جالب اين كه در آيات قرآن گاه «تعليم» بر «تربيت» مقدم داشته شده و گاه «تربيت» بر «تعليم»[52] اشاره به اين كه اين هر دو در يكديگر تأثير متقابل دارند؛ يعنى، پاره‏اى از مراحل، آگاهى سرچشمه پرورش­ هاى اخلاقى است، همانگونه كه آمادگي­ هاى اخلاقى نيز سرچشمه حركت به سوى آگاهى و شناخت صحيح و بدون پرده و حجاب است.[53]

با این اوصاف بی شک قیام به عدل و قسط و عدالت اجتماعی و تحقق آزادی واقعی در سایه تعلیم و تربیت امکان پذیر است.[54] انسان موجودی فرهنگی است و نفوذ در انسان از طریق نفوذ در فکر و فرهنگ او ممکن است و با زور نمی­ شود چیزی را بر او تحمیل کرد و تنها از راه تعلیم و تربیت است که فرهنگ انسان بالا می­رود، در غیر این صورت انسان وحشی و نیمه وحشی یا تربیت نیافته و جاهل نمی­ تواند معنای آزادی را بفهمد و اگر هم به او آزادی بدهند باعث بدبختی و بیچارگی او می­ شود.[55]

هم چنین باید دانست علم بى‏عمل مخرب و زيانبار است و بر طبق روايات اسلامى، بوى تعفن عالم بى‏ عمل جهنميان را عذاب مى‏ دهد.[56] از اين‏ رو بر همگان لازم است پيش از توصيه به ديگران، نفس خويش را تأديب كنند و الگوى عملى براى ديگران باشند، چنانكه انبيا و اوليا بوده‏ اند.[57]

اقامه قسط و عدل

به يقين يكى از اهداف بعثت‏ و ظهور پيامبران الهى اجراى عدالت در جامعه انسانى است.[58] لذا  قرآن اقامه قسط و عدل را از اهداف‏ بعثت‏ انبيا مى‏ شمرد: «لقد أرسلنا رسلنا بالبينات وأنزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط»[59] ،[60] اين هدف‏ به قدرى مهم است كه مى‏ توان آن را هدف اصلى يا از اهداف اصلى پيامبران عليهم السلام‏[61] برشمرد. آرى، تمام اوليا و انبيا و كتب آسمانى در مسير اجراى عدالت گام برداشته‏ اند.[62]

زیرا پيشوايان عادل بايد زندگى خود را بسيار ساده و با قشرهاى محروم جامعه هماهنگ كنند تا هم به ياد آنها باشند و در طريق محروميت‏ زدايى گام بردارند و هم مايه تسلى خاطر براى قشر محروم گردند.[63]

ديگر اينكه در زمانى كه مردم گرفتار بحران­ هاى اجتماعى مى‏ شوند و قشرهاى ضعيف تحت فشار قرار مى‏گيرند، بايد به حداقل لازم قناعت كرد و بقيه را براى نجات محرومان گذاشت.[64]

حال آیا انجام اين هدف جز از طريق تشكيل حكومت ممكن است؟! آيا زورگويان جهان و قدرت­هاى اهريمنى را كه تنها منافع خود را به رسميت مى‏ شناسند جز با قدرت حكومت، مى‏توان بر سر جاى خود نشاند، و دست آنها را از گلوى مستضعفان كوتاه كرد؟[65]

و باين ترتيب نقش اساسى پيامبران از نظر اجتماعى همان اقامه اصول عدل و داد مى‏ باشد.[66] خداوند انبیاء را با وسایل مختلف از جمله کتاب آسمانی و معجزات فرستاد تا مردم را آن چنان تعلیم دهند که خودجوش، قیام به قسط و عدالت کنند و این همان چیزی است که جوامع بشری امروز از آن سخن می­ گویند، اما هرچه بیشتر دست وپا می­ زنند به جایی نمی­ رسند، زیرا راه را گم کرده اند و راه اقامه قسط راه انبیا است نه راه تمدن مادی و توسل به قوه نظامی.[67]

هدایت انسان­ها از ظلمات به سوی نور

در آیات قران کریم هدف‏ بعثت‏ «خارج ساختن مردم از ظلمت‏ ها به سوى نور» برشمرده شده است ؛[68] لذا خدا در قرآن مى‏ فرمايد: « كتاب أنزلناه إليك لتخرج الناس من الظلمات إلى النور[69]؛اين كتابى است كه بر تو نازل كرديم، تا مردم را از تاريكى‏ هاى (شرك و ظلم و جهل) به سوى روشنايى (ايمان عدل و آگاهى) به فرمان پروردگارشان درآورى ».[70]

در حقيقت تمام اهداف بعثت‏ پيغمبر در همين يك جمله خلاصه شده، خارج كردن از ظلمت­ها به نور، و قابل توجه اينكه" ظلمات" به صيغه جمع و" نور" به صيغه مفرد ذكر شده، زيرا شرك و كفر و فساد، عامل پراكندگى و چندگانگى است، در حالى كه ايمان و توحيد و تقوا عامل وحدت و يگانگى مى‏باشد.[71]

و اما" ضلال مبين‏" (گمراهى آشكار) كه در ذيل آيه ذکر شده است ، اشاره سربسته و پرمعنايى است به عصر جاهليت كه گمراهى بر سراسر جامعه آنها حكم­فرما بود، چه گمراهى از اين بدتر و آشكارتر كه: بت­هايى را كه از سنگ و چوب با دست خود مى ‏تراشيدند پرستش مى‏ كردند و در مشكلات خود به اين موجودات بى‏ شعور پناه مى‏ بردند.[72]

دختران خود را با دست خويش زنده به گور مى‏ كردند، سهل است به اين عمل فخر و مباهات نيز مى‏ كردند كه نگذارديم ناموسمان دست بيگانگان بيفتد!.[73]

مراسم نماز و نيايش آنها كف زدن و سوت كشيدن در كنار خانه كعبه بود، و حتى زنان بصورت برهنه مادرزاد بر گرد خانه خدا طواف مى‏ كردند و آن را عبادت مى‏ شمردند! انواع خرافات و موهومات بر افكار آنها حاكم بود، و جنگ و خونريزى و غارتگرى مايه مباهاتشان زن در ميان آنها متاع بى‏ ارزشى بود كه حتى روى آن قمار مى‏ زدند! و از ساده­ ترين حقوق انسانى محروم بود، كينه‏ ها و عداوت­ها را پدران به ارث به فرزندانشان منتقل مى‏ كردند، و به همين دليل خونريزى و كشت و كشتار يك امر عادى محسوب مى‏ شد.[74]

لیکن پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و آنها را از اين ضلال مبين به بركت كتاب و حكمت نجات داد، و تعليم و تربيت نمود، و به راستى نفوذ در چنين جامعه گمراهى خود يكى از دلائل عظمت اسلام و معجزه آشكار پيامبر بزرگ ما است.[75]

به اين ترتيب يكى از اهداف‏ بعثت‏، نجات انسان‏ها از تاريكى‏ هاى فكرى و عقيدتى و اخلاقى و عملى و حركت به سوى نور و روشنايى حيات و زندگى است.[76]

سخن آخر

در خاتمه باید اذعان نمود هدف‏ بعثت‏ انبياء تنها پايان دادن به خصومت‏ ها و اقامه قسط و عدالت اجتماعى نيست، بلكه همه اينها مقدمه‏ اى براى پيمودن راه، و كمالات معنوى، و قرب الى الله است.[77]

لذا كوتاه‏ترين و در عين حال جامع‏ترين تعبيرى است كه درباره دعوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم و دعوت همه انبياء آمده است كه هدف‏ بعثت‏ را، زندگى و حيات در تمام ابعادش مى‏ شمرد: حيات مادى، حيات معنوى، حيات فرهنگى، حيات اقتصادى، حيات سياسى و حيات اخلاقى و اجتماعى.[78]

اگرچه در آيات قرآن حيات، گاه به معناى حيات گياهى‏[79] و گاه حيات حيوانى‏[80] آمده ولى در اين‏جا به معناى حيات انسانى است.[81]مسلما اينها امورى است سرنوشت ساز و با مسأله تكامل انسان و سود و زيان او رابطه فوق ‏العاده نزديك دارد؛ حتى احتمال آن كافى است كه آدمى را به تحقيق وا دارد.[82]

هم چنین نباید فراموش نمود حركت­ ها و موضعگيرى‏ پیامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ارتقای آينده‏ و پيشرفت و نفوذ سريع اسلام در سايه آن حضرت، حاکی از این مسأله است كه رسول اکرم صلى الله عليه و آله و سلم به عنوان منبع بزرگ عقلانیت و درايت مورد توجه است، لیکن ديوانه خفاشانى نیز وجود دارند كه با نور اين آفتاب به ستيز برخاستند.[83]و البته در قيامت اين حقايق باز هم روشن­تر و آشكارتر خواهد بود.[84]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) makarem.ir


[1] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص172.

[2] همان.

[3] سوره اعراف، آيه 157.

[4] پيام قرآن ؛ ج‏7 ؛ ص14.

[5] همان ؛ ج‏2 ؛ ص28.

[6] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى ؛ ص21.

[7]  قال رسول‏الله صلى الله عليه و آله:« إنما بعثت لاتمم مكارم الأخلاق» مكارم‏الاخلاق، ص 8.

[8] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى ؛ ص21.

[9] به معناى افزودن و نمو دادن است.( لغات در تفسير نمونه ؛ ص128).

[10] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج‏1 ؛ ص8.

[11] اخلاق در قرآن ؛ ج‏1 ؛ ص22.

[12]  كنز العمال، حديث 52175( جلد 3، صفحه 16).

[13] اخلاق در قرآن ؛ ج‏1 ؛ ص22.

[14]  كنز العمال، حديث 5218.

[15]  بحار، جلد 66، صفحه 405.

[16] اخلاق در قرآن ؛ ج‏1 ؛ ص22.

[17] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص360.

[18]  ميزان الحكمه، ج 3، حرف الخاء، باب 1101، ح 5015.

[19] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص360.

[20] همان ؛ ص86.

[21] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏5 ؛ ص474.

[22] اخلاق در قرآن ؛ ج‏1 ؛ ص19.

[23] همان.

[24] همان ؛ ج‏1 ؛ ص62.

[25] تفسير نمونه ؛ ج‏1 ؛ ص457.

[26] همان.

[27] همان.

[28] همان.

[29] همان.

[30] سورۀ علق، آيه 4.

[31]  بقره، آيه 31.

[32]  جمعه، آيه 2.

[33]  بحارالانوار، ج 1، ص 206؛ المجموع نووى، ج 1، ص 20.

[34]. بحارالانوار، ج 1، ص 177، ح 54. از رسول خدا صلى الله عليه و آله اين‏حديث در منابع اهل سنت بدون كلمه مسلمه آمده است( سنن ابن ماجه، ج 1، ص 81).

[35] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص218.

[36] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏5 ؛ ص179

[37] همان ؛ ج‏5 ؛ ص178.

[38] تفسير نمونه ؛ ج‏1 ؛ ص456.

[39] پيام قرآن ؛ ج‏7 ؛ ص19.

[40] همان.

[41] همان ؛ ج‏10 ؛ ص246.

[42]  سوره بقره، آيه 129 .

[43] پيام قرآن ؛ ج‏7 ؛ ص19.

[44] همان ؛ ج‏7 ؛ ص18.

[45] مديريت و فرماندهى در اسلام ؛ ص22.

[46] همان.

[47] پيام قرآن ؛ ج‏10 ؛ ص23.

[48] همان ؛ ص24.

[49] همان ؛ ص47.

[50] همان.

[51] مديريت و فرماندهى در اسلام ؛ ص22.

[52]  سوره بقره، آيه 129 و سوره آل عمرا، آيه 164 و سوره جمعه، آيه 2.

[53] مديريت و فرماندهى در اسلام ؛ ص22.

[54]بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ مدرسه علمیه امام خمینی قدس سره؛1/7/1382.

[55]همان.

[56] انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى ؛ ص21.

[57] همان.

[58] اهداف قيام حسينى ؛ ص93.

[59] سورۀ حديد، آيه 25.

[60] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص228.

[61] در روايتى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم:« لم يبعث الله نبيا قط الا بالبر والعدل ...؛ خداوند هيچ پيامبرى را به سوى مردم مبعوث نكرد مگر اينكه او را مأمور به نيكى و عدالت و ... كرد».( بحارالانوار، ج 24، ص 292).

[62] اهداف قيام حسينى ؛ ص93.

[63] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏8 ؛ ص137.

[64] همان ؛ ج‏8 ؛ ص137.

[65] مديريت و فرماندهى در اسلام ؛ ص23.

[66] قرآن و آخرين پيامبر : تجزيه و تحليل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دريچه هاى گوناگون ؛ ص265.

[67] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ مدرسه علمیه امام خمینی قدس سره؛1/7/1382.

[68] پيام قرآن ؛ ج‏7 ؛ ص27.

[69] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏2 ؛ ص492.

[70]  سوره ابراهيم، آيه 1.

[71] تفسير نمونه ؛ ج‏24 ؛ ص258.

[72] همان ؛ ص108.

[73] همان.

[74] همان.

[75] همان.

[76] پيام قرآن ؛ ج‏7 ؛ ص28.

[77] پيام قرآن ؛ ج‏7 ؛ ص48.

[78] همان ؛ ص36.

[79]  سوره حديد، آيه 17.

[80]  سوره فصلت، آيه 39.

[81] پيام قرآن ؛ ج‏7 ؛ ص36.

[82] همان؛ ج‏2 ؛ ص28.

[83] تفسير نمونه ؛ ج‏24 ؛ ص373.

[84] همان.

برچسب ها :
captcha